____________________________________________
در سال 1816 م وقتی که یک موزه دار اهل کپنهاک به نام کریستین تامسون به طبقه بندی و مرتب کردن آثار موزه خود پرداخت یک شیوه علمی و مدون را برای موزه داری پایه گذاری کرد . پس از او دستیار جوانش به نام جان جاکوب وارسا به کمک به استادش و کاوش هایی که د ر محل ها و قبور قدیمی نموده بود نام اولین باستان
شناس علمی معاصر را بر خود گرفت . وی بعدها به مقام استادی بخش باستان شناسی دانشگاه کپنهاک رسید و در سال 1843 . م اولین کتاب خود را به نام ( ادوار تاریخی دانمارک ) تحریر نمود . در آن کتاب علاوه بر طبقه بندی نظریات تامسون در مورد طبقه بندی و دوره های تاریخی به دوره سنگ ، برنز و آهن ، توانست مطالعاتی در مورد انجام کاوش و پیشنهاداتی در زمینه حفظ و نگهداری آثار باستانی و همینطور اهمیت استفاده از روش های مقایسه ای برای تعیین قدمت و تاریخ آثار ارائه دهد. وی همچنین برای اولین بار تعریف نسبتا دقیقی از علم باستان شناسی ارائه داد و با تعریف دیدگاه و مبانی باستان شناسی به عنوان یک علم ودانش جدید توانست آنرا تا حد زیادی با گنج یابی، عتیقه فروشی و عتیقه جمع کنی متمایز نماید . هر چند در زمان معاصر و با پیشرفت علوم و تکنولوژی این موارد نیز مانند گنج یابی ، عتیقه فروشی ، و عتیقه جمع کنی نیز تا حدی علمی تر شد و عتیقه جمع کنی هایی به وجود آمدند که به دلیل داشتن ثروت و مکنت فراوان مجموعه های کوچک و بزرگ اما خصوصی بر پا نمودند که هر یک به شیوه ای دقیق و علمی وتوسط کارشناسان و مرمت کنندگان تحصیل کرده حفظ و نگهداری می شد که در واقع به شکل موزه هایی خصوصی درآمد ند . اولین مجمع باستان شناسی در تاریخ 1872 میلادی به نام مجمع عتیقه داران انگلیسی تاسیس گردید . حر کت های جسته گریخته و نامنظمی در جهت جمع آوری و حفظ آثار باستانی در سرتاسر جهان شکل می گرفت و در قرن 18 میلادی تقریبا زمان تدریجی وتکوینی قوانین باستان شناسی فرا رسید . در همان زمان در اواسط قرن شخصی به نام جان وینگلمن اولین شخصی بود که با ارائه کتاب معروف خود به نام تاریخ هنر قدیم وجود اختلاف در سبک ها هنری را بیان نمود و معیاری نیز برای تکفیک ومتمایز نمودن آنها از یکدیگر ارائه داد به همین دلیل مدتها پدر باستان شناسی جدید شخص وینگلمن بود .اما زمینه شروع باستان شناسی علمی د ر ایران و مناطق نزدیک و وابسته مانند بین النهرین به مطالعات و بررسی کتب و مضامین مذهبی از قبیل تورات و انجیل بر می گردد که در آنها اروپائیان با نام و محل شهرهای مشرق زمین مثل بابل و کلده آشنا می شد ند همچنین بسیاری از دست نو شته ها و گزارشات مربوط به بازدیدها و مسافرینی که به قصدزیارت ، تفریح و جهانگردی به مناطق شرقی و آسیایی می آمدند در قالب سفرنامه های مختلف درج و نشر می گردید. بسیاری از ماجراجویان و محققین نیز با مطالعه این گزارشات حس کنجکاوی شان برانگیخته می شد بدین ترتیب قصد و عزم سفر و اکتشافات این مناطق خصوصا شام ، عراق ، مصر و ایران را می نمودند . از جمله این افراد پیترو دلاواله جهانگرد ایتالیایی را نام برد که پس از سفر به بین النهرین و ایران نتیجه مطالعاتش را در دوجلد سفر نامه تدوین نمود این کتاب در سال 1658 میلادی چاپ گردید. مدتها قبل از او مقارن با دوره حکومت سلجوقیان بین سال های 1164 تا 1175 میلادی یک خاخام یهودی به نام بنیامین بن جناح پس از مسافرت به ایر ان از ویرانه های شهر باستانی شوش دیدن نمود و گزارش بازدیدش را در سفرنامه اش توضیح داد.حدود یک قرن بعد یعنی در سال 1271 میلادی جهانگردی ایتالیایی به نام مارکوپولو هنگام سفر به چین سر راه خود از ایران گذر نمود وی نیز در نوشته های خود با بیان زیباتیی ها و جادبه های مشرق زمین افراد زیادی را تشویق و تر غیب سفر به این مناطق کرد . دوباره در
حدود نیم قرن بعد در سال 1318 . م یک کشیش آلمانی به نام اوریش فون پو مسیر حرکت مارکوپولو را به چین طی نمود و سر راه خود از کاشان ، یزد و فارس عبور کرد و نیز مشاهدات خود را در این باره ثبت نمود . ازاین دوره به بعد مرکز توجه جهانگردان و گردشگران غربی د ر آسیا ، ایران و در ایران تخت جمشید گردید .
در قرن بعد نیز در سال 1474 میلادی یک جهانگرد ایتالیایی به نام جوزفات باربارو از طریق یزد به شیراز آمد وی برای دیدن چهل منار( همان تخت جمشید که هنوز کاوش نشده بود )به این محل آمد و گزارشی از بازدید خود تکمیل نمود. جریان این سفرها وتنظیم نتایج آن در قالب سفرنامه های مکتو ب در خلال قرون متمادی ادامه یافته و به مرور نیز رو به تزاید بود . در زمان صفویه باگسترش ارتباطات خارج مرزی ایرانیان سیاحان و جهانگردان بسیاری به صورت انفرادی و تیمی به ایران آمدند ، اغلب این سیاحان با غرض یا تنها به منظور غلو کردن و برانگیختن حس خوانندگان غربی نوشته های خود را به صورت بسیار اغراق آمیز و غیر واقعی تنظیم می نمودند از جمله این افراد شخصی به نام جئوفری داکت بود وی پس از دیدن تخت جمشید با طمطراق فراوان به گزافه گویی و غلو پرداخت. شاید این دروغ پردازی و اغراق سفرنامه ها بود که روز به روز بر تعدا مشتاقان وسیاحان ایرانی می افزود و همین مساله باعث به تاراج و به غارت رفتن ذخایر و گنجینه ها ملی ایران د ر آن زمان ها توسط همین سیاحان می شد . شاید هم سبب خیری شده بود برای سفر و انجام تحقیقات باستان شناسان ، مرمت گران ، تاریخ نویسان و محققین راستین غربی که به ایران می آمدند و غالبا تحقیقات خود را بر اساس پژوهش ها و کاوش های دیگران گردآوری و تالیف می نمود ند . به هر حال حضور تعدادی از آنها نقش بسیار
مهم و ارزشمندی در کشف و حفظ آثار و ابنیه تاریخی ایران که امروزه جزو افتخارات ملی ما محسوب می شود ایفا نمود.رادی همچون گیرشمن و آندره گدار از موسسین موزه ها و مدارس هنری ایران ، آرتو پوپ از خدمتگزاران واقعی و دلسوز هنر ها و فرهنگ و معماری ایرانی ، پاپا دوپائولو ، کریستین ولف ، دیماند ، ویلسن ، انگلبرت کمپفر ( از پیشگامان حفظ آثار باستانی ) کارستن نیبور ( خدمت بزرگ وی منجر به کشف رمز خطوط میخی شد ) و سه دانشمند دیگر که در به دست آوردن کلید رمز خطوط میخی نقش ارزنده ای داشتند: 1- محققی آلمانی به نام اولاف گرها رد تیشن ( علامت واژه جدا کن در میخی باستان ر ا کشف نمود ) 2- دانشمند دانمارکی به نام فردریک مونتر 3- جرج فردریک گروتفند آلمانی ( کسی که خط میخی را خواند ) این افراد نتایج کارشان را در چند مقاله منتشر نمودند گرچه این موفقیت ها با بی اعتنایی و فراموشی روبه رو شد اما بعد ها شخصی به نام هنری گرسویک راولینسون کار گروتفند را ادامه داد و به نتیجه قطعی رسید وی برای خدمات خود دو نشان لیاقت شیر و خورشید و شوالیه را از ناصر الدین شاه و ملکه ویکتوریا دریافت نمود. بجز اینها افراد دیگری نیز بودند که هر یک به نوعی در شناسایی آثارو ابنیه تاریخی ایران نقش داشته اند منجمله : جمیز موریه انگلیسی که در حدود 1808 میلادی به ایران سفر کرد، وی اولین کسی بود که مو فق به شناسایی کاخ بزرگ وعمارت ستون دار مادی در همدان شد .وی به شیراز ، کازرون وتخت جمشید و پاسارگار نیز سفر نمود و در گرگان ، آذربایجان و فارس نیز اکتشافاتی انجام داد و علاوه بر تهیه نقشه از کاخ هکمتانه ، شش عدد نقش برجسته دوره ساسانی را در صخره های دره چوگان در شهر شاپور ثبت نمود .از جمله معروف ترین افرادی که درهمین زمان به مطالعه آثار باستانی ایران مشغول بودند می توان از هیات نظامی فرانسوی شامل ویلیام اوزلی ، گوردون ، دارسی تاد ، آدوپره و سرهنگ تره زل یاد نمود که در همین زمان بعد از چاپ گزارشات موریه جی بی فر یزر در ویرانه های جرجان شروع به کاوش نمود . در بین سال های 1840 تا 1852 . م بعد از
کاوش هایی که توسط لوفتوس انگلیسی در شوش صورت گرفت اولین هیات رسمی که در شوش اقدام به کاوش و کاوش نمود گروهی فرانسوی به سرپرستی دیولافوا بودند که در 1886 میلادی رسما و به صورت علمی اقدام به کاوش نمودند البته افرادی هم بودند که در قالب و پوشش امور فنی و امور فرهنگی و باستان شناسی به ایران می آمدند و علاوه بر این کار ماموریت های دیگری مانند جاسوسی ،سوء استفاده های مالی و غیره داشتند . ازجمله ؛ دو تاجر یا جاسوس انگلیسی به نام ث.آ. باد و هنری لایارد. اینها افرادی بودند که نقض عهد نموده و منافع خود را به منافع ایران ترجیح دادند .
آنها با خارج نمودن آثار و اشیاء مکشوفه به فرهنگ و تاریخ این سرزمین خیانت نمودند از جمله خانم دیولافوای فرانسوی که پس از کاوش هایش در شوش تقریباً تمامی آثار مکشوفه را با خود به لوور در فرانسه انتقال داد . به هر ترتیب تبیین مبانی باستان شناسی آثار و اشیاء ایران مقوله ای بسیار مفصل بوده و اگر بخواهیم کاملا حق مطلب را ادا کنیم حداقل به چند جلد کتاب نیاز است .
در سال 1816 م وقتی که یک موزه دار اهل کپنهاک به نام کریستین تامسون به طبقه بندی و مرتب کردن آثار موزه خود پرداخت یک شیوه علمی و مدون را برای موزه داری پایه گذاری کرد . پس از او دستیار جوانش به نام جان جاکوب وارسا به کمک به استادش و کاوش هایی که د ر محل ها و قبور قدیمی نموده بود نام اولین باستان
شناس علمی معاصر را بر خود گرفت . وی بعدها به مقام استادی بخش باستان شناسی دانشگاه کپنهاک رسید و در سال 1843 . م اولین کتاب خود را به نام ( ادوار تاریخی دانمارک ) تحریر نمود . در آن کتاب علاوه بر طبقه بندی نظریات تامسون در مورد طبقه بندی و دوره های تاریخی به دوره سنگ ، برنز و آهن ، توانست مطالعاتی در مورد انجام کاوش و پیشنهاداتی در زمینه حفظ و نگهداری آثار باستانی و همینطور اهمیت استفاده از روش های مقایسه ای برای تعیین قدمت و تاریخ آثار ارائه دهد. وی همچنین برای اولین بار تعریف نسبتا دقیقی از علم باستان شناسی ارائه داد و با تعریف دیدگاه و مبانی باستان شناسی به عنوان یک علم ودانش جدید توانست آنرا تا حد زیادی با گنج یابی، عتیقه فروشی و عتیقه جمع کنی متمایز نماید . هر چند در زمان معاصر و با پیشرفت علوم و تکنولوژی این موارد نیز مانند گنج یابی ، عتیقه فروشی ، و عتیقه جمع کنی نیز تا حدی علمی تر شد و عتیقه جمع کنی هایی به وجود آمدند که به دلیل داشتن ثروت و مکنت فراوان مجموعه های کوچک و بزرگ اما خصوصی بر پا نمودند که هر یک به شیوه ای دقیق و علمی وتوسط کارشناسان و مرمت کنندگان تحصیل کرده حفظ و نگهداری می شد که در واقع به شکل موزه هایی خصوصی درآمد ند . اولین مجمع باستان شناسی در تاریخ 1872 میلادی به نام مجمع عتیقه داران انگلیسی تاسیس گردید . حر کت های جسته گریخته و نامنظمی در جهت جمع آوری و حفظ آثار باستانی در سرتاسر جهان شکل می گرفت و در قرن 18 میلادی تقریبا زمان تدریجی وتکوینی قوانین باستان شناسی فرا رسید . در همان زمان در اواسط قرن شخصی به نام جان وینگلمن اولین شخصی بود که با ارائه کتاب معروف خود به نام تاریخ هنر قدیم وجود اختلاف در سبک ها هنری را بیان نمود و معیاری نیز برای تکفیک ومتمایز نمودن آنها از یکدیگر ارائه داد به همین دلیل مدتها پدر باستان شناسی جدید شخص وینگلمن بود .اما زمینه شروع باستان شناسی علمی د ر ایران و مناطق نزدیک و وابسته مانند بین النهرین به مطالعات و بررسی کتب و مضامین مذهبی از قبیل تورات و انجیل بر می گردد که در آنها اروپائیان با نام و محل شهرهای مشرق زمین مثل بابل و کلده آشنا می شد ند همچنین بسیاری از دست نو شته ها و گزارشات مربوط به بازدیدها و مسافرینی که به قصدزیارت ، تفریح و جهانگردی به مناطق شرقی و آسیایی می آمدند در قالب سفرنامه های مختلف درج و نشر می گردید. بسیاری از ماجراجویان و محققین نیز با مطالعه این گزارشات حس کنجکاوی شان برانگیخته می شد بدین ترتیب قصد و عزم سفر و اکتشافات این مناطق خصوصا شام ، عراق ، مصر و ایران را می نمودند . از جمله این افراد پیترو دلاواله جهانگرد ایتالیایی را نام برد که پس از سفر به بین النهرین و ایران نتیجه مطالعاتش را در دوجلد سفر نامه تدوین نمود این کتاب در سال 1658 میلادی چاپ گردید. مدتها قبل از او مقارن با دوره حکومت سلجوقیان بین سال های 1164 تا 1175 میلادی یک خاخام یهودی به نام بنیامین بن جناح پس از مسافرت به ایر ان از ویرانه های شهر باستانی شوش دیدن نمود و گزارش بازدیدش را در سفرنامه اش توضیح داد.حدود یک قرن بعد یعنی در سال 1271 میلادی جهانگردی ایتالیایی به نام مارکوپولو هنگام سفر به چین سر راه خود از ایران گذر نمود وی نیز در نوشته های خود با بیان زیباتیی ها و جادبه های مشرق زمین افراد زیادی را تشویق و تر غیب سفر به این مناطق کرد . دوباره در
حدود نیم قرن بعد در سال 1318 . م یک کشیش آلمانی به نام اوریش فون پو مسیر حرکت مارکوپولو را به چین طی نمود و سر راه خود از کاشان ، یزد و فارس عبور کرد و نیز مشاهدات خود را در این باره ثبت نمود . ازاین دوره به بعد مرکز توجه جهانگردان و گردشگران غربی د ر آسیا ، ایران و در ایران تخت جمشید گردید .در قرن بعد نیز در سال 1474 میلادی یک جهانگرد ایتالیایی به نام جوزفات باربارو از طریق یزد به شیراز آمد وی برای دیدن چهل منار( همان تخت جمشید که هنوز کاوش نشده بود )به این محل آمد و گزارشی از بازدید خود تکمیل نمود. جریان این سفرها وتنظیم نتایج آن در قالب سفرنامه های مکتو ب در خلال قرون متمادی ادامه یافته و به مرور نیز رو به تزاید بود . در زمان صفویه باگسترش ارتباطات خارج مرزی ایرانیان سیاحان و جهانگردان بسیاری به صورت انفرادی و تیمی به ایران آمدند ، اغلب این سیاحان با غرض یا تنها به منظور غلو کردن و برانگیختن حس خوانندگان غربی نوشته های خود را به صورت بسیار اغراق آمیز و غیر واقعی تنظیم می نمودند از جمله این افراد شخصی به نام جئوفری داکت بود وی پس از دیدن تخت جمشید با طمطراق فراوان به گزافه گویی و غلو پرداخت. شاید این دروغ پردازی و اغراق سفرنامه ها بود که روز به روز بر تعدا مشتاقان وسیاحان ایرانی می افزود و همین مساله باعث به تاراج و به غارت رفتن ذخایر و گنجینه ها ملی ایران د ر آن زمان ها توسط همین سیاحان می شد . شاید هم سبب خیری شده بود برای سفر و انجام تحقیقات باستان شناسان ، مرمت گران ، تاریخ نویسان و محققین راستین غربی که به ایران می آمدند و غالبا تحقیقات خود را بر اساس پژوهش ها و کاوش های دیگران گردآوری و تالیف می نمود ند . به هر حال حضور تعدادی از آنها نقش بسیار
مهم و ارزشمندی در کشف و حفظ آثار و ابنیه تاریخی ایران که امروزه جزو افتخارات ملی ما محسوب می شود ایفا نمود.رادی همچون گیرشمن و آندره گدار از موسسین موزه ها و مدارس هنری ایران ، آرتو پوپ از خدمتگزاران واقعی و دلسوز هنر ها و فرهنگ و معماری ایرانی ، پاپا دوپائولو ، کریستین ولف ، دیماند ، ویلسن ، انگلبرت کمپفر ( از پیشگامان حفظ آثار باستانی ) کارستن نیبور ( خدمت بزرگ وی منجر به کشف رمز خطوط میخی شد ) و سه دانشمند دیگر که در به دست آوردن کلید رمز خطوط میخی نقش ارزنده ای داشتند: 1- محققی آلمانی به نام اولاف گرها رد تیشن ( علامت واژه جدا کن در میخی باستان ر ا کشف نمود ) 2- دانشمند دانمارکی به نام فردریک مونتر 3- جرج فردریک گروتفند آلمانی ( کسی که خط میخی را خواند ) این افراد نتایج کارشان را در چند مقاله منتشر نمودند گرچه این موفقیت ها با بی اعتنایی و فراموشی روبه رو شد اما بعد ها شخصی به نام هنری گرسویک راولینسون کار گروتفند را ادامه داد و به نتیجه قطعی رسید وی برای خدمات خود دو نشان لیاقت شیر و خورشید و شوالیه را از ناصر الدین شاه و ملکه ویکتوریا دریافت نمود. بجز اینها افراد دیگری نیز بودند که هر یک به نوعی در شناسایی آثارو ابنیه تاریخی ایران نقش داشته اند منجمله : جمیز موریه انگلیسی که در حدود 1808 میلادی به ایران سفر کرد، وی اولین کسی بود که مو فق به شناسایی کاخ بزرگ وعمارت ستون دار مادی در همدان شد .وی به شیراز ، کازرون وتخت جمشید و پاسارگار نیز سفر نمود و در گرگان ، آذربایجان و فارس نیز اکتشافاتی انجام داد و علاوه بر تهیه نقشه از کاخ هکمتانه ، شش عدد نقش برجسته دوره ساسانی را در صخره های دره چوگان در شهر شاپور ثبت نمود .از جمله معروف ترین افرادی که درهمین زمان به مطالعه آثار باستانی ایران مشغول بودند می توان از هیات نظامی فرانسوی شامل ویلیام اوزلی ، گوردون ، دارسی تاد ، آدوپره و سرهنگ تره زل یاد نمود که در همین زمان بعد از چاپ گزارشات موریه جی بی فر یزر در ویرانه های جرجان شروع به کاوش نمود . در بین سال های 1840 تا 1852 . م بعد از
کاوش هایی که توسط لوفتوس انگلیسی در شوش صورت گرفت اولین هیات رسمی که در شوش اقدام به کاوش و کاوش نمود گروهی فرانسوی به سرپرستی دیولافوا بودند که در 1886 میلادی رسما و به صورت علمی اقدام به کاوش نمودند البته افرادی هم بودند که در قالب و پوشش امور فنی و امور فرهنگی و باستان شناسی به ایران می آمدند و علاوه بر این کار ماموریت های دیگری مانند جاسوسی ،سوء استفاده های مالی و غیره داشتند . ازجمله ؛ دو تاجر یا جاسوس انگلیسی به نام ث.آ. باد و هنری لایارد. اینها افرادی بودند که نقض عهد نموده و منافع خود را به منافع ایران ترجیح دادند .آنها با خارج نمودن آثار و اشیاء مکشوفه به فرهنگ و تاریخ این سرزمین خیانت نمودند از جمله خانم دیولافوای فرانسوی که پس از کاوش هایش در شوش تقریباً تمامی آثار مکشوفه را با خود به لوور در فرانسه انتقال داد . به هر ترتیب تبیین مبانی باستان شناسی آثار و اشیاء ایران مقوله ای بسیار مفصل بوده و اگر بخواهیم کاملا حق مطلب را ادا کنیم حداقل به چند جلد کتاب نیاز است .
No comments:
Post a Comment