____________________________________________
یکی از شرایط اصلی رسیدن ودسترسی به اهداف مشروح و همچنین موفقیت در انجام برنامه های آتی ، وجود یک پایگاه مجهز رفاهی وپژوهشی برای ایجاد امکانات لازم می باشد تا سال
1380 گروه باستان شناسی شهر سوخته از دارا بودن محل استقرار وکار محروم بوده واعضای گروه به سختی وبا رفت وآمد روزانه حدود 180 کیلومتر از محل استقرار تا محل کار ( شهر سوخته ودهانه غلامان ) به انجام وظایف خود می پرداخته اند در این سال وپس از دستورات وحمایت های استانداری محترم استان سیستان وبلوچستان وپشتیبانی های سازمان میراث فرهنگی ( وقت ) کشور محل مناسبی جهت ایجاد پایگاه پژوهشی در نزدیکی شهر سوخته ایجاد شد داشتن یک پایگاه ثابت کاری در چهار سال گذشته به گروه باستان شناسی اجازه داد تا بتواند با جدید وحدت بیشتری به انجام وظایف خود بپردازد.پایگاه باستان شناسی شهر سوخته جز از بخش های مسکونی ، دارای انبارهای متعدد نگهداری ومطالعه نمونه های بدست آمده بخش رایانه آزمایشگاه ومحل مطالعات انتروپولوژیکی ، گیان باستان شناسی ، جانور شناسی ، بایگانی علمی وکتابخانه کوچکی نیز می باشد وامید می رود با پشتیبانی های مسئولان محترم سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی وگردشگری کشور موفق گردد تا سال آینده نخستین مرکز مطالعات پالئو پاولوژیکی کشور را نیز در محل مزبور ایجاد نماید وبه این ترتیب این پایگاه را به صورت یک مرکز معتبر مطالعات باستان شناسی در استان سیستان وبلوچستان در اورد تا محلی برای اموزش وپرورش پژوهشگران ایرانی وبه ویژه جوانان استان باشد.
پیشنهادات وبرنامه ها :
دو برنامه مهم پیش بینی شده گروه باستان شناسی شهر سوخته در عین ارتباط با مطالعات باستان شناسی در رابطه مستقیم با گسترش گردشگری در این محل می باشند .انجام برنامه های زیر بیشتر نیز توسط همین گروه پیشنهاد شده بود است .و گروه باستان شناسی وشهر سوخته ودهانه غلامان برای جلب توجه مسئولان گرامی بار دیگر انجام پیشنهادات زیر مطرح می نماید.نخستین برنامه پیشنهادی تاسیس یک موزه مطالعاتی در محل پایگاه مزبور می باشد از آن جائی اشیاء ونمونه های باستانی مورد استفاده در نمایشگاه مورد نظر صرفا نمونه های مطالعاتی وبدون ارزش مادی خواهد بود در کنار معرفی تمدن وفرهنگ سیستان به بازدید کنندگان متعدد این محل این امکان برای پژوهندگان جوان وهمچنین دانشجویان فراهم می شود تا با بازدید و لمس مستقیم این اشیاء با انها آشنائی بیشتری پیدا کنند.
برنامه دوم گروه باستان شناسی شهر سوخته ایجاد کارگاههای صنعتی ودستی در این محل می باشد کارگاههای مزبور در مراحله اول منحصر به کارگاههای سفالگری ، سنگتراشی ، پارچه بافی ونجاری خواهند بود وسپس ودر صورت موفقیت می توان کارگاههای دیگری را نیز به آنها اضافه نمود.
دو ویژگی و فایده کارگاههای مورد اشاره عبارتند از باز تولید محصولات شهر سوخته با شیوه کار 5000 سال پیش واستفاده از مواد اولیه اصلی ونیز ایجاد شغل برای حدود 30 خانواده در محل پایگاه هر سوخته.
سایر برنامه های در دست مطالعه پایگاه باستان شناسی شهر سوخته عبارتند از :
* تاسیس آزمایشگاه های گیاه شناسی ، انسان شناسی وآسیب شناسی
* تاسیس بانک سفال حوزه جنوب شرقی ایران
* آموزش دانشجویان دانشگاههای استان
* ایجاد وب سایت شهر سوخته ودهانه غلامان
کاوش در شهر سوخته
شهر سوخته نام تپه ویا در حقیقت سلسله تپه های طبیعی بزرگی با ارتفاع بین 12 تا 18 متر از سطح زمین های اطراف خود است که در 56 کیلومتری راه بین زابل وزاهدان در استان سیستان وبلوچستان قرار گرفته است این شهر یعنی مهمترین محوطه باستانی سیستان در کنار دلتای رود هیرمند در بالاترین لبه نقطه شمالغربی دلتای قدیمی در روی یک سلسله تپه های تراس رمرود وزمین های زراعی تراس نیمروز واقع شده وموجودیت ان طی هزاره های چهارم وسوم پیش از میلاد مدیون رودخانه پر آب هیرمند ودلتای آن بوده است 120 هکتار از وسعت 151 هکتاری شهر دارای اثار وبقایای باستانی است وگسترده ترین دوره ان متعلق به لایه های هفتم تا پنجم یعنی سالهای بین 2800 تا 2500پیش از میلاد است که وسعت شهر به حدود 80 هکتار می رسیده است بیش از نیمی از مساحت شهر چنان پوشیده از توده سفالهای شکسته وسنگ وفلز وخرده سنگهای نیمه قیمتی وسایر مواد منقول باستانی است که در برخی جای های بدون گام گذاشتن در روی این مواد امکان حرکت وجابجائی وجود ندارد.
کار حفاری در شهر سوخته از سال 1376 آغاز شده و تا کنون ادامه دارد گروه باستان شناسی شهر سوخته طی دو فصل نخست حفاری در این محل کار بررسی وکاوش را در گورستان شهر متمرکز کرد وحدود 880 متر مربع از گورستان را حفاری کرد وسپس از سال 1379 به تدریج ار در قسمت های دیگر محوطه واز جمله منطقه معروف به بناهای یادمانی در دستور کار گروه قرار گرفت.
کاوشهای باستان شناسی در این شهر نشان داده اند که مردم جامعه شهر سوخته با استفاده از موقعیت جغرافیایی شهر خود که اجازه تهیه منابع معدنی وطبیعی وکنترل تولید وتوزیع آنها را در تمام سیستان ومناطق اطراف را می داده این شهر را گسترش داده اند گسترش شهر سوخته از نظر فرهنگی وسیاسی واجتماعی وصنعتی در یک دوره 400 ساله از زندگانی 1000 ساله آن را از شکل یک شهرک کوچک 15 هکتاری خارج کرده وسپسس با وسعتی گسترده بالغ بر حدود 150 هکتار تبدیل به یکی از بزرگترین شهرهای دوران مفرغ خاورمیانه کرده است گستره شهر قابل تقیسیم به سه بخش اصلی وسه بخش فرعی است که عبارتند ازالف : منطقه بزرگ مرکزی شامل بخشهای مسکونی شرقی – مرکزی وبناهای یادمانی ب: منطقه شمالغربی یا منطقه صنعتی وت بخش جنوبی یا منطقه گورستان آثار معماری بدست امده در بخش مسکونی نشان دهنده وجود نوعی نظم وترتیب در تقسیم بندی ساختمان ها و واحدهای مسکونی است که توسط خیابان های وکوچه ها ئی از یک دیگر جدامی شوند مصالح ساختمانی این بناها عبارتند از از چینه وخشت و چوب وحصیر هر واحد ساختمانی از شش تا ده اتاق داشته که دارای در ودرگاه وپلکان وسقف واجاق بوده اند اشیاء منقول پیدا شده از شهر سوخته بسیار متنوع هستند گذشته از ظروف سفالی بسیار زیاد اشیاء در خور اعتناء دیگر عبارتند از انواع پیکره های کوچک گلین وگاهی سفالین وسنگی انسان وجانور اشیاء چوبی و حصیری ، ابزار بافندگی وپارچه وطناب در میان اشیاء سنگی بخصوص می توان به ظروف مرمی ودسته های سنگی وسنگ آسیاها اشاره کرد . اشیاء زینتی بیشتر با سنگ های نیمه بهادار وارداتی چون سنگ لاجورد وعقیق وفیروزه که از معادن دور دست به شهر سوخته توسط صنعتگران این شهر تراش داده می شده وبشکل اشیاء زینتی در می آمده وسپس برای صدور به سرمزین های دور دست ان سوی خلیج فارس ومیان رودان به ایستگاه های مبادلاتی مستقر در فاصله بین این سرزمین ها فرستاده می شده است از سنگهای مرمر ، بازالت وآهکی برای ابزار سازی ومهره سازی ونیز ظروف گوناگون استفاده می شده است مهرها واثر مهرهای گوناگونی ازمواد مختلف در شهر سوخته بدست امده که دارای کاربرد اداری ورسمی بوده اند.
یکی از مهمترین اشیاء بافت شده در شهر سوخته لوحه گلی کوچکی است که در روی آن نوشته ای کوتاه به خط دوران آغاز اسلامی باقی مانده که ظاهرا مربوط به یک سلسله ارقام واعداد می باشد این لوحه از کهن ترین لایه های موجود در شهر سوخته پیدا شده ومربوط به حدود 3200 پیش از میلاد وکهن ترین نوشته ای است که تا کنون در سرمزین های شرق دست لوت بدست آمده است پیدا شدن هزاران قلعه شیی مطالعاتی وموزه ای وآزمایشگاهی در شهر سوخته بر ثروت وغنای موجود در این شهر ودرجه رفاه مردم آنجا گواهی می دهند همین اشیاء از یک سو بر وجود ارتباطات این شهر با روستاهای اقماری ان که تولید کننده برخی از مواد مورد نیاز جامعه بوده اند واز طرف دیگر بر ارتباطات با سرزمین های دورتر از نظر مبادله کالا صحه می گذارند . علاوه بر آن اشیاء ولوازم داخل قبور به شناسائی درجه فقر وغنا ویا طبقه اجتماعی ودر برخی موارد شغل ودر موارد نادر تری به جایگاه وخاستگاه اصلی ویا حداقل وابستگی های خاص جغرافیایی فرد کمک می کنند اختلاف میان اشیائ وکیفیت ومرغوبیت آنها از نظر ساختمانی ویا مواد استفاده شده در انها بستگی به نوع ساختمان قبور نیز دارد این اشیاء از مواد مختلفی چون سفال ، سنگهای گوناگون ، چوب وگیاه استخوان ، فلز ، گل وجز ان ساخته شده اند .سفال یکی از مواد اصلی واولیه مورد استفاده این جامعه بوده که به مقدار شگفت آوری تولید می شده است واین مهمترین علتی است که جتی امروزه در بسیاری از بخشهای مختلف این شهر وبه ویژه مناطق مسکونی نمی توان بدون واگذاری در روی توده های انبوه سفال گام برداشت کارگاههای اصلی تولید سفال گام برداشت کارگاههای اصلی تولید سفال در روستاهای اقماری این شهر قرار داشته اند وشناخته شده ترین انها در تپه های رود بیابان که مربوط به دوره ذوم استقرار در شهر سوخته می باشند دیده شده اند.
چهار دوره استقرار در شهر سوخته شناخته شده اند که به یازده مرحله ی طبقه فرهنگی تقسیم شده اند چهار دوره اصلی عبارتند از دوره یکم ( 3200 -2800 پ . م) دوره دوم ( 2800 -2500 پ م ) ودوره چهارم (2300-2000یا 1800 پ م ) شهر سوخته طی دوره یکم پایه گذاری شده ودر دوره دوم به اوج شکوفائی خود رسیده واز دوره سوم دوران اضمحلال ان آغاز شده ودر پایان دوره چهارم از بین رفته است.
بناهای یادمانی
تا سال 1378 هیچ یک از بخشهای شهر شامل دیوارهای دفاعی ویا ساختمانهای بزرگ وعام المنفعه شهر بررسی نشده بودند در این سال گروه باستان شناسی کار در بنای معروف به ساختمان شماره 1 یا بنای یادمانی را آغاز نمود منطقه بناهای یادمانی در شمال غربی محوطه و بین منطقه موسوم به صنعتی و آنچه که با نام منطقه مسکونی مرکزی خوانده میشود، قرار دارد. مرزها و حدود این مناطق به دقت روشن نیست و قسمت هایی از هر منطقه در حقیقت می تواند بخشی از منطقه دیگر باشد. در این میان شاید منطقه صنعتی یا محله صنعتگران را بتوان مستثنی کرد، زیرا این جا توسط یک چاله بزرگ رسوبی از بخش بناهای یادمانی جدا شده است. آثار بناها و ساختمانهای بزرگ و عظیمی در این قسمت شهر دیده می شود.
طی کاوشهای بنای شماره 1، بقایای ساختمانهای عظیم از زیر خاک بیرون آمد. در حفاری این ساختمان هزاران هزار قطعه سفال و سایر مواد فرهنگی متعلق به مراحل گوناگون استقراری این شهر پیدا شد. تاکنون حدود 1180 مار مربع از این بنا حفاری شده که در نتیجه 90 فضا و اتاق به شکلها و اندازه های مختلف پیدا شده است. دیوارهای اصلی این بنا بسیار مستحکم بوده و با خشت های قالبی ساخته شده و در حال حاضر حدود 3/30 متر از ارتفاع این دیوارها باقی مانده است. ده ها فضای سرباز (حیاط)، اتاق، راهرو، انبار، کوره و اجاقهای متعدد، پلکان و سایر عناصر معماری در لایه مختلف این بنا پیدا شده است. بیشتر آثار منطقه بناهای یادمکانی متعلق به دوران دوم استقرار است که در دوره سوم نیز با تغییراتی در کاربری بناها ادامه پیدا کردهو احتمالا در دوره اول نیز از آن کم و بیش استفاده می شده است.
دیوارهای اصلی اتاقهای این بنا از خشت ساخته شده و استحکام زیادی برخوردار هستند. این دیوارها عموما حجیم و قطور میباشند و قطر آنها بین 75 تا 125 سانتی متر بوده اما در برخی دیوارهای کم اهمیت و تیغه ها، قطر دیوارها تقلیل پیدا کرده و به حدود 50 سانتی متر میرسد. خشت های استفاده شده در این بنا عموما به اندازه استاندارد 40 Í 20 Í 21 سانتی متر هستند اما در چند مورد نیز خشت های بزرگتری به طول 45 سانتی متر دیده شده اند. خشت ها با استفاده از قالب های چوبی ساخته شده اند و کناره های آنها کاملا صاف بوده و سطحشان نیز با وسیله ای چون ماله صاف شده و اثر انگشت خشتزن در روی خشتها کمتر دیده شده است. در ورودی و اصلی این ساختمان تاکنون پیدا نشده اما شواهد موجود نشان می دهند که محل این دروازه در فضای سرباز بزرگی در جبهه جنوبی قرار داشته است. این فضای سرباز به پلکان بزرگی مرکب از هشت پله وسیع و بزرگ منتهی می شود که از طریق آن می توان به سقف اتاقهای مرکزی راه پیدا کرد. تنها راه ورودی مستقیم به مرکز ساختمان در حال حاضر از طریق پلکان کوچک شماره 2 است. راه ورودی و ارتباط با اتاقهای مرکزی و راهروهای متعدد دیگری میباشد. در بیشتر اتاقها آثار آوار و سقف های فرو ریخته به شکل قطعات کاه گل، حصیر و قطعات چوی دیده میشود. آثار کف سازی در بسیاری از اتاقها دیده نمی شود و به نظر می آیدکه کف اتاقها تنها بر اثر رفت و آمد کوبیده میشده است هر چند در تعداد معدودی از اتاقها آثار کف همراه سنگریزه و در یک مورد همراه سفالهای قدیمی تر دیده شده است.
اشیاء موجود در اتاقها و فضاهای این بنا از سنگ، استخوان، فلز، چوب، سفال و گل ساخته شده اند. در میان آنها، اشیاء مربوط به زندگانی روزمره مانند ظروف سفالی، اشیاء و ابزار پرستشی و مذهبی و آئینی مانند پیکره های انسان و جانور، فلاخن های گلی تخم مرغی شکل، اشیاء و ابزار مربوط به بازرگانی و کنترل اقتصادی مانند مهر و اثر مهر و اشیاء شمارشی و سرپوشهای مهر شده، ظروف سفالی و دیسکهای مدور و مثلث و طاسهای گلی، قطعات مختلف پارچه و طناب، اشیاء چوبی مانند قالب ها و شانه ها، سبدهای حصیری، مهره های گوناگون سنگی و گلی و بالاخره ابزار کار فلزی بسیاری پیدا شده است. در میان اشیاء را مهرهای مختلف، اثر مهر، اثر مهر و موم و طناب کشی ظروف بزرگ ودرهای اتاقها و انبارها، سرپوشهای مهر شده ظروف، دیسک های مثلث و گرد محاسباتی و مانند آن تشکیل می دهند.
جدولها
مهرهای شهر سوخته مسطح و از نوع مهرهای شرقی و شمالی فلات ایران هستند که با مهرهای استوانه ای خوزیانی و میانرودانی دارند. مهرهای مسطح شهر سوخته از مفرغ، سنگ مرمر، استخوان و سنگ لاجورد ساخته شده اند. اثر مهر در روی بسیاری از قطعات گلی پیدا شده همراه با اثر طناب و حصیر، نشان دهنده استفاده از آنها برای مهر کردن در انبارها و یا ظروف بسیار بزرگ انباری بوده است. کلیه بقایای مهر و موم های پیدا شده در بناهای یادمانی توسط مهرهای سنگی و فلزی مهر شده اند. بیشتر اثر مهرها نشان از شکل هندسی مهرها دارند که چهار گوش، صلیبی و در مواردی تصویری از یک پرنده بوده اند. نقوش مهرهای فلزی بیشتر هندسی می باشند اما اثر مهرهای دیگری که گیاهی و یا جانوری، با نقش پرنده است، نیز در میان نمونه ها دیده شده است.
مقدار قابل توجهی آثار و بقایای طناب، حصیر و پارچه نیز در شهر سوخته بدست آمده است. پیشتر و طی دو سال نخست کاوش در گورستان آثار این پارچه ها چه به شکل کیسه در داخل ظروف و چه به شکل زیر انداز و روانداز در قبور دیده شده بوده اما پارچه های داخل قبور همگی شکننده و فاسد شده بوده اند و به محصض برخورد با هوای آزاد بیشتر آنها از بین می روند. وضعیت پارچه های پیدا شده در بناهای یادمانی متفاوت تر پارچه های داخل قبرهاست. این پارچه جدا از اثرات پودر شده و از بین رفته، نرم و تازه یه نظر می رسند و در برخی از حالات می توان آنها را به مانند دستمالی پیچید و باز کرد بدون آنکه به شکل آنها خللی وارد شود. پارچه ها اغلب به رنگ قهوه ای سوخته و گاهی کرم هستند اما بیش از چند مورد نیز با پارچه های دو رنگ برحورد شده است. همین نکته درباره طناب ها نیز صادق است. منشاء و ریشه بیشتر طناب ها گیاهی است در حالیکه پارچه ها هم دارای منشاتء گیاهی و هم دارای منشاء جانوری هستند. پیدا شدن تعداد قابل توجهی ابزار گوناگون بافندگی و ریسندگی چوبی، گلی و سفالی و فلزی نشان دهنده تولید پارچه ها در شهر سوخته بوده است.
اشیاء چوبی به اشکال مختلف دیده شده اند. اشیاء تزئینی، قالب کفش، جعبه ها، اشیاء و ابزار کار و اشیاء و نیز لوازم شخصی و خصوصی. یکی از شاخص ترین گروه اشیاء چوبی شهر سوخته شانه ها هستند. در کاوش های سال 1379 دو عدد شانه چوبی معرق در ساختمان شماره 1 پیدا شد. پیشترها تصور می شد که صنعت معرق کاری دارای ریشه چینی است و سابقه تاریخی آن به زمان صفویه می رسد اما تاریخ ساخت شانه ها شهر سوخته حدود 3000 سال پیش از میلاد می باشد و به این ترتیب پیدائی این شانه ها تغییر بسیار مهمی در تاریخچه و سابقه و محل ابداء این هنر ایجاد کرده است.
کاوش در گورستان
از سال 1376 تا سال 1383 تعداد 14 گمانه به مساحت تقریبی 2300 متر مربع در گورستان شهر حفاری شده و در نتیجه 310 تدفین کشف شده است. برای پیدا کردن محدوده گورستان گمانه هائی در بخش های شمالی و جنوبی و جنوب غربی نیز حفاری شده است اگر چه اصل کار حفاری در گورستان در بخش مرکزی آن انجام شده است. وسعت گورستان بین 20 تا 25 هکتار تخمین زده شده است و با توجه به تمرکز و گسترش قبرها به نظر می رسد در هر صد متر مربع گورستان 13/5 قبر وجود داشته باشد.
تعداد و تراکم قبرها در منطقه مرکزی گورستان بیشتر از سایر بخش هاست. در اینجا و در یک قطعه 60 در 60 متر تعداد 24 گمانه حفاری شده است. از این تعداد، 16 گمانه به شرح زیر :
IUR,IUM,HTR,HTY,HYE,HYJ,HYN,IPU,IUA,IUG,IUH,IUK به صورت کامل و با اندازه 100 متر مربع کاوش شده اند و 50 متر مربع نیز از گمانه های IPW,HYD حفاری شده اند. این گمانه ها بخشی به اندازه 1500 متر مربع را در بر می گیرند و شامل 236 تدفین می باشند که بیش از 57% تدفین های کاوش شده در بر می گیرند و بر مبنای محاسبات انجام شده، 15/7 قبر در هر 10 متر مربع این بخش قرار دارد. با محاسبه 41 گمانه حفاری شده در سطحی بالغ بر 2300 متر مربع متوسط تعداد قبرها در هر 100 متر مربع به 13/4 قبر کاهش می یابد. با توجه به اندازه 20-25 هکتار مساحت گورستان و با توجه به این آخرین آمار بدست آمده از شهر سوخته تعداد قبرهای گورستان شهر سوخته بین 27000 تا 30000 عدد می باشد.
طی نخستین مرحله کاوشهای شهر سوخته هشت گونه ساختمانی گور در شهرسوخته شناخته شده بود که بعدا گونه دیگری نیز به آنها اضافه شد و طی کاوشهای سال 1384 گونه جدیدتری از تدفین در این جا پیدا شد و به این ترتیب گونه های شناخته شده ساختار قبرهای شهر سوخته به 10 گونه متفاوت از هم رسید که عبارتند از :
1. گودالهای ساده
2. گودالهای دو قسمتی
3. شبه سردابه ها
4. سردابه ها
5. گورهای مستطیل خشتی
6. گورهای مربع خشتی
7. گورهای دو دیواره
8. گورهای دایره خشتی
9. گورهای دایره با در مسدود خشتی
10. تدفین سفالی
در این میان گونه های شماره 9 و 10 ساختارهای جدیدی به شماره می روند. گونه 9 عبارت از یک گودال گرد، به مانند گودالهای ساده می باشد که از یک طرف دارای یک در ورودی بوده که با دیواره خشتی مسدود شده است. تا کنون جمعا تعداد 6 تدفین از ابن گروه پیدا شده است. 3 عدد در گمانه IUL، یک عدد در گمانه IUG و 2 عدد در گمانه HYM. تعداد چهار تدفین از این گروه هر کدام حاوی بقایای یک اسکلت انسانی بوده اند در حالیکه دو تدفین دیگر یعنی شماره های 1514 و 1403 هر کدام دارای دو اسکلت بوده اند. تعدا اشیاء موجود در این گروه از تدفین ها بین 5 تا 19 عدد شیی بوده است. از نظر گاهنگاری 3 تدفین را می توان به دوره I نسبت داد و یک یعنی 1403 متعلق به دوره III استقرار در شهر سوخته است. دو تدفین دیگر در دست مطالعه می باشند.
بیشترین گونه ساختاری قبرهای حفاری شده با 182 نمونه متعلق به گورهای گونه دوم یعنی گودالهای دو قسمتی است و بلافاصله بعد از این گروه، ساختار گونه 1 یعنی گودالهای ساده با 109 نمونه تدفین قرار می گیرند و به این ترتیب این دو گونه ساختار رایج ترین گونه تدفین در شهر سوخته به شمار می روند. گونه تدفین های سردابه ای یا گونه چهارم ساختاری با 11 نمونه (با تعدادی نمونه های مشکوک) پس از این ها آمده است در حالی که از گونه شماره 9، یعنی گودال دایره شکل با در مسدود خشتی تنها 6 و یا 4 نمونه یه دست آمده است (دو نمونه مشکوک) و ساختار گونه دهم یعنی تدفین کاسه سفالی در این محاسبات جای نگرفته است. قابل توجه است که طی دومین مرحله کاوشهای گورستان شهر سوخته، هیچ نمونه ای از ساختارهای شماره 5 تا 8 پیدا نشده است. یاد آوری می شود که نمونه های بدست آمده از این گونه این ساختارها، طی مرحله اول این کاوشها نیز بسیار نادر بوده اند: دو نمونه ساختاری گونه شماره 6، و یک نمونه ساختاری شماره 5و 7 و 8 تنها نمونه های خاصی بوده اند که طی مرحله نخست این کاوشها پیدا شده اند.
به نظر می رسد که تفاوت های ساختاری موجود بین گونه های مختلف قبرهای شهر سوخته، جز از مورد کودکان، که بیشتر آنان در گودالهای ساده و در عمق کم و در برخی موارد بدون اجرای مراسم سنتی تشییع، دفن شده اند، ارتباطی با جنسیت و یا سن و سال مدفونین نداشته است، بلکه تفاوت ها در میان باورهای مذهبی و آئینی و یا اختلاف طبقاتی موجود بین افراد آن جامعه بوده است. از سوی دیگر اختلاف بین گروه های ساختاری را می توان به صورت دیگری یعنی انعکاسی از مراسم سنتی تشیییع در سرزمین های اصلی مهاجرین به شهر سوخته نیز تعبیر نمود. تدفین های گونه دوم، یا گودالهای دو قسمتی در محوطه باستانی بسیار قدیمی مهر گره در دوره نوسنگی دیده شده است و گورهای سردابه ای نیز در آسیای مرکزی اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد رایج بوده است.
در این میان شاید توجهی خاص به یک گونه ویژه از تدفین های شهر سوخته که نمونه های کم امام قابل توجهی از آنان طی کاوشهای شهر سوخته به دست امده اند یعنی تدفین های سردابه ای وشبه سردابه ای لازم باشد قبرهای سردابه ای از دو قسمت متمایز تشکیل می شده اند یک گودال عمودی ویک اتاقک یا دخمه در جنب گودال عمودی در این دسته از قبرها اسکلت واشیاء وهدایا برای مدت هزارات سال در فضای سربسته وبدون هوا وبدون تماس مستقیم با خاک وسایر مواد باقی می مانند وبنابراین مرحله آغاز فساد واز بین رفتن بقایای مدفون ونیز اشیاء دیرتر آغاز شده وطولانی تر می شود وبه همین دلیل مواد باستانی موجود در این دسته از قبرها از آلودگی واختلاط کمتری برخوردارند.
تا کنون تعداد 34 تدفین سردابه ای شبه سردابه ای طی دو مرحله حفاری در شهر سوخته پیدا شده است که حاوی 45 اسکلت به شرح زیر بوده اند 24 عدد دارای یک اسکلت 5 عدد دارای دواسکلت 2 عدد دارای 3 اسکلت ، 2 عدد دارای 4 اسکلت و1 عدد دارای 6 اسکلت از نظر جنسیتی بیشتر قبرهای سردابه ای با 22 نمونه ویک نمونه مشکوک متعلق به مردان بوده 18 عدد ویک مورد مشکوک متعلق به زنان 5 نمونه از نظر جنسیتی نا شناخته و8 عدد کودک بوده اند .تعداد 24 تدفین از مجموعه 34 عددی گورهای سردابه ای یا در حقیقت کمی بیش از 70% آنها تدفین های تک نفره بوده است وتنها کمتر از 30 % از قبرها دسته جمعی بوده که 50% آنها نیز قبرهای دو نفری بوده که امکان تفکیک مراحل مختلف دفن آنها وجود ندارد واحتمال زیادی وجود دارد که از برخی از آنها مثلا شماره 1404 که دارای دو اسکلت بوده است که مرده اند در یک قبر دفن شده اند به همین ترتیب در بسیاری از این قبرها مدارکی وجود دارد که امکان یک مرحله ای بودن تدفین را نشان می دهد واین خود دلیلی است که تدفین های سردابه ای تنها به خاطر خانوادگی بودن آنها ویا امکان استفاده مجدد ساخته نشده بودند بلکه صاحبان انها یا با توجه به مسائل ایدئولوژیک از این ساختارها استفاده می کرده اند ویا به احتمالی بسیار قوبتر صاحبان این گونه تدفین ها ، همانگونه که در موقعیت های مختلف گفته شده دارای وضعیت وموقعیت خاص اجتماعی ، چه نیروی اقتصادی وچه سیاسی / اجتماعی بوده اند در هر حال از برخی از تدفین ها استفاده مجدد وبه احتمال زیاد خانوادگی نیز شده است یک نمونه بارز تدفین های گروهی وخانوادگی تدفین شماره 1400 است که به روشنی استفاده مجدد از ان حداقل در چهار زمان مختلف به خوبی دیده می شود در این تدفین بقایای یک فک وبرخی استخوانهای ناشناخته در یک گوشه قبر جمع شده و بعد بقایای مشخص تر تدفین بعدی که جدا سازی این دو تدفین مشکل بوده وبنابراین با نامهای D-C1400 خوانده شده اند در کنار این استخوانها قرار داده شده است ودر یک مرحله بعدی تدفین سوم انجام گرفته است وسپس با پوشاندن بقایای اسکلت فرد سوم توسط یک فرش حصیری ، تدفین آخر یعنی زن جوان 81 تا 20 ساله در روز این فرش حصیری انجام گرفته است اما این نمونه ها کم ونادر هستند ومجموعا می توان آنها را به همان خانواده های ممتاز جامعه نسبت داد.
از مجموع 855 شیی ثبت شده در تدفین های سردابه ای ، تعداد 383 شیی متعلق به 12 قبر مردان بوده و286 شیی در 9 قبر دسته جمعی پیدا شده است در تعداد 8 تدفین زنانه تعداد 137 شیی پیدا شده است و6 شیی دیگر متعلق به 2 تدفین کودکانه و43 شیی در3 قبر ناشناس جنسی پیدا شده است.
شاید مهمترین قبرهای سردابه ای تدفین های باشند که بیش از 50 شیی اهدایی داشته اند .در حقیقت پس از تدفین شماره 311 با 34 شیی اهدائی به تدفین های بر می خوریم که بین 57 تا 101شیی اهدایی داشته اند به مانند کمیت اشیاء این گروه که قابل مقایسه با گروه های پیشگفته نیستند اشیاء اهدائی از نظر کیفیتی نیز در رده بالاتری به تدفین های پیشین متعلق هستند واز سوی دیگر بین اشیاء خود این گروه نیز تفاوت های قابل توجهی وجود دارد تعداد هفت تدفین متعلق به این گروه می باشند تدفین شماره 1615 (57) شماره 731 (61) شماره 5005(63) شماره 1705( 65 )شماره 527 (18) شماره 1400 (88) وبلاخره تدفین شماره 1404 (101) شیی که حاوی بیشترین اشیاء اهدائی پیدا شده در گورهای سردابه ای است.
تدفین شماره 731 متعلق به مردی 20-25 ساله با 61 شیی به همراه تدفین شماره 1400 با 88 شیی به احتمال قوی از نظر کیفیتی بالاترین ومهمترین تدفین های سردابه ای شهر سوخته بشمار روند در تدفین شماره 731 علاوه بر ظرفهای سفالی رایج ومعمول وسبدهای متعدد ظرف چوبی قاش چوبی سبدهای حاوی بقایای انگور ، مهر فلزی ، بقایای پرندگان وسایر بقایای ارگانیک دو شیی منحصر به فرد دیگر نیز یافت شده اند که تا کنون در شهر سوخته دیده نشده اند اولی جام پایه دار سفالی شماره 24 است که شاید نخستین کوشش بشر ساکن فلات ایران در نشان دادن حرکت ویا با تعاریف امروزی انیمشین باشد ودیگری یک تخته بازی چوبی ومهره های آن می باشد.
در مجموع ودر میان تدفین های سردابه ای توصیف شده در بالا تعداد 4 عدد از آنها دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که به آنچه که در صفحات پیشین مبنی بر تعلق آنها به طبقات خاص اجتماعی گفته شد صحه می گذارند این تدفین ها عبارتند از تدفین های تک نفره شماره 731 ، 725 ، و2 وتدفین گروهی شماره 1400 که با توجه به نوع اشیاء تنوع کمی و کیفی از دیگر تدفین های متمایز هستند علاوه بر آنها می توان به تدففین های تک نفره 749 یک زن ثروتمند 712 تدفین مردانه ثروتمند وخاصه وتدفین شماره 2 یک فرد 20 ساله با جنسیت نا مشخص نیز به عنوان تدفین های خاصه اشاره نمود که از نظر کیفیت وکمیت با سایر تدفین های سردابه ای وغیر سردابه ای تفاوت دارند.
تدفین شماره 725 متعلق به زنی 30 -35 ساله بوده است ودارای 81 شیی اهدائی می باشد این تدفین از نظر کمی وکیفی یکی از ثروتمند ترین قبرها ومتنوع ترین آنها می باشد در این تدفین علاوه بر ظرفهای سفالی ویک بزغاله قربانی یک مهر مفرغی که معمولا از قرهای زنان به دست می آیند نیز پیدا شده است 4 مهره طلا و137 مهر از جنس گوارتز ، عقیق ، فیروزه ، لاجورد ، کالسادنی ، فیروزه وهدف لوازم زینتی کامل این زن بوده اند جز از این ها تعداد 7 سبد هاون ودسته هاون خراشنده سنگی ، یک مهره فیروزه میله استخوانی یک گل یخ چوبی وبالخره یک پلاک نقره ای اشیاء اهدای این تدفین را کامل می کند وجود مهره های طلا وپلاک نقره ای به همراه مهره های فیروزه ولاجورد که از سنگهای کمیاب وگرانبهای هزاره سوم پیش از میلاد در شهر سوخته می باشند در این تدفین حکایت از موقعیت بسیار ممتاز صاحب آن در جامعه شهر سوخته می باشد.
نکته مهمی که باید درباره ثروت وغنای قبرهای شهر سوخته بیان کرد تفاوت های کیفی وکمی اشیاء داخل قبرها می باشد اختلاف میان اشیاء وکیفیت ومرغوبیت با نوع مواد استفاده شده در ساختار آن ها به نوع ساختمان قبور نیز بستگی دارد.
با توجه به نوع ، شکل واستاندارد بودن اشیاء به ویژه سفال های گورهای سردابه ای وهمچنین با توجه به اعتقادات مردم جامعه شهر سوخته به زندگان پی از مرک به نظر می رسد برای انان مرگ تنها مرحله ای خاص از زندگانی وبه صورت یک خواب موقت وگذرا شمرده می شده است همین داده ها نشان می دهند حداقل در یک برهه از زمان سازمان وتشکیلات خاصی برای ساختن ظروف مربوط به تشییع در این شهر وجود داشته وبه همین ترتیب به نظر می رسد گروه کاهنانی وجود داشته که مراسم تدفین را بنا بر خواهش صاحبان مرده انجام می داده اند هماهنگی در چیدن ظرف ها وشکل آنها در برخی از موارد وبه ویژه ویگانه ای در انجام مراسم تدفین وجود داشته است که کم وبیش همگان آن را رعایت می کرده اند در قبور سردابه ای تعداد بسیاری از ظرف ها که بیشتر هیچ گونه استفاده ای از ان ها نشده دیده شده است برخی از اشیاء پیدا شده در قبرها صرفا جنبه تدفینی داشته اند وبرخی دیگر ظرف هایی بوده اند که مورد علاقه فرد مدفون در ان گور خاص بوده اند در میان این گروه آخری گاهی قطعه ای از یک ظرف سنگی یا سفالی دیده شده وحتی در برخی موارد شرف های شکسته ای را بند زده تعمیر کرده ودر قبر جای داده اند.
قبرهای مردمان شهر سوخته بسیار نا منظم هستند در حقیقت در هر پدیده مربوط به تشییع نا منظمی وعدم پیروی از یک رو به خاص دیده می شود شکل تدفین ها ، تشییع نوع ساختاری قبور گونه قراردادن اشیاء در قبرها وجهت گورها هیچ یک از یک وضعیت استاندارد ویاجتی شبه استاندارد پیروی نمی کند وتنها کونه قراردادن اشیاء در گورهای سردابه ای تقریبا یکسان به نظر می رسد قبرها در همه جهان جغرافیایی کنده شده اند اما با جهت های متفاوتی در قراردادن مدفونین در قبرها اگر چه جهت های شرقی – غربی وشمال شرقی - جنوب غربی ترجیح داده می شده اند.
سر مدفونین وجهت نگاه چشمان آنان نیز در جهات گوناگون جغرافیایی قرار می گرفته است بدن این افراد به شکل های مختلف چهار طاق خوابیده به پشت خمیده به راست خمیده به چپ وحتی پشت ورو در گورها کار گذاشته می شده است.
فقدان هر گونه نظمی در ترتیب ساختارها ، جهت قبرها واسکلت ها ونیز توزیع اشیاء ونیز فقدان هر گونه ترتیب تاریخی موجود در توزیع جغرافیایی قبرها در شهر سوخته گواهی هستند بر وجود سنتهای که متجاوز از حدود یک هزاره بر این جامعه حکمفرما بوده اند از سوی دیگر همین بی نظمی در مراسم تشییع وگونه وساختار قبرها نشانی از آن دارند که مردم جامعه شهر سوخته متعلق به گروه های مردمی ونژادی متفاوتی بوده اند که خاطرات ویادهای سرمزین های اصلی خود را همواره نگاه داشته وبا وجود اختلاط با یک دیگر توانسته بودند سنتهای رایج سرزمین های اصلی وریشه های مهاجرتی خود را در این جامعه جدید التاسیس نیز حفظ نمایند.
بیشتر گفته شد که مراسم تدفین وتشییع در گورستان شهر سوخته از هیچ قائده معینی پیروی نمی کرده است در حقیقت می توان مصور کرد که مراسم تدفین در ساعات مختلف روز انجام می شده است واگر این فرضیه درست باشد طبعا سنت های آئینی مرتبط با زمان دفن نیز اجرا می شده است در حقیقت زمان تدفین را تا حدودی می توان از روی جهت جغرافیایی تدفین و جهت نگاه چشمان مدفون به جهات مختلف تشخیص داد زمانی که اغفراد به صورت پشت و رو وبا صورت به روی کف قبر دفن شده اند تدفین در شب ویا غروب ویا در هر حال در زمان ناپدید شدن خورشید انجام می گرفته وبر عکس زمانی که صورت کاملا بسوی مرکز آسمان قرار می گرفته به معنای انجام انجام مراسم دفن می توانسته است در صبح ویا عصر انجام گرفته باشد.
گمانه Mدر قسمت ورودی گورستان ودر بلندترین قسمت آن ودر کنار آبراه بزرگی که قبرستان را از منطقه مسکونی جدا می کند قرار گرفته است حدود 75 متر مربع از این گمانه تا عمق 190 سانتی متری حفاری شده است علاوه بر تعداد 6 تدفین پیدا شده در این گمانه چهار مجموعه از اشیاء نیز در این جا دیده شده که نمی توان آن ها را به هیچ قبری منتسب نمود مجموعه A در بخش شمالی گمانه قرار دارد وشامل یک ظرف بسیار کوچک گلی بوده است مجموعه B در جنوب غربی گمانه واقع شده وشامل سه لیوان نخودی رنگ منقوش دوکاسه وقطعه ای حصیر بوده است .سومین مجموعه یعنی مجموعه Cدر قسمت جنوبی گمانه وحاوی یک خمره ویک کاسه غیر منقوش بوده است مجموعه Dرا شادی بتوان قابل توجه ترین این مجموعه ها در قسمت جنوب شرقی گمانه دانست این مجموعه شامل یک میله استخوانی ، ابزارهای سنگی ، ظرفهای سفالی ، یک تیغه خنجر مفرغی وقطعات استخوان می باشد که در روی سطح این مجموعه پراکنده شده اند در خلال ششمین فصل کاوش در شهر سوخته بسیار نزدیک وتقریبا چسبیده به این مجموعه بقایای خالی دو اتاق کوچک مستطیل شکل باریک به اندازه 2 در 1 متر که دیوارهای آن با خشت ساخته شده بوده است پیدا شد شواهد موجود در این جا نشان دهنده وجود ارتباط بین موقعیت مربع ، دو اتاق باریک خالی ، سطح کف سازی شده مجموعهD واشیاء پراکنده در روی این کف می باشند بررسی این شواهد می تواند به این نتیجه برسد که این مجموعه واتاقهای باریک خالی به احتمال زیاد محل آماده سازی اولیه وآئینی مردگان برای انجام مراسم تدفین باشد تا پیدا شدن مدارک جدیدتر برای تفسیر وتعبیر این بخش از گورستان به نظر می آید که تفسیر حاضر قبال پذیرش می باشد.
وجود قبرهای دسته جمعی ، خانوادگی ، خالی ویا دوباره استفاده شده نشان از وجود آئین ها وسنتهای اجتماعی خاصی در شهر سوخته است در خلال کاوشهای شهر سوخته تعدادی قبرهای خالی دیده شده است برخی از قبرهای خالی صرفا گودال هائی بوده که کنده شده واماده استفاده بوده اند. برخی دیگر از قبرها اسکلت نداشته اند اما دارای اشیاء اهدائی بوده اند مانند تدفین های شماره 1608، 5007 ، 4100 ،1708،2519 ،3000 ،4000و3505 این قبرهای بدون اسکلت بین 3 تا 18 شیی اهدائی بوده اند .تدفین شماره 3000 علاوه بر دارا بودن تعداد 18 شیی اهدائی دارای بقایای اسکلت یک بزغاله نیز بوده است علت خالی بودن این قبرها از اسکلت نوعی است سنت آئینی بوده است تصور می روداین قبرها به یاد اشخاصی ساخته شده که دور از سرزمین خود مرده ویا کلا ناپدید شده اند واقوام وآشنایان آنها این قبرها را با رعایت کلیه مراسم مذهبی به یاد آنان ساخته اند. وبه این ترتیب به وظایف آئینی خود عمل کرده اند.
برخی از مردم شهر سوخته را با لباس ویا پارچه کفنی دفن می کرده اند در تعدادی از قبرها آثار پارچه در روی بدن مردگان دیده می شود پارچه ها در شهر سوخته به سه شکل مختلف پیدا شده اند به صورت پارچه کفن که مرده را در ان می پیچیده اند. به شکل زیر انداز و روانداز و به شکل لباس رایج ترین شکل نوع اول بوده است ودر نوع دوم استفاده پارچه در قبر ، معمولا پارچه زیر انداز خشنتر از روانداز بوده است در این نوع ابتدا کف قبر یا پارچه ای پوشیده می شده وسپس بدن را در روی ان می گذاشته ویا پارچه ای ظریفتر می پوشانده اند در تدفین شماره 1709 کف قبر به احتمال زیاد با نمد پوشیده شده بوده است یکی از بهترین نمونه های دفن با لباس تدفین شاره 1703 است کف این قبر وزیر بدن مدفون با پارچه ای بسیار ضخیم پوشیده شده بوده است وقطعاتی از پارچه در روی بدن مدفون نیز قرار داشته است در زیر این پارچه واسکلت تعداد 73 مهره (25 عقیق ، 8 سنگ آهک ، 8 سنگ لاجورد، 3 کالسادونی و2 طلا ) پیدا شد به احتمال بسیار زیاد این مهرها جهت منجوق دوزی در پشت لباس مدفون استفاده شده بده است در تدفین شماره1504 نه تنها قبر دارای زیر انداز ورو انداز بوده است بلکه کل بدن نیز در پارچه ای پوشانده شده بود ومقدار زیادی طناب نازک نیز در کنار اسکلت کار گذاشته شده بوده است میان تعداد 22 قبری که دارای پارچه های زیر انداز ورو انداز بوده اند تنها شش تدفین مردانه بوده وبقیه به زنان وکودکان اختصاص داشته است.
بیش از 21 % از قبرهای شهر سوخته حالی از ه گونه ماده فرهنگی هستند وتنها حاوی بقایای اسکلت های انسان می باشند بدون شک این درصد بالای قبرهای خالی قابل توجه می باشد واگر چه خالی بدون برخی از انها می تواند تصادفی بوده اما نمی توان این مسئله را به کلیه قبرهای خالی نسبت داد در حقیقت امکان ندارد که بتوان به علت اصلی این پدیده پی برد زیر این امکان وجود دارد که برخی از قبرها دارای اشیاء ساخته شده ازم واد ارگانیکی مانند غذا ، حصیر ، سبد ، پارچه ، چوب وامثال آن بوده که در طی سالیان دراز کاملا پوسیده واز بین رفته اند.
با وجود این نسبت قبرهای دارای اشیاء تدفینی نسبت به قبرهای خالی بسیار بیشتر بوده است وبه خاطر شرایط خوب طبیعی مقدار زیادی از این اشیاء به خوبی باقی مانده است این شایاء شامل مجموعه های متنوعی از اشیاء مختلف ومواد گوناگونی است که به شناسائی هرچه بهتر وضعیت اجتماعی جامعه شهر سوخته یاری می رساند تفاوت های موجود کیفیتی وکمیتی در قبرها وبین تدفین های فقیر وغنی به ساختار قبرها وموقعیت اجتماعی مدفونین مرتبط می شود تعداد گورهای حفاری شده نسبت به تعداد گورهای تخمین زدهشده در شهر سوخته هنوز انقدر نبست تا بتوان با دقت به علت این تفاوتها اشاره کرد وامروزه تنها می توان از طریق بررسی کمی وکیفی اشیاء داخل قبور تا حدودی به موقعیت اجتماعی افراد پی برد . هر تدفین معمولا دارای یکی یا دو لیوان ، یک کاسه ، یک خمره کوچک ، یک ظرف سنگی است که حاوی بقایای مواد غذائی گوناگونی هستند به این مجموعه می توان تعدادی مهره از سنگهای نیمه قیمتی ویا ابزار سنگی ومفرغی وساتخوانی را نیز اضافه کرد ودر قبور زنان مجموعه فوق اغلب با وجود یک مهر ویک ظرف رنگارنگ کاملتر می شود.
یک بررسی در روی اشیاء پیدا شده از قبرهای حفاری شده نشان می دهد که بیش از 33% از این اشیاء معادل 643 عدد از 16 قبر بدست آمده اند هشت تدفین زنانه با 403 شیی پنج تدفین مردانه با 155 شیی یک تدفین کودک با 47 شیی یک تدفین نا شناخته جنسیتی با 19 شیی ویک تدفین خالی با 18 شیی این امار نشان دهنده اختلافات قابل توجه بین قبرهای شهر سوخته است چه از نظر کمیتی بین قبرهای غنی وفقیر وچه از نظر جنسیتی در حقیقت در مقایسه با قبرهای فقیر یعنی قبرهائی که دارای حداکثر 17 شیی بوده اند قبرهای ثروتمندی نیز وجود دارند که بین 50 تا بیشتر از 100 عدد شیی داشته اند تدفین زنانه شماره 1705 با 65 شیی تدفین زنانه شماره 1400 با 88 شیی تدفین زنانه شماره 5005 با 63 شیی تدفین مردانه شماره1615 با 56 شیی وتدفین مردانه شماره 1404 با 101 شیء.
بیشتر گرفته شد که بیش از 12% از ورهای حفاری شده خالی از هر گونه مواد فرهنگی بوده اند اگر چه این گروه از قبرها شامل هر دو جنسیت مذکر ومونث بوده ونمونه های انها در همه جای گورستان پیدا شده اما بیشتر انها متعلق به نوزادان وبا کودکان خردسالی بوده که در عمق کمی از سطح زمین دفن شده اند از ان جائی که هنوز اطلاعات دقیق وکافی در مورد چگونگی مراسم تشییع وتدفین در شهر سوخته ونیز آئین های مذهبی رایج در این اجتماع آگاه نیستیم نمی توان گفت که این تدفینها از اغاز به راستی خالی بوده اند ویا اینکه مواد موجود در انها طی گذشت سالیان دراز پوسید واز بین رفته اند هر چند که در این مورد دوم لازم به اشاره است که حتی در صورت وجود مواد ارگانیک فاسد شدنی امکان دستیابی به بقایای آنها وجود دارد . اشیاء سفالی اصلی ترین موادی هستند که تقریبا در کلیه قبرها به استثنای قبرهای خالی وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء هدایای دیگری ساخته شده از سنک گل ، فلز ، استخوان ، چوب ، پارچه وامثال آن نیز در قبرها دیده می شود.
ظرفهای مرمری شهر سوخته به دو گروه اصلی ظرفهای مخروطی وظرفهای استوانه ای تقسیم می شوند از سنگ صابون ، بر خلاف شهداد ، یحیی وبه خصوص جیرفت در شهرسوخته تنها برای ساخت برخی از اشیاء کوچک وبه ویژه مهرهای مسطح استفاده می شده است.
تعداد اشیاء ساخته شده از فلزات نیز محدود بوده است به ساخت میله های تزئینی برخی از انواع تیغه ها ویا داس ومهره ها بیشتر اشیاء فلزی به خاطر اکسید شدن بیش ازحد پوسیده شده ورنگ انها به سبزی تیره گرائیده است در میان اشیاء فلزی به خصوص می توان به دو ظرف کوچک مفرغی اشاره کرد که به ترتیب در تدفین های شماره 3208 و3400 به دست امده اند سرمه دانه های کوچک استوانه ای به همراه میله های فلزی سرمه کشی نیز در تدفین ها دیده شده است این سرمه دانها معمولا از قبرهای زنانه به دست می آید اما در تعدادی از قبرهای مردن نیز دیده شده اند.
اشیاء ساخته شده کوچک وریز از سنگ که عمدتا ابزار کار بوده اند نیز در تدفین ها دیده شده اند در تدفین شماره 2701 در کنار ضایعات سنگی تعداد پنج نوک مته ریز ساخته شده از پشم وتعداد دیگری تیغه های فلینت در پائین پای مدفون دیده شده است.
تا کنون تعدا د18 مهر استامپی واستوانه ای از قبرها به دست آمده است مهرها در نزدیکی استخوان ران ونزدیک کمر ودرک نار مچ مدفونین قرار داشته اند در یک مورد مهر به همراه یک مهره سیاه رنگ داخل یک خمره رنگارنگ در یک قبر زنانه قرار داده شده بوده است.
تعداد 833 مهره از سنگهای گوناگون به شکل منفرد ویا به شکل دستبند ومچ بند وپابند از داخل 85 قبر پیدا شده است توزیع مهره ها تا حدودی به جنسیت افراد مرتبط می شده است 36 تدفین مهره دار متعلق به زنان بوده 25 قبر مردانه ، 10 قبر متعلق به کودکان ، 5 قبر گروهی و8 قبر متعلق به افرادی با جنسیت ناشناخته بوده است .مواد گونانگونی برای ساختن مهره ها به کار رفته است : سنگ لاجورد ، انواع عقیق ، کالسادونی ( نوعی مرمر) فیروزه واحتمالا پشم ، جز از این ها مواد دیگری که کمتر بکار برده شده عبارتند از مرمر ف سنگ آهک ، فلز ( مفرغ ) سدف ، استخوان وسفال از طلا برای پوشش مهره های چوبی وسنگ لاجورد استفاده شده است کائولین وخمیر شیشیه نیز به صورت جواهرات بدلی استفاده شده است.
در میان سنگهای نیمه گرانبها عقیق با 304 نمونه بیشترین استفاده را داشته وپس از آن سنگ اهک با 175 نمونه ، سنگ لاجورد با 134 نمونه ( 52 مهره دارای پوشش طلائی بوده اند ) کالسادونی با 42 نمونه وبلاخره فیروزه با 19 نمونه امده اند.
سایرمواد استفاده شده برای مهره سازی عبارتند از مرمر با 17 نمونه صدف وکائولین هر کدام 12 نمونه استخوان وسفال به ترتیب با 4و3 نمونه ، پشم وخمیر شیشه هر کدام با یک نمونه مواد دیگر استفاده شده برای مهره سازی در شهر سوخته می باشند بقیه مهره ها از موادی تهیه شده اند که در حال حاضر شناسائی آنها ممکن نبوده است پیدا شدن 17 هره طلائی به علاوه مهره های سنگ لاجوردی که با ورقه های طلا پوشیده شده اند گواهی بر شناسائی مردم شهر سوخته از این فلز گرانبها می باشد.
مهره های گرد تقریبا بزرگ با قطر بین 2 تا 3 سانتی متر ساخته شده از سفال ویا مرمر در قبرهای مردان وزنان پیدا شده است بیشتر از این مهره ها در نزدیکی کمر جای داده شده بودند در برخی از قبرها مانند 1414 و2811 این مهرهای بزرگ به همراه گردنبند در 4206 نزدیک گردن در 5001 زیر بدن در 4310 یکی در روی پیشانی ودیگری نزدیک جمجمه8 وبلاخره در 4314 سه عدد در زیر جمجمه فرد مدفون پیدا شده است مجموعه این شواهد نشان می دهند که کاربری این مهره ها تزئینی نبوده بلکه از انها برای انجام مراسم آئین ها متداول تشییع استفاده می شده است.
بیشتر مهره ها در محل ساخته می شده اند .در بخش موسوم به بخش صنعتی شهر سوخته ودر مربعهای EWK وEWP صد ها وصدها ابزار کار سنگی شکسته وناقص ، ضایعات مهره های نیمه تمام وگاهی کامل پیدا شده است که ناشن از وجود کارگاههای مهره سازی در این محل می دهد شاهد دیگر ازت دفین شماره 2701 برمی آید در این جا در پائین پای فرد مدفون قطعات پوسیده واز بین رفته یک کیسه چرمی دیده شده که تعداد بسیاری از ضایعات ، مهره های نیمه تمام وابزارهای گوناگون مهره سازی در قبر این صنعتگر پیدا شده است.
از بیشتر این مهرها برای ساختن گردنبند استفاده می شده است در میان گورهای حفاری شده تعداد 27 گردنبند ، 5 دستبند ویک پابند پیدا شده است در سه تدفین شماره 3105 ، 4407 و4410 علاوه بر گردنبند هر اسکلت دارای یک دستبند نیز بوده است در تدفین شماره 3400 علاوه بر گردنبند فرد مدفون دارای دودستبند یکی از سنگهای نیمه گرانبها ودیگری از مهره های طلائی در دست داشت.
دریک تقسیمبندی کلی اشیای پیدا شده در قبرهای شهر سوخته میتوان آن را به گروه های زیر تقسیم کرد.
1- اشیای مورد استفاده در زندگانی روزمره
2- اشیای زینتی
3- اشیای آیینی
4- اشیای مربوط به مشاغل
5- مواد غذایی
اشیاء از مواد مختلفی چون سفال ، انواع سنگ ها ، چوب ، گیاه ، استخوان ، فلز ، گل وجز آن ساخته شده اند ومواد غذایی شامل جبوبات ، میوه ، تخم پرندکان وگوشت جانوران مختلف بوده است .سفال یکی از مواد اصلی واولیه مورد استفاده این جامعه بوده که به مقدار شگفت آوری تولید می شده واین مهمترین علتی است که حتی امروزه در بسیاری از بخش های مختلف شهر وبه ویژه مناطق مسکونی بدون پا گذاری روی توده های انبوه سفال نمی توان گام برداشت .اشیای سنگی گوناگونی از قبرهای شهر سوخته به دست امده اند که در میان آن ها مهره های گوناگون ساخته شده از سنگهای نیمه گرانبها نیز دیده می شوند .بجز سنگهای نیمه گرانبها از انواع سنگ ها به رنگ ها وشکل های مختلف از سفید وشیری تا قهوه ای و رگه دار برای ساختن اشیای گوناگون وبه ویژه لیوان ، گلدان ، کاسبه ، سرمه دان وابزار استفاده شده است اما از سنگ صابون بجز ساخت مهرها وبرخی از اشیاء استثنائی استفاده چندانی نمی شده انواع دیگر سنگ ها چون سنگهای بازالتی وآتشفشانی ورسوبی رودخانه ای برای ساختن اشیای گوناگون از جمله سنگ ساب ، چاقو تیزکن وابزار کار استفاده شده است درمیان اشیای سنگی ، برخی از ابزارهای مورد استفاده صنعتگران مانند نوک مته ، اره وچاقو وابزاری چون اسکنه دیده شده اند آثار واشیای چوبی ، حصیری وکلا گیاهی فراوانی در شهر سوخته پیدا شده که این محوطه را در میان سایر محوطه های باستانی همزمان خود در فلات ایران متمایز می سازد در میان اشیای قابل توجه چوبی گورستان شهر سوخته می توان از کی ملاقه چوبی نام برد که در تدفین شماره 1400 همراه یک جعبه اینه چوبی پیدا شده است.
قطعات وباقی مانده های سبدهای نثی وحصیری در اندازه های مختلف در میان گورهای شهر سوخته بدست آمده است در بعضی موارد دیده شده غذها هدایای یک قبر ابتدا داخل کیسه ای پارچه ای یا سبدی حصیری گذاشته شده وسپس این کیسه یا سبد داخل ظرفی معمولا کاسه سفالی کار گذاشته شده است سبدهای حصیری تقریبا بزرگ همراه سایر اشایء در قسمت های مختلف قبر جای داده می شده اند.
بیشتر مواد غذایی در ظرف های سفالی پیدا شده اند مقدار این اشیاء وهدایا بستگی به شخصیت وطبقه اجتماعی فرد مدفون داشته است در برخی از قبرهای ثروتمند مقدار مواد غذائی واشیاء بسیار زیاد ومتنوع بوده است انچه مسلم است مواد جامد بشتر در کاسه ها ومواد مایع در خمره ها ولیوان ها جای داده می شده است تقریبا تمام لیوان های پیدا شده به ظاهر خالی بوده اند اما آزمایش ها وبررسی های انجام شده از روی نمونه خاک ها وبقایای چسبیده به بدنه این گروه از ظرف ها نشان داده کلیه این لیوان ها حاوی مایعی شیرین وتخمیر شده از انواع انگور بوده اند کهپیش از ریختن داخل لیوان ها صاف می شده است همین مایع ومایعات دیگر واین بار صاف نشده داخل خمره های بزرگتر ریخته می شده که بقایای آن ها به شکل دانه وهسته های خرد شده انگور ته نشین شده وچسبیده در کف وداخل این خمره ها دیده شده است در میان مواد مختلف غذائی بخصوص دانه های گیاهی ، انواع گندم ، جو عدس معروف به زابلی ، تخو هندوانه ف خوشه های کامل انگور پوست تخم پرندگان جنگلی ماهیان ریز ومقادیر بسایری ریشه های گیاهی چون سیر را می توان مشاهده کرد.
اطلاعت وداده های بدست امده از داخل گورهای حفاری شده نشان می دهند که گورهای شهر سوخته مخزن سرشاری از داده هاست که برای باز سازی تاریخو تمدن این شهر وفلام ایران مهم هستند بقایای موجود در این قبور باستان شناسان را در فهمیدن علل وچرائی مرگ ومیرهای دسته جمعی ، سن وسال وتغذیه ونوع بیماری های موجود نژاد وخطوط احتماعلی مهارجت ها کمک می کنند از ان گذشته همین بقایا و مانده ها به روشن کردن وضعیت اجتماعی وطبقات مردم وشغل ومرتبه اجتماعی مردم ونیز آئین های رایج در آن جامعه کمک فراوان می نمایند .کشف نکاتی چون وجود بیماری های واگیر ف ائین های مختلف تشییع نشان از باورهای مذهبی ( قبور دسته جمعی با ردیف جمجمه ها ویا وجود جمجمه سگهای اهلی شده در برخی از قبور ) باورهای اجتماعی ( قتل عمدی وسربریدن ها که ممکن است ریشه های مذهبی نیز داشته باشد )استفاده از کفن ویا لباس ریشه های مختلف نژادی ومهاجرتی ( نوع قبور آسایی مرکزی ودشت سند ) شغل وکار مردم ( قبور صنعتگران ودامداران ،) معماری قبور ( شکلهای نه گانه قبور ) سن وسال افراد بیماری ها وابستگی های خانوادگی ( قبور خانوادگی ) تاریخ تحول علوم پزشکی ( جراحی جمجمه وشکسته بدی ) طبقات اجتماعی گوناگون ( قبور فقرا واغنیاء ، ظروف سفارشی برای تدفین )همگی نشان از وجود یک جامعه پیشرفته وسازمان داده شده می باشند.
نحوه تدفین وتشییع و وجود تذورات مختلف وشکل وجتی جهات جغرافیایی قبرهای کنده شده هر کدام به تنهائی می توانند در ارتباط با مبانی مذهبی در جامعه شهر سوخته باشند در میان قبرها واسکلت های یافته شده در شهر سوخته صرف نظر از اختلافات نوع ساختمان قبور که به احتمال زیاد دارای ریشه های مهاجرتی ونژادی هستند باید به نوه ونحوه تدفین ها که به نوبه خود در تفسیر وتبیین عقادی وآرا موجود در شهر سوخته مهم هستند توجه کرد اسکلت های شهر سوخته در جهات مختلف جغرافیایی وشکل های مختلف دفن شده اند .از روی شکل این تدفین ها واشیاء موجود در انها صرف نظر ازپی بدن به شغل ومرتبه اجتماعی افراد مدفون در آنها وصرف نظر از امکان تعیین فصل وزمان تقریبی فوت ویا تدفین افراد می توان به برخی از جنبه های اعتقادات مذهبی مردم این جامعه نیز پی برد این نکته آخری را به خصوص می توان از روی جهت حفر قبرها ونحوه تدفین وقراردادن افراد واشیاء وبالاخره نحوه توزیع انها در این قبرها شناسائی کرد.
اشاره شد همراه مردگان شهر سوخته هدایا ونذورانی نیز دفن می شده است اما تعدادی از قبرها نیز ظاهرا خالی از این دسته از هدایا ونذور بوده اند بیشتر قبرهای خالی از شیی مربوط به کودگان ونوزادان کمتر از دو سال بوده وتعدادی از آنها کاملا فرسوده واز بین رفته بودند واین امکان وجود دارد که این گروه از قبرها حاوی هدایا ومواد از بین رفتنی چون غذا ویا اشیای ساخته شده از پارچه وگیاه بودند که در طی زمان از بین رفته ویا اصولا متعلق به گروهی از افراد جامعه یا اعتقاداتی متفاوت با دیگران بوده اند وبنابراین قبرهای آنان خالی از هرگونه هدیه ویا نذر بوده است اشیاء ونذورات داخل قبرها اغلب بیش از دو کاربرد داشته اند که یکی در ارتباط با اعتقادات مذهبی افراد ودیگری بیانگرمرتبه اجتماعی وشغل آنان بوده است بررسی های انجام شده در روی اشیاء قبرها ونحوه توزیع وجایگذاری آنها نشان می دهد که بیشتر اشیاء وبخصوص مواد غذائی در کنار سر ودر دسترس مدفون قرار داشته اند. اشیاء زینتی نیز معمولا در دسترس زنان و نزدیک دست ها ویا سر وجمجمه آنان قرار داشته مهرها که نشان های قدرت وکنترل اقتصادی بوده اند اغلب در کنار بازوی فرد مدفون بوده ومواد غذائی در همه پهنه قبر گسترده شده بوده است اشیاء افراد فقیر جامعه اغلب یک لیوان ویا کاسه محتوای ماده تخمیر شده وبدست آمده از عصاره انگور در کنار جمجمه ونزدیک دست که دسترسی به آن آسان بوده قرارداده شده ودرم واردی که یک جانور کامل قربانی شده بوده قبرانی موصوف همیشه در بالا ویا زیر جمجمه ویا در هر حال بسیار نزدیک به سر وی قرار داشته است در میان اشیاء یافت شده در قبرها وسائل شخصی وخصوصی افراد مانند وسائل کار ویا رایش وکلا لوازم شخصی انان نیز دیده شده است در میان اشیائی که می توان آنها را به نوعی به باورهای اجتماعی افراد منتسب کرد تعداد قابل توجهی مهره های سنگی نیز دیده شده است بررسی های انجام شده نشان داده اند که این مهره ها به حدود 200 عدد می رسد که تعداد انها از مهره های لازم برای ساختن یک گردنبند ویا دستبند که معمولا بین 10 تا 25 مهره بوده بیشتر بوده وگاهی از اوقات مشخص است که از مهره ها برای منجوق دوزی لباس استفاده شده بوده است نحوه قرار گرفتن مهره ها وتعداد انها در برخی از قبرها نشانی از یک تفکر ایدولوژیکی ومذهبی دارد یک بررسی مقدماتی در روی مهره های شهر سوخته ومحل پیدائی آنها وجایشان در قبرها نشان داده در گورهائی که تعداد مهره ها محدود وکم بوده معمولا دو مهره نزدیک سر ویا زانو ویا هر دو سوی بدن کار گذاشته می شده ودر آن گروه از قبرها که تعداد مهره ها کمنر یعنی یک عدد بوده مهره مزبور با در زیر گردن ویا در روی پیشانی کار گذاشته شده بوده وطبعا این نکته را باید مورد توجه قرار داد که گذشت سالیان دراز وفشار خاک کمک زیادی به جابجائی محل اصلی مهره ها کرده اند.
در دنیای پیشرفته شهر سوخته دنیای پس از مرگ نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است باقی گزاردن صدها شیی مختلف واغذیه ونذور وابزار کار وسایرمدارک وشواهد همگی نشان دهنده اعتقادات این مردم می باشند انواع شکل های تدفین نوع تعبیه اشیاء ونذورات داخل قبور مواد مصرفی داخل این ظروف انواع مختلف ساختمان قبور وشواهد بسیار دیگری نشان دهنده اعتقادات عمیق این مردم به زندگی پس اط مرگ ودر نتیجه اعتقاد به وجود یک نیروی برتر بوده است تعداد قابل توجهی پیکره های انسانی وجانواری در شکلهای مختلف از کاوشهای شهر سوخته بدست آمده است بیشتر پیکره های انسانی تجریدی واستعاره ای هستند مردانی با دستهای بالا برده به آسمان به حالت استغاثه با دستهای آویزان به حالت تسلیم با گردن فرو رفته داخل ردای بلند وزنان نشسته ودر حالت باروری یا ایستاده با سینه های برجسته ویا با کودکانی بسته به پشت وکمر همگی نشان از معانی مختلفی دارند پیکره های یعنی زن نشسته با پاهای دراز پولک های کوچک گلی تزئینی چسبانده شده است وهمین تزئینات در روی پیکره زن ایستاده به بلندی تقریبی 4 سانتی متر وجود دارد با این تفاوت که در این نمونه دومی تزئینات تا پائین زانو کشیده شده است این تزئینات در سه ردیف مجزا از یک دیگر که با سکه کمر بند از یک دیگر جدا شده اند قرار دارند وبسیار شبیه به هنر امروزی رایج در بلوچستان یعنی پولک دوزی در روی پیش بلند لباسهای زنان می باشد.
پیکره های مردان بیشتر از نوع ایستاده هستند دستهای باز وبا اویخته این مردان وعظلات برجسته آنان جالب بنظر می رسند وبا انکه مطالعات انسان شناسی فیزیکی نشان می دهند که مردان شهر سوخته در رده مردان نسبتا کوتاه قد طبقه بندی می شوند اما پیکره های گلی مردان شهر سوخته نشان از بدنهای عضلانی وقوی آنان دارند یکی از نمونه های جالب ، نادر وغیر عادی در میان پیکره مردان ، پیکره مردی بلند قامت است که ردائی یک نواخت وبلند در بر دارد وسر خود را تقریبا داخل گردن خود فرو برده وظاهری روحانی ومعنوی به خود داده است.
در میان جانوران پیکره گاو وگاو کوهندار از سایر جانوران بیشتر دیده می شود پیکره سایر جانووران مفید نیز در شهر سوخته پیدا شده که از جمله می توان به پیکره برخی از پرندگان وجانورانی چون پلنگ وگراز اشاره کرد این جانور همچون گاو می توانسته ستایش شده باشد نکته قابل توجه در ارتباط با پیکره این جانوران وبخصوص گاوها انست که تقریبا کلیه انان ناقص وشکسته بده اند واین شکستگی تنها به خاطر شکنندگی ونا مرغوبیت آنها نبوده بلکه این سمبل های خدایان پس از انجام وظیفه برای صاحبان خود به خصوص زمانی که نذر ونیاز صاحب خود را بر اورده نمی کرده اند شکسته وبه گوشه ای پرتاب می شدند زیرا کاربرد آنها خاتمه یافته بوده است.
شهر سوخته جامعه ای چند ملیتی بوده است شاخص های نژادی وفرهنگی وتمدنی بدست آمده از گورهای این شهر وآثار منقول بدست امده از کاوشها وآثار معماری مناطق مسکونی همگی تائید کننده این نکته هستند که ساکنان شهر سوخته از نقاط گوناگونی به آنجا مهاجرت کرده اند وبا این حال بیشتر عناصر مادی ومعنوی زندگانی قبائل هند وآریائی مقدم آسیای مرکزی در شهر سوخته بیشتر دیده می شوند هر چند کاوشهای جدید نشان داده اند که نباید از ارتباطات بیشتر این محل با نواحی جنوبی وغربی ایران غافل بود.
شهر سوخته بدون شک جزو شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده است این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری کارهای ظریف دستی در روی سنگ مرم وسفال وگل وحصیر دیده شده است بلکه در سازمان دهی اجتماعی شهر نیز همین نکته ها دیده می شوند شهر دارای تشکیلات منظم ومرتبی بوده است آثار باقی مانده در شهر سوخته نشان دهنده است که این جا طی هزاره سوم پیش از میلاد دارای یک نظام مرتب ومنظم آبرسانی وتخلیه فاضلاب بوده وانش پزشکی ویا جادوگری علمی تا آن حد پیشرفت کرده بوده که پزشکان شهر نه تنها از علومی چون شکسته بندی آگاه بوده اند بلکه ی توانسته اند به اجرای اعمال شگفت انگیزی چون جراحی جمجمه دست زنند از سوی دیگر پیدا شدن تنها لوحه نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر همراه با آثار مهرها وعلائمی که بیشتر به آن اشاره کردیم نشان از ارتباطات تجاری وکنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد وبه همین ترتیب مردم این جامعه به آن درجه رفاهی رسیده بودند که زنان به زیبائی ظاهری خود نیز توجه فراوان داشته اند ومردن آن احتمالا جزو نخستین مخترعین ومکتشفین سرگرمی های شبیه شطرنج ونرد بوده اند.
درباره چگونگی از بین رفتن وناپدید شدن شهر نظرات گوناگونی وجود دارد امکان یک حمله خارجی وتهاجم وغارت شهر به دلیل وجود هیچ گونه مدرک یقینی تقریبا منتفی است و انچه که برخی از پژوهشرگان از ان به عنوان پدیده ظهور آریائیان نام می برند نیز در ترک این محل دخالتی نداشته است آثار بدست آمده از کاوشهای شهر سوخته نشان می دهد که این جامعه در نیمه های هزاره سوم پیش از میلاد دچار بجرانی سیاسی – اقتصادی واجتماعی شده که عوامل اصلی نزول وسقوط تدریجی آن را فراهم آورده به نحوی که در پایان دوران چهارم استقرار جمعیت واندازه شهر کم وکوچک شده است قابل قبولترین نظر درباره ترک نهائی شهر ، خشکی وجابجائی دلتای رودخانه هیرمند وبستر ان است که ظاهرا مردم را به دنبال آب جابه جا کرده وبه نقاطی که فعلا از ان جای ها بی خبر هستیم کشانیده است.
یکی از شرایط اصلی رسیدن ودسترسی به اهداف مشروح و همچنین موفقیت در انجام برنامه های آتی ، وجود یک پایگاه مجهز رفاهی وپژوهشی برای ایجاد امکانات لازم می باشد تا سال
1380 گروه باستان شناسی شهر سوخته از دارا بودن محل استقرار وکار محروم بوده واعضای گروه به سختی وبا رفت وآمد روزانه حدود 180 کیلومتر از محل استقرار تا محل کار ( شهر سوخته ودهانه غلامان ) به انجام وظایف خود می پرداخته اند در این سال وپس از دستورات وحمایت های استانداری محترم استان سیستان وبلوچستان وپشتیبانی های سازمان میراث فرهنگی ( وقت ) کشور محل مناسبی جهت ایجاد پایگاه پژوهشی در نزدیکی شهر سوخته ایجاد شد داشتن یک پایگاه ثابت کاری در چهار سال گذشته به گروه باستان شناسی اجازه داد تا بتواند با جدید وحدت بیشتری به انجام وظایف خود بپردازد.پایگاه باستان شناسی شهر سوخته جز از بخش های مسکونی ، دارای انبارهای متعدد نگهداری ومطالعه نمونه های بدست آمده بخش رایانه آزمایشگاه ومحل مطالعات انتروپولوژیکی ، گیان باستان شناسی ، جانور شناسی ، بایگانی علمی وکتابخانه کوچکی نیز می باشد وامید می رود با پشتیبانی های مسئولان محترم سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی وگردشگری کشور موفق گردد تا سال آینده نخستین مرکز مطالعات پالئو پاولوژیکی کشور را نیز در محل مزبور ایجاد نماید وبه این ترتیب این پایگاه را به صورت یک مرکز معتبر مطالعات باستان شناسی در استان سیستان وبلوچستان در اورد تا محلی برای اموزش وپرورش پژوهشگران ایرانی وبه ویژه جوانان استان باشد.پیشنهادات وبرنامه ها :
دو برنامه مهم پیش بینی شده گروه باستان شناسی شهر سوخته در عین ارتباط با مطالعات باستان شناسی در رابطه مستقیم با گسترش گردشگری در این محل می باشند .انجام برنامه های زیر بیشتر نیز توسط همین گروه پیشنهاد شده بود است .و گروه باستان شناسی وشهر سوخته ودهانه غلامان برای جلب توجه مسئولان گرامی بار دیگر انجام پیشنهادات زیر مطرح می نماید.نخستین برنامه پیشنهادی تاسیس یک موزه مطالعاتی در محل پایگاه مزبور می باشد از آن جائی اشیاء ونمونه های باستانی مورد استفاده در نمایشگاه مورد نظر صرفا نمونه های مطالعاتی وبدون ارزش مادی خواهد بود در کنار معرفی تمدن وفرهنگ سیستان به بازدید کنندگان متعدد این محل این امکان برای پژوهندگان جوان وهمچنین دانشجویان فراهم می شود تا با بازدید و لمس مستقیم این اشیاء با انها آشنائی بیشتری پیدا کنند.
برنامه دوم گروه باستان شناسی شهر سوخته ایجاد کارگاههای صنعتی ودستی در این محل می باشد کارگاههای مزبور در مراحله اول منحصر به کارگاههای سفالگری ، سنگتراشی ، پارچه بافی ونجاری خواهند بود وسپس ودر صورت موفقیت می توان کارگاههای دیگری را نیز به آنها اضافه نمود.
دو ویژگی و فایده کارگاههای مورد اشاره عبارتند از باز تولید محصولات شهر سوخته با شیوه کار 5000 سال پیش واستفاده از مواد اولیه اصلی ونیز ایجاد شغل برای حدود 30 خانواده در محل پایگاه هر سوخته.
سایر برنامه های در دست مطالعه پایگاه باستان شناسی شهر سوخته عبارتند از :
* تاسیس آزمایشگاه های گیاه شناسی ، انسان شناسی وآسیب شناسی
* تاسیس بانک سفال حوزه جنوب شرقی ایران
* آموزش دانشجویان دانشگاههای استان
* ایجاد وب سایت شهر سوخته ودهانه غلامان
کاوش در شهر سوخته
شهر سوخته نام تپه ویا در حقیقت سلسله تپه های طبیعی بزرگی با ارتفاع بین 12 تا 18 متر از سطح زمین های اطراف خود است که در 56 کیلومتری راه بین زابل وزاهدان در استان سیستان وبلوچستان قرار گرفته است این شهر یعنی مهمترین محوطه باستانی سیستان در کنار دلتای رود هیرمند در بالاترین لبه نقطه شمالغربی دلتای قدیمی در روی یک سلسله تپه های تراس رمرود وزمین های زراعی تراس نیمروز واقع شده وموجودیت ان طی هزاره های چهارم وسوم پیش از میلاد مدیون رودخانه پر آب هیرمند ودلتای آن بوده است 120 هکتار از وسعت 151 هکتاری شهر دارای اثار وبقایای باستانی است وگسترده ترین دوره ان متعلق به لایه های هفتم تا پنجم یعنی سالهای بین 2800 تا 2500پیش از میلاد است که وسعت شهر به حدود 80 هکتار می رسیده است بیش از نیمی از مساحت شهر چنان پوشیده از توده سفالهای شکسته وسنگ وفلز وخرده سنگهای نیمه قیمتی وسایر مواد منقول باستانی است که در برخی جای های بدون گام گذاشتن در روی این مواد امکان حرکت وجابجائی وجود ندارد.
کار حفاری در شهر سوخته از سال 1376 آغاز شده و تا کنون ادامه دارد گروه باستان شناسی شهر سوخته طی دو فصل نخست حفاری در این محل کار بررسی وکاوش را در گورستان شهر متمرکز کرد وحدود 880 متر مربع از گورستان را حفاری کرد وسپس از سال 1379 به تدریج ار در قسمت های دیگر محوطه واز جمله منطقه معروف به بناهای یادمانی در دستور کار گروه قرار گرفت.
کاوشهای باستان شناسی در این شهر نشان داده اند که مردم جامعه شهر سوخته با استفاده از موقعیت جغرافیایی شهر خود که اجازه تهیه منابع معدنی وطبیعی وکنترل تولید وتوزیع آنها را در تمام سیستان ومناطق اطراف را می داده این شهر را گسترش داده اند گسترش شهر سوخته از نظر فرهنگی وسیاسی واجتماعی وصنعتی در یک دوره 400 ساله از زندگانی 1000 ساله آن را از شکل یک شهرک کوچک 15 هکتاری خارج کرده وسپسس با وسعتی گسترده بالغ بر حدود 150 هکتار تبدیل به یکی از بزرگترین شهرهای دوران مفرغ خاورمیانه کرده است گستره شهر قابل تقیسیم به سه بخش اصلی وسه بخش فرعی است که عبارتند ازالف : منطقه بزرگ مرکزی شامل بخشهای مسکونی شرقی – مرکزی وبناهای یادمانی ب: منطقه شمالغربی یا منطقه صنعتی وت بخش جنوبی یا منطقه گورستان آثار معماری بدست امده در بخش مسکونی نشان دهنده وجود نوعی نظم وترتیب در تقسیم بندی ساختمان ها و واحدهای مسکونی است که توسط خیابان های وکوچه ها ئی از یک دیگر جدامی شوند مصالح ساختمانی این بناها عبارتند از از چینه وخشت و چوب وحصیر هر واحد ساختمانی از شش تا ده اتاق داشته که دارای در ودرگاه وپلکان وسقف واجاق بوده اند اشیاء منقول پیدا شده از شهر سوخته بسیار متنوع هستند گذشته از ظروف سفالی بسیار زیاد اشیاء در خور اعتناء دیگر عبارتند از انواع پیکره های کوچک گلین وگاهی سفالین وسنگی انسان وجانور اشیاء چوبی و حصیری ، ابزار بافندگی وپارچه وطناب در میان اشیاء سنگی بخصوص می توان به ظروف مرمی ودسته های سنگی وسنگ آسیاها اشاره کرد . اشیاء زینتی بیشتر با سنگ های نیمه بهادار وارداتی چون سنگ لاجورد وعقیق وفیروزه که از معادن دور دست به شهر سوخته توسط صنعتگران این شهر تراش داده می شده وبشکل اشیاء زینتی در می آمده وسپس برای صدور به سرمزین های دور دست ان سوی خلیج فارس ومیان رودان به ایستگاه های مبادلاتی مستقر در فاصله بین این سرزمین ها فرستاده می شده است از سنگهای مرمر ، بازالت وآهکی برای ابزار سازی ومهره سازی ونیز ظروف گوناگون استفاده می شده است مهرها واثر مهرهای گوناگونی ازمواد مختلف در شهر سوخته بدست امده که دارای کاربرد اداری ورسمی بوده اند.
یکی از مهمترین اشیاء بافت شده در شهر سوخته لوحه گلی کوچکی است که در روی آن نوشته ای کوتاه به خط دوران آغاز اسلامی باقی مانده که ظاهرا مربوط به یک سلسله ارقام واعداد می باشد این لوحه از کهن ترین لایه های موجود در شهر سوخته پیدا شده ومربوط به حدود 3200 پیش از میلاد وکهن ترین نوشته ای است که تا کنون در سرمزین های شرق دست لوت بدست آمده است پیدا شدن هزاران قلعه شیی مطالعاتی وموزه ای وآزمایشگاهی در شهر سوخته بر ثروت وغنای موجود در این شهر ودرجه رفاه مردم آنجا گواهی می دهند همین اشیاء از یک سو بر وجود ارتباطات این شهر با روستاهای اقماری ان که تولید کننده برخی از مواد مورد نیاز جامعه بوده اند واز طرف دیگر بر ارتباطات با سرزمین های دورتر از نظر مبادله کالا صحه می گذارند . علاوه بر آن اشیاء ولوازم داخل قبور به شناسائی درجه فقر وغنا ویا طبقه اجتماعی ودر برخی موارد شغل ودر موارد نادر تری به جایگاه وخاستگاه اصلی ویا حداقل وابستگی های خاص جغرافیایی فرد کمک می کنند اختلاف میان اشیائ وکیفیت ومرغوبیت آنها از نظر ساختمانی ویا مواد استفاده شده در انها بستگی به نوع ساختمان قبور نیز دارد این اشیاء از مواد مختلفی چون سفال ، سنگهای گوناگون ، چوب وگیاه استخوان ، فلز ، گل وجز ان ساخته شده اند .سفال یکی از مواد اصلی واولیه مورد استفاده این جامعه بوده که به مقدار شگفت آوری تولید می شده است واین مهمترین علتی است که جتی امروزه در بسیاری از بخشهای مختلف این شهر وبه ویژه مناطق مسکونی نمی توان بدون واگذاری در روی توده های انبوه سفال گام برداشت کارگاههای اصلی تولید سفال گام برداشت کارگاههای اصلی تولید سفال در روستاهای اقماری این شهر قرار داشته اند وشناخته شده ترین انها در تپه های رود بیابان که مربوط به دوره ذوم استقرار در شهر سوخته می باشند دیده شده اند.
چهار دوره استقرار در شهر سوخته شناخته شده اند که به یازده مرحله ی طبقه فرهنگی تقسیم شده اند چهار دوره اصلی عبارتند از دوره یکم ( 3200 -2800 پ . م) دوره دوم ( 2800 -2500 پ م ) ودوره چهارم (2300-2000یا 1800 پ م ) شهر سوخته طی دوره یکم پایه گذاری شده ودر دوره دوم به اوج شکوفائی خود رسیده واز دوره سوم دوران اضمحلال ان آغاز شده ودر پایان دوره چهارم از بین رفته است.
بناهای یادمانی
تا سال 1378 هیچ یک از بخشهای شهر شامل دیوارهای دفاعی ویا ساختمانهای بزرگ وعام المنفعه شهر بررسی نشده بودند در این سال گروه باستان شناسی کار در بنای معروف به ساختمان شماره 1 یا بنای یادمانی را آغاز نمود منطقه بناهای یادمانی در شمال غربی محوطه و بین منطقه موسوم به صنعتی و آنچه که با نام منطقه مسکونی مرکزی خوانده میشود، قرار دارد. مرزها و حدود این مناطق به دقت روشن نیست و قسمت هایی از هر منطقه در حقیقت می تواند بخشی از منطقه دیگر باشد. در این میان شاید منطقه صنعتی یا محله صنعتگران را بتوان مستثنی کرد، زیرا این جا توسط یک چاله بزرگ رسوبی از بخش بناهای یادمانی جدا شده است. آثار بناها و ساختمانهای بزرگ و عظیمی در این قسمت شهر دیده می شود.
طی کاوشهای بنای شماره 1، بقایای ساختمانهای عظیم از زیر خاک بیرون آمد. در حفاری این ساختمان هزاران هزار قطعه سفال و سایر مواد فرهنگی متعلق به مراحل گوناگون استقراری این شهر پیدا شد. تاکنون حدود 1180 مار مربع از این بنا حفاری شده که در نتیجه 90 فضا و اتاق به شکلها و اندازه های مختلف پیدا شده است. دیوارهای اصلی این بنا بسیار مستحکم بوده و با خشت های قالبی ساخته شده و در حال حاضر حدود 3/30 متر از ارتفاع این دیوارها باقی مانده است. ده ها فضای سرباز (حیاط)، اتاق، راهرو، انبار، کوره و اجاقهای متعدد، پلکان و سایر عناصر معماری در لایه مختلف این بنا پیدا شده است. بیشتر آثار منطقه بناهای یادمکانی متعلق به دوران دوم استقرار است که در دوره سوم نیز با تغییراتی در کاربری بناها ادامه پیدا کردهو احتمالا در دوره اول نیز از آن کم و بیش استفاده می شده است.
دیوارهای اصلی اتاقهای این بنا از خشت ساخته شده و استحکام زیادی برخوردار هستند. این دیوارها عموما حجیم و قطور میباشند و قطر آنها بین 75 تا 125 سانتی متر بوده اما در برخی دیوارهای کم اهمیت و تیغه ها، قطر دیوارها تقلیل پیدا کرده و به حدود 50 سانتی متر میرسد. خشت های استفاده شده در این بنا عموما به اندازه استاندارد 40 Í 20 Í 21 سانتی متر هستند اما در چند مورد نیز خشت های بزرگتری به طول 45 سانتی متر دیده شده اند. خشت ها با استفاده از قالب های چوبی ساخته شده اند و کناره های آنها کاملا صاف بوده و سطحشان نیز با وسیله ای چون ماله صاف شده و اثر انگشت خشتزن در روی خشتها کمتر دیده شده است. در ورودی و اصلی این ساختمان تاکنون پیدا نشده اما شواهد موجود نشان می دهند که محل این دروازه در فضای سرباز بزرگی در جبهه جنوبی قرار داشته است. این فضای سرباز به پلکان بزرگی مرکب از هشت پله وسیع و بزرگ منتهی می شود که از طریق آن می توان به سقف اتاقهای مرکزی راه پیدا کرد. تنها راه ورودی مستقیم به مرکز ساختمان در حال حاضر از طریق پلکان کوچک شماره 2 است. راه ورودی و ارتباط با اتاقهای مرکزی و راهروهای متعدد دیگری میباشد. در بیشتر اتاقها آثار آوار و سقف های فرو ریخته به شکل قطعات کاه گل، حصیر و قطعات چوی دیده میشود. آثار کف سازی در بسیاری از اتاقها دیده نمی شود و به نظر می آیدکه کف اتاقها تنها بر اثر رفت و آمد کوبیده میشده است هر چند در تعداد معدودی از اتاقها آثار کف همراه سنگریزه و در یک مورد همراه سفالهای قدیمی تر دیده شده است.
اشیاء موجود در اتاقها و فضاهای این بنا از سنگ، استخوان، فلز، چوب، سفال و گل ساخته شده اند. در میان آنها، اشیاء مربوط به زندگانی روزمره مانند ظروف سفالی، اشیاء و ابزار پرستشی و مذهبی و آئینی مانند پیکره های انسان و جانور، فلاخن های گلی تخم مرغی شکل، اشیاء و ابزار مربوط به بازرگانی و کنترل اقتصادی مانند مهر و اثر مهر و اشیاء شمارشی و سرپوشهای مهر شده، ظروف سفالی و دیسکهای مدور و مثلث و طاسهای گلی، قطعات مختلف پارچه و طناب، اشیاء چوبی مانند قالب ها و شانه ها، سبدهای حصیری، مهره های گوناگون سنگی و گلی و بالاخره ابزار کار فلزی بسیاری پیدا شده است. در میان اشیاء را مهرهای مختلف، اثر مهر، اثر مهر و موم و طناب کشی ظروف بزرگ ودرهای اتاقها و انبارها، سرپوشهای مهر شده ظروف، دیسک های مثلث و گرد محاسباتی و مانند آن تشکیل می دهند.
جدولها
مهرهای شهر سوخته مسطح و از نوع مهرهای شرقی و شمالی فلات ایران هستند که با مهرهای استوانه ای خوزیانی و میانرودانی دارند. مهرهای مسطح شهر سوخته از مفرغ، سنگ مرمر، استخوان و سنگ لاجورد ساخته شده اند. اثر مهر در روی بسیاری از قطعات گلی پیدا شده همراه با اثر طناب و حصیر، نشان دهنده استفاده از آنها برای مهر کردن در انبارها و یا ظروف بسیار بزرگ انباری بوده است. کلیه بقایای مهر و موم های پیدا شده در بناهای یادمانی توسط مهرهای سنگی و فلزی مهر شده اند. بیشتر اثر مهرها نشان از شکل هندسی مهرها دارند که چهار گوش، صلیبی و در مواردی تصویری از یک پرنده بوده اند. نقوش مهرهای فلزی بیشتر هندسی می باشند اما اثر مهرهای دیگری که گیاهی و یا جانوری، با نقش پرنده است، نیز در میان نمونه ها دیده شده است.
مقدار قابل توجهی آثار و بقایای طناب، حصیر و پارچه نیز در شهر سوخته بدست آمده است. پیشتر و طی دو سال نخست کاوش در گورستان آثار این پارچه ها چه به شکل کیسه در داخل ظروف و چه به شکل زیر انداز و روانداز در قبور دیده شده بوده اما پارچه های داخل قبور همگی شکننده و فاسد شده بوده اند و به محصض برخورد با هوای آزاد بیشتر آنها از بین می روند. وضعیت پارچه های پیدا شده در بناهای یادمانی متفاوت تر پارچه های داخل قبرهاست. این پارچه جدا از اثرات پودر شده و از بین رفته، نرم و تازه یه نظر می رسند و در برخی از حالات می توان آنها را به مانند دستمالی پیچید و باز کرد بدون آنکه به شکل آنها خللی وارد شود. پارچه ها اغلب به رنگ قهوه ای سوخته و گاهی کرم هستند اما بیش از چند مورد نیز با پارچه های دو رنگ برحورد شده است. همین نکته درباره طناب ها نیز صادق است. منشاء و ریشه بیشتر طناب ها گیاهی است در حالیکه پارچه ها هم دارای منشاتء گیاهی و هم دارای منشاء جانوری هستند. پیدا شدن تعداد قابل توجهی ابزار گوناگون بافندگی و ریسندگی چوبی، گلی و سفالی و فلزی نشان دهنده تولید پارچه ها در شهر سوخته بوده است.
اشیاء چوبی به اشکال مختلف دیده شده اند. اشیاء تزئینی، قالب کفش، جعبه ها، اشیاء و ابزار کار و اشیاء و نیز لوازم شخصی و خصوصی. یکی از شاخص ترین گروه اشیاء چوبی شهر سوخته شانه ها هستند. در کاوش های سال 1379 دو عدد شانه چوبی معرق در ساختمان شماره 1 پیدا شد. پیشترها تصور می شد که صنعت معرق کاری دارای ریشه چینی است و سابقه تاریخی آن به زمان صفویه می رسد اما تاریخ ساخت شانه ها شهر سوخته حدود 3000 سال پیش از میلاد می باشد و به این ترتیب پیدائی این شانه ها تغییر بسیار مهمی در تاریخچه و سابقه و محل ابداء این هنر ایجاد کرده است.
کاوش در گورستان
از سال 1376 تا سال 1383 تعداد 14 گمانه به مساحت تقریبی 2300 متر مربع در گورستان شهر حفاری شده و در نتیجه 310 تدفین کشف شده است. برای پیدا کردن محدوده گورستان گمانه هائی در بخش های شمالی و جنوبی و جنوب غربی نیز حفاری شده است اگر چه اصل کار حفاری در گورستان در بخش مرکزی آن انجام شده است. وسعت گورستان بین 20 تا 25 هکتار تخمین زده شده است و با توجه به تمرکز و گسترش قبرها به نظر می رسد در هر صد متر مربع گورستان 13/5 قبر وجود داشته باشد.
تعداد و تراکم قبرها در منطقه مرکزی گورستان بیشتر از سایر بخش هاست. در اینجا و در یک قطعه 60 در 60 متر تعداد 24 گمانه حفاری شده است. از این تعداد، 16 گمانه به شرح زیر :
IUR,IUM,HTR,HTY,HYE,HYJ,HYN,IPU,IUA,IUG,IUH,IUK به صورت کامل و با اندازه 100 متر مربع کاوش شده اند و 50 متر مربع نیز از گمانه های IPW,HYD حفاری شده اند. این گمانه ها بخشی به اندازه 1500 متر مربع را در بر می گیرند و شامل 236 تدفین می باشند که بیش از 57% تدفین های کاوش شده در بر می گیرند و بر مبنای محاسبات انجام شده، 15/7 قبر در هر 10 متر مربع این بخش قرار دارد. با محاسبه 41 گمانه حفاری شده در سطحی بالغ بر 2300 متر مربع متوسط تعداد قبرها در هر 100 متر مربع به 13/4 قبر کاهش می یابد. با توجه به اندازه 20-25 هکتار مساحت گورستان و با توجه به این آخرین آمار بدست آمده از شهر سوخته تعداد قبرهای گورستان شهر سوخته بین 27000 تا 30000 عدد می باشد.
طی نخستین مرحله کاوشهای شهر سوخته هشت گونه ساختمانی گور در شهرسوخته شناخته شده بود که بعدا گونه دیگری نیز به آنها اضافه شد و طی کاوشهای سال 1384 گونه جدیدتری از تدفین در این جا پیدا شد و به این ترتیب گونه های شناخته شده ساختار قبرهای شهر سوخته به 10 گونه متفاوت از هم رسید که عبارتند از :
1. گودالهای ساده
2. گودالهای دو قسمتی
3. شبه سردابه ها
4. سردابه ها
5. گورهای مستطیل خشتی
6. گورهای مربع خشتی
7. گورهای دو دیواره
8. گورهای دایره خشتی
9. گورهای دایره با در مسدود خشتی
10. تدفین سفالی
در این میان گونه های شماره 9 و 10 ساختارهای جدیدی به شماره می روند. گونه 9 عبارت از یک گودال گرد، به مانند گودالهای ساده می باشد که از یک طرف دارای یک در ورودی بوده که با دیواره خشتی مسدود شده است. تا کنون جمعا تعداد 6 تدفین از ابن گروه پیدا شده است. 3 عدد در گمانه IUL، یک عدد در گمانه IUG و 2 عدد در گمانه HYM. تعداد چهار تدفین از این گروه هر کدام حاوی بقایای یک اسکلت انسانی بوده اند در حالیکه دو تدفین دیگر یعنی شماره های 1514 و 1403 هر کدام دارای دو اسکلت بوده اند. تعدا اشیاء موجود در این گروه از تدفین ها بین 5 تا 19 عدد شیی بوده است. از نظر گاهنگاری 3 تدفین را می توان به دوره I نسبت داد و یک یعنی 1403 متعلق به دوره III استقرار در شهر سوخته است. دو تدفین دیگر در دست مطالعه می باشند.
بیشترین گونه ساختاری قبرهای حفاری شده با 182 نمونه متعلق به گورهای گونه دوم یعنی گودالهای دو قسمتی است و بلافاصله بعد از این گروه، ساختار گونه 1 یعنی گودالهای ساده با 109 نمونه تدفین قرار می گیرند و به این ترتیب این دو گونه ساختار رایج ترین گونه تدفین در شهر سوخته به شمار می روند. گونه تدفین های سردابه ای یا گونه چهارم ساختاری با 11 نمونه (با تعدادی نمونه های مشکوک) پس از این ها آمده است در حالی که از گونه شماره 9، یعنی گودال دایره شکل با در مسدود خشتی تنها 6 و یا 4 نمونه یه دست آمده است (دو نمونه مشکوک) و ساختار گونه دهم یعنی تدفین کاسه سفالی در این محاسبات جای نگرفته است. قابل توجه است که طی دومین مرحله کاوشهای گورستان شهر سوخته، هیچ نمونه ای از ساختارهای شماره 5 تا 8 پیدا نشده است. یاد آوری می شود که نمونه های بدست آمده از این گونه این ساختارها، طی مرحله اول این کاوشها نیز بسیار نادر بوده اند: دو نمونه ساختاری گونه شماره 6، و یک نمونه ساختاری شماره 5و 7 و 8 تنها نمونه های خاصی بوده اند که طی مرحله نخست این کاوشها پیدا شده اند.
به نظر می رسد که تفاوت های ساختاری موجود بین گونه های مختلف قبرهای شهر سوخته، جز از مورد کودکان، که بیشتر آنان در گودالهای ساده و در عمق کم و در برخی موارد بدون اجرای مراسم سنتی تشییع، دفن شده اند، ارتباطی با جنسیت و یا سن و سال مدفونین نداشته است، بلکه تفاوت ها در میان باورهای مذهبی و آئینی و یا اختلاف طبقاتی موجود بین افراد آن جامعه بوده است. از سوی دیگر اختلاف بین گروه های ساختاری را می توان به صورت دیگری یعنی انعکاسی از مراسم سنتی تشیییع در سرزمین های اصلی مهاجرین به شهر سوخته نیز تعبیر نمود. تدفین های گونه دوم، یا گودالهای دو قسمتی در محوطه باستانی بسیار قدیمی مهر گره در دوره نوسنگی دیده شده است و گورهای سردابه ای نیز در آسیای مرکزی اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد رایج بوده است.
در این میان شاید توجهی خاص به یک گونه ویژه از تدفین های شهر سوخته که نمونه های کم امام قابل توجهی از آنان طی کاوشهای شهر سوخته به دست امده اند یعنی تدفین های سردابه ای وشبه سردابه ای لازم باشد قبرهای سردابه ای از دو قسمت متمایز تشکیل می شده اند یک گودال عمودی ویک اتاقک یا دخمه در جنب گودال عمودی در این دسته از قبرها اسکلت واشیاء وهدایا برای مدت هزارات سال در فضای سربسته وبدون هوا وبدون تماس مستقیم با خاک وسایر مواد باقی می مانند وبنابراین مرحله آغاز فساد واز بین رفتن بقایای مدفون ونیز اشیاء دیرتر آغاز شده وطولانی تر می شود وبه همین دلیل مواد باستانی موجود در این دسته از قبرها از آلودگی واختلاط کمتری برخوردارند.
تا کنون تعداد 34 تدفین سردابه ای شبه سردابه ای طی دو مرحله حفاری در شهر سوخته پیدا شده است که حاوی 45 اسکلت به شرح زیر بوده اند 24 عدد دارای یک اسکلت 5 عدد دارای دواسکلت 2 عدد دارای 3 اسکلت ، 2 عدد دارای 4 اسکلت و1 عدد دارای 6 اسکلت از نظر جنسیتی بیشتر قبرهای سردابه ای با 22 نمونه ویک نمونه مشکوک متعلق به مردان بوده 18 عدد ویک مورد مشکوک متعلق به زنان 5 نمونه از نظر جنسیتی نا شناخته و8 عدد کودک بوده اند .تعداد 24 تدفین از مجموعه 34 عددی گورهای سردابه ای یا در حقیقت کمی بیش از 70% آنها تدفین های تک نفره بوده است وتنها کمتر از 30 % از قبرها دسته جمعی بوده که 50% آنها نیز قبرهای دو نفری بوده که امکان تفکیک مراحل مختلف دفن آنها وجود ندارد واحتمال زیادی وجود دارد که از برخی از آنها مثلا شماره 1404 که دارای دو اسکلت بوده است که مرده اند در یک قبر دفن شده اند به همین ترتیب در بسیاری از این قبرها مدارکی وجود دارد که امکان یک مرحله ای بودن تدفین را نشان می دهد واین خود دلیلی است که تدفین های سردابه ای تنها به خاطر خانوادگی بودن آنها ویا امکان استفاده مجدد ساخته نشده بودند بلکه صاحبان انها یا با توجه به مسائل ایدئولوژیک از این ساختارها استفاده می کرده اند ویا به احتمالی بسیار قوبتر صاحبان این گونه تدفین ها ، همانگونه که در موقعیت های مختلف گفته شده دارای وضعیت وموقعیت خاص اجتماعی ، چه نیروی اقتصادی وچه سیاسی / اجتماعی بوده اند در هر حال از برخی از تدفین ها استفاده مجدد وبه احتمال زیاد خانوادگی نیز شده است یک نمونه بارز تدفین های گروهی وخانوادگی تدفین شماره 1400 است که به روشنی استفاده مجدد از ان حداقل در چهار زمان مختلف به خوبی دیده می شود در این تدفین بقایای یک فک وبرخی استخوانهای ناشناخته در یک گوشه قبر جمع شده و بعد بقایای مشخص تر تدفین بعدی که جدا سازی این دو تدفین مشکل بوده وبنابراین با نامهای D-C1400 خوانده شده اند در کنار این استخوانها قرار داده شده است ودر یک مرحله بعدی تدفین سوم انجام گرفته است وسپس با پوشاندن بقایای اسکلت فرد سوم توسط یک فرش حصیری ، تدفین آخر یعنی زن جوان 81 تا 20 ساله در روز این فرش حصیری انجام گرفته است اما این نمونه ها کم ونادر هستند ومجموعا می توان آنها را به همان خانواده های ممتاز جامعه نسبت داد.
از مجموع 855 شیی ثبت شده در تدفین های سردابه ای ، تعداد 383 شیی متعلق به 12 قبر مردان بوده و286 شیی در 9 قبر دسته جمعی پیدا شده است در تعداد 8 تدفین زنانه تعداد 137 شیی پیدا شده است و6 شیی دیگر متعلق به 2 تدفین کودکانه و43 شیی در3 قبر ناشناس جنسی پیدا شده است.
شاید مهمترین قبرهای سردابه ای تدفین های باشند که بیش از 50 شیی اهدایی داشته اند .در حقیقت پس از تدفین شماره 311 با 34 شیی اهدائی به تدفین های بر می خوریم که بین 57 تا 101شیی اهدایی داشته اند به مانند کمیت اشیاء این گروه که قابل مقایسه با گروه های پیشگفته نیستند اشیاء اهدائی از نظر کیفیتی نیز در رده بالاتری به تدفین های پیشین متعلق هستند واز سوی دیگر بین اشیاء خود این گروه نیز تفاوت های قابل توجهی وجود دارد تعداد هفت تدفین متعلق به این گروه می باشند تدفین شماره 1615 (57) شماره 731 (61) شماره 5005(63) شماره 1705( 65 )شماره 527 (18) شماره 1400 (88) وبلاخره تدفین شماره 1404 (101) شیی که حاوی بیشترین اشیاء اهدائی پیدا شده در گورهای سردابه ای است.
تدفین شماره 731 متعلق به مردی 20-25 ساله با 61 شیی به همراه تدفین شماره 1400 با 88 شیی به احتمال قوی از نظر کیفیتی بالاترین ومهمترین تدفین های سردابه ای شهر سوخته بشمار روند در تدفین شماره 731 علاوه بر ظرفهای سفالی رایج ومعمول وسبدهای متعدد ظرف چوبی قاش چوبی سبدهای حاوی بقایای انگور ، مهر فلزی ، بقایای پرندگان وسایر بقایای ارگانیک دو شیی منحصر به فرد دیگر نیز یافت شده اند که تا کنون در شهر سوخته دیده نشده اند اولی جام پایه دار سفالی شماره 24 است که شاید نخستین کوشش بشر ساکن فلات ایران در نشان دادن حرکت ویا با تعاریف امروزی انیمشین باشد ودیگری یک تخته بازی چوبی ومهره های آن می باشد.
در مجموع ودر میان تدفین های سردابه ای توصیف شده در بالا تعداد 4 عدد از آنها دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که به آنچه که در صفحات پیشین مبنی بر تعلق آنها به طبقات خاص اجتماعی گفته شد صحه می گذارند این تدفین ها عبارتند از تدفین های تک نفره شماره 731 ، 725 ، و2 وتدفین گروهی شماره 1400 که با توجه به نوع اشیاء تنوع کمی و کیفی از دیگر تدفین های متمایز هستند علاوه بر آنها می توان به تدففین های تک نفره 749 یک زن ثروتمند 712 تدفین مردانه ثروتمند وخاصه وتدفین شماره 2 یک فرد 20 ساله با جنسیت نا مشخص نیز به عنوان تدفین های خاصه اشاره نمود که از نظر کیفیت وکمیت با سایر تدفین های سردابه ای وغیر سردابه ای تفاوت دارند.
تدفین شماره 725 متعلق به زنی 30 -35 ساله بوده است ودارای 81 شیی اهدائی می باشد این تدفین از نظر کمی وکیفی یکی از ثروتمند ترین قبرها ومتنوع ترین آنها می باشد در این تدفین علاوه بر ظرفهای سفالی ویک بزغاله قربانی یک مهر مفرغی که معمولا از قرهای زنان به دست می آیند نیز پیدا شده است 4 مهره طلا و137 مهر از جنس گوارتز ، عقیق ، فیروزه ، لاجورد ، کالسادنی ، فیروزه وهدف لوازم زینتی کامل این زن بوده اند جز از این ها تعداد 7 سبد هاون ودسته هاون خراشنده سنگی ، یک مهره فیروزه میله استخوانی یک گل یخ چوبی وبالخره یک پلاک نقره ای اشیاء اهدای این تدفین را کامل می کند وجود مهره های طلا وپلاک نقره ای به همراه مهره های فیروزه ولاجورد که از سنگهای کمیاب وگرانبهای هزاره سوم پیش از میلاد در شهر سوخته می باشند در این تدفین حکایت از موقعیت بسیار ممتاز صاحب آن در جامعه شهر سوخته می باشد.
نکته مهمی که باید درباره ثروت وغنای قبرهای شهر سوخته بیان کرد تفاوت های کیفی وکمی اشیاء داخل قبرها می باشد اختلاف میان اشیاء وکیفیت ومرغوبیت با نوع مواد استفاده شده در ساختار آن ها به نوع ساختمان قبور نیز بستگی دارد.
با توجه به نوع ، شکل واستاندارد بودن اشیاء به ویژه سفال های گورهای سردابه ای وهمچنین با توجه به اعتقادات مردم جامعه شهر سوخته به زندگان پی از مرک به نظر می رسد برای انان مرگ تنها مرحله ای خاص از زندگانی وبه صورت یک خواب موقت وگذرا شمرده می شده است همین داده ها نشان می دهند حداقل در یک برهه از زمان سازمان وتشکیلات خاصی برای ساختن ظروف مربوط به تشییع در این شهر وجود داشته وبه همین ترتیب به نظر می رسد گروه کاهنانی وجود داشته که مراسم تدفین را بنا بر خواهش صاحبان مرده انجام می داده اند هماهنگی در چیدن ظرف ها وشکل آنها در برخی از موارد وبه ویژه ویگانه ای در انجام مراسم تدفین وجود داشته است که کم وبیش همگان آن را رعایت می کرده اند در قبور سردابه ای تعداد بسیاری از ظرف ها که بیشتر هیچ گونه استفاده ای از ان ها نشده دیده شده است برخی از اشیاء پیدا شده در قبرها صرفا جنبه تدفینی داشته اند وبرخی دیگر ظرف هایی بوده اند که مورد علاقه فرد مدفون در ان گور خاص بوده اند در میان این گروه آخری گاهی قطعه ای از یک ظرف سنگی یا سفالی دیده شده وحتی در برخی موارد شرف های شکسته ای را بند زده تعمیر کرده ودر قبر جای داده اند.
قبرهای مردمان شهر سوخته بسیار نا منظم هستند در حقیقت در هر پدیده مربوط به تشییع نا منظمی وعدم پیروی از یک رو به خاص دیده می شود شکل تدفین ها ، تشییع نوع ساختاری قبور گونه قراردادن اشیاء در قبرها وجهت گورها هیچ یک از یک وضعیت استاندارد ویاجتی شبه استاندارد پیروی نمی کند وتنها کونه قراردادن اشیاء در گورهای سردابه ای تقریبا یکسان به نظر می رسد قبرها در همه جهان جغرافیایی کنده شده اند اما با جهت های متفاوتی در قراردادن مدفونین در قبرها اگر چه جهت های شرقی – غربی وشمال شرقی - جنوب غربی ترجیح داده می شده اند.
سر مدفونین وجهت نگاه چشمان آنان نیز در جهات گوناگون جغرافیایی قرار می گرفته است بدن این افراد به شکل های مختلف چهار طاق خوابیده به پشت خمیده به راست خمیده به چپ وحتی پشت ورو در گورها کار گذاشته می شده است.
فقدان هر گونه نظمی در ترتیب ساختارها ، جهت قبرها واسکلت ها ونیز توزیع اشیاء ونیز فقدان هر گونه ترتیب تاریخی موجود در توزیع جغرافیایی قبرها در شهر سوخته گواهی هستند بر وجود سنتهای که متجاوز از حدود یک هزاره بر این جامعه حکمفرما بوده اند از سوی دیگر همین بی نظمی در مراسم تشییع وگونه وساختار قبرها نشانی از آن دارند که مردم جامعه شهر سوخته متعلق به گروه های مردمی ونژادی متفاوتی بوده اند که خاطرات ویادهای سرمزین های اصلی خود را همواره نگاه داشته وبا وجود اختلاط با یک دیگر توانسته بودند سنتهای رایج سرزمین های اصلی وریشه های مهاجرتی خود را در این جامعه جدید التاسیس نیز حفظ نمایند.
بیشتر گفته شد که مراسم تدفین وتشییع در گورستان شهر سوخته از هیچ قائده معینی پیروی نمی کرده است در حقیقت می توان مصور کرد که مراسم تدفین در ساعات مختلف روز انجام می شده است واگر این فرضیه درست باشد طبعا سنت های آئینی مرتبط با زمان دفن نیز اجرا می شده است در حقیقت زمان تدفین را تا حدودی می توان از روی جهت جغرافیایی تدفین و جهت نگاه چشمان مدفون به جهات مختلف تشخیص داد زمانی که اغفراد به صورت پشت و رو وبا صورت به روی کف قبر دفن شده اند تدفین در شب ویا غروب ویا در هر حال در زمان ناپدید شدن خورشید انجام می گرفته وبر عکس زمانی که صورت کاملا بسوی مرکز آسمان قرار می گرفته به معنای انجام انجام مراسم دفن می توانسته است در صبح ویا عصر انجام گرفته باشد.
گمانه Mدر قسمت ورودی گورستان ودر بلندترین قسمت آن ودر کنار آبراه بزرگی که قبرستان را از منطقه مسکونی جدا می کند قرار گرفته است حدود 75 متر مربع از این گمانه تا عمق 190 سانتی متری حفاری شده است علاوه بر تعداد 6 تدفین پیدا شده در این گمانه چهار مجموعه از اشیاء نیز در این جا دیده شده که نمی توان آن ها را به هیچ قبری منتسب نمود مجموعه A در بخش شمالی گمانه قرار دارد وشامل یک ظرف بسیار کوچک گلی بوده است مجموعه B در جنوب غربی گمانه واقع شده وشامل سه لیوان نخودی رنگ منقوش دوکاسه وقطعه ای حصیر بوده است .سومین مجموعه یعنی مجموعه Cدر قسمت جنوبی گمانه وحاوی یک خمره ویک کاسه غیر منقوش بوده است مجموعه Dرا شادی بتوان قابل توجه ترین این مجموعه ها در قسمت جنوب شرقی گمانه دانست این مجموعه شامل یک میله استخوانی ، ابزارهای سنگی ، ظرفهای سفالی ، یک تیغه خنجر مفرغی وقطعات استخوان می باشد که در روی سطح این مجموعه پراکنده شده اند در خلال ششمین فصل کاوش در شهر سوخته بسیار نزدیک وتقریبا چسبیده به این مجموعه بقایای خالی دو اتاق کوچک مستطیل شکل باریک به اندازه 2 در 1 متر که دیوارهای آن با خشت ساخته شده بوده است پیدا شد شواهد موجود در این جا نشان دهنده وجود ارتباط بین موقعیت مربع ، دو اتاق باریک خالی ، سطح کف سازی شده مجموعهD واشیاء پراکنده در روی این کف می باشند بررسی این شواهد می تواند به این نتیجه برسد که این مجموعه واتاقهای باریک خالی به احتمال زیاد محل آماده سازی اولیه وآئینی مردگان برای انجام مراسم تدفین باشد تا پیدا شدن مدارک جدیدتر برای تفسیر وتعبیر این بخش از گورستان به نظر می آید که تفسیر حاضر قبال پذیرش می باشد.
وجود قبرهای دسته جمعی ، خانوادگی ، خالی ویا دوباره استفاده شده نشان از وجود آئین ها وسنتهای اجتماعی خاصی در شهر سوخته است در خلال کاوشهای شهر سوخته تعدادی قبرهای خالی دیده شده است برخی از قبرهای خالی صرفا گودال هائی بوده که کنده شده واماده استفاده بوده اند. برخی دیگر از قبرها اسکلت نداشته اند اما دارای اشیاء اهدائی بوده اند مانند تدفین های شماره 1608، 5007 ، 4100 ،1708،2519 ،3000 ،4000و3505 این قبرهای بدون اسکلت بین 3 تا 18 شیی اهدائی بوده اند .تدفین شماره 3000 علاوه بر دارا بودن تعداد 18 شیی اهدائی دارای بقایای اسکلت یک بزغاله نیز بوده است علت خالی بودن این قبرها از اسکلت نوعی است سنت آئینی بوده است تصور می روداین قبرها به یاد اشخاصی ساخته شده که دور از سرزمین خود مرده ویا کلا ناپدید شده اند واقوام وآشنایان آنها این قبرها را با رعایت کلیه مراسم مذهبی به یاد آنان ساخته اند. وبه این ترتیب به وظایف آئینی خود عمل کرده اند.
برخی از مردم شهر سوخته را با لباس ویا پارچه کفنی دفن می کرده اند در تعدادی از قبرها آثار پارچه در روی بدن مردگان دیده می شود پارچه ها در شهر سوخته به سه شکل مختلف پیدا شده اند به صورت پارچه کفن که مرده را در ان می پیچیده اند. به شکل زیر انداز و روانداز و به شکل لباس رایج ترین شکل نوع اول بوده است ودر نوع دوم استفاده پارچه در قبر ، معمولا پارچه زیر انداز خشنتر از روانداز بوده است در این نوع ابتدا کف قبر یا پارچه ای پوشیده می شده وسپس بدن را در روی ان می گذاشته ویا پارچه ای ظریفتر می پوشانده اند در تدفین شماره 1709 کف قبر به احتمال زیاد با نمد پوشیده شده بوده است یکی از بهترین نمونه های دفن با لباس تدفین شاره 1703 است کف این قبر وزیر بدن مدفون با پارچه ای بسیار ضخیم پوشیده شده بوده است وقطعاتی از پارچه در روی بدن مدفون نیز قرار داشته است در زیر این پارچه واسکلت تعداد 73 مهره (25 عقیق ، 8 سنگ آهک ، 8 سنگ لاجورد، 3 کالسادونی و2 طلا ) پیدا شد به احتمال بسیار زیاد این مهرها جهت منجوق دوزی در پشت لباس مدفون استفاده شده بده است در تدفین شماره1504 نه تنها قبر دارای زیر انداز ورو انداز بوده است بلکه کل بدن نیز در پارچه ای پوشانده شده بود ومقدار زیادی طناب نازک نیز در کنار اسکلت کار گذاشته شده بوده است میان تعداد 22 قبری که دارای پارچه های زیر انداز ورو انداز بوده اند تنها شش تدفین مردانه بوده وبقیه به زنان وکودکان اختصاص داشته است.
بیش از 21 % از قبرهای شهر سوخته حالی از ه گونه ماده فرهنگی هستند وتنها حاوی بقایای اسکلت های انسان می باشند بدون شک این درصد بالای قبرهای خالی قابل توجه می باشد واگر چه خالی بدون برخی از انها می تواند تصادفی بوده اما نمی توان این مسئله را به کلیه قبرهای خالی نسبت داد در حقیقت امکان ندارد که بتوان به علت اصلی این پدیده پی برد زیر این امکان وجود دارد که برخی از قبرها دارای اشیاء ساخته شده ازم واد ارگانیکی مانند غذا ، حصیر ، سبد ، پارچه ، چوب وامثال آن بوده که در طی سالیان دراز کاملا پوسیده واز بین رفته اند.
با وجود این نسبت قبرهای دارای اشیاء تدفینی نسبت به قبرهای خالی بسیار بیشتر بوده است وبه خاطر شرایط خوب طبیعی مقدار زیادی از این اشیاء به خوبی باقی مانده است این شایاء شامل مجموعه های متنوعی از اشیاء مختلف ومواد گوناگونی است که به شناسائی هرچه بهتر وضعیت اجتماعی جامعه شهر سوخته یاری می رساند تفاوت های موجود کیفیتی وکمیتی در قبرها وبین تدفین های فقیر وغنی به ساختار قبرها وموقعیت اجتماعی مدفونین مرتبط می شود تعداد گورهای حفاری شده نسبت به تعداد گورهای تخمین زدهشده در شهر سوخته هنوز انقدر نبست تا بتوان با دقت به علت این تفاوتها اشاره کرد وامروزه تنها می توان از طریق بررسی کمی وکیفی اشیاء داخل قبور تا حدودی به موقعیت اجتماعی افراد پی برد . هر تدفین معمولا دارای یکی یا دو لیوان ، یک کاسه ، یک خمره کوچک ، یک ظرف سنگی است که حاوی بقایای مواد غذائی گوناگونی هستند به این مجموعه می توان تعدادی مهره از سنگهای نیمه قیمتی ویا ابزار سنگی ومفرغی وساتخوانی را نیز اضافه کرد ودر قبور زنان مجموعه فوق اغلب با وجود یک مهر ویک ظرف رنگارنگ کاملتر می شود.
یک بررسی در روی اشیاء پیدا شده از قبرهای حفاری شده نشان می دهد که بیش از 33% از این اشیاء معادل 643 عدد از 16 قبر بدست آمده اند هشت تدفین زنانه با 403 شیی پنج تدفین مردانه با 155 شیی یک تدفین کودک با 47 شیی یک تدفین نا شناخته جنسیتی با 19 شیی ویک تدفین خالی با 18 شیی این امار نشان دهنده اختلافات قابل توجه بین قبرهای شهر سوخته است چه از نظر کمیتی بین قبرهای غنی وفقیر وچه از نظر جنسیتی در حقیقت در مقایسه با قبرهای فقیر یعنی قبرهائی که دارای حداکثر 17 شیی بوده اند قبرهای ثروتمندی نیز وجود دارند که بین 50 تا بیشتر از 100 عدد شیی داشته اند تدفین زنانه شماره 1705 با 65 شیی تدفین زنانه شماره 1400 با 88 شیی تدفین زنانه شماره 5005 با 63 شیی تدفین مردانه شماره1615 با 56 شیی وتدفین مردانه شماره 1404 با 101 شیء.
بیشتر گرفته شد که بیش از 12% از ورهای حفاری شده خالی از هر گونه مواد فرهنگی بوده اند اگر چه این گروه از قبرها شامل هر دو جنسیت مذکر ومونث بوده ونمونه های انها در همه جای گورستان پیدا شده اما بیشتر انها متعلق به نوزادان وبا کودکان خردسالی بوده که در عمق کمی از سطح زمین دفن شده اند از ان جائی که هنوز اطلاعات دقیق وکافی در مورد چگونگی مراسم تشییع وتدفین در شهر سوخته ونیز آئین های مذهبی رایج در این اجتماع آگاه نیستیم نمی توان گفت که این تدفینها از اغاز به راستی خالی بوده اند ویا اینکه مواد موجود در انها طی گذشت سالیان دراز پوسید واز بین رفته اند هر چند که در این مورد دوم لازم به اشاره است که حتی در صورت وجود مواد ارگانیک فاسد شدنی امکان دستیابی به بقایای آنها وجود دارد . اشیاء سفالی اصلی ترین موادی هستند که تقریبا در کلیه قبرها به استثنای قبرهای خالی وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء هدایای دیگری ساخته شده از سنک گل ، فلز ، استخوان ، چوب ، پارچه وامثال آن نیز در قبرها دیده می شود.
ظرفهای مرمری شهر سوخته به دو گروه اصلی ظرفهای مخروطی وظرفهای استوانه ای تقسیم می شوند از سنگ صابون ، بر خلاف شهداد ، یحیی وبه خصوص جیرفت در شهرسوخته تنها برای ساخت برخی از اشیاء کوچک وبه ویژه مهرهای مسطح استفاده می شده است.
تعداد اشیاء ساخته شده از فلزات نیز محدود بوده است به ساخت میله های تزئینی برخی از انواع تیغه ها ویا داس ومهره ها بیشتر اشیاء فلزی به خاطر اکسید شدن بیش ازحد پوسیده شده ورنگ انها به سبزی تیره گرائیده است در میان اشیاء فلزی به خصوص می توان به دو ظرف کوچک مفرغی اشاره کرد که به ترتیب در تدفین های شماره 3208 و3400 به دست امده اند سرمه دانه های کوچک استوانه ای به همراه میله های فلزی سرمه کشی نیز در تدفین ها دیده شده است این سرمه دانها معمولا از قبرهای زنانه به دست می آید اما در تعدادی از قبرهای مردن نیز دیده شده اند.
اشیاء ساخته شده کوچک وریز از سنگ که عمدتا ابزار کار بوده اند نیز در تدفین ها دیده شده اند در تدفین شماره 2701 در کنار ضایعات سنگی تعداد پنج نوک مته ریز ساخته شده از پشم وتعداد دیگری تیغه های فلینت در پائین پای مدفون دیده شده است.
تا کنون تعدا د18 مهر استامپی واستوانه ای از قبرها به دست آمده است مهرها در نزدیکی استخوان ران ونزدیک کمر ودرک نار مچ مدفونین قرار داشته اند در یک مورد مهر به همراه یک مهره سیاه رنگ داخل یک خمره رنگارنگ در یک قبر زنانه قرار داده شده بوده است.
تعداد 833 مهره از سنگهای گوناگون به شکل منفرد ویا به شکل دستبند ومچ بند وپابند از داخل 85 قبر پیدا شده است توزیع مهره ها تا حدودی به جنسیت افراد مرتبط می شده است 36 تدفین مهره دار متعلق به زنان بوده 25 قبر مردانه ، 10 قبر متعلق به کودکان ، 5 قبر گروهی و8 قبر متعلق به افرادی با جنسیت ناشناخته بوده است .مواد گونانگونی برای ساختن مهره ها به کار رفته است : سنگ لاجورد ، انواع عقیق ، کالسادونی ( نوعی مرمر) فیروزه واحتمالا پشم ، جز از این ها مواد دیگری که کمتر بکار برده شده عبارتند از مرمر ف سنگ آهک ، فلز ( مفرغ ) سدف ، استخوان وسفال از طلا برای پوشش مهره های چوبی وسنگ لاجورد استفاده شده است کائولین وخمیر شیشیه نیز به صورت جواهرات بدلی استفاده شده است.
در میان سنگهای نیمه گرانبها عقیق با 304 نمونه بیشترین استفاده را داشته وپس از آن سنگ اهک با 175 نمونه ، سنگ لاجورد با 134 نمونه ( 52 مهره دارای پوشش طلائی بوده اند ) کالسادونی با 42 نمونه وبلاخره فیروزه با 19 نمونه امده اند.
سایرمواد استفاده شده برای مهره سازی عبارتند از مرمر با 17 نمونه صدف وکائولین هر کدام 12 نمونه استخوان وسفال به ترتیب با 4و3 نمونه ، پشم وخمیر شیشه هر کدام با یک نمونه مواد دیگر استفاده شده برای مهره سازی در شهر سوخته می باشند بقیه مهره ها از موادی تهیه شده اند که در حال حاضر شناسائی آنها ممکن نبوده است پیدا شدن 17 هره طلائی به علاوه مهره های سنگ لاجوردی که با ورقه های طلا پوشیده شده اند گواهی بر شناسائی مردم شهر سوخته از این فلز گرانبها می باشد.
مهره های گرد تقریبا بزرگ با قطر بین 2 تا 3 سانتی متر ساخته شده از سفال ویا مرمر در قبرهای مردان وزنان پیدا شده است بیشتر از این مهره ها در نزدیکی کمر جای داده شده بودند در برخی از قبرها مانند 1414 و2811 این مهرهای بزرگ به همراه گردنبند در 4206 نزدیک گردن در 5001 زیر بدن در 4310 یکی در روی پیشانی ودیگری نزدیک جمجمه8 وبلاخره در 4314 سه عدد در زیر جمجمه فرد مدفون پیدا شده است مجموعه این شواهد نشان می دهند که کاربری این مهره ها تزئینی نبوده بلکه از انها برای انجام مراسم آئین ها متداول تشییع استفاده می شده است.
بیشتر مهره ها در محل ساخته می شده اند .در بخش موسوم به بخش صنعتی شهر سوخته ودر مربعهای EWK وEWP صد ها وصدها ابزار کار سنگی شکسته وناقص ، ضایعات مهره های نیمه تمام وگاهی کامل پیدا شده است که ناشن از وجود کارگاههای مهره سازی در این محل می دهد شاهد دیگر ازت دفین شماره 2701 برمی آید در این جا در پائین پای فرد مدفون قطعات پوسیده واز بین رفته یک کیسه چرمی دیده شده که تعداد بسیاری از ضایعات ، مهره های نیمه تمام وابزارهای گوناگون مهره سازی در قبر این صنعتگر پیدا شده است.
از بیشتر این مهرها برای ساختن گردنبند استفاده می شده است در میان گورهای حفاری شده تعداد 27 گردنبند ، 5 دستبند ویک پابند پیدا شده است در سه تدفین شماره 3105 ، 4407 و4410 علاوه بر گردنبند هر اسکلت دارای یک دستبند نیز بوده است در تدفین شماره 3400 علاوه بر گردنبند فرد مدفون دارای دودستبند یکی از سنگهای نیمه گرانبها ودیگری از مهره های طلائی در دست داشت.
دریک تقسیمبندی کلی اشیای پیدا شده در قبرهای شهر سوخته میتوان آن را به گروه های زیر تقسیم کرد.
1- اشیای مورد استفاده در زندگانی روزمره
2- اشیای زینتی
3- اشیای آیینی
4- اشیای مربوط به مشاغل
5- مواد غذایی
اشیاء از مواد مختلفی چون سفال ، انواع سنگ ها ، چوب ، گیاه ، استخوان ، فلز ، گل وجز آن ساخته شده اند ومواد غذایی شامل جبوبات ، میوه ، تخم پرندکان وگوشت جانوران مختلف بوده است .سفال یکی از مواد اصلی واولیه مورد استفاده این جامعه بوده که به مقدار شگفت آوری تولید می شده واین مهمترین علتی است که حتی امروزه در بسیاری از بخش های مختلف شهر وبه ویژه مناطق مسکونی بدون پا گذاری روی توده های انبوه سفال نمی توان گام برداشت .اشیای سنگی گوناگونی از قبرهای شهر سوخته به دست امده اند که در میان آن ها مهره های گوناگون ساخته شده از سنگهای نیمه گرانبها نیز دیده می شوند .بجز سنگهای نیمه گرانبها از انواع سنگ ها به رنگ ها وشکل های مختلف از سفید وشیری تا قهوه ای و رگه دار برای ساختن اشیای گوناگون وبه ویژه لیوان ، گلدان ، کاسبه ، سرمه دان وابزار استفاده شده است اما از سنگ صابون بجز ساخت مهرها وبرخی از اشیاء استثنائی استفاده چندانی نمی شده انواع دیگر سنگ ها چون سنگهای بازالتی وآتشفشانی ورسوبی رودخانه ای برای ساختن اشیای گوناگون از جمله سنگ ساب ، چاقو تیزکن وابزار کار استفاده شده است درمیان اشیای سنگی ، برخی از ابزارهای مورد استفاده صنعتگران مانند نوک مته ، اره وچاقو وابزاری چون اسکنه دیده شده اند آثار واشیای چوبی ، حصیری وکلا گیاهی فراوانی در شهر سوخته پیدا شده که این محوطه را در میان سایر محوطه های باستانی همزمان خود در فلات ایران متمایز می سازد در میان اشیای قابل توجه چوبی گورستان شهر سوخته می توان از کی ملاقه چوبی نام برد که در تدفین شماره 1400 همراه یک جعبه اینه چوبی پیدا شده است.
قطعات وباقی مانده های سبدهای نثی وحصیری در اندازه های مختلف در میان گورهای شهر سوخته بدست آمده است در بعضی موارد دیده شده غذها هدایای یک قبر ابتدا داخل کیسه ای پارچه ای یا سبدی حصیری گذاشته شده وسپس این کیسه یا سبد داخل ظرفی معمولا کاسه سفالی کار گذاشته شده است سبدهای حصیری تقریبا بزرگ همراه سایر اشایء در قسمت های مختلف قبر جای داده می شده اند.
بیشتر مواد غذایی در ظرف های سفالی پیدا شده اند مقدار این اشیاء وهدایا بستگی به شخصیت وطبقه اجتماعی فرد مدفون داشته است در برخی از قبرهای ثروتمند مقدار مواد غذائی واشیاء بسیار زیاد ومتنوع بوده است انچه مسلم است مواد جامد بشتر در کاسه ها ومواد مایع در خمره ها ولیوان ها جای داده می شده است تقریبا تمام لیوان های پیدا شده به ظاهر خالی بوده اند اما آزمایش ها وبررسی های انجام شده از روی نمونه خاک ها وبقایای چسبیده به بدنه این گروه از ظرف ها نشان داده کلیه این لیوان ها حاوی مایعی شیرین وتخمیر شده از انواع انگور بوده اند کهپیش از ریختن داخل لیوان ها صاف می شده است همین مایع ومایعات دیگر واین بار صاف نشده داخل خمره های بزرگتر ریخته می شده که بقایای آن ها به شکل دانه وهسته های خرد شده انگور ته نشین شده وچسبیده در کف وداخل این خمره ها دیده شده است در میان مواد مختلف غذائی بخصوص دانه های گیاهی ، انواع گندم ، جو عدس معروف به زابلی ، تخو هندوانه ف خوشه های کامل انگور پوست تخم پرندگان جنگلی ماهیان ریز ومقادیر بسایری ریشه های گیاهی چون سیر را می توان مشاهده کرد.
اطلاعت وداده های بدست امده از داخل گورهای حفاری شده نشان می دهند که گورهای شهر سوخته مخزن سرشاری از داده هاست که برای باز سازی تاریخو تمدن این شهر وفلام ایران مهم هستند بقایای موجود در این قبور باستان شناسان را در فهمیدن علل وچرائی مرگ ومیرهای دسته جمعی ، سن وسال وتغذیه ونوع بیماری های موجود نژاد وخطوط احتماعلی مهارجت ها کمک می کنند از ان گذشته همین بقایا و مانده ها به روشن کردن وضعیت اجتماعی وطبقات مردم وشغل ومرتبه اجتماعی مردم ونیز آئین های رایج در آن جامعه کمک فراوان می نمایند .کشف نکاتی چون وجود بیماری های واگیر ف ائین های مختلف تشییع نشان از باورهای مذهبی ( قبور دسته جمعی با ردیف جمجمه ها ویا وجود جمجمه سگهای اهلی شده در برخی از قبور ) باورهای اجتماعی ( قتل عمدی وسربریدن ها که ممکن است ریشه های مذهبی نیز داشته باشد )استفاده از کفن ویا لباس ریشه های مختلف نژادی ومهاجرتی ( نوع قبور آسایی مرکزی ودشت سند ) شغل وکار مردم ( قبور صنعتگران ودامداران ،) معماری قبور ( شکلهای نه گانه قبور ) سن وسال افراد بیماری ها وابستگی های خانوادگی ( قبور خانوادگی ) تاریخ تحول علوم پزشکی ( جراحی جمجمه وشکسته بدی ) طبقات اجتماعی گوناگون ( قبور فقرا واغنیاء ، ظروف سفارشی برای تدفین )همگی نشان از وجود یک جامعه پیشرفته وسازمان داده شده می باشند.
نحوه تدفین وتشییع و وجود تذورات مختلف وشکل وجتی جهات جغرافیایی قبرهای کنده شده هر کدام به تنهائی می توانند در ارتباط با مبانی مذهبی در جامعه شهر سوخته باشند در میان قبرها واسکلت های یافته شده در شهر سوخته صرف نظر از اختلافات نوع ساختمان قبور که به احتمال زیاد دارای ریشه های مهاجرتی ونژادی هستند باید به نوه ونحوه تدفین ها که به نوبه خود در تفسیر وتبیین عقادی وآرا موجود در شهر سوخته مهم هستند توجه کرد اسکلت های شهر سوخته در جهات مختلف جغرافیایی وشکل های مختلف دفن شده اند .از روی شکل این تدفین ها واشیاء موجود در انها صرف نظر ازپی بدن به شغل ومرتبه اجتماعی افراد مدفون در آنها وصرف نظر از امکان تعیین فصل وزمان تقریبی فوت ویا تدفین افراد می توان به برخی از جنبه های اعتقادات مذهبی مردم این جامعه نیز پی برد این نکته آخری را به خصوص می توان از روی جهت حفر قبرها ونحوه تدفین وقراردادن افراد واشیاء وبالاخره نحوه توزیع انها در این قبرها شناسائی کرد.
اشاره شد همراه مردگان شهر سوخته هدایا ونذورانی نیز دفن می شده است اما تعدادی از قبرها نیز ظاهرا خالی از این دسته از هدایا ونذور بوده اند بیشتر قبرهای خالی از شیی مربوط به کودگان ونوزادان کمتر از دو سال بوده وتعدادی از آنها کاملا فرسوده واز بین رفته بودند واین امکان وجود دارد که این گروه از قبرها حاوی هدایا ومواد از بین رفتنی چون غذا ویا اشیای ساخته شده از پارچه وگیاه بودند که در طی زمان از بین رفته ویا اصولا متعلق به گروهی از افراد جامعه یا اعتقاداتی متفاوت با دیگران بوده اند وبنابراین قبرهای آنان خالی از هرگونه هدیه ویا نذر بوده است اشیاء ونذورات داخل قبرها اغلب بیش از دو کاربرد داشته اند که یکی در ارتباط با اعتقادات مذهبی افراد ودیگری بیانگرمرتبه اجتماعی وشغل آنان بوده است بررسی های انجام شده در روی اشیاء قبرها ونحوه توزیع وجایگذاری آنها نشان می دهد که بیشتر اشیاء وبخصوص مواد غذائی در کنار سر ودر دسترس مدفون قرار داشته اند. اشیاء زینتی نیز معمولا در دسترس زنان و نزدیک دست ها ویا سر وجمجمه آنان قرار داشته مهرها که نشان های قدرت وکنترل اقتصادی بوده اند اغلب در کنار بازوی فرد مدفون بوده ومواد غذائی در همه پهنه قبر گسترده شده بوده است اشیاء افراد فقیر جامعه اغلب یک لیوان ویا کاسه محتوای ماده تخمیر شده وبدست آمده از عصاره انگور در کنار جمجمه ونزدیک دست که دسترسی به آن آسان بوده قرارداده شده ودرم واردی که یک جانور کامل قربانی شده بوده قبرانی موصوف همیشه در بالا ویا زیر جمجمه ویا در هر حال بسیار نزدیک به سر وی قرار داشته است در میان اشیاء یافت شده در قبرها وسائل شخصی وخصوصی افراد مانند وسائل کار ویا رایش وکلا لوازم شخصی انان نیز دیده شده است در میان اشیائی که می توان آنها را به نوعی به باورهای اجتماعی افراد منتسب کرد تعداد قابل توجهی مهره های سنگی نیز دیده شده است بررسی های انجام شده نشان داده اند که این مهره ها به حدود 200 عدد می رسد که تعداد انها از مهره های لازم برای ساختن یک گردنبند ویا دستبند که معمولا بین 10 تا 25 مهره بوده بیشتر بوده وگاهی از اوقات مشخص است که از مهره ها برای منجوق دوزی لباس استفاده شده بوده است نحوه قرار گرفتن مهره ها وتعداد انها در برخی از قبرها نشانی از یک تفکر ایدولوژیکی ومذهبی دارد یک بررسی مقدماتی در روی مهره های شهر سوخته ومحل پیدائی آنها وجایشان در قبرها نشان داده در گورهائی که تعداد مهره ها محدود وکم بوده معمولا دو مهره نزدیک سر ویا زانو ویا هر دو سوی بدن کار گذاشته می شده ودر آن گروه از قبرها که تعداد مهره ها کمنر یعنی یک عدد بوده مهره مزبور با در زیر گردن ویا در روی پیشانی کار گذاشته شده بوده وطبعا این نکته را باید مورد توجه قرار داد که گذشت سالیان دراز وفشار خاک کمک زیادی به جابجائی محل اصلی مهره ها کرده اند.
در دنیای پیشرفته شهر سوخته دنیای پس از مرگ نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است باقی گزاردن صدها شیی مختلف واغذیه ونذور وابزار کار وسایرمدارک وشواهد همگی نشان دهنده اعتقادات این مردم می باشند انواع شکل های تدفین نوع تعبیه اشیاء ونذورات داخل قبور مواد مصرفی داخل این ظروف انواع مختلف ساختمان قبور وشواهد بسیار دیگری نشان دهنده اعتقادات عمیق این مردم به زندگی پس اط مرگ ودر نتیجه اعتقاد به وجود یک نیروی برتر بوده است تعداد قابل توجهی پیکره های انسانی وجانواری در شکلهای مختلف از کاوشهای شهر سوخته بدست آمده است بیشتر پیکره های انسانی تجریدی واستعاره ای هستند مردانی با دستهای بالا برده به آسمان به حالت استغاثه با دستهای آویزان به حالت تسلیم با گردن فرو رفته داخل ردای بلند وزنان نشسته ودر حالت باروری یا ایستاده با سینه های برجسته ویا با کودکانی بسته به پشت وکمر همگی نشان از معانی مختلفی دارند پیکره های یعنی زن نشسته با پاهای دراز پولک های کوچک گلی تزئینی چسبانده شده است وهمین تزئینات در روی پیکره زن ایستاده به بلندی تقریبی 4 سانتی متر وجود دارد با این تفاوت که در این نمونه دومی تزئینات تا پائین زانو کشیده شده است این تزئینات در سه ردیف مجزا از یک دیگر که با سکه کمر بند از یک دیگر جدا شده اند قرار دارند وبسیار شبیه به هنر امروزی رایج در بلوچستان یعنی پولک دوزی در روی پیش بلند لباسهای زنان می باشد.
پیکره های مردان بیشتر از نوع ایستاده هستند دستهای باز وبا اویخته این مردان وعظلات برجسته آنان جالب بنظر می رسند وبا انکه مطالعات انسان شناسی فیزیکی نشان می دهند که مردان شهر سوخته در رده مردان نسبتا کوتاه قد طبقه بندی می شوند اما پیکره های گلی مردان شهر سوخته نشان از بدنهای عضلانی وقوی آنان دارند یکی از نمونه های جالب ، نادر وغیر عادی در میان پیکره مردان ، پیکره مردی بلند قامت است که ردائی یک نواخت وبلند در بر دارد وسر خود را تقریبا داخل گردن خود فرو برده وظاهری روحانی ومعنوی به خود داده است.
در میان جانوران پیکره گاو وگاو کوهندار از سایر جانوران بیشتر دیده می شود پیکره سایر جانووران مفید نیز در شهر سوخته پیدا شده که از جمله می توان به پیکره برخی از پرندگان وجانورانی چون پلنگ وگراز اشاره کرد این جانور همچون گاو می توانسته ستایش شده باشد نکته قابل توجه در ارتباط با پیکره این جانوران وبخصوص گاوها انست که تقریبا کلیه انان ناقص وشکسته بده اند واین شکستگی تنها به خاطر شکنندگی ونا مرغوبیت آنها نبوده بلکه این سمبل های خدایان پس از انجام وظیفه برای صاحبان خود به خصوص زمانی که نذر ونیاز صاحب خود را بر اورده نمی کرده اند شکسته وبه گوشه ای پرتاب می شدند زیرا کاربرد آنها خاتمه یافته بوده است.
شهر سوخته جامعه ای چند ملیتی بوده است شاخص های نژادی وفرهنگی وتمدنی بدست آمده از گورهای این شهر وآثار منقول بدست امده از کاوشها وآثار معماری مناطق مسکونی همگی تائید کننده این نکته هستند که ساکنان شهر سوخته از نقاط گوناگونی به آنجا مهاجرت کرده اند وبا این حال بیشتر عناصر مادی ومعنوی زندگانی قبائل هند وآریائی مقدم آسیای مرکزی در شهر سوخته بیشتر دیده می شوند هر چند کاوشهای جدید نشان داده اند که نباید از ارتباطات بیشتر این محل با نواحی جنوبی وغربی ایران غافل بود.
شهر سوخته بدون شک جزو شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده است این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری کارهای ظریف دستی در روی سنگ مرم وسفال وگل وحصیر دیده شده است بلکه در سازمان دهی اجتماعی شهر نیز همین نکته ها دیده می شوند شهر دارای تشکیلات منظم ومرتبی بوده است آثار باقی مانده در شهر سوخته نشان دهنده است که این جا طی هزاره سوم پیش از میلاد دارای یک نظام مرتب ومنظم آبرسانی وتخلیه فاضلاب بوده وانش پزشکی ویا جادوگری علمی تا آن حد پیشرفت کرده بوده که پزشکان شهر نه تنها از علومی چون شکسته بندی آگاه بوده اند بلکه ی توانسته اند به اجرای اعمال شگفت انگیزی چون جراحی جمجمه دست زنند از سوی دیگر پیدا شدن تنها لوحه نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر همراه با آثار مهرها وعلائمی که بیشتر به آن اشاره کردیم نشان از ارتباطات تجاری وکنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد وبه همین ترتیب مردم این جامعه به آن درجه رفاهی رسیده بودند که زنان به زیبائی ظاهری خود نیز توجه فراوان داشته اند ومردن آن احتمالا جزو نخستین مخترعین ومکتشفین سرگرمی های شبیه شطرنج ونرد بوده اند.
درباره چگونگی از بین رفتن وناپدید شدن شهر نظرات گوناگونی وجود دارد امکان یک حمله خارجی وتهاجم وغارت شهر به دلیل وجود هیچ گونه مدرک یقینی تقریبا منتفی است و انچه که برخی از پژوهشرگان از ان به عنوان پدیده ظهور آریائیان نام می برند نیز در ترک این محل دخالتی نداشته است آثار بدست آمده از کاوشهای شهر سوخته نشان می دهد که این جامعه در نیمه های هزاره سوم پیش از میلاد دچار بجرانی سیاسی – اقتصادی واجتماعی شده که عوامل اصلی نزول وسقوط تدریجی آن را فراهم آورده به نحوی که در پایان دوران چهارم استقرار جمعیت واندازه شهر کم وکوچک شده است قابل قبولترین نظر درباره ترک نهائی شهر ، خشکی وجابجائی دلتای رودخانه هیرمند وبستر ان است که ظاهرا مردم را به دنبال آب جابه جا کرده وبه نقاطی که فعلا از ان جای ها بی خبر هستیم کشانیده است.
1 comment:
Great thoughts you got there, believe I may possibly try just some of it throughout my daily life.
فرش سفارشی
Post a Comment