Monday, October 13, 2008

آتشگاه

_____________________________________________________

موقعيت: خيابان آتشگاه در 8 كيلومتري غرب اصفهان در بالاي كوه ويرانه آتشكده وجود دارد كه مربوط به دوره ساسانيان استقديمي ترين اثر :قديمي ترين اثري كه هم اينك از گذشته هاي دور اصفهان در اين شهر وجود دارد بنائي موسوم به آتشگاه است كه در جاده اصفهان به نجف آباد در نزديكي منارجنبان برفراز يك تپه سنگي قرار گرفته است.اكثر مورخين اسلامي از جمله ابن خردادبه و حمداله مستوفي و ابن حوقل از اين بنا نام برده و آن را آتشكده معرفي كرده اند و دانشمندان خارجي نيز درباره آتشگاه پژوهش و بررسي كرده اند كه از جمله آنها ماكسيم سيرو و آندره گدار فرانسوي هستند.ويژگي بنا‌:آنچه مهم است خشتهای تشکيل دهنده ويرانه های فعلی آتشگاه است که از نظر اندازه کمتر اثری دارای اينچنين خشت هائی است که به گفته کارشناسان اين خشت ها از ملات همراه گل با ريگ ريزه هائی است که نی های حاشيه زاينده رود را نيز به آن اضافه می کرده اند تا استحکام بيشتری داشته باشد. بررسی دانشمندان نشان می دهد وجود کوه آتشگاه در جلگه مسطح ماربين و ساختمانی که برفراز آن ساخته شده و همچنين همجواری يکی از روستاهای بسيار قديمی اصفهان با آن (يعنی سده قديم و خمينی شهر امروز) قديمی ترين مراکز اجتماع انسانها را در حول و حوش اين تپه قديمی تأئيد می کند.در مورد ساختمان آتشگاه:زمان ساخت بنا را قديم تر از عصر ساسانيان می دانند. مطالعات مؤسسه (ايزمنو IZMEO) قدمت بنای آتشگاه را به دوران تمدن عيلام و حکومتی می رساند که انزان ناميده می شده است. اين نظر را مطالعات و پژوهش های انجام شده بر روی آتشکده های بر جای مانده از دوران ساسانی در نطنز و کاشان و يزد و آذربايجان و نائين تأييد میکنند چرا که در آن روزگاران آتشکده ها را بر روی کوه يا بر فراز تپه نمی ساختند بلکه آتشکده ها در مکانهايی احداث می شدند که دسترسی به آنها آسان باشد بنابراين می توان با قاطعيت آتشگاه اصفهان را نشانه ای از حضور تمدن های قديم تر از ساسانی و سلسله های قبل از آن به شمار آورد.
از آنجا که سازه بنای آتشگاه از خشت و گل است طبعاً در برابر عوارض طبيعی آسيب پذير بوده و دچار ضايعات فراوانی شده است که عمليات استحکام بخشی و مرمتی بر روی آن انجام شده است.

اسرار شهر زیرزمینی در کویر کاشان

______________________________________________________

شهر تاریخی نوش آباد با وسعت ۲۰۰هکتار در شمال غربی استان اصفهان از توابع شهرستان آران و بیدگل است که از قدیم مهد علم و فرهنگ بوده و در هشت کیلومتری شمال کاشان در دشت زیبای کویر آرمیده است. شهر تاریخی نوش آباد با وسعت ۲۰۰هکتار در شمال غربی استان اصفهان از توابع شهرستان آران و بیدگل است که از قدیم مهد علم و فرهنگ بوده و در هشت کیلومتری شمال کاشان در دشت زیبای کویر آرمیده است. نوش آباد با حدود ۱۰۰ اثر باستانی برجا مانده از دوره های مختلف تاریخ یکی از کهن ترین شهرهای خطه کویر فلات مرکزی ایران است که با پیگیری انجمن دوستداران آثار تاریخی و مفاخر این شهر تاکنون ۲۱ اثر آن در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و پرونده ۱۵ اثر دیگر تکمیل و به شورای ثبت استان ارسال شده است. بافت تاریخی این شهر که عناصر ارزشمندی از معماری دوران اسلامی تا پهلوی را در بر دارد به عنوان بافتی منسجم و پویا در کشور مطرح است. این شهر کوچک با مردمان بزرگ و سختکوش در جذب گردشگر حرف های زیادی دارد و از جاذبه های فراوانی برخوردار است که یکی از آنها شهر زیرزمینی یا شهر «دست کند» است که نوش آبادی ها به آن می گویند اوئی ها. ● چرا اوئی می گویند «اوی» همان آهای در لهجه کاشانی است ، هنگام کندن شهر زیرزمینی وقتی سطل پر از خاک می شده مقنی می گفته اوی و از آنجا که مسیر طولانی بوده شاگرد به محض شنیدن اوی سطل خاک را بالا می کشیده است. سالها بود که پای صحبت هر پیرمرد نوش آبادی می نشستید همیشه قصه هایی راکه از پدر و مادربزرگ هایشان درباره شهری تودر تو با بازار و اتاق های چند طبقه و دالان های دراز شنیده بودند، برایتان بازگو می کردند، به طوری که بعد از سال های متمادی این قصه ها، راز شهر زیرزمینی را گشود و منجر شد که نوادگان همین پدربزرگ ها به نام انجمن دوستداران آثار تاریخی، مسئولیت پیگیری قصه های قدیمی را برعهده بگیرند و باستان شناسان را دعوت کنند و بگویند «در زیر نوش آباد شهری چند طبقه است که در کنار هر چاه یک سنگ آسیاب قرار دارد که وقت رفتن به طبقه پائین آن را روی چاه می کشند واگر غریبه ای وارد این شهر شود دیگر بیرون رفتن او محال است.» یکی از قدیمی های نوش آباد می گوید: شهر زیرزمینی را از نزدیک دیده ام از قدیم پدران ما درباره وجود شهری با وسعت زیاد که دارای بازار، دالان و اتاق های مختلف است گفته اند یک روز با طناب و رنگ به داخل یکی از دالان ها رفتم و بی آن که انتهای آن را پیدا کنم عصر آن روز برگشتم. وجود همین حفره ها و اعتقاد مردم به وجود شهری در زیرزمین، باستان شناسان را به نوش آباد کشاند تا نخستین فصل کاوش خود را در ابتدای تیرماه سال ۱۳۸۳ در شهر نوش آباد آغاز کنند.‎/.» اما براستی حکمت کندن شهری زیرزمینی با این وسعت و عظمت چه بوده است براساس مدارک و مستندات تاریخی، مشخص شد منطقه کاشان و شهرهای اطراف آن از دیرباز مورد حمله و یورش اقوام مختلفی قرار گرفته به طوری که در کتب تاریخی از آن به عنوان منطقه ای ناامن یاد شده است و از همین رو ساخت چنین شهری شاید جنبه پناهگاهی داشته است، به نظر می رسد ساکنان نوش آباد برای حفاظت از جان خود و در امان بودن از حملات و یورش سلجوقی ها و مغول ها این شهر عظیم را به عنوان جان پناه ساخته اند. کشف بقایای سنگ های آسیاب دستی در حین کاوش این حدس را تقویت می کند. ساخت چنین شهری به یقین کار گروهی از ساکنان شهر بوده است که توانسته اند چندین هزار تن خاک را از دل حفره ها بیرون بیاورند تا این شهر زیرزمینی را برای حفظ جان خود بسازند و از خاک ها برای ساخت باروی شهر، قلعه ها و برج های اطراف شهر برای ایجاد امنیت استفاده کنند. پژوهش های باستان شناسی و مطالعات مردم شناسی نشان می دهد که از شهر زیرزمینی تا اواخر دوره قاجار استفاده شده است و مردم این خطه به خاطر گرمای سوزان کویر و در امان بودن از حملات نایب حسین مدت ها در این شهر زندگی کرده اند. شواهد باستان شناسی همچنین مشخص می کند که این شهر زیرزمینی از ۱۰۰ سال گذشته تاکنون بلااستفاده باقی مانده است، به همین علت در این سال ها فاضلاب منازل بخش هایی از این اثر تاریخی را تخریب کرده و سیل بنیان کن نوش آباد وارد این مجموعه شده و تا ارتفاعی از آن با رسوبات سیل پر شده است. البته چندان جای نگرانی نیست زیرا باستان شناسان بعد از سه فصل موفقیت آمیز بالاخره توانستند، دو نقطه از شهر زیرزمینی را بازگشایی کنند. فضای نخست حدوداً ۲۰۰ متر در ضلع شرقی شهر و فضای دوم در مرکز شهر است، فضایی که به طول ۴۰۰ متر آزادسازی و معابر هر دو فضا نیز با حفر تونل بازگشایی شده و هم اکنون برای بازدید مهیا است. وقتی مردم نوش آباد به هنگام حفر زمین برای چاه فاضلاب یا مصارف دیگر به شهر زیر زمینی برخورد کردند، باستان شناسان مطمئن شدند که این معماری باید در زیر همه سطح شهر نوش آباد پراکنده باشد به طوری که همه دالان ها و راهروها به یکدیگر راه پیدا می کنند و از طریق راه اصلی به بیرون شهر می رسند. شهری با راهروها، اتاق ها و طاقچه ها که هنوز هم می توان جای تیشه های سازندگان دیرینه را بر دیوارهای آن مشاهده کرد. دالان ها و فضاهای تودر تو که خود معمایی هستند و هر چه در آنها بیشتر پیش روی باز هم پیش رویت گسترده اند. این دالان ها کار تهویه هوا را انجام می دهند و به همین علت نیز مشکل تنفسی وجود ندارد. ● عمر شهر زیرزمینی چقدر است باستان شناسان در فصل نخست کاوش خود توانستند علاوه بر کشف بقایای معماری، قطعات سفالین و دو پی سوز که برای روشن کردن فضاها از آنها استفاده می شده است را نیز کشف کنند. سفال های یافت شده مربوط به دوران تاریخی (ساسانی) تا دوران اسلامی و صفویه است. بررسی ها نشان می دهد که این اثر تاریخی در دوران ساسانی کنده شده و استفاده از آن در دوران اسلامی گسترش یافته وتا دوره صفویه هم کندن آن ادامه داشته است. تاکنون در محوطه های باستانی کشور، معماری دست کن با این وسعت و عظمت یافت نشده است، این سازه های معماری می تواند در سطح جهان منحصر به فرد باشد و نکات بسیار جالبی را که از نوع معماری خاص که در سطح جهان به معماری دست کن معروف است روشن کند و حتی کارشناسان جهانی را که به کاوش در معماری های دست کن علاقه دارند، به ایران بکشاند. نظر به اینکه شهر زیرزمینی قابلیت ویژه ای برای نوش آباد و کاشان در امر توسعه گردشگری دارد از آن می توان به عنوان محور توسعه گردشگری یاد کرد. بر همین اساس برداشتن موانع و مشکلات آن آینده ای روشن را برای نوش آباد ترسیم می کند. در حال حاضر یکی از خطرات اصلی که شهر زیرزمینی را تهدید می کند ریزش فاضلاب شهری به داخل این اثر ملی است به طوری که حتی در سومین فصل کاوش برای باستان شناسان نیز مشکلات فراوانی را ایجاد کرد و موجب توقف حفاری شد. کارشناسان معتقدند نشست فاضلاب به درون فضاها موجب افزایش رطوبت، آسیب دیدن دیوارهای دالان ها و محلی برای رشد حیوانات و حشرات مختلف شده است. ● چه باید کرد.‎ برای حفاظت این شهر زیرزمینی حفر چاههایی با عمقی پائین تر از آن برای منازل مسکونی که در مسیر کاوش هستند از ضروری ترین کارها برای ادامه کاوش است. همچنین لازم است طرح مرمت اضطراری برای حفاظت شهر زیرزمینی ازسوی کارشناسان خبره تهیه شود. به تازگی با پیگیری انجمن دوستداران، زمینی از سوی شهرداری نوش آباد آزادسازی شده که در خروجی شهر زیرزمینی برای اسکان موقت گردشگر ساخته شود که با این منظور ورودی و خروجی جدا باشد تا از ترافیک در زیرزمین جلوگیری شود. جلوگیری از تردد ماشین های سنگین در مناطق کاوش این ترددها موجب شکاف در سقف اوئی ها شده است و ادامه کاوش به طرحی جامع که نیاز اصلی این شهر زیرزمین است نیاز دارد. به گفته کارشناسان در ورودی های شهر زیرزمینی، مخزن های آب انبار وجود دارد که از این فضا برای نشست موقت گردشگر به عنوان سالن انتظار استفاده می شود که لازم است مرمت شود و فنس و توری زیر آجرها نصب شود که چنانچه آجری از سقف جدا شد برای گردشگران خطری نداشته باشد.

ارگ ها و کاخ ها 7

_____________________________________________________

ارگ بم، بم در شمال شرقى شهر بم، در دامنه صخره‌اى عظيم، قلعه مستحکمى را پى افکنده‌اند که به ارگ بم معروف است. اين قلعه، شهر قديم بم است. سه جانب قلعه را باغ‌ها، خانه‌هاى مسکونى و زمين‌هاى کشاورزى محصور کرده و جانب شمالى آن در امتداد رودخانه‌اى قرار گرفته است. اين شهر قديم از چهار قسمت و ۳۸ برج ديده‌بانى تشکيل شده است. درازاى ضلع غربى و ضلع جنوبى آن به ترتيب ۵۲۰ و ۳۵ متر و مساحت آن در حدود ۰۰۰‚۲۰ مترمربع است. در طرف جنوب قلعه ۴ حصار و طرف شمال شرقى آن يک حصار بزرگ وجود دارد. دورتادور قلعه خندق عميق حفر شده تا از يورش بيگانگان مصون بماند. مصالح اصلى بنا خشت خام، گل رس و کاه است، ‌ ولى در بعضى قسمتهاى آن سنگ و آجر و تنه درخت خرما نيز به کار رفته است. قسمت‌هاى مختلف قلعه به ترتيب عبارت‌اند از دروازهٔ ورودى، محلهٔ عامه‌نشين، سربازخانه و بناى مرکزى يا حاکم‌نشين. خانه‌هاى عمومى کنار کوه روى زمين مسطح بنا شده و از نظر شهرسازى و عناصر زندگى شهرى، مجموعهٔ کاملى است که تا حدودى نيازهاى جامعهٔ زمان خود را رفع مى‌کرد. مکان‌هاى شناخته شدهٔ آن راهرو اصلى (بازار)، حسينيه، مسجد (آتشکده)، زورخانه، حمام (عمومي) و سابات جهودها است. بيشتر خانه‌هاى عامه متصل به هم ساخته شده و غالب آن‌ها به يکديگر راه دارند. در بعضى خانه‌ها آثار حمامى اختصاصى به چشم مى‌خورد و در کنار تعدادى از آن‌ها اصطبل را جدا از محل زندگى ساخته‌ا‌ند. در ميان خانه‌هاى عامه تفاوت‌هايى از نظر وسعت، حجم و استحکام مشاهده مى‌شود. تعدادى از ساختمان‌ها بدون در نظر گرفتن مقاومت و ديوارهاى حمال آن‌ها به صورت دو طبقه ساخته شده که به احتمال زياد بر اثر افزايش جمعيت صورت گرفته است. بعد از ورودى، يک راه اصلى تا دروازهٔ دوم کشيده شده، ‌ قسمتى از اين راه بازار شهر است که سقف‌هاى آن فرو ريخته و جرزها و قوس‌هاى آن باقى مانده است. آثار فروشگاه نانوايى، ‌ روغن‌گيرى و قفسه‌هاى خشتى بازار، نشانى از رونق گذشته آن است. به موازات راه اصلى، دو راه ديگر نيز به دروازهٔ دوم اتصال دارد. حسينيه شامل يک محوطهٔ بزرگ، ايوان دو طبقهٔ قرينه و چند اتاق است و سه منبر خشتى دارد. زورخانه به سبک ساير ورزشگاه‌هاى سنتى از چهار ايوان، يک گنبد و يک گود تشکيل شده است. ارگ بم دو مسجد به نام مسجد جامع و مسجد حضرت محمد (ص) دارد. حمامى نيز در محل عامه وجود داشته که براى استفاده از آجرهاى آن، حمام را به کلى منهدم کرده‌اند. دومين قسمت ارگ بعد از دروازهٔ دوم شامل اصطبل، حصار و اتاق‌هايى براى نگهبانان است. دروازهٔ سوم و سومين قسمت ارگ را مکان‌هاى شناخته شده‌اى از قبيل سربازخانه، خانهٔ فرماندهٔ قشون و همچنين آسياب بادى تشکيل مى‌دهد. چاهى عميق در سربازخانه وجود دارد که اکنون فاقد آب است. از سربازخانه يک راه به قسمت مرکزى قلعه کشيده شده است که به حياط حاکم‌نشين مرتبط مى‌شود. مجموعهٔ بناى حاکم‌نشين را عمارت چهار فصل و خانه‌اى تشکيل مى‌دهد. عمارت چهار فصل سه طبقه دارد که محل استقرار حکومت قلعه بوده است. در کنار بناى چهار فصل، حمام اختصاصى حاکم و چاه آب وجود دارد. آب مورد نياز مردم قلعه از چاه‌هاى درون خانه‌ها، تأمين مى‌شده است. بناى قلعه را به بهمن بن اسفنديار نسبت مى‌دهند. مسلم است که سابقهٔ ارگ بم به قبل از اسلام مربوط مى‌شود که در طول تاريخ‌، بارها مورد يورش قرار گرفته و بازسازى شده است. ارگ سلطنتى سلطانيه، سلطانيه،ابهر محدودهٔ ارگ سلطنتى که «کهن‌دژ» نيز مانيده مى‌شود، در وسط شهر سلطانيه با ابعاد ۴۵۰×۴۵۰ متر و در زمينى به مساحت تقريبى ۲۰ هکتار واقع شده است. اين محدوده از دو بخش خندق و حصار تشکيل يافته است. حدفاصل خندق و حصار (حداقل در جبههٔ جنوبي) پهنه‌اى به عرض ۱۷ متر و طول ۳۰ تا ۴۰ متر مى‌باشد و ارگ سلطنتى در ميان حصار، قرار گرفته است. اين مجموعه به شکل مستطيلى با ابعاد ۳۱۵×۲۹۵ متر، از سنگ سبزِ تراشيده همراه با ۱۶ برج و يک دروازهٔ بسيار زيبا ساخته شده است. در حال حاضر، ارتفاع متوسط حصار ۴ متر است و قسمتى از آن در زير خاک قرار دارد. اين ديوار عظيم، در پِيِ خود، يک پيش‌آمدگى به عنوان ازارهٔ‌ تزئينى دارد و چهار برح با قطر ۱۷/۵۵ متر در گرداگرد آن شناسايى شده است. موثق‌ترين منبعى که ارتفاع حصار را تعيين کرده، طرح «سر رابرت کرپرتر» است. وى برج شمال غربى را به ارتفاع ۴۰ فوت و عرض ۱۲ فوت اندازه‌گيرى نموده و طرح شماتيک جالبى از آن تهيه کرده است. در طرح مزبور، ۱۷ رديف سنگ‌چين قابل تشخيص است که هر رديف آن حدود ۵۰ سانتى‌متر ارتفاع دارد. اگر ارتفاع سنگ‌چين رديف مربوط به جان‌پناه برج را دو برابر رديف‌هاى زيرين در نظر بگيريم، ارتفاع برج شمالى معادل ۹ متر بوده است. قلعهٔ سلطانيه، آثار ارزشمندى از معمارى و شهرسازى دوران مغول را در خود جاى داده است. به طورى که در متن‌هاى تاريخى آمده است، اين قلعه داراى عناصر شهرى گوناگونى بوده است. جالب‌ترين عنصرِ شهريِ ارگ سلطانيه، مجموعه‌اى معروف به «ابواب‌البر» است. اين مجموعه شامل مدرسه، دارالشفاء، دارالضيافه، دارالسياده، خانقاه، دارالکتب، بيت‌‌القانون، ديوانخانه‌اى به نام کرياس، مسجد جامع و بالاخره آرامگاه سطنتى با موقوفات بسيار و مديريت ويژه بوده است و خواجه رشيدالدين فضل‌اللّه نيز نايب‌‌التوليهٔ آن بوده است. بررسى‌هاى باستان‌شناسى، مطالعهٔ متن‌هاى تاريخى و شواهد عينى گوياى اين حقيقت‌اند که شهر سلطانيه در اوايل قرن هشتم هجرى قمرى يکى از شهرهاى بسيار مهم کشور بوده است؛ اما به دلايل سياسى، فرهنگى، اقتصادى و جغرافيايى، پس از مرگ اولجاتيو و ابوسعيد بهادر، که همراه با فروپاشى پايه‌‌هاى حکومتى مغول در ايران بود، ‌ شهر سلطانيه نيز متروک و متلاشى‌ شد. هم اکنون قسمت اعظم اين شهر تاريخى که يک مجموعهٔ معمارى و سندى مهم از شهرسازى در دوران مغول است، در خاک مدفون شده است. از آثار اين شهر عظيم تنها سه بناى مجموعهٔ تاريخى چلپى‌اوغلى، بقعهٔ ملاحسن کاشانى و گنبد سلطانيه باقى مانده است. از ديگر قلعه‌هاى استان زنجان که اطلاعات کافى دربارهٔ آن‌ها وجود ندارد، ‌ مى‌توان به قلعه‌هاى زير اشاره کرد: - قلعهٔ شميران در ناحيهٔ طارم علياى زنجان که به دورهٔ ‌پيش از اسلام مربوط است. - ستى‌قلعه در ناحيهٔ‌ ماه‌نشان که به دورهٔ ساسانى تعلق دارد. - قلعهٔ سانسيز (گورقلعه) در ناحيهٔ‌ طارم علياى زنجان که به دورهٔ ساسانى و اسلامى تعلق دارد. - قلعهٔ‌ قمچى در دهکدهٔ ارکبين (۱۱۰ کيلومترى زنجان) که به ۸۰۰ تا ۹۰۰ سال پيش از ميلاد تعلق دارد. ارگ طبس، طبس اين ارگ از مجموعه بناهاى تاريخى اين شهر بسيار قديمى است که هم اکنون آثار چندانى از آن باقى نمانده است. اين ارگ به احتمال زياد، قدمتى دورتر از دوره‌هاى اسلامى دارد و به احتمال قريب به يقين، از آثار دورهٔ پيش از اسلام است که در دورهٔ اسلامى نيز مورد استفاده قرار گرفته است. ارگ علاء، سمنان (قاجاريان) ارگ علاء در ۹ کيلومترى جنوب شرقى سمنان و کنار جادهٔ‌ سمنان به پايگاه هوايى در بخش علاء‌ واقع شده است و يکى از آثار تاريخى اواسط قاجاريه به شمار مى‌رود که به ثبت آثار تاريخى رسيده است. مساحت تقريبى آن در حدود ۱۰۰ متر و داراى زيربنايى در حدود ۱۲۰ متر است. ارتفاع آن، حدود ۴/۵ متر، با اضافه شدن طبقهٔ دوم به حدود ۸ متر مى‌رسد. بناى ارگ به شکل شش ضلعى و ساختمان آن در دو طبقه ساخته شده است که ظاهراً محل حکومت محلى نيز بود. مصالح به کار رفته در آن خشت و گل و روى آن اندود کاهگل با تزئين شمشه گچى است. ساختمان آن در مقياس کوچک‌تر مشابه عمارت هشت بهشت اصفهان است. مدخل‌هاى (راهروهاي) ارگ به قدرى کوتاه بود که رهگذران براى عبور از آن بايد خم مى‌شدند. علت اين نقيصه، تودهٔ خاکى بود که در سال‌هاى متمادى از ويرانى بنا روى هم انباشته شده بود. در سال‌هاى اخير، ميراث فرهنگى استان نسبت به خاکبردارى و خارج کردن آوار اضافى سقف‌هاى ريخته شدهٔ آن اقدام کرد. کارهاى استحکامى طبقهٔ‌ دوم ارگ نيز تا لحظهٔ تدارک اين کتاب، در دست اجراء بوده است. ارگ كريمخانى، شيراز (زنديان) ارگ کريمخانى در حقيقت اندرونى و قصر سلطنتى سلسلهٔ زنديه در شهر شيراز بود. اين ارگ، به شکل قلعهٔ آجرى با ديواره‌هاى بلند ساخته شده که در هر چهار گوشهٔ آن برجى بزرگ بر پا است. روى برج‌ها، نقش‌هاى آجرى جانبى ديده مى‌شوند و بر سر در ارگ، مجلس کشته شدن ديو سفيد به دست رستم، با کاشى‌هاى هفت رنگ تصوير شده است. در چهار جبههٔ درونى ارگ، ساختمان‌هاى جالبى وجود دارند که بيشتر کاشى‌کارى‌هاى آن‌ها از بين رفته‌اند. از خود ارگ از سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۵۰، ‌ به عنوان زندان شهربانى استفاده مى‌شد. زمانى که ارگ به عنوان زندان مورد استفاده قرار گرفت همهٔ آثار نقاشى‌ها و مقرنس‌کارى‌هاى آن با گچ پوشيده و دود گرفته شد. بيشتر اتاق‌ها و تالارهاى آن با سقف و ديوارهاى بسيار، به صورت سلول‌هاى کوچک زندان در آمده‌اند. بخشى از تالارها و اتاق‌هاى مرمت شدهٔ آن، نمونه‌‌اى زيبا از سبک معمارى دوران زنديه را نشان مى‌دهند. ايوان كرخه، شوش در ۲۰ کيلومترى شمال غربى ويرانه‌هاى شهر شوش آثار کاخ بزرگ دوره ساسانى در طرف راست رودخانه کرخه به جا مانده است که در محل به کوت کوخه معروف است. نام درست اين مکان ايوان کرخه است و به همين نام نيز در فهرست آثار ملى ايران به ثبت رسيده است. در کنار اين ايوان بقاياى باروى عظيمى ديده مى‌شود که محوطه کاخ را محصور نموده و در هر طرف دروازه‌‌هايى دارد. از روى نيمهٔ باقيمانده اين کاخ ويران چنين بر مى‌آيد که ساختمانى بر فراز باروى شرقى اين محوطه وجود داشته است، طاق هلالى آجرى و ساير آثار آن نشان مى‌‌دهد که تالارى باشکوه بوده است و مراسم دربارى پادشاهان ساسانى در آن انجام مى‌شده است. باغ و كاخ تاريخى فين، كاشان يکى از بناهاى مجلل و با ارزش تاريخيِ استان اصفهان، باغ فين کاشان است که در ۶ کيلومترى جنوب کاشان و در مجاورت روستاى فين قرار دارد. بناى باقى ماندهٔ کنونى باغ، ‌ در دوران صفوى بر روى بناهايى از عهد آل‌بويه ساخته شده است که از لحاظ باغ‌آرايى و آب‌رسانى اهميت ويژه‌اى دارد. اين باغ به علت قتل اميرکبير در حمام کوچک آن که در سال ۱۲۶۸ هـ.ق اتفاق افتاد، ‌ معروف شده است. اين باغ نمونه‌اى از کاخ‌هاى دوران صفوى است که در دوره‌‌هاى زنديه و قاجاريه، الحاقاتى بدان افزوده شده است. باغ فين از معدود باغ‌هاى سنتى ايران است که صدها سال است به واسطهٔ‌ برکت چشمهٔ سليمانيه پابرجا باقى مانده است. هم اکنون آب فين به حوض و استخر ديگرى مى‌‌ريزد که در اصطلاح محلى «لثه‌گاه» ناميده مى‌شود. آب در آبگيرها و جدول‌هاى زيباى باغ فين و از ميان فواره‌هاى جهندهٔ درون آن‌ها عبور کرده و از طريق خيابان‌هاى سرسبز و خرم باغ، داخل آبادى مى‌شود و باغستان انجير و انار فين را سيراب مى‌کند. مازاد آب فين سرانجام به کشتزارهاى حومهٔ شهر روان شده و به مصرف آبيارى اراضى کشاورزى و سبزى‌کارى مى‌رسد. بناهاى اين باغ عبارت‌اند از : سردر ورودى، برج و بارو، شترگلوى صفوى وسط باغ، شترگلوى فتحعلى‌شاهى، اتاق شاه‌نشين جنوب شرقى باغ، موزهٔ غرب باغ، حمام‌هاى کوچک و بزرگ و کتابخانهٔ شرق باغ. بناى شترگلوى شاه‌عباسى که در وسط باغ قرار دارد، عبارت است از : بناى سرپوشيدهٔ دو طبقه‌اى که تقريباً در وسط باغ و در مقابل سردر بزرگ واقع شده است. در وسط آن حوض زيبايى با آب جارى قرار دارد و بر روى ديوارهاى آن هنوز آثار نقاشى‌هاى زيبا ديده مى‌شود. از ديگر بناهاى داخل باغ، شترگلوى فتحعلى شاهى است که در سال ۱۲۲۶ هـ.ق ساختمان آن به پايان رسيد. داخل اين بناى سرپوشيده، مناظر نقاشى شدهٔ بسيار زيبا، هم‌چنين کتيبه‌اى گچى به خط نستعليق ديده مى‌شود. در اين باغ به ترتيب شاه‌صفى، شاه‌سليمان، شاه‌طهماسب، شاه‌عباس، کريم‌خان زند و فتحعلى‌شاه بناهايى را مرمت يا اضافه نموده‌‌اند. باغ فين در دوران صفوى و قاجار از رونق زيادى برخوردار بود؛ ولى با آغاز انقلاب مشروطيت و همزمان با کاهش امنيت اين منطقه، تمامى در و پيکر و اشياءِ داخل آن به غارت رفت و رو به ويرانى نهاد. ولى در دههٔ سى، ادارهٔ‌ حفاظت آثار باستانى در جهت حفظ و احياءِ آن اقدامات مؤثرى انجام داد. مجموعهٔ‌ بناهاى اين باغ در سال ۱۳۱۴، تحت شمارهٔ ۲۳۸ در زمرهٔ آثار تاريخى کشور به ثبت رسيده است.

ارگ ها و کاخ ها 6






________________________________________________________________

كاخ سرخه‌ حصار (ياقوت)، تهران

کاخ سرخه حصار که به نام کاخ ياقوت هم خوانده مى‌شود، از ساختمان‌هايى است که در اواخر قرن ۱۳ و زمان ناصرالدين‌شاه (۱۳۰۲ و ۱۳۰۳ هجرى قمري) در محل سرخه حصار ساخته شد. اين کاخ سلطنتى شامل دو دستگاه عمارت به نام کوشک بيرونى و حرم‌خانه بود و در مجموع در حدود دويست اتاق داشت. گذشته از بناهاى سلطنتى قلعه، ساختمان‌هاى ديگرى به نام کاروان‌سرا، سربازخانه و گرمابه هم داشت که امروزه اثرى از آن‌ها ديده نمى‌شود. در حال حاضر، قسمتى از اين محل به تأسيسات بهداشتى کارگران اختصاص داده شده است.

كاخ سلطنت‌آباد، قريه رستم‌آباد، تهران
اين کاخ در سال ۱۳۰۵ قمرى به فرمان ناصر‌الدين شاه در قريهٔ رستم‌آباد ساخته شد. کاخ سلطنت‌آباد شامل يک بناى دو طبقهٔ بزرگ است که حوض‌خانهٔ وسيعى در وسط دارد و اتاق‌ها، پلکان‌ها و راهروهاى متعددى گرداگرد آن ساخته شده است. سقف زيرين حوض‌خانه، اتاق‌هاى ديدار و راهروهاى آن آراسته به گچ‌برى‌هاى زيباى عهد قاجار است. گوى زرينى که نشانهٔ کاخ سلطنتى است، بر فراز بلندترين نقطهٔ‌ شيروانى بام جاى داده شده است. معمارى و سبک ساختمان کاخ و تزئينات گچ‌برى آن که معرف هنر دورهٔ قاجار است، ‌ حائز اهميت است.

كاخ شائور (كاخ اردشير)، شوش
بقاياى اين کاخ در کنارهٔ‌ غربى رودخانهٔ شائور و روبروى آرامگاه دانيال نبى (ع) واقع شده است. اين کاخ داراى تالار و تأسيسات جانبى است. ستون‌هاى آن از جنس سنگ و ديوارهاى آن از خشت ساخته شده بودند. اين کاخ در زمان اردشير دوم بنا گرديده و مدتى نيز بعنوان محل اسکان و مقر حکومتى بوده است.


كاخ شاسمن، گرگان
اين کاخ در شهر گرگان واقع شده و بنا به روايتى در سال ۷۹۵ هـ.ق به وسيله اميرتيمور در ساحل رودخانه ساخته شده است. برخى از سياحان و جغرافى‌دانان از اين کاخ نام برده‌‌اند که از آن جمله مى‌‌توان به حافظ ابرو اشاره کرد. طبق گفتهٔ‌ وى اين کاخ بعد از اينکه امير تيمور سراسر مازندران را مورد تاخت و تاز قرار داد، جهت اقامت وى در شهر گرگان ساخته شد. بناى اوليهٔ اين کاخ، قلعه‌اى بود که در سال ۷۶۱ هـ.ق توسط ابوبکر شاسمانى (حاکم شاسمان) احداث شده بود. در سال ۷۹۵ به جاى قلعه، قصر فعلى ساخته شده و امير تيمور زمستان آن سال را در آنجا گذرانده است.

كاخ شاهپور، هرسين
در نزديکى شهر هرسين باقى ماندهٔ کاخ شاهپور اول ساسانى واقع شده است. درون کاخ، آثار آتشکده و قربانگاهى براى خدايان مشاهده مى‌شود. علائم و عناصر اين بنا نشان مى‌دهد که شاهپور - شاهنشاه ساسانيان - در نظر داشته که در اين کاخ يکى از وقايع بزرگ دورهٔ پادشاهى خود را تشريح و به يادگار بگذارد، ولى در حال حاضر، کتيبه‌اى در بقاياى کاخ مشاهده نمى‌شود. اين کاخ در روزگار آبادى، محل تفريح و تفنن شهريار ساسانى بوده است، که اکنون به تل خاکى تبديل شده است.

كاخ شهردارى تبريز، تبريز
کاخ و تالار شهردارى تبريز در سال ۱۳۱۲ شمسى در گورستان متروک و مخروبه کوى نوبر با نظارت مهندسان آلمانى ساخته شد. اين ساختمان داراى يک برج ساعت چهار جانبى است که با طنين موزون زنگ‌هايش هر پانزده دقيقه يک‌بار، گذشت زمان را اعلام مى‌کند. نماى خارجى تالار شهردارى از سنگ تراش خورده است. نقشهٔ ساختمان آن مشابه ساختمان‌هاى کشور آلمان قبل از جنگ جهانى دوّم است.
اين بنا در مرکز شهر تبريز، در ميدانى موسوم به ميدان ساعت قرار دارد و در حال حاضر تمام امور عمرانى و ادارى شهردارى تبريز در اين تالار و عمارت متمرکز است.

كاخ صاحب‌قرانيه، تهران
ميان باغى وسيع در يکى از کاخ‌هاى مجموعهٔ‌ نياوران، در شمال شرقى تهران، ساختمانى قرار دارد که قديمى‌ترين کاخ اين مجموعه است و تاريخ ساخت آن به عهد فتح‌على شاه مربوط مى‌شود. علاوه بر حوض‌خانه و کرسى‌خانهٔ بى‌مانند صاحب‌قرانيه، از تالارهاى مهم آن مى‌‌توان جهان‌نما و آيينه را نيز نام برد که با تابلوهاى نقاشى گران‌بها و اشياى بسيار نفيس تزئين شده‌اند. اين کاخ اکنون تنها براى بازديد ميهمانان رسمى باز است.
سريال‌هاى تلويزيونى ميرزا کوچک‌خان و اميرکبير و فيلم‌هاى سينمايى شازده احتجاب، سلطان صاحب‌قران، دل‌شدگان و کمال‌‌الملک در اين کاخ فيلم‌بردارى شده‌اند.

كاخ صفى‌آباد، بهشهر
کاخ صفى‌آباد در بالاى کوهى مشرف به بهشهر قرار دارد. اين کاخ از جمله ابنيهٔ تاريخى و باشکوه دورهٔ صفويه است که در دوران قاجار به علت بى‌‌توجهى به کلى ويران گرديد، ولى در عهد پهلوى به دستور رضاشاه، با همان اسلوب و ويژگى معمارى عصر صفوى دوباره‌سازى شد. در اين دوره همچنين محراب قديمى آن که به مرور زمان خراب و مسدود شده بود، مجدداً بازسازى شد.
سيستم آب‌رسانى آن در گذشته از طريق آب پلنگ چشمه تا کاخ (که دوازده کيلومتر فاصله دارد) هدايت مى‌شد و پس از عبور از دو حوض کاشى‌کارى، به شهر انتقال داده مى‌شد تا مورد استفادهٔ‌ اهالى بهشهر نيز قرار گيرد.

كاخ فلاحتى، ايلام
کاخ فلاحتى در خيابان آيت‌اللّه حيدرى شهر ايلام واقع شده است. اين کاخ - باغ زيبا با سردرهاى منقوش، آجرکارى و سرستون‌هاى زيبا به دوران قاجار مربوط است.


كاخ قشلاقى ضرغام‌السلطنه، هشتپر، تالش
اين کاخ در داخل شهر هشتپر واقع شده و معمارى آن تلفيفى از سبک‌هاى غربى و سنتى است. اقدامات مؤثرى در زمينهٔ بازسازى و مرمت اين کاخ صورت گرفته است. سقف اين بنا شيروانى حلبى است. قدمت تاريخى اين ساختمان به دورهٔ‌ قاجاريه مى‌رسد و به عنوان يک بناى مهم و شاخص، در نام‌گذارى شهر تالش نيز مؤثر بوده است. اين کاخ داراى ۸ در بوده است که در زبان تالشى واژهٔ «در» به معناى «بر» است و از اين‌رو نام اين شهر را «هشتبر» گذاشته‌اند که به مروز زمان به «هشتپر» تبديل شده و اينک به شهر تالش موسوم گشته است.


كاخ كوروش در برازجان، دشتستان (برازجان)
اين کاخ در سال ۱۳۵۰ به وسيلهٔ‌ هيئت باستان‌شناسى ايران به سرپرستى آقاى سرفراز و تقريباً همزمان با کاخ بردک سياه حفارى گرديد. با توجه به شيوهٔ معمارى و استفاده از سنگ سياه و سفيد زمان احداث آن را به دورهٔ «کوروش» بنيانگذار سلسلهٔ هخامنشى منسوب کرده‌اند. اين کاخ که در جنوب شرق برازجان و در کنار رودخانهٔ خشک «آردي» قرار دارد يکى از پايگاه‌هاى مهم ايران دورهٔ هخامنشى در ساحل خليج‌فارس بوده است.
كاخ گلستان، تهران
در زمان شاه‌عباس صفوى چهارباغ و عمارت ايوانى ساده و چنارستانى در محل کنونى کاخ گلستان و اطراف آن احداث شد تا اين که کريم‌خان زند (۱۱۹۳-۱۱۶۳ هجرى قمري) در همين ناحيه اقدام به پى‌ريزى ساختمان ارگ و حصار و برج‌هاى آن کرد. در دوران قاجار، بناهاى سلطنتى را درون ارگ و حصار مى‌ساختند. در سال ۱۲۶۸ هجرى قمرى مطابق با پنجمين سال سلطنت ناصرالدين‌ شاه، قسمت شرق باغ سلطنتى را وسعت دادند و کاخ‌‌هايى ديگر در اطراف اين باغ که به نام گلستان خوانده مى‌شد بنا نهادند.
مجموعهٔ‌ کاخ‌هاى ضلع شمالى باغ گلستان شامل تالار، موزه، سرسراى ورودى، تالار آيينه، تالار برليان، تالار عاج، تالار بلور پيش از ديگر قسمت‌‌هاى کاخ احداث شد.
تاريخ ساختمان تالار موزه (تالار تاج‌گذاري) سال ۱۲۹۶ هجرى قمرى است. در شاه‌نشين تالار سلام، تخت زرين و جواهرنشانى بزرگ به نام تخت طاووس قرار دارد.
تخت طاووس از آثار مشهور ارگ سلطنتى تهران است. معروف است که نادرشاه در سال ۱۷۳۹ آن را از هند به غنيمت آورد. اين تخت هر چه باشد و از هر کجا که آمده باشد، اثر هنرى مجلل و زيبايى است. سراسر آن را با ورقه‌هاى طلا پرداخته‌‌اند و به گونه‌اى بسيار ظريف قلم‌زنى و ميناکارى شده است. اين تخت با سنگ‌هاى گران‌بها، به ويژه با ياقوت و زمرد آراسته شده است.
تخت طاووس، هفت پايهٔ جواهرنشان و دو پله دارد که بر پشت تنديسى از اژدها قرار گرفته و داراى ديوارى ظريف است که گرداگرد آن را با کتيبه زينت داده‌اند. پشتى برآمده و بلند آن سرتاسر جواهر است. بر بالاى قسمت وسط تخت که بلندى بيش‌ترى دارد، ستاره‌‌اى گرد از الماس نصب شده و به قسمت عقب پيوسته است. در طرفين اين ستاره، دو پرنده جواهرنشان ديده مى‌شود.
برخى اعتقاد دارند که اين تخت، تخت طاووس اصلى نيست، بلکه تخت اصلى همانى است که به تخت طاووس مغول کبير مشهور بود. از آنجا که نادرشاه شيفتهٔ تخت طاووس مغول کبير بود، ‌ فرمان داد مانند آن را از جواهر ديگر بسازند و به اين ترتيب، دو تخت طاووس به وجود آمد، به نظر اين عده، فاجعه‌اى که در گيرودار هرج و مرج و تعديات آن دوره، بين مرگ نادرشاه و پايان قرن هجده به وجود آمد، سرگذشت اين تخت را نامعلوم گذاشت و گويا تخت طاووس ثانوى جاى تخت اصلى را گرفت.

كاخ مرمر، تهران

احداث اين کاخ از ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۶ به درازا کشيد و معمارى آن آميزه‌اى از سبک‌هاى شرقى و غربى است. کاخ مرمر از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۹ موزه بود. استادان و هنرمندانى مانند حسين لرزاده (معمار)، استاد يزدى (کاشى‌کار)، محمد حسين صنيع خاتم و حسين طاهرزاده در ساختن آن همکارى کرده‌اند.


كاخ ميان‌پشته، غازيان، بندرانزلى
اين کاخ در ميان باغى دل‌انگيز و بزرگ به مساحت تقريبى ۱۷ هکتار در غازيان بندر انزلى ساخته شده و از يک سو مشرف به دريا است و هم اکنون در اختيار نيروى دريايى جمهورى اسلامى ايران است. کاخ ميان پشته پس از آتش‌سوزى کاخ «خوشتاريا»، به دستور رضاشاه و در شرق آن ساخته شد. زيربناى اين کاخ ۱۱۶۸ مترمربع است و بدنهٔ آن از سنگ قوارهٔ بلوک، به صورت دو جداره ساخته شده است. اين کاخ ۱۱ اتاق و يک سالن پذيرايى با سرويس‌هاى لازم دارد. سقف همهٔ اتاق‌ها، از بتون آرمه ساخته شده و سقف داخلى آن، داراى گچ‌برى‌هاى استادانه و يک نقش برجسته بر بالاى ديوارها و در محل اتصال ديوارها با سقف است. در بخش شمالى اين کاخ، يک در بزرگ قرار دارد که پس از گذشتن از آن و يک راهروى پهن مى‌توان به سرسراى کاخ رسيد. دو راه پلهٔ شرقى - غربى آن به طبقهٔ بالا راه دارند. در مسير راه‌پله، پنجره‌هايى با نقش خورشيد وجود دارد که رو به جنوب باز مى‌شوند. زيباترين عنصر اين کاخ، راه‌پلهٔ مارپيچ آن است که تا زير شيروانى امتداد مى‌يابد. اين کاخ با شمارهٔ ۱۵۱۱، در فهرست آثار ملى به ثبت رسيده است.
كاخ هخامنشى بردك سياه، دشتستان (برازجان)
کاخ زمستانى داريوش که در ۱۲ کيلومترى شمال برازجان فعلى قرار دارد به نام بردک سياه معروف است و در سال ۱۳۵۰ به وسيلهٔ يک هيئت باستان‌شناسى ايرانى به سرپرستى آقاى على‌اکبر سرفراز مورد مطالعه قرار گرفت.
اين کاخ را با توجه به شيوه معمارى، به خصوص از نظر بست‌هاى دم چلچله‌اى و استفاده از سنگ سياه برخلاف بست‌هاى سادهٔ کاخ پاسارگاد و کاخ برازجان و همچنين با توجه به استفاده از انواع سنگ سياه و سفيد در بناهاى دورهٔ کوروش، مى‌توان به دورهٔ‌ بعد از کاخ‌هاى پاسارگاد و برازجان و همزمان با بناهاى دورهٔ داريوش مربوط دانست. کاخ داراى ده ستون در دو رديف ۵ تايى است که با سبک و شيوهٔ معمارى هخامنشى ساخته شده است. وجه تسميهٔ آن به خاطر استفاده از سنگ سياه در زيرسازى پايهٔ ستون‌ها است.

ارگ ها و کاخ ها 5



_____________________________________________________


كاخ بار كوروش، مرودشت (هخامنشيان) در فاصلهٔ ۶۰۰ مترى شمال شرقى آرامگاه کوروش بقاياى يک کاخ بزرگ وجود دارد که يک ستون آن بر جاى مانده است. وسعت اين کاخ ۲۶۲۰ مترمربع و مشتمل بر تالار بزرگ هشت ستونى در وسط و چهار ايوان در چهار سمت و اتاق‌هايى در دو گوشه بوده است. پايه‌هاى ستون‌ها، سرستون‌ها، کف آستان‌ها، سکوها و زينت کف ايوان‌ها از سنگ سياه است. به کار بردن سنگ‌هاى سفيد و سياه در کاخ‌هاى پاسارگاد يکى از ويژگى‌هاى مهم معمارى اين کاخ‌ها است. در بالاى ستون‌هاى سنگى سفيد ايوان‌هاى کاخ به خط ميخى و به زبان‌هاى پارسى، بابلى و عيلامى جملهٔ : «من هستم کوروش شهريار هخامنشي» منقور است. قسمت مهم فرش سنگى سفيد تالار مرکزى و ايوان جنوبى اين کاخ را براى احداث بنايى ديگر در عهد شاه شجاع از بين برده‌اند. در قسمت شرقى کاخ بار کوروش آثار بناى ديگرى برجاى مانده است که نقش انسان بالدار بر سنگ سفيد، مهم‌ترين نشانه و اثر موجود آن به شمار مى‌رود و به کاخ عبادتگاه پاسارگاد معروف است. اين بنا مشتمل بر تالار بزرگ هشت‌ ستونى بوده که بر هر يک از جوانب شمال، شرق و غرب آن درگاهى قرار داشت. در درگاه شمالى، نقش برجستهٔ‌ انسان بالدار روى سنگ سفيد با دو بال رو به بالا و دو بال رو به پايين حجارى شده است. دست‌هاى انسان به حالت دعا و به آسمان بلند است و لباس بلندى مانند لباس عيلاميان بر تن دارد که تاج مصرى با نقش «دوشاخ» (شبيه شاخ قوچ) بر سر او قرار گرفته است. کاخ عبادتگاه پاسارگاد قديمى‌‌ترين بناى اين محل و نقش برجستهٔ فوق نيز قديمى‌ترين نقش دوران هخامنشى است. كاخ باستانى هگمتانه، همدان اين کاخ در شهر همدان فعلى و هگمتانهٔ قديمى قرار دارد و بنا به روايت‌هاى تاريخى، در قرن هشتم قبل از ميلاد ساخته شده است. اين کاخ در دوران اقتدار نظام سياسى مادها، پس از تشکيل دولت مرکزى و تسخير آشور، در سال ۶۱۴ قبل از ميلاد توسط کياکسار مادى و با همدستى نابوپولاسار بابلى ساخته شد. در تزئين و ساخت آن از غنايم به دست آمده از فتح نينوا استفاده شده است. هرودوت، مورخ يونانى و ملقب به پدر تاريخ، در مورد کاخ مزبور مى‌نويسد: «... دياآکو نيز تقاضا کرد که قصرى به نام او و برازندهٔ‌ مقامش بسازند و گارد شخصى به او بدهند. مادها هم قبول کردند و براى او قصرى محکم و بزرگ در محلى که خود او نشان داده بود، ساختند. همچنين به او اختيار دادند که خود نگهبانانى از ميان تمام افراد ملت انتخاب نمايد. بدين ترتيب بر تخت نشست و باز از ايشان خواست که شهر بزرگى بسازند و از شهرهاى (دهکده‌ها) کوچکى که سابقاً مى‌زيستند، صرف‌نظر کرده و پايتخت جديد را مورد توجه اصلى خود قرار دهند. مادها باز هم اطاعت کردند و شهرى را که اکنون اکباتان نام دارد، برپا ساختند که ديوارهاى آن بلند، ‌ محکم، دايره‌وار و تودرتو ساخته شده است ...» تاکنون آثار متعددى در جريان کاوش‌هاى باستان‌شناسى از محوطه و پيرامون اين بنا کشف شده است. كاخ باغچه جوق، ماكو کاخ باغچه جوق ساختمانى مجلل و بنايى تاريخى است که در فاصلهٔ ۸ کيلومترى ماکو به بازرگان در ميان باغ مشجر بزرگى به وسعت ۱۱هکتار قرار گرفته است. اين کاخ در اواخر دورهٔ قاجاريه، به دستور اقبال‌السلطنه ماکويى که يکى از سرداران مظفرالدين‌شاه بود، ‌ ساخته شده است. اين کاخ تأثير شگرفى از سبک معمارى روسيهٔ آن زمان پذيرفته است. بنا به چهار بخش تقسيم مى‌گردد: يکم - درب ورودى حياط که داراى هشتى نسبتاً کوچکى است با سقف نقاشى شده که راه ورودى و ارتباطى به حياط محسوب مى‌شود. دوم - ساختمان اصلى کاخ که در ميان باغ احداث شده و مشتمل بر دو طبقه است با سقف شيروانى و اتاق‌ها و سالن‌هاى متعدد با نقاشى و گچبرى و آئينه‌‌کارى، مخصوصاً تالار بلند آئينه‌کارى حوضخانهٔ آن بسيار نفيس و جالب است. سوم - ساختمان سنگى يا آشپزخانهٔ کاخ که با سنگ‌هاى صيقلى و تراش خورده ساخته شده است. چهارم - قسمت‌هاى متفرقه و کم اهميت شامل ساختمان‌هاى انبارى، آبريزگاه و ... نماى خارجى بنا از سنگ‌هاى صاف تقسيم‌بندى شده و داراى مجسمه‌هاى گچى است که زينت‌بخش سردرها و نرده‌هاى گچى لبهٔ بام است. نماى داخلى ساختمان که با گچبرى‌ها، آئينه‌کارى‌ها و نقاشى‌هاى متنوع بر روى سقف ديوارها و انواع کاغذ ديوارى‌هاى آن زمان تزئين شده است، بسيار جالب و ديدنى است. موقعيت اين کاخ به علت قرار گرفتن بر سر جادهٔ ترانزيتى ترکيه و اروپا اهميت توريستى زيادى دارد و همين امر مى‌تواند در جلب مسافرين و مشتاقان و علاقمندان بناهاى تاريخى تأثير به‌سزايى داشته باشد. كاخ بهارستان، تهران اين کاخ در قرن سيزدهم هجرى قمرى به دستور مرحوم ميرزا حسين‌خان سپه‌سالار صدراعظم ساخته شد و پس از مشروطيت، به مجلس شوراى ملى ايران واگذار شد. كاخ تميشان، نور اين کاخ در ۵ کيلومترى شرق شهرستان نور واقع شده و در دوران سلطنت پهلوى به دستور اشرف (خواهر محمدرضا شاه) ساخته شده است. اين کاخ که امروزه به عنوان موزه مورد بازديد عموم قرار مى‌گيرد، در زمرهٔ مجموعهٔ کاخ‌هايى است که در اختيار بنياد جانبازان است. کاخ تميشان داراى يک اتاق پذيرايى زيبا و مجلل، ‌ اتاق خواب (استراحت‌گاه)، ‌ حمام و آشپزخانه است که با مدرن‌ترين وسايل آشپزى تجهيز شده است. محوطه کاخ بسيار بزرگ و داراى استخر، ‌ اصطبل و محل اقامت نگهبانان است. روبروى آن بناى زيبا و بزرگ ديگرى وجود دارد که در کنار ساحل درياى خزر ساخته شده و به عنوان پلاژ اختصاصى مورد استفاده قرار مى‌گرفت. ساختمان اين بنا از نظر طراحى و تزئينات، زيبائى خاصى دارد و با ساير ارزش‌هاى هنرى و معمارى آن برابرى مى‌‌کند. در حال حاضر از اين کاخ هيچ نوع استفاده‌اى نمى‌شود. كاخ چاى‌خوران، چالوس کاخ چاى‌خوران چالوس اوايل سلطنت سلسلهٔ‌ پهلوى ساخته شد و نماى داخلى و خارجى آن تزئينات گچبرى و کاشى‌‌کارى بسيار زيبا دارد. اين کاخ برخلاف ساير کاخ‌هاى اين دوره، بسيار ساد و بى‌پيرايه است. مصالح عمدهٔ‌ آن را سنگ و آجر تشکيل مى‌دهد و پوشش بام آن به صورت شيروانى است. ساختمان کاخ تراسى دارد که به شيوهٔ خاصى نرده‌چينى شده است. نفوذ معمارى اروپايى در ساختمان کاخ نيز به وضوح مشهود است. اين کاخ همان‌طور که از نامش پيداست، به منظور استراحت‌گاه موقت و کوتاه‌مدت استفاده مى‌شده است. ساختمان کاخ که سابقاً به خاطر ويژگى‌هاى معمارى و هنرى مورد توجه بود به علت عدم مراقبت مسئولين وقت به حالت مخروبه و نيمه ويرانه درآمد. در سال ۱۳۵۴ اقداماتى در جهت مرمت و بازسازى قسمت‌هاى تخريب شدهٔ آن، به وسيله سازمان ميراث فرهنگى انجام شد. در حال حاضر کليه امکانات کاخ در اختيار نيروهاى انتظامى است. كاخ چهل‌ستون، اصفهان باغ چهل ستون که بالغ بر ۰۰۰‚۶۷ مترمربع مساحت دارد، ‌ در دورهٔ شاه عباس اول احداث شده است و در وسط اين باغ، ‌ عمارت چهل ستون قرار گرفته است. در زمان سلطنت شاه‌عباس دوم، در بناى فوق تغييرات کلى داده شده، و تالار آينه، تالار هجده ستون، دو اتاق بزرگ شمالى و جنوبيِ تالار آينه، ايوان‌هاى طرفين سرسراى پادشاهى و حوض بزرگ مقابل تالار با کليهٔ تزئينات نقاشى، آينه‌‌کارى، کاشى‌کارى ديوارها و سقف‌ها به آن افزوده شده است. قسمت‌هاى جالب و ديدنى کاخ چهل ستون به شرح زير است: - سقف باشکوه نقاشى شدهٔ‌ تالار هجده ستون و سقف آينه‌‌کارى تالار آينه و مدخل آينه‌کارى تالار جلوس شاه‌عباس دوم. - ستون‌هاى عظيم تالارهاى هجده ستون و تالار آينه. - شيرهاى سنگى چهار گوشهٔ حوض مرکزى تالار و ازاره‌هاى مرمرى منقش اطراف که معرف صنعت حجارى دورهٔ صفويه است. - تزئينات عالى طلاکارى سرسراى پادشاهى و اتاق‌هاى طرفين تالار آينه و تابلوهاى بزرگ نقاشى تالار پادشاهى که تصوير شاهان صفوى را نشان مى‌دهد. - تصويرى از شاه‌عباس اول با تاج مخصوص و مينياتورهاى ديگرى در اتاق گنجينه که در مرمت سال‌هاى ۱۳۳۴ و ۱۳۳۵ خورشيدى از زير گچ خارج شده است. - آثار پراکنده‌اى از دوران صفويه مانند سردر «مسجد قطبيه» و سردرهاى «زاويه در کوشک» و آثارى از «مسجد درب جوباره» يا «پير پينه‌دوز» و «مسجد آقاسي» که بر ديوارهاى ضلع غربى و جنوبى باغ نصب شده است. کاخ چهل ستون به موجب اشعارى که در جبههٔ تالار از زير گچ خارج شده به «مبارک‌ترين بناهاى دنيا» تشبيه شده و به حساب حروف ابجد، در سال ۱۰۷۵ هجرى قمرى و در پنجمين سال سلطنت شاه عباس دوم بنا شده است. شيرها و مجسمه‌هاى سنگى اطراف حوض و داخل باغچه‌ها، تنها آثارى است که از دو قصر باشکوه ديگر دورهٔ صفوي؛ يعنى آينه‌خانه و عمارت سرپوشيده باقى مانده و بعدها به اين محل منتقل شده است. اگرچه انعکاس ستون‌هاى بيست‌گانهٔ تالارهاى چهل ستون در حوض مقابل عمارت، مفهوم چهل‌ ستون را القا مى‌کنند؛ ولى در حقيقت واژهٔ‌ چهل در نام اين عمارت، نشانهٔ‌ کثرت است و وجه تسميهٔ عمارت مزبور به علت تعدد ستون‌هاى آن است. كاخ حوش كورى، قصرشيرين ويرانهٔ کاخى از دورهٔ ساسانى در شمال قصر شيرين برجاى مانده است که در نزد اهالى محلى به نام حوش کورى ناميده مى‌شود. اين کاخ در روزگار آبادى، يکى از قصرهاى سلطنتى و بزرگ ساسانى به شمار مى‌آمده است ولى در حال حاضر به مخروبه‌اى تبديل شده است. كاخ خورشيد، توس، مشهد بناى اين کاخ که در وسط باغ بزرگى قرار دارد، ‌ از آثار دورهٔ‌ نادرشاه افشار است و احتمالاً براى سکونت خانوادهٔ سلطنتى احداث شده است. نماى اين کاخ که به شيوهٔ معمارى هندى ساخته شده است، به شکل استوانه‌اى مى‌باشد و با سنگ‌هاى مرمر سياه تزئين شده است. بلندى آن در گذشته در حدود ۲۵ متر بوده است و در حال حاضر به علت خرابى طبقهٔ سوم، ارتفاع کاخ بيش از ۲۰ متر نيست. اين کاخ مجموعاً داراى ۱۲ اتاق است که در داخل اتاق‌ها نيز تزئيناتى از نقاشى و گچ‌برى ديده مى‌شود. شيوهٔ‌ تزئين و آرايشى که در اين بنا به کار رفته، مشتمل بر ريزه‌کارى‌هاى دقيق و متنوع و قابل ملاحظه است. تصاويرى از شاه‌زادگان نادرى بر روى ديوارها نقش شده است که در ميان آن‌ها، نقوش زرين نيز ديده مى‌شود. در طبقهٔ‌ زيرين بنا راهرو تاريکى وجود دارد. در وسط اين بنا، از سطح پشت‌بام طبقهٔ اول، برجى مدور با ترک‌هاى شبيه نيم‌ستون معروف به خيارى احداث شده است. اين قسمت از برج به صورت سنگ يک‌پارچه است و ظاهراً يک سوم از ارتفاع بنا را شامل مى‌شود. اين قصر در نيمهٔ دوم قرن دوازدهم هجرى قمرى ساخته شده است. كاخ ساسانى، سروستان، آباده (ساسانيان) اين کاخ در نُه کيلومترى جنوب غربى سروستان واقع شده و بنايى بزرگ است که با سنگ و گچ ساخته شده و گنبدها، ايوان‌ها، اتاقها و دهيلزهاى متعدد دارد. بنا از آثار بهرام‌گور يا بهرام پنجم ساسانى (۳۸-۴۲۰ ميلادي) است و مهر نرسى، وزير معروف او که نخست‌وزيرى يزدگرد اول و يزدگرد دوم را نيز عهده‌دار بود آن را ساخته است. از سال ۱۳۳۵ شمسى تعميرات مفصل و اساسى اين کاخ انجام شده است. ناهموارى زمين‌هاى مجاور کاخ، از وجود ساختمان‌هايى در اطراف آن خبر مى‌دهند. اين بنا در ۲۴ شهريور ۱۳۱۰ با شمارهٔ ۲۳، در فهرست آثار تاريخى ايران به ثبت رسيده است.

ارگ ها و کاخ ها 4

________________________________________________________________

قصر اردشير بابكان، مرودشت (ساسانيان)
اين بناى بزرگ سنگى داراى سه گنبد، ايوان‌ها، دهليزها و اتاق‌هاى متعدد است که همچنان باقى‌مانده و گچ‌برى‌‌ها و تزئينات بالاى درهاى داخل آن شبيه تزئينات بالاى آستانه‌هاى سنگى تخت جمشيد است. به نظر مى‌رسد اردشير بابکان در احداث کاخ خود به کاخ‌هاى شاهنشاهان هخامنشى توجه نشان مى‌داد. چشمه‌سار و آب‌هاى روان و درختان باصفاى بيرون کاخ بر کيفيت اين اثر تاريخى مهم افزوده است.
کاخ اردشير بابکان با شمارهٔ ۸۹ در تاريخ ۱۵ ديماه ۱۳۱۰ در فهرست آثار ملى ايران به ثبت تاريخى رسيده است.

قصر حرمسرا، گرمسار (صفويان)
در يک کيلومترى جنوب شرقى قصر شاه‌عباسى يا قصر بهرام، يک بناى ديگر صفوى به چشم مى‌خورد که حرمسرا ناميده مى‌شود و ظاهراً در هنگام مسافرت خاندان سلطنتى، حرمسرا و در ساير مواقع محل سکونت شکارچيان سلطنتى بوده است.
آب آشاميدنى اين بنا، از چشمه‌هاى واقع در دامنهٔ سياه کوه، توسط يک کانال پس از عبور از يک دره به استخرى در بيرون جبهه جنوبى حرمسرا مى‌رسيد و پس از پر کردن آن از طريق کانالى ديگر به حوضى در داخل حرمسرا منتقل مى‌شد.
استخر بيرون حرمسرا ۹/۶۰ متر طول، ۸ متر عرض و حداقل ۱/۴۰ متر عمق دارد. کانال آب از وسط استخر به طرف در ورودى و از آنجا به حياط و بالاخره پس از عبور از حوض داخل حياط حرمسرا به طرف عباس‌آباد و سياه‌کوه مى‌رفت که آثار کانال هنوز در بعضى از نقاط ديده مى‌شود.
ايوان ورودى از طرف شرق به اتاقى به طول ۴/۵ متر و عرض ۳/۱۰ متر راه دارد و از آن جا به تالارى بزرگ به طول ۱۲/۵۰ متر و عرض ۴/۳ متر که با تاقچه و بخارى ديوارى دودکش‌دار تزئين شده است مربوط مى‌شود. در طرف غرب ايوان ورودى نيز يک تالار بسته به طول ۱۵/۷۰ و عرض ۴/۳۰ متر ساخته شده که در آن سه در به ايوان و دو در به خارج باز مى‌شود.
در نيمهٔ‌ جنوبى قسمت غربى حرمسرا، يک تالار بزرگ و در شمال اين تالار دو ايوان وجود دارد. در شمال ايوان‌ها دو اتاق بنا شده است، ‌ که ابتدا وجود نداشته، ولى بعدها به بنا افزوده شده است. تالارهاى موجود در ضلع شمالى کاملاً منهدم شده‌اند و چنين به نظر مى‌رسد که زلزله‌اى شديد باعث انهدام آن‌‌ها شده است.

قصر شاه‌عباس (قصر بهرام)، گرمسار (تيموريان، صفويان)
در دامنهٔ شمالى ارتفاعات سياه کوه در جنوب گرمسار، بناهاى متروکى ديده مى‌شوند که بوميان به آن قصر مى‌‌گويند. بزرگ‌ترين اين ساختمان‌ها به نام قصر شاه‌عباسى، بين عين‌الرشيد و چشمه‌شاه در ارتفاع ۱۰۲۴ مترى بنا شده که بر سر راه قديمى و تاريخى کاروان‌روى کويرى اصفهان - کاشان - خوار (گرمسار) و خراسان قرار دارد. بناى بيرونى اين قصر چهارگوش و داراى چند برج با دو دروازهٔ ‌شمالى و جنوبى است و روکار آن از سنگ‌هاى بزرگ آهکى صيقل شدهٔ سفيد رنگ است که از کوه‌هاى مجاور آورده شده‌اند. اطراف اين قصر شش برج بنا شده و سردرِ آن، سنگ بزرگ يکپارچه است. در دو طرف سر در ساختمان دو اتاق کوچک وجود دارد که گويا قراولخانه محسوب مى‌شده است. در کنار مدخل قصر، سنگ‌هايى قرار داده بودند که پاشنهٔ درِ ورودى در سوراخ آن‌ها مى‌چرخيد. درون بنا محوطهٔ‌ بزرگى است که گرداگرد آن بيست اتاق کوچک و يک در بدون روزن با پوشش گچى قرار گرفته است. در سوى شرق نيز صحن بزرگ ساده‌اى با تاق بلند ضربى وجود دارد. در بدنهٔ‌ غربى نيز تالارى گشاده، با شاه‌نشين و تاقچه‌هايى در دور و ايوانى در جلو ديده مى‌شود که در زير آن سردابى کهنه قرار دارد. در پشت ساختمان‌هاى درون حياط، به صورت غلام گردشى طويله‌هاى بزرگى براى چهارپايان و مکانى براى خواب و پخت و پز ديده مى‌شود.
نکته مهم و قابل توجه در اين بنا، نحوهٔ تهيهٔ آب مورد نياز ساکنان آن بوده است: آب به وسيله دو مجراى روى هم، که مجراى زيرين از لوله‌هاى سفالين و ديگرى مانند نهرى سنگى از تخته‌ سنگ‌هاى سفيد يکپارچه ساخته شده بود، به بنا منتقل مى‌شد. اين آب مصرفى از چشمهٔ شاه دامنهٔ سياه‌کوه به استخرهاى بزرگ مقابل بنا منتقل مى‌شد. ساختمان اين نهر آب، براى بينندگان بسيار جالب و شگفت‌انگيز است و بناى آن يکى از شاهکارهاى عصر خود به شمار مى‌رود.
تاريخ اصلى اين بنا روشن نيست و در بدنهٔ کنار دروازهٔ شمالى جاى خالى کتيبه‌‌هاى کاشى ديده مى‌شود. چنين به نظر مى‌رسد که ساختمان سنگى کنونى بر شالودهٔ يک بناى ويرانه باستانى گذاشته شده است. سفال‌هايى که از اطراف اين بنا به دست آمده، به احتمال قوى از دورهٔ تيمورى و نشانهٔ آن است که اين بنا پيش از صفويه برپا بود. اين بنا که در دوره صفويه تعمير اساسى شد، به بناى شاه‌عباسى معروف شده است.
قصر عين‌الرشيد، گرمسار (صفويان)
قصر عين‌الرشيد در دو کيلومترى شمال قصر شاه‌ عباسى (قصر بهرام) و در قسمت ميانى فاصله درياچه نمک و کوير بزرگ قرار گرفته است.
يک چشمهٔ بزرگ که پر از آب شيرين است، بين کاروان‌سرا و پست نگهبانى شکارگاه واقع شده که آب آن از طريق جويى که هنوز هم آثار آن باقى است به باغ درون حصار کاخ مى‌رفته تا درختان و گل‌ها را سيرآب کند. خرابه‌‌هاى قصر و باغ امروزه پوشيده از خارهاى بيابانى است که به جاى درختان و گياهان زيباى گذشته روئيده‌‌اند.
بناى عين‌الرشيد از خارج ۸۶ متر طول و حداکثر ۴۷ متر عرض دارد و مشتمل بر دو حياط بزرگ است که حياط اصلى ۵۱/۵ متر طول و ۴۷ متر عرض دارد. معبر ورودى به حياط اصلى به شکل ايوانى به طول ۹/۷ و عرض ۵/۴ متر در جبههٔ جنوبى حياط اصلى بنا شده است.
در دو طرف ايوان ورودى دو تالار وجود دارد که هر يک پنج در به حياط قصر دارند. ارتفاع هر دو تالار ۵/۲۰ متر است. در باريکهٔ کنارى هر دو تالار، دو اتاق مستطيل شکل قرار دارد که اين دو اتاق به تالارها راه ندارند و مخصوص خدمه بوده‌اند. نظير اين اتاق‌ها، در جبههٔ جنوبى حياط نيز وجود دارد که به تالارهاى جنوبى راه دارند.
در وسط حياط کاخ يک حوض بزرگ ساخته شده که شش متر طول، پنج متر عرض و دو متر عمق دارد. تالار غربى ايوان ۱۸/۵ متر طول و ۵/۱ متر عرض و ۵/۲۵ متر ارتفاع دارد و بزرگ‌ترين تالار کاخ است. در تالار شرقى تورفتگى‌هاى ديوارهاى آن تنگتر و هلال تاق‌هاى آن نيز کوچک‌تر است.
سه اتاق و يک شبه ايوان به طرف حياط که در آن پلکانى به بام ساخته شده در گوشه شمال شرقى ضلع شمالى حياط ديده مى‌شود. اين اتاق‌ها که اجاق‌هاى بزرگ دارند، مطبخ و انبار مواد غذايى بودند. نماى داخلى حياط و سردرها از داخل و خارج کاملاً شبيه به نمادهاى زمان صفويه است. اين ساختمان فاقد کتيبه تاريخ بناست. احتمالاً اين کاخ از بناهاى وابسته به جادهٔ سلطنتى اصفهان، فرح‌آباد و بهشهر است.

قصر كيارث، نصيرآبادداراب (ساسانيان)
اين قصر در نزديکى روستاى نصيرآباد فورگ در غرب داراب واقع شده است. بقاياى اين قصر در کنار جاده آسفالته داراب به بندرعباس مشاهده مى‌شود. اطلاعات روشن و دقيقى از اين قصر در دسترس نمى‌باشد.


كاخ آپادانا (كاخ داريوش)، شوش
شوش در زمان هخامنشيان مرکز حکومت بود. به دستور داريوش کاخ باشکوهى بر روى تپه‌هاى عيلامى ايجاد گرديد. ديوارهاى کاخ از خشت با نماى آجرى و ستون‌هاى آن از سنگ است. کاخ داريوش واحدهاى مختلفى از جمله، تالار بار عام، حرم‌سرا، ‌ دروازه و کاخ پذيرايى و همچنين سه حياط مرکزى دارد. ديوارهاى داخلى کاخ با آجر لعابدار منقوش با طرح‌هاى سربازان گارد جاويدان، ‌ شير بالدار و نقش گل نيلوفر آبى مزين بوده‌اند که بقاياى به جاى ماندهٔ آنها در موزه‌هاى خارجى و داخلى نگهدارى مى‌شوند. بخش مهمى از اين کاخ در زمان اردشير اول (۴۶۱ پيش از ميلاد) دچار آتش‌سوزى گرديد و مجدداً در زمان اردشير دوم (۴۰۴-۳۵۹ پيش از ميلاد) بازسازى شد. سرانجام اين کاخ بزرگ و ديگر کاخ‌هاى هخامنشى در تخت جمشيد بر اثر حملهٔ‌ اسکندر مقدونى در حدود سال ۳۳۰ پيش از ميلاد به کلى ويران شدند.

كاخ آغا‌محمدخان، گرگان
اين بنا توسط آغامحمدخان قاجار ساخته شده و در شهر گرگان قرار دارد. ويژگى‌هاى معمارى و اسلوب ساخت بنا نشانگر آن است که بنا به قرن ۱۲ هجرى قمرى مربوط است.

كاخ اُجابت، اجابت، كلاردشت، چالوس
کاخ اُجابت در دورهٔ سلطنت پهلوى، در روستاى اجابت از بخش کلاردشت ساخته شده است. اين کاخ در محلى مشرف بر منطقهٔ کلاردشت بنا شده، تزئينات و گچبرى‌هايى زيبا به شيوهٔ معمارى اروپا دارد. محوطهٔ اين کاخ بسيار زيباست و در داخل آن لوسترهايى نفيس و گران قيمت قرار دارد. حياط کاخ پوشيده از درختان سرو سرسبز است که در حال حاضر به عنوان استراحت‌گاه مورد استفاده قرار مى‌‌گيرد.

كاخ اختصاصى،گرگان
اين عمارت که به کاخ اختصاصى معروف است، در محل پارک شهر گرگان قرار دارد. بناى کاخ اختصاصى دو طبقه با ويژگى‌هاى معمارى دوران پهلوى است و از هنر معمارى اروپائى متأثر شده است. در حال حاضر اين کاخ و محوطهٔ اطراف آن به عنوان کتابخانه عمومى مردم شهر گرگان مورد استفاده قرار مى‌گيرد.



كاخ اختصاصى،رودسر
اين کاخ در محوطهٔ يک پارک و جنب ساختمان فرماندارى شهرستان رودسر واقع شده و بنايى است با نقشهٔ مستطيل به ابعاد ۱۳×۲۳ متر که دو فضاى نعلى شکل در قسمت شمالى دارد. مختصات بنا همان است که کم و بيش در ديگر کاخ‌‌هاى دورهٔ‌ پهلوى وجود دارد.
اين بناى دو طبقه با سيمان نماسازى شده و سقف آن شيروانى است. تاق‌ها و سالن اصلى آن گچ‌برى‌هاى ساده‌اى دارد. اين کاخ در يک دورهٔ‌ زمانى کوتاه براى اقامت‌هاى موقت مورد استفاده اختصاصى رضاشاه قرار گرفته است و اينک، به عنوان يک بناى تشريفاتى و تاريخى نگهدارى مى‌شود. اين بنا با شمارهٔ ۱۰۴۴ در فهرست آثار ملى کشور به ثبت رسيده است.

كاخ اختصاصى كوروش، مرودشت (هخامنشيان)
کاخ اختصاصى کوروش در ۱۵ کيلومترى شمال غربى کاخ بار کوروش قرار گرفته است. اين کاخ با مساحت ۳۴۲۷ مترمربع از وسيع‌ترين کاخ‌هاى پاسارگاد به شمار مى‌رود.
تالار مرکزى اين کاخ سى ستون از سنگ سفيد دارد. ته ستون‌هاى چهارگوش زيباى آن با کف‌سازى عالى تالار، سليقه و استادى فراوان بنيان‌گذاران کاخ را نشان مى‌دهند.
در اين بنا، انبوهى از سنگ‌هاى سياه و سفيد به کار رفته است. درگاهى‌هاى تالار کاخ از سنگ سياه مجهز به نقش‌هاى برجسته و خطوط ميخى مزين به نام کوروش است که قطعاتى از آن کشف شده است. استفاده از ماده‌‌اى قرمز رنگ براى درزگير سنگ‌ها و قطعات گل با سفيدکارى نازک گچ و آجرهاى قرمز رنگ به ابعاد ۵/۵×۳۲×۴۵ سانتى‌متر، از مشخصات ديگر اين بنا است.
يکى از ويژگى‌هاى کاخ پاسارگاد، نهرهاى سنگى و سفيدى هستند که در محوطهٔ کاخ احداث شد‌ه‌اند. در امتداد هر نهر، حوضچه‌هاى سنگى سفيد به ارتفاع ۳۵ سانتى‌متر قرار دارد که در خاکبردارى‌هاى سال ۱۳۲۹، قسمت‌هايى از آن در محوطهٔ وسيع شرق کاخ اختصاصى کوروش کشف شد که براى حفظ آن‌ها، مجدداً با خاک پوشانيده شده‌اند. وضعيت نهرها نشان مى‌دهند محوطهٔ پاسارگاد به صورت پارکى بسيار وسيع بوده که نهرها و حوضچه‌ها آن را آبيارى مى‌‌کرده‌اند.

كاخ بابل، بابل
ساختمان اين کاخ که به دورهٔ‌ پهلوى مربوط است، ‌ در باغ مصفايى در جنوب بابل قرار دارد و محل فعلى دانشکدهٔ‌ پزشکى مازندران است. بناى کاخ دو طبقه است، ‌ با اتاق‌ها و سالن‌هاى متعدد و مزين به گچبرى‌هاى بسيار زيبا. مصالح عمدهٔ‌ ساختمان کاخ را سنگ تشکيل مى‌دهد و نماى خارجى آن عناصر تزئينى بسيار جالبى دارد. تزئين داخلى و خارجى کاخ، ويژگى‌هاى خاص و منحصر به فردى دارد که مشابه آن در کاخ‌هاى ديگر اين دوره کم‌تر ديده مى‌شود.

Thursday, October 9, 2008

ارگ ها و کاخ ها 3

____________________________________________________
عمارت شهردارى، انزلى عمارت شهردارى انزلى که نمونه‌اى از معمارى دورهٔ‌ پهلوى در گيلان است، ‌ در قسمت بالاى پارک بلوار واقع شده و مشابه ديگر بناهاى دورهٔ پهلوى در گيلان است، در قسمت بالاى پارک بلوار واقع شده و مشابه ديرگ بناهاى دورهٔ پهلوى است که براى فرماندارى‌ها و شهردارى‌ها ساخته شد‌ه‌اند. علاوه بر کاخ‌ها و عمارت‌هاى تاريخى که مورد اشاره قرار گرفتند، در استان گيلان ساختمان‌هاى قديمى ديگرى نيز وجود دارند که از لحاظ قدمت و ويژگى‌هاى معمارى جالب توجه‌اند. مهم‌ترين اين عمارت‌هاى تاريخى و با اهميت عبارتند از: عمارت ادارهٔ پست، عمارت استاندارى سابق، ‌ عمارت کلاه فرنگى، سراى طاقى کوچک و بزرگ، سراى چينى‌چيان، سراى گلشن، سراى محتشم، سراى ميرزا احمد بزرگ و سراى آهن که کلاً در رشت قرار دارند و يادگار دورهٔ‌ قاجار هستند. عمارت داودزاده در بندر انزلى، عمارت سردار امجد در تالش (دوره قاجار)، کاخ ناهارخوران رودسر که در دورهٔ پهلوى ساخته شده است. عمارت عالى‌قاپو، اصفهان اين قصر که در عهد صفويه «دولتخانهٔ مبارکهٔ نقش جهان» و «قصر دولتخانه» نام داشت، نمونهٔ منحصربه‌فردى از معمارى کاخ‌هاى عهد صفوى است که در اوايل قرن يازدهم هجرى، به امر شاه‌عباس اول، ساخته شده است. شاه‌ صفوى، سفيران و شخصيت‌هاى عاليقدر را در اين کاخ به حضور مى‌پذيرفت. بعد از او هم، جانشينان وى در همين کاخ و در ملحقات آن، مانند عمارت حوضخانه و تالار مرواريد، مهمانان خود را به حضور مى‌پذيرفتند. عالى‌قاپو داراى پنج طبقه ساختمان است که هر طبقهٔ آن تزئينات ويژه‌اى دارد. با آن که بعد از دورهٔ صفويه به تزئينات بناها خرابى‌ها و لطمات جبران‌ناپذيرى وارد آمده است، ولى هنوز شاهکارهايى از گچ‌برى‌ها و نقاشى‌هاى عهد صفويه را در بر دارد و تماشاکنندگان را به تحسين و تمجيد وا مى‌دارد. مينياتورهاى هنرمندانهٔ رضا عباسى، نقاش معروف عهد شاه‌عباس (که آسيب فراوان ديده‌‌اند)، نقاشى‌هاى گل و بوته، شاخ و برگ، اشکال وحوش و طيور و گچ‌برى‌هاى زيباى آن که به شکل انواع جام و صراحى در تاق‌ها و ديوارها تعبيه شده است، از قسمت‌هاى جالب‌توجه اين بناى تاريخى است. گچ‌برى‌هاى اين قسمت از ساختمان که به «اتاق صوت» مشهور است، ‌ نقش آکوستيک دارند و گفته مى‌شود مکانى براى اجراى موسيقى بوده است تا نغمه‌ها و صداها به طور طبيعى و بدون انعکاس به گوش برسند. از فراز آخرين طبقهٔ عالى قاپو بهترين منظرهٔ شهر تاريخى اصفهان و تغيير و تحولات هزار سالهٔ آن را مى‌توان مشاهده نمود. در دورهٔ جانشينان شاه‌عباس هم اقداماتى به منظور تزئين کامل اين عمارت به عمل آمده است. از آن جمله، تالار باشکوه آن در سال ۱۰۵۴ هجرى و در زمان سلطنت‌ شاه‌عباس دوم به بناى اصلى افزوده شده است و شاه ‌صفوى و مهمانان او، از تالار همين عمارت، ‌ مناظر بازى چوگان، چراغانى، آتش‌بازى‌ها و نمايش‌هاى ميدانى را تماشا مى‌کرده‌اند.
عمارت عثمانى و پل رومى، تهران در قرن نوزدهم، يکى از سفيران دولت عثمانى در محلى در منطقهٔ الهيهٔ تهران، باغ و عمارتى ساخت که همچنان به دولت ترکيه تعلق دارد. با توجه به پيشينهٔ تاريخى دولت عثمانى که جانشين امپراتورى روم شرقى شد، نام رومى‌ (همانند لقب مولانا جلال‌‌الدين محمد بلخي) روى پلى کوچک در اين محل باقى مانده است. عمارت فكرى اين عمارت که يکى از مهم‌ترين بناهاى دورهٔ قاجار است، در بندر لنگه قرار دارد. اين عمارت از ويژگى‌هاى معمارى چشم‌گيرى برخوردار است و توسط شخصى به نام «فکري» احداث شده است. عمارت فکرى دو حياط با اتاق‌هايى در اطراف آن‌ها و پنج بادگير دارد و تزئينات برجستهٔ آن مشتمل بر منبت‌کارى و گچ‌برى‌هاى زيبا است. عمارت كلاه‌‌فرنگى باغ‌ نظر، شيراز (زنديان) اين باغ با انبوه درختان سر به فلک کشيدهٔ سرو و نارنج در سال‌هاى پيش از سلطنت کريم‌خان زند احداث شده و وجه تسميهٔ آن معلوم نيست. کريمخان زند عمارت کلاه‌فرنگى، ارگ، ‌ ديوانخانه و بعضى از ساختمان‌هاى ديگر را در محوطهٔ ‌آن بنا کرد. در دورهٔ‌ قاجار نيز، حسين على ميرزاى فرمانفرما، عمارتى در نزديک عمارت «خورشيد» احداث کرد. در وسط باغ نظر که متأسفانه هم اکنون قسمت بسيار کوچکى از آن به جا مانده و آن را «باغ موزه» مى‌‌نامند، عمارت هشت ضلعى بسيار زيبايى ساخته شده که به کلاه فرنگى مشهور است. کف اين عمارت نزديک به ۱/۵ متر از سطح باغ بالاتر است. در بيرون اين عمارت، ‌ کاشى‌کارى‌هاى ظريف و زيبا با رنگ‌هاى روشن وجود دارد که قسمتى از آن نقش گل و بته و قسمتى ديگر نيز منظرهٔ شکارگاه و مجالس بزم است. در طرفين هر در، چهار مجلس گل و بته و بالاى چهار گوشوارهٔ آن، چهار مجلس شامل بزم، شکار روى کاشى نقاشى شده است. در داخل بنا، محوطه‌اى صليب مانند با چهار شاه‌نشين وجود دارد که بين شاه‌نشين‌ها نيز چهار گوشواره ساخته‌اند. در وسط محوطه، ‌ حوضى از سنگ مرمر يکپارچه ساخته شده است. ديوارهاى محوطهٔ وسط و اتاق‌هاى زاويه، مقرنس‌کارى است و نقاشى‌هاى بسيار زيبا دارد و از نظر هنرى کم‌نظير است. روى بدنه و تاقچه‌هاى محوطهٔ وسط، ده مجلس نقاشى به وسيلهٔ نقاشان دورهٔ‌ زنديه که معروف‌ترين آن‌ها «آقاصادق نقاش» بوده تصوير شده است. عمارت كلاه‌فرنگى، بندرعباس بناى اين عمارت به دوران صفويه تعلق دارد و سابقاً ادارهٔ‌ گمرک بندرعباس در آن قرار داشت. اين عمارت در مجاورت اسکلهٔ قديمى بندرعباس در بلوار طالقانى قرار دارد. از آنجا که اين عمارت از معمارى اروپايى آن دوره تأثير گرفته، مثل تعداد زيادى از عمارات دورهٔ قاجاريه به عمارت کلاه‌فرنگى معروف شده است. عمارت كلاه‌فرنگى ماكو بناى قديمى عمارت کلاه‌‌فرنگى ماکو و ملحقات آن در سمت شرقى خيابان امام واقع شده است. در اطراف عمارت ياد شده، ساختمان‌هاى قديمى ديگرى مانند عمارت شهربانى، محل شوراى داورى سابق و چند بناى ديگر نيز وجود دارد. عمارت کلاه‌فرنگى که قسمتى از مجموعهٔ ساختمان‌هاى بزرگ و قديمى ماکو است. متعلق به عليقلى خان بيات بوده است. ساختمان بنا به اواخر دورهٔ قاجاريه مربوط است و تاکنون هيچ دخل و تصرفى در آن صورت نگرفته است. اين عمارت تاريخى دو طبقه است. قسمت داخل از نظر شيوهٔ معمارى، مخصوصاً با گچبرى‌هاى الهام گرفته از طبيعت و آئينه‌کارى‌هاى بسيار ارزنده، اثرى جالب و ديدنى است. هر طبقه داراى يک بالکن با بيست ستون چوبى است. فضاى ساختمان کم است و پوشش بام آن، شيروانى و طرح عمارت هشت ضلعى است. عمارت گمرك، بندر انزلى از ديگر بناهاى تاريخى گيلان، عمارت گمرک بندرانزلى و محل استقرار نيروى دريايى است که هر دو به دورهٔ پهلوى مربوط است. بخش تعمير کشتى و به آب انداختن آن‌ها در ادارهٔ بندر، از تأسيسات مدرن آن زمان به شمار مى‌رود و هنوز نيز جالب و حائز اهميت است. اصل بناهاى ادارهٔ بندر به دورهٔ‌ قاجار تعلق دارد و روس‌ها آن را ساخته‌اند؛ ولى در دورهٔ پهلوى بازسازى شده است. ساختمان موزيک به وسيله يک معمار يونانى و با سبک يونانى ساخته شده است. گنبد اين بنا روى هشت ستون مدور استوار شده است. اين بنا در گذشته مورد استفادهٔ دستهٔ‌ موزيک ارتش بود و لذا به «ساختمان موزيک» شهرت يافته است. عمارت مدرسهٔ مروى، تهران مدرسهٔ فخريهٔ (مروي) از بناهاى قرن سيزدهم هجرى قمرى است که شامل جلوخان، سردر بلند، صحن وسيع، حجره‌ها و چندين ايوان مزين به کاشى‌کارى خشتى است. بانى مدرسه، شخصى به نام فخر‌الدوله بود که در آن زمان به دستور فتح‌على شاه قاجار حاکم مرو شد، از اين‌رو، بناى ياد شده فخريه خوانده مى‌شود و به «مدرسهٔ مروي» نيز معروف است. بالاى در ايوان در مقابل در ورودى مدرسه، عباراتى به خط نستعليق نوشته شده و در طرفين آن، دو لوحهٔ کاشى به قطعى نسبتاً بزرگ نصب شده است. روى اين کاشى‌ها قصيده‌اى به زبان عربى نوشته شده که مفاد آن حاکى از توصيف بنا و تجليل از فتح‌على شاه قاجار است. در اين قصيده از بزرگى و شکوه مدرسه و مقايسه آن با تاق کسرى (ايوان مدائن) سخن رفته است. عمارت معتمدى، بندر انزلى اين ساختمان که در بلوار بندر انزلى واقع شده و هم اکنون پاسگاه نيروى انتظامى است، در سال ۱۲۳۴ هجرى قمرى (۱۱۹۸ خورشيدي) به دستور «معتمدالدوله ميرزا عبدالوهاب» در دو طبقه ساخته شده است. ديوارهاى قطورى دور تا دور هر دو طبقهٔ‌ آن را احاطه نموده و سقف آن حلب‌کوبى شده است. اين بنا يکى از قصرهاى دورهٔ‌ قاجاريه و محل سکونت همراهان شاه يا بزرگان آن دوره بوده است. عمارت و باغ رامسر، رامسر باغ تاريخى رامسر و ساختمانهاى آن در شمار آثار ملى ايران به ثبت رسيده و تحت حمايت سازمان ميراث فرهنگى کشور قرار گرفته است. اين باغ با مساحت ۶۰ هزار مترمربع از باغ‌هاى سنتى و زيباى استان مازندران به شمار مى‌رود. بناى اين باغ، ساختمان زيبايى است با مشخصه‌هاى معمارى پهلوى اول که در يک طبقه به شکل مستطيل و با وسعت ۶۰۰ مترمربع ساخته شده است. اين بنا داراى هال مرکزى، اتاق‌ها و ايوان گچبرى‌ شده است که ايوان آن با چند ستون سنگى به شيوه دور معمارى «دوريک» و به هم پيوسته است. گچ‌برى‌هاى سقف ايوان آن با طرح‌‌هايى چون نقش ترنج، رديفى از حيوانات و عناصر ديگر هنرى تزيين يافته است. از شاخص‌هاى معمارى عصر پهلوى اول سنگ‌هاى مرمر و تزئينات وابسته به آن، گچ‌برى‌ها، آئينه‌کارى صحن اصلى و ايوان مى‌باشد که در بناى مذکور کاملاً رعايت شده است. اگرچه بعضى از عناصر معمارى سنتى ايران در بناهاى دوره پهلوى اول به کار رفته است، ولى کاربرد الگوهاى معمارى غربى در بناهاى اين دوره نيز مشهود است که در بناى تاريخى باغ رامسر آثار آن به چشم مى‌خورد. قصر آئينه (قصر دختر)، رستاق، داراب (ساسانيان) قصر آئينه يا «قصر دختر» در هشت کيلومترى روستاى رستاق قرار دارد. اين قصر که در دره‌اى ژرف واقع شده، از سه سو در محاصرهٔ‌ کوه‌ها است. در قسمت غربى قصر، ديواره‌اى از کوه تراشيده شده که از جلاى ويژه‌اى برخوردار است، به طورى که تصوير هر چيزى در آن نمايان است. در نزديکى قصر، آتشکده‌اى بزرگ قرار داشته است. کمى دورتر از قصر، آثار ديوارها و خانه‌هاى سنگى مشهود است. قدمت قصر به قرن سوم ميلادى نسبت داده مى‌شود. قصر ابونصر (تخت ابونصر)، شيراز (هخامنشيان) در شش کيلومترى شرق شيراز، بر بالاى يک تپه بقاياى بناها و يک حصار سنگى، ديوارهاى آجرى، ساختمان‌هاى خشتى و آستانه‌هاى سنگى فرو افتاده ديده مى‌شوند. در آن جا تعدادى نقش برجسته از نوع نقوش تخت جمشيد نيز وجود دارند. از نقش برجسته‌ها و آستانه‌هاى سنگى عهد هخامنشى فقط يک آستانه بر پا مانده و نقش خدمتگزارى که ظرفى در دست دارد بر ديواره‌هاى آن حجارى شده است. به عقيدهٔ‌ برخى دانشمندان، قطعات مزبور را از تخت‌ جمشيد به اين محل آورده و مورد استفاده مجدد قرار داده‌اند. در سال‌هاى ۱۳-۱۳۱۱ شمسى هيأت علمى موزهٔ «متروپوليتن» نيويورک کاوش‌هاى علمى در آنجا انجام داد و نمونه‌هاى سفال و قطعات ظروف سنگى عهد هخامنشى را با سکه‌ها و آثارى ديگر از عهد سلوکى، اشکانى و ساسانى کشف کرد. معلوم شد که در عهد اشکانيان بنايى محکم و محصور در آنجا احداث شده و در زمان ساسانيان هم مورد استفادهٔ‌ کامل بوده است. احتمالاً پيش از دوران اسلام چندين قلعه در حول و حوش محل کنونى شهر شيراز فعلى وجود داشته و قصر ابونصر يکى از اين قلعه‌ها بوده است. نام قديم قصر ابونصر، تخت سليمان است و زير همين نام، در تاريخ ۲۴ شهريور ۱۳۱۰ به شماره ۱۳ در فهرست آثار تاريخى ايران به ثبت رسيده است. محوطهٔ پايين و مجاور قصر ابونصر را به نام «دشت خضر» مى‌‌خوانند و بقاعى هم در آنجا وجود دارند.

ارگ ها و کاخ ها 2

_______________________________________________________________
عمارت آغامحمدخان و فتحعلى‌شاه قاجار، دامغان (قاجاريان) ايالت قومس و شهر دامغان مورد توجه اولين پادشاه قاجار بود و به همين جهت، آغامحمدخان و فتحعلى‌شاه در چشمه على دامغان ساختمان‌هاى زيبايى بنا کردند که در سال‌هاى اخير سازمان ميراث فرهنگى استان تا حدودى آن‌ها را باز پيرايى و مرمت کرده است. اين دو ساختمان تقريباً در مقابل هم (يکى در خشکى و ديگرى در داخل درياچه چشمهٔ علويان) واقع‌اند. در قسمت شمال و در داخل درياچه، به فاصله حدود پانصد متر از تپه‌هاى آبده، ساختمانى است دو طبقه، داراى ايوان محصور در آب که فتحعلى‌شاه قاجار آن را ساخته بود. براى ورود به اين بنا بايد در ضلع‌هاى شرقى و غربى از روى تخته‌اى که قريب دو متر روى آب قرار داده‌اند، گذشت. درِ طبقه تحتانى و فوقانى که ايوان دارد، از دو طرف باز است و هر کس در آن بنشيند از دو سو درياچه را زير نظر دارد. علاوه بر بناى فوق، ‌ به فاصله حدود ۱۰ متر از ضلع جنوبى درياچه، ساختمانى متعلق به آغا‌محمدخان قاجار واقع است. ساختمان داراى يک طبقه و يک شاه‌نشين فوقانى است. اين بنا هم از نظر معمارى و هم از نظر مکان به زيبايى بناى فتحعلى‌‌شاه نيست، اما داراى قدمت تاريخى است. ساختمان آغامحمدخان قاجار نيز، در سال‌هاى اخير از سوى سازمان ميراث فرهنگى استان مرمت شده و هويت تاريخى خود را تا اندازه‌‌اى بازيافته است. عمارت ائل گؤلى، تبريز شاه گؤلى (استخر شاه) سابق و ائل گؤلى (استخر مردم) فعلى از گردشگاه‌هاى زيبا و دلکش تبريز و ايران است که در هفت کيلومترى جنوب شرقى تبريز، بر دامنهٔ تپه‌‌اى واقع شده است. ائل گؤلى، استخرى بزرگ است با مساحت ۶۷۵‚۵۴ مترمربع. در جنوب آن تپه‌اى است که آن را از بالا تا پايين و همسطح استخر پله‌بندى کرده‌اند و نهر آبى در آن‌ها جارى است. خيابانى از جنوب به عمارت باشکوه وسط استخر مى‌رسد. پيرامون استخر درختانى کهنسال سر به هم آورده‌اند که انعکاس آن‌ها در آب، زيبايى محوطه را دو چندان مى‌کند. سطح تمام تپه‌هاى جنوبى استخر به شکل بسيار زيبايى چمن‌کارى و گلکارى شده و روزهاى گرم تابستان تفرجگاه مردم تبريز و مسافران است. از تاريخچهٔ بناى اين عمارت اطلاعات مستندى در دست نيست. اين بنا در سال ۱۳۴۶ به علت رطوبت زياد و فرسودگى، ‌ تخريب شد به جاى آن در سال ۱۳۴۹ بناى زيباى دو طبقه‌اى با همان طرح قبلى ساخته شد. عمارت ائل گولى در روزهاى پيروزى انقلاب به آتش کشيده شد و صدمات زيادى به آن وارد گرديد، ولى در سال‌هاى اخير با تعمير و مرمت قسمت‌هاى آسيب ديده، زيبايى‌ها و ويژگى‌هاى گذشته را بازيافته است و به عنوان يکى از ديدنى‌ترين نقاط شهر تبريز در خدمت جذب سياحان درآمده است. عمارت باغ ايلخانى، شيراز (قاجاريان) باغ ايلخانى از بناهاى محمد قلى خان، ايلخان قشقايى است که در محلهٔ ميدان شاه (نزديک بقعهٔ بى‌بى دختران) شهر شيراز واقع شده است. اين باغ يکى از فضاهاى سبز دورهٔ قاجاريه است که ساختمان کهنسال و عمارت قديمى و ديدنى دارد. در حال حاضر، قسمت غربى باغ که عمارت اصلى در آن واقع شده، به صورت قديمى باقى مانده و ۳۵۰۰ مترمربع مساحت دارد. در قسمت شرقى آن نيز باغچه‌اى به مساحت ۳۰۰۰ مترمربع وجود دارد که عمارت کلاه‌فرنگى در محوطهٔ آن واقع شده است. اين ساختمان داراى ايوانى دو ستونى در وسط است. در پشت آن، يک سالن نسبتاً بزرگ پنج درى قرار گرفته که يک اتاق در بالا دارد. در دو طرف ايوان دو راهرو وجود دارد که در بالاى آن‌ها دو گوشواره جلب نظر مى‌کنند. سه اتاق در ضلع شمالى ايوان و چهار اتاق در ضلع جنوبى آن قرار گرفته‌اند. اين ساختمان، زيرزمينى نيز دارد و تعداد اتاق‌‌هاى آن ۱۴ واحد است. ايوان وسط به شيوه اغلب آثار دورهٔ‌ زنديه و قاجاريه داراى دو ستون سنگى و سقف مسطح است. ستون‌هاى اين ايوان از سنگ يکپارچه است و به نحوى زيبا به صورت مارپيچ ساخته شده است. مسير ستون‌ها به طور مقرنس حجارى شده‌اند. يکى از اتاق‌هاى ضلع جنوبى اين باغ اتاق آئينه‌کارى ناميده مى‌شود و ترکيبى از نقاشى و منبت‌کارى روى در و پنجره‌ها و گچبرى‌هاى بسيار زيبا است. عمارت باغ نشاط، شيراز (صفويان) اين بنا در ضلع شمالى پل عباسى و در ميان فضايى سبز و گسترده قرار گرفته و مقر حکومت لار، پس از دوران صفويه بوده است. مساحت قصر اين باغ ۳۵×۱۳۵ متر است. ارتفاع طبقهٔ بالاى عمارت آن هفت متر و ايوان‌هاى آن ۱۲/۵ متر است. طبقهٔ‌ زيرين آن داراى چهار اتاق است. اتاق مرکزى آن درست زير سالن ايوان قرار دارد که از بالا و از يک منفذ هشت گوش نور مى‌گيرد. در وسط اتاق حوضچه‌اى هشت گوش از مرمر قرار دارد. اين بنا که از ساختمان‌هاى زيبا و بسيار ديدنى عصر صفويه است، هم اکنون از نظر حفظ و نگه‌دارى در وضعى نامطلوب قرار دارد. عمارت باغ‌فردوس، تهران اين عمارت در باغ گسترده و پر درختى قرار دارد که توسط معيرالممالک ساخته شده است. اين بنا در اوايل قرن ۱۳ هـ.ق ساخته شد و بعدها نيز بازسازى شده است. محوطه اين بنا به سبب زيبايى و سرسبزى که داشت، به باغ فردوس معروف شد. محل اين عمارت در تجريش است. اين عمارت توسط حاج ميرزا آقاسى در زمان محمدشاه قاجار بنا شد و در سال ۱۲۶۴ هجرى قمرى - بعد از مرگ محمدشاه - به صورت متروکه درآمد. در زمان ناصرالدين‌ شاه عمارت و باغ آن مورد توجه نظام‌الدوله معيرالممالک قرار مى‌گيرد و بعد از خريد، آن را مرمت کرده و باغ فردوس نام مى‌نهد. در دوره‌هاى بعد تملک باغ و عمارت فردوس دست به دست مى‌گردد تا اينکه در سال ۱۳۱۶ شمسى به وزارت فرهنگ وقت انتقال مى‌يابد و تعميرات اساسى در آن صورت مى‌گيرد. وسعت باغ فردوس حدود ۲۰ هزار و مساحت بناى آن هزار مترمربع است و در سه طبقه و نيم ساخته شده است. بناى عمارت از قسمت ميانى دو طبقه و از جبهه غربى و شرقى سه طبقه است. در قسمت ميانى عمارت دو تالار بر روى هم بنا شده که سقف تالار اول از مقرنس‌هاى گچى با اشکال خاص پوشيده شده است. روى ديوارهاى جانبى و دهانه درِ جنوبى ترئينات گچى پرکارى ديده مى‌شود. بام عمارت شيروانى و به سبک خانه‌هاى شميران است. درها و پنجره‌ها تماماً از چوب و شيشه‌هاى رنگى ساخته شده‌اند. در حال حاضر عمارت و باغ فردوس در تملک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و مديريت آموزش فيلمسازى انقلاب اسلامى و زير نظر سازمان ميراث فرهنگى است و تحت شماره ۱۸۷۶ در فهرست آثار ملى به ثبت رسيده است. عمارت تخت مرمر، تهران تخت مرمر يا «تخت سليمان» به شکل يک سکوى ديواره‌دار بلند از شصت و پنج قطعه مرمر بزرگ و کوچک ساخته شد و در وسط ايوان مستقر گرديد. تخت مرمر در سه سال اول سلطنت کريم‌خان زند در سال‌هاى ۱۱۶۳ تا ۱۱۶۵ هجرى قمرى بنا شد. پس از فوت خان زند، آقا محمدخان قاجار (۱۱۹۳ تا ۱۲۱۱ هجرى قمري) آن را تکميل کرد و در سال ۱۲۰۶ هجرى قمرى دستور داد بيش‌تر مصالح ساختمانى و قطعات نقاشى و تزئينى کاخ سلطنتى کريم‌خان را از شيراز به تهران بياورند و در ساختن تخت مرمر به کار گيرند. به دستور فتح‌على شاه‌قاجار، در سال ۱۲۲۰ هجرى قمرى يک تخت مرمر بزرگ ساخته شد که اکنون در وسط ايوان اصلى کاخ قرار دارد و نام اصلى آن تخت سليمان است. در اطراف اين ايوان، آثار نقاشى و تزئينات فراوان دوران قاجار به يادگار مانده است. پس از فتح‌على شاه، ديگر شاهان قاجار هم به پيروى از اجداد خويش در تکميل تزئينات و آراستن بناهاى کاخ اقدام کردند. ارتفاع تخت مرمر از کف ايوان نزديک به يک متر است و از چهار طرف بر دوش شش فرشته و سه ديو و يازده ستون مارپيچ قرار گرفته است. جلوى آن دو پله گذاشته شده که در طرفين پلهٔ‌ نخست، دو شير حجارى شده است. در گرداگرد آن طارمى‌هايى اسخته شده که از داخل و خارج کتيبه‌هايى دارد و شعرهايى روى آن به خط نستعليق خوش نوشته و زراندود شده است. عمارت چهل‌ستون، قزوين (صفويان) اين بناى تاريخى که يادگارى از دوران صفويه است، ‌ در وسط يک باغ قرار گرفته است. اين بنا در دو طبقه ساخته شده و تالار بزرگى دارد و در روزگار رونق، داراى درهاى خاتم‌کارى، راهروهايى با تزئينات نقاشى، کاشى‌کارى و طلاکارى جالب بوده است که به مرور زمان، اين تزئينات از بين رفته و يا زيبايى اوليهٔ خود را از دست داده است. عمارت دارالفنون، تهران سنگ بناى اين ساختمان به فرمان اميرکبير در شمال ارگ سلطنتى نهاده شد. نقشهٔ آن کار ميرزا رضاى مهندس است که در زمان عباس ميرزا، وليعهد فتح‌على شاه، براى تحصيل به انگليس رفته بود. چهار طرف حياط مدرسه را پنجاه اتاق احاطه کرده و در برابر آن‌ها ايوانى گسترده است. نخستين درِ ورودى مدرسه به سوى خيابان ارگ بود و درِ کنونى که در خيابان ناصرخسرو است بعدها ساخته شد. عمارت دختر ناصرالدين‌شاه، اميرآباد، دامغان (قاجاريان) در بخش اميرآباد دامغان (مقابل قلعه)، عمارتى وجود دارد که نماى ظاهرى آن با نقش و نگارهاى آجرى تزئين شده است. اهالى منطقه، اين بنا را به دختر ناصرالدين شاه قاجار نسبت مى‌دهند که زمانى به آنجا تبعيد شده بود. نماى اصلى بنا داراى ايوان ورودى و دو ايوان طرفين و ايوان نشيمن در بالاى سردر با سقفى چوب‌نما است. عمارت ذوالفقارى، زنجان مجموعهٔ تاريخى عمارت ذوالفقارى، ‌ در مرکز بافت قديمى شهر زنجان واقع شده است. اين مجموعه شامل ساختمان‌هاى اندرونى و بيرونى است و پيش از احداث خيابان ذوالفقارى (طالقانى کنوني) از طريق شبکهٔ ارتباطى، طبقهٔ همکف و زيرزمين آن به همديگر راه داشت. در حال حاضر، قسمت‌هايى از اين محوطه از بين رفته و تنها قسمت مرکزى مجموعهٔ بيرونى باقى مانده است. اين بنا در دو طبقه و يک سردابه ساخته شده و طرح آن ايرانى است. در سبک بناى اين عمارت از نحوهٔ طراحى بناهاى اروپايى نيز الهام گرفته شده است. دروازهٔ طبقهٔ همفک بنا با دو ستون و سقف سرپوشيده، به يک هشتى منتهاى مى‌شود که فعلاً کاربرد ادارى دارد. سمت شرقى طبقهٔ همفک بنا، احتمالاً، گلخانه بوده است. طبقهٔ دوم دو راه‌پله دارد و تالارهاى پذيرايى، اتاق‌هاى خواب، اتاق‌هاى نشيمن و سرويس‌هاى بهداشتى را در خود جاى داده است. هستهٔ مرکزى اين بنا به سبک چهار‌تاقى با سقف گنبدى ساخته شده است که جرز و ديوارهايِ باربرِ آن، سنگينى سقف را تحمل مى‌کنند. ساختمان‌هاى جانبى اين چهارتاقى با تيرهاى چوبى پوشيده شده‌اند. پوشش بيرونى بام ساختمان تماماً شيروانى است که تا زمان احداث بنا، سابقه‌اى در اين شهر نداشته است. در بالاى هستهٔ مرکزى بنا، نورگير زيبايى تعبيه شده است که به کلاه‌فرنگى معروف است. اين نورگير هشت‌ضلعى، با روش گره‌سازى به فرم گنبد تبديل شده است. سقف اتاق‌ها در طبقات با طرح‌هاى هندسى و گره‌سازى به طرز زيبايى لمه‌کوبى شده است. از تزئينات داخل طبقه همکف بنا مى‌توان به کاشى‌کارى‌هاى سبک دورهٔ قاجار اشاره نمود که طرح معروف نيلوفر آبى (لوتوس) در آن اجرا شده است. تزئينات نماى بنا بسيار جالب‌توجه است. قرينه‌سازى‌هاى آن از هنر ايرانى و سبک ستون‌هاى آن از معمارى قرن نوزدهم اروپا متأثر است. نماى ساختمان با آجرهاى قالبى و پيش‌بر تزيين شده است. پنجره‌‌هاى بنا عموماً دولنگه، و با حاشيهٔ مشبک است که با شيشه‌هاى رنگين تقارن جالبى را در داخل اتاق‌ها به وجود آورده‌اند. بغل درگاهى پنجر‌‌ه‌ها در طبقهٔ‌ همکف و حياط در قسمت منتهااليه جنوب غربى تعبيه شده‌اند و در ساخت طاق‌نماهاى تزئينى که در اطراف درِ ورودى ساخته شده‌اند، ظاهراً از معمارى قرن‌هاى هجدهم و نوزدهم ميلادى اروپا الهام گرفته شده است. اين عمارت که از بناهاى تاريخى و باارزش شهر زنجان است، به سبک بناهاى اواخر دوران قاجار ساخته شده است.

ارگ ها و کاخ ها

_____________________________________________________
بقاياى عمارت رَبع رشيدى، تبريز خرابه‌هاى ربع رشيدى باقيماندهٔ ساختمان‌هاى عظيمى است که در زمان ايلخانيان و به همت رشيدالدين فضل‌اللّه وزير نامى ايران در محلهٔ وليانکوى باغمشهٔ تبريز ساخته شد. اين مکان به اصطلاح امروزى، يک شهر علمى و دانشگاهى بود. در حال حاضر به غير از چهار پايهٔ عمارت و پشته‌هاى خاک و سنگ چيزى از آن باقى نمانده است. بقاياى كاخ ساسانى (عمارت خسروي)، قصرشيرين ويرانهٔ چند کاخ ساسانى و آثار ديگرى در قصر شيرين باقى مانده است. مجموعهٔ بقاياى اين بناها اکنون به عمارت خسروى مشهور است و به خسرو پرويز ساسانى منسوب مى‌باشد. از بقاياى کاخ خسروپرويز معلوم مى‌گردد که اين قصر عظيم ساسانى که بر روى صفحه‌اى به ارتفاع ۸ متر ساخته شده، شامل ايوان سه جانبه‌اى در جلو و تالار بسيار بزرگ مستطيلى شکل در پشت آن بوده است. مجموعهٔ‌ بناى قصر با ۳۷۰ متر طول و ۱۹۰ متر عرض، در محوطهٔ محصورى قرار داشته است. ويرانه‌هاى اين بنا نشان مى‌دهند که در گذشته چه ميزان عظمت داشته است. بقاياى كاخ سلطنتى هخامنشى، سروان، مرودشت (هخامنشيان) در مجاورت آبادى «سَرَوان» ويرانکده‌اى از آثار به جا ماندهٔ دوران هخامنشى قرار دارد، که ته ستون‌هاى ۹۰ سانتى‌‌مترى آن با طرح و حجارى‌هاى نظير ته ستون‌هاى تخت‌جمشيد هنوز در اطراف آن پراکنده‌اند. اين ته ستون‌ها با گل‌هاى زنبق (لُتوس) مانند مزين شده‌اند. آثار مذکور بقاياى کاخ سلطنتى هخامنشيان است. بناى تاريخى چلبى‌اوغلى، سلطانيه،ابهر در پانصد مترى جنوب غربى سلطانيه، برسرِ راه سلطانيه - خدابنده آثار معروف بقعهٔ چلبى‌اوغلى قرار گرفته است. باستان‌شناسان و محققان، اين مجموعه را به سلطان چلبى نسبت داده‌اند و تاريخ ساخت آن را سال ۷۲۸ هـ.ق ذکر کرده‌اند. اين مجموعه از دو بخش خانقاه و مقبره تشکيل شده است : خانقاه شامل صحن مرکزى است که در اضلاع غربى و شرقى آن، حجره‌ها جاى گرفته‌اند. طرح معمارى اين مجموعه الهام گرفته از عقايد و مراتب صوفيه است و هر يک از فضاها را با هدف، و براى عملکرد خاصى ساخته‌اند. واحد نخستين در قسمت ورودى، به مرتبهٔ فقرا اختصاص داشته است و طالبان جنت (مرتبهٔ‌ بعدى اين فرقه)، در قسمت دوم ورودى جاى مى‌گرفته‌اند. حجره‌هاى انفرادى صحن مرکزى با درهاى کوتاه، محل رياضت مريدان را با توجه به مراتب آن‌ها تشکيل مى‌داد‌ه‌اند. صحن خانقاه محل سماع ‌جمعى بوده است و به هنگام سماع، ‌ سطان در وسط و مريدان در گرداگرد او حلقه مى‌زده‌اند و حلقهٔ ذکر، بدين‌ترتيب، برپا مى‌شده است. به احتمالى، واحدهاى جنوبى خانقاه، کلاس درس و فضاهاى طرفين ايوان جنوبى، محل حلقهٔ ذکر زمستانى بوده است. طبقهٔ دوم بنا در طرفين ايوان به شدت آسيب ديده و فرو ريخته است و در گرداگردِ آن، فضاهايى شبيه به جان‌پناه ديده مى‌شود. قرينه‌سازى، در کل مجموعه، کاملاً رعايت شده است. مصالح اصلى بنا را از لاشه‌سنگ و ساروج تشکيل داده است. سقف حجره‌ها و زاويه‌‌ها، گنبدى‌شکل است. عده‌اى از محققان و باستان‌شناسان، زمان ساخت بناى خانقاه را زودتر از مقبرهٔ سلطان چلبى مى‌دانند و بعضى از آنان، تاريخ ساخت بناى مقبره را زودتر مى‌دانند. يکى از مدارک بسيار ارزنده که در يافتن تاريخ واقعى ساخت بناى خانقاه اهميت بسازيى دارد، بررسى کتيبهٔ حک‌شدهٔ ايوان جنوبى است. اين کتيبه در سه قطعه : يکى در بالا، و دو قطعهٔ ديگر در طرفين ايوان نوشته شده است و يکى از اسناد بسيار معتبر شناخت شهر سلطانيه و نکات ناگشودهٔ تاريخ آن است. با توجه به متن باقى‌مانده از اين کتيبه، مى‌توان دريافت که اين بنا بين سال‌‌هاى ۶۵۷ و ۶۸۳ ساخته شده و وقف خانقاه شمسيه شده است. قسمت دوم اين مجموعهٔ تاريخى، بقعهٔ معروف به بقعهٔ سلطان چلبى است. نقشهٔ اين بنا، هشت‌ضلعى است و هر ضلع آن از نماى خارجى به عرض ۴/۱۶ متر، به طول ۱۷ متر و به قطر ۷/۵ متر است که با زيبايى خاصى طراحى و اجرا گرديده است. فرم آجرچينى در طاق‌نماهاى هشت‌گانه متفاوت است. پس از طاق‌نماها، ادامهٔ کار با آچرچينى ساده انجام گرفته است و در حدفاصل جرزهاى هشت‌گانه، طاق‌نماهاى زيبايى احداث و اجرا شده است و در بالاى اين جرزها، گنبد آجرى با ساقهٔ نسبتاً بلند خود استوار شده است. آرامگاه سلطان چلبى از نظر جاى‌گيرى گورها در آن، جالب‌توجه است و حلقهٔ ذکر صوفيه را به شيوه‌اى ديگر تداعى مى‌کند؛ به اين معنى که سطح درونى آرامگاه هب فضاهايى تقسيم گرديده است : سلطان در وسط و مريدانِ وى، با توجه به درجه و مراتب‌شان، در گِرداگِرد او دفن شده‌اند. اين مجموعهٔ تاريخى از آثار با ارزش استان زنجان است. تالار اشرف، اصفهان ساخت و احداث اين عمارت که در اندرون کاخ سلطنتى صفوى جاى داشت، به شاه‌عباس دوم نسبت داده مى‌شود و انتساب آن به اشرف، هيچ ارتباطى با اشرف افغان ندارد. اين بنا تقريباً به طور کامل با چوب‌بست ساخته شده است. بام آن مسطح و بر پايه‌هاى بلند ضخيم پوشيده از طلا نهاده شده است. سقف آن با قطعات چوب متصل به هم تزئين شده و در بخش‌هاى مختلف آن نظير بقيه قسمت‌ها، برق طلا مى‌درخشد. گفته مى‌شود، تالار اشرف در اواخر سلطنت شاه سليمان و يا در عهد سطنت شاه سلطان حسين ساخته شده است. ظاهراً اين تالار در اوايل جنگ جهانى اول به عنوان انبار مورد استفادهٔ واحدهاى نظامى قرار گرفت و سپس به جايگاه دستهٔ موزيک نظامى تبديل شد. در اين دوره‌، گچ‌برى‌ها و نقوش زيباى آن زيراندودى از گچ پنهان بود. حدود هشتاد سال قبل، ساختمان‌هاى چپ و راست تالار را که فشار تاق‌هاى آن را خنثى مى‌کرد، به دليل نامعلومى تخريب کردند و بنا در وضعيت بسيار خطرناکى قرار گرفت. ضربى‌هاى جانبى آن شکاف برداشتند و گنبد مرکزى تالار در شُرف ريزش قرار گرفت. ادارهٔ باستان‌شناسى وقت با مرمت بنا، از ويرانى آن جلوگيرى کرد. اطراف عمارت مستحکم شد و تاق‌ها مرمت شدند و محل ساختمان براى استقرار ادارهٔ معارف عمومى در نظر گرفته شد. اندود گچ داخل بنا را برداشتند و گچ‌برى‌ها را بازسازى و نمايان ساختند. تالار اشرف تبديل به محل برگزارى کميسيون‌هاى معارف شد و به اين ترتيب، بنا از خطر نابودى نجات يافت و تحت محافظت و مراقبت قرار گرفت. حوض‌خانهٔ باغ قديم نگارستان، تهران اين بنا در باغ نگارستان است و در عهد فتح‌على شاه و محمد شاه قاجار به شکل هشت گوش، با شاه‌نشين‌هاى سبک زنديه ساخته و مزين به گچ‌برى‌هاى عالى است. اکنون اين بنا محل موزهٔ هنرهاى ملى است. سردرِ عالى‌قاپو، قزوين (صفويان) يکى از بناهاى مهم دورهٔ صفويه در قزوين «حياط نادري» با عمارت‌ها و باغ‌هاى بسيار زيبا بوده است. اين مجموعه هفت در داشته است که يکى از آن‌ها را عالى‌قاپو مى‌ناميدند. از درهاى آن جز درِ عالى‌قاپو، اثرى باقى نمانده است. اين بنا درگاه بلندى دارد که به خيابان شهداى قزوين مشرف است. اين در به هشتى بزرگى متصل است و در داخل، در دو طرف آن، دو اتاق وجود دارد که جايگاه دربانان بوده است. راهروى طبقهٔ دوم بنا نيز از همين اتاق‌ها مى‌گذشته است. در سمت غرب اين در، سه اتاق طولانى پهلوى هم واقع شده که احتمالاً جايگاه نگهبانان و محافظان بوده است. يکى از اين اتاق‌ها در دورهٔ قاجار به قرائت‌خانه و ديگرى به چاى‌خانه تبديل شد. اکنون تمام اتاق‌ها متعلق به چاى‌خانه است. در طرف شرقى بنا، بعدها، مدرسه‌اى ساخته شد. اين قسمت نيز در گذشته، مانند طرف غربى، ‌ جايگاه قراولان و نگهبانان بوده است. جلوى درِ عالى‌قاپو جلوخانى است که در دو طرف آن، دو سکوى پهن با سنگ ساخته شده است. ازاره‌هاى سردر، با کاشى پوشيده شده‌اند و بقيهٔ سردر با گچ پوشيده شده است. در قسمت ميانيِ سردر و بالاى در، کتيبه‌اى به خط ثلث جَلى به قلم على‌‌رضا عباسى - نقاش معروف - در کاشى معرق نوشته شده است. بالاى کتيبه، در وسط سردر، پنجرهٔ مشبک بزرگى از کاشى معرقِ دورو قرار دارد که نظير آن را در ديوار شمالى نيز کار گذاشته‌اند. يکى از پنجره‌ها به خيابان شهدا، و ديگرى به حياط شهربانى کنونى گشوده مى‌شود. امروزه سردرِ عالى‌قاپو و حياط و ساختمان‌هاى شمالى آن، محل ادارهٔ شهربانى قزوين است. شمس‌العماره، تهران ناصرالدين‌شاه در سال ۱۲۸۲ فرمان ساختن قصر شمس‌العماره را به معيرالممالک داد و ساختمان آن در سال ۱۲۸۴ هـ.ق اين کاخ که در انتهاى باغ گلستان و در شرق عمارت ديوان‌خانه قرار دارد، عمارتى رفيع و بلند است با دو برج که از سمت خارج قصر يعنى طرف بازار منظره‌اى بسيار جالب دارد. شهرك صنعتى - توريستى ارگ جديد بم در جوار ارگ قديم بم مجموعهٔ توريستى ارگ جديد احداث شده است که يکى از مجهزترين مناطق توريستى - صنعتى ايران محسوب مى‌شود. شهرک عظيم و مدرن ارگ جديد با برخوردارى از پيشرفته‌ترين تجهيزات داراى دهکدهٔ توريستى مدرن، تأسيسات رفاهى، فضاهاى تفريحى متعدد و ... است دهکدهٔ تفريحى - توريستى ارگ جديد بم مجموعه‌اى ديدنى و جالب است. ساختمان‌هاى اين دهکده در مساحتى معادل ۶ هکتار ايجاد شده است. در اين دهکده انواع واحدهاى مسکونى و خدماتى منطقهٔ کوير به شکل سنتى خود احداث گرديده و وجود چند باغ ايرانى بر جذابيت آن افزوده است. در اين باغ‌ها مکان‌هايى براى اقامت و تفرج جهانگردان پيش‌بينى شده است. شهر جديد ارگ بم داراى اقامتگاه‌هاى مدرن توريستى مشتمل بر ۱۲ هتل پنج ستاره، چهار ستاره و سه ستاره با استانداردهاى ممتاز اقامت، فضاى سبز، امکانات ورزشى و رفاهى مى‌باشد. علاوه بر آن، مکان‌هاى پذيرايى شامل رستوران، چايخانهٔ سنتى، کافى‌شاپ، بوفه و تريا و ديگر تسهيلات پذيرايى از امکانات اين مجتمع تفريحى و توريستى محسوب مى‌‌شود. صفه سليمان سر مسجد، مسجد‌سليمان بر فراز تپه‌اى مشرف به محله سر شبيه در مسجد سليمان بقاياى کاخ يا معبد يا ساختمانى به جا مانده است. هم اکنون جز تخته‌سنگ‌هاى تراشيدهٔ نامنظم و سنگ‌هاى بادبر و نيمه ستون‌هاى مدور شکسته و بقاياى مواد ساختمانى سنگ و گچ و برخى ديوارهاى فرو ريخته سنگين و طاق‌ها و قوس مانندهاى بام پوش و حمال‌هاى جسيم چيزى از آن باقى نمانده است. قدمت اين بنا را به اوائل قرن هفتم پيش از ميلاد نسبت مى‌‌دهند.

ارگ بم

________________________________________________________________
در شمال شرقى شهر بم، در دامنه صخره‌اى عظيم، قلعه مستحکمى را پى افکنده‌اند که به ارگ بم معروف است. اين قلعه، شهر قديم بم است. سه جانب قلعه را باغ‌ها، خانه‌هاى مسکونى و زمين‌هاى کشاورزى محصور کرده و جانب شمالى آن در امتداد رودخانه‌اى قرار گرفته است. اين شهر قديم از چهار قسمت و ۳۸ برج ديده‌بانى تشکيل شده است. درازاى ضلع غربى و ضلع جنوبى آن به ترتيب ۵۲۰ و ۳۵ متر و مساحت آن در حدود ۰۰۰‚۲۰ مترمربع است. در طرف جنوب قلعه ۴ حصار و طرف شمال شرقى آن يک حصار بزرگ وجود دارد. دورتادور قلعه خندق عميق حفر شده تا از يورش بيگانگان مصون بماند.
مصالح اصلى بنا خشت خام، گل رس و کاه است، ‌ ولى در بعضى قسمتهاى آن سنگ و آجر و تنه درخت خرما نيز به کار رفته است. قسمت‌هاى مختلف قلعه به ترتيب عبارت‌اند از دروازهٔ ورودى، محلهٔ عامه‌نشين، سربازخانه و بناى مرکزى يا حاکم‌نشين.
خانه‌هاى عمومى کنار کوه روى زمين مسطح بنا شده و از نظر شهرسازى و عناصر زندگى شهرى، مجموعهٔ کاملى است که تا حدودى نيازهاى جامعهٔ زمان خود را رفع مى‌کرد. مکان‌هاى شناخته شدهٔ آن راهرو اصلى (بازار)، حسينيه، مسجد (آتشکده)، زورخانه، حمام (عمومي) و سابات جهودها است.
بيشتر خانه‌هاى عامه متصل به هم ساخته شده و غالب آن‌ها به يکديگر راه دارند. در بعضى خانه‌ها آثار حمامى اختصاصى به چشم مى‌خورد و در کنار تعدادى از آن‌ها اصطبل را جدا از محل زندگى ساخته‌ا‌ند.
در ميان خانه‌هاى عامه تفاوت‌هايى از نظر وسعت، حجم و استحکام مشاهده مى‌شود. تعدادى از ساختمان‌ها بدون در نظر گرفتن مقاومت و ديوارهاى حمال آن‌ها به صورت دو طبقه ساخته شده که به احتمال زياد بر اثر افزايش جمعيت صورت گرفته است.
بعد از ورودى، يک راه اصلى تا دروازهٔ دوم کشيده شده، ‌ قسمتى از اين راه بازار شهر است که سقف‌هاى آن فرو ريخته و جرزها و قوس‌هاى آن باقى مانده است. آثار فروشگاه نانوايى، ‌ روغن‌گيرى و قفسه‌هاى خشتى بازار، نشانى از رونق گذشته آن است.
به موازات راه اصلى، دو راه ديگر نيز به دروازهٔ دوم اتصال دارد. حسينيه شامل يک محوطهٔ بزرگ، ايوان دو طبقهٔ قرينه و چند اتاق است و سه منبر خشتى دارد. زورخانه به سبک ساير ورزشگاه‌هاى سنتى از چهار ايوان، يک گنبد و يک گود تشکيل شده است.
ارگ بم دو مسجد به نام مسجد جامع و مسجد حضرت محمد (ص) دارد. حمامى نيز در محل عامه وجود داشته که براى استفاده از آجرهاى آن، حمام را به کلى منهدم کرده‌اند. دومين قسمت ارگ بعد از دروازهٔ دوم شامل اصطبل، حصار و اتاق‌هايى براى نگهبانان است.
دروازهٔ سوم و سومين قسمت ارگ را مکان‌هاى شناخته شده‌اى از قبيل سربازخانه، خانهٔ فرماندهٔ قشون و همچنين آسياب بادى تشکيل مى‌دهد. چاهى عميق در سربازخانه وجود دارد که اکنون فاقد آب است. از سربازخانه يک راه به قسمت مرکزى قلعه کشيده شده است که به حياط حاکم‌نشين مرتبط مى‌شود.
مجموعهٔ بناى حاکم‌نشين را عمارت چهار فصل و خانه‌اى تشکيل مى‌دهد. عمارت چهار فصل سه طبقه دارد که محل استقرار حکومت قلعه بوده است. در کنار بناى چهار فصل، حمام اختصاصى حاکم و چاه آب وجود دارد. آب مورد نياز مردم قلعه از چاه‌هاى درون خانه‌ها، تأمين مى‌شده است.
بناى قلعه را به بهمن بن اسفنديار نسبت مى‌دهند. مسلم است که سابقهٔ ارگ بم به قبل از اسلام مربوط مى‌شود که در طول تاريخ‌، بارها مورد يورش قرار گرفته و بازسازى شده است.

ارگ سلطنتى سلطانيه، سلطانيه،ابهر
محدودهٔ ارگ سلطنتى که «کهن‌دژ» نيز مانيده مى‌شود، در وسط شهر سلطانيه با ابعاد ۴۵۰×۴۵۰ متر و در زمينى به مساحت تقريبى ۲۰ هکتار واقع شده است. اين محدوده از دو بخش خندق و حصار تشکيل يافته است. حدفاصل خندق و حصار (حداقل در جبههٔ جنوبي) پهنه‌اى به عرض ۱۷ متر و طول ۳۰ تا ۴۰ متر مى‌باشد و ارگ سلطنتى در ميان حصار، قرار گرفته است. اين مجموعه به شکل مستطيلى با ابعاد ۳۱۵×۲۹۵ متر، از سنگ سبزِ تراشيده همراه با ۱۶ برج و يک دروازهٔ بسيار زيبا ساخته شده است. در حال حاضر، ارتفاع متوسط حصار ۴ متر است و قسمتى از آن در زير خاک قرار دارد. اين ديوار عظيم، در پِيِ خود، يک پيش‌آمدگى به عنوان ازارهٔ‌ تزئينى دارد و چهار برح با قطر ۱۷/۵۵ متر در گرداگرد آن شناسايى شده است. موثق‌ترين منبعى که ارتفاع حصار را تعيين کرده، طرح «سر رابرت کرپرتر» است. وى برج شمال غربى را به ارتفاع ۴۰ فوت و عرض ۱۲ فوت اندازه‌گيرى نموده و طرح شماتيک جالبى از آن تهيه کرده است. در طرح مزبور، ۱۷ رديف سنگ‌چين قابل تشخيص است که هر رديف آن حدود ۵۰ سانتى‌متر ارتفاع دارد. اگر ارتفاع سنگ‌چين رديف مربوط به جان‌پناه برج را دو برابر رديف‌هاى زيرين در نظر بگيريم، ارتفاع برج شمالى معادل ۹ متر بوده است.
قلعهٔ سلطانيه، آثار ارزشمندى از معمارى و شهرسازى دوران مغول را در خود جاى داده است. به طورى که در متن‌هاى تاريخى آمده است، اين قلعه داراى عناصر شهرى گوناگونى بوده است.
جالب‌ترين عنصرِ شهريِ ارگ سلطانيه، مجموعه‌اى معروف به «ابواب‌البر» است. اين مجموعه شامل مدرسه، دارالشفاء، دارالضيافه، دارالسياده، خانقاه، دارالکتب، بيت‌‌القانون، ديوانخانه‌اى به نام کرياس، مسجد جامع و بالاخره آرامگاه سطنتى با موقوفات بسيار و مديريت ويژه بوده است و خواجه رشيدالدين فضل‌اللّه نيز نايب‌‌التوليهٔ آن بوده است.
بررسى‌هاى باستان‌شناسى، مطالعهٔ متن‌هاى تاريخى و شواهد عينى گوياى اين حقيقت‌اند که شهر سلطانيه در اوايل قرن هشتم هجرى قمرى يکى از شهرهاى بسيار مهم کشور بوده است؛ اما به دلايل سياسى، فرهنگى، اقتصادى و جغرافيايى، پس از مرگ اولجاتيو و ابوسعيد بهادر، که همراه با فروپاشى پايه‌‌هاى حکومتى مغول در ايران بود، ‌ شهر سلطانيه نيز متروک و متلاشى‌ شد. هم اکنون قسمت اعظم اين شهر تاريخى که يک مجموعهٔ معمارى و سندى مهم از شهرسازى در دوران مغول است، در خاک مدفون شده است. از آثار اين شهر عظيم تنها سه بناى مجموعهٔ تاريخى چلپى‌اوغلى، بقعهٔ ملاحسن کاشانى و گنبد سلطانيه باقى مانده است.
از ديگر قلعه‌هاى استان زنجان که اطلاعات کافى دربارهٔ آن‌ها وجود ندارد، ‌ مى‌توان به قلعه‌هاى زير اشاره کرد:
- قلعهٔ شميران در ناحيهٔ طارم علياى زنجان که به دورهٔ ‌پيش از اسلام مربوط است.
- ستى‌قلعه در ناحيهٔ‌ ماه‌نشان که به دورهٔ ساسانى تعلق دارد.
- قلعهٔ سانسيز (گورقلعه) در ناحيهٔ‌ طارم علياى زنجان که به دورهٔ ساسانى و اسلامى تعلق دارد.
- قلعهٔ‌ قمچى در دهکدهٔ ارکبين (۱۱۰ کيلومترى زنجان) که به ۸۰۰ تا ۹۰۰ سال پيش از ميلاد تعلق دارد.
ارگ طبس
اين ارگ از مجموعه بناهاى تاريخى اين شهر بسيار قديمى است که هم اکنون آثار چندانى از آن باقى نمانده است. اين ارگ به احتمال زياد، قدمتى دورتر از دوره‌هاى اسلامى دارد و به احتمال قريب به يقين، از آثار دورهٔ پيش از اسلام است که در دورهٔ اسلامى نيز مورد استفاده قرار گرفته است.

ارگ علاء، سمنان (قاجاريان)

ارگ علاء در ۹ کيلومترى جنوب شرقى سمنان و کنار جادهٔ‌ سمنان به پايگاه هوايى در بخش علاء‌ واقع شده است و يکى از آثار تاريخى اواسط قاجاريه به شمار مى‌رود که به ثبت آثار تاريخى رسيده است. مساحت تقريبى آن در حدود ۱۰۰ متر و داراى زيربنايى در حدود ۱۲۰ متر است. ارتفاع آن، حدود ۴/۵ متر، با اضافه شدن طبقهٔ دوم به حدود ۸ متر مى‌رسد.
بناى ارگ به شکل شش ضلعى و ساختمان آن در دو طبقه ساخته شده است که ظاهراً محل حکومت محلى نيز بود. مصالح به کار رفته در آن خشت و گل و روى آن اندود کاهگل با تزئين شمشه گچى است. ساختمان آن در مقياس کوچک‌تر مشابه عمارت هشت بهشت اصفهان است.
مدخل‌هاى (راهروهاي) ارگ به قدرى کوتاه بود که رهگذران براى عبور از آن بايد خم مى‌شدند. علت اين نقيصه، تودهٔ خاکى بود که در سال‌هاى متمادى از ويرانى بنا روى هم انباشته شده بود. در سال‌هاى اخير، ميراث فرهنگى استان نسبت به خاکبردارى و خارج کردن آوار اضافى سقف‌هاى ريخته شدهٔ آن اقدام کرد. کارهاى استحکامى طبقهٔ‌ دوم ارگ نيز تا لحظهٔ تدارک اين کتاب، در دست اجراء بوده است.

ارگ كريمخانى، شيراز (زنديان)
ارگ کريمخانى در حقيقت اندرونى و قصر سلطنتى سلسلهٔ زنديه در شهر شيراز بود. اين ارگ، به شکل قلعهٔ آجرى با ديواره‌هاى بلند ساخته شده که در هر چهار گوشهٔ آن برجى بزرگ بر پا است. روى برج‌ها، نقش‌هاى آجرى جانبى ديده مى‌شوند و بر سر در ارگ، مجلس کشته شدن ديو سفيد به دست رستم، با کاشى‌هاى هفت رنگ تصوير شده است. در چهار جبههٔ درونى ارگ، ساختمان‌هاى جالبى وجود دارند که بيشتر کاشى‌کارى‌هاى آن‌ها از بين رفته‌اند. از خود ارگ از سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۵۰، ‌ به عنوان زندان شهربانى استفاده مى‌شد. زمانى که ارگ به عنوان زندان مورد استفاده قرار گرفت همهٔ آثار نقاشى‌ها و مقرنس‌کارى‌هاى آن با گچ پوشيده و دود گرفته شد. بيشتر اتاق‌ها و تالارهاى آن با سقف و ديوارهاى بسيار، به صورت سلول‌هاى کوچک زندان در آمده‌اند. بخشى از تالارها و اتاق‌هاى مرمت شدهٔ آن، نمونه‌‌اى زيبا از سبک معمارى دوران زنديه را نشان مى‌دهند.


ايوان كرخه، شوش
در ۲۰ کيلومترى شمال غربى ويرانه‌هاى شهر شوش آثار کاخ بزرگ دوره ساسانى در طرف راست رودخانه کرخه به جا مانده است که در محل به کوت کوخه معروف است. نام درست اين مکان ايوان کرخه است و به همين نام نيز در فهرست آثار ملى ايران به ثبت رسيده است. در کنار اين ايوان بقاياى باروى عظيمى ديده مى‌شود که محوطه کاخ را محصور نموده و در هر طرف دروازه‌‌هايى دارد. از روى نيمهٔ باقيمانده اين کاخ ويران چنين بر مى‌آيد که ساختمانى بر فراز باروى شرقى اين محوطه وجود داشته است، طاق هلالى آجرى و ساير آثار آن نشان مى‌‌دهد که تالارى باشکوه بوده است و مراسم دربارى پادشاهان ساسانى در آن انجام مى‌شده است.


باغ و كاخ تاريخى فين، كاشان
يکى از بناهاى مجلل و با ارزش تاريخيِ استان اصفهان، باغ فين کاشان است که در ۶ کيلومترى جنوب کاشان و در مجاورت روستاى فين قرار دارد. بناى باقى ماندهٔ کنونى باغ، ‌ در دوران صفوى بر روى بناهايى از عهد آل‌بويه ساخته شده است که از لحاظ باغ‌آرايى و آب‌رسانى اهميت ويژه‌اى دارد. اين باغ به علت قتل اميرکبير در حمام کوچک آن که در سال ۱۲۶۸ هـ.ق اتفاق افتاد، ‌ معروف شده است.
اين باغ نمونه‌اى از کاخ‌هاى دوران صفوى است که در دوره‌‌هاى زنديه و قاجاريه، الحاقاتى بدان افزوده شده است. باغ فين از معدود باغ‌هاى سنتى ايران است که صدها سال است به واسطهٔ‌ برکت چشمهٔ سليمانيه پابرجا باقى مانده است. هم اکنون آب فين به حوض و استخر ديگرى مى‌‌ريزد که در اصطلاح محلى «لثه‌گاه» ناميده مى‌شود. آب در آبگيرها و جدول‌هاى زيباى باغ فين و از ميان فواره‌هاى جهندهٔ درون آن‌ها عبور کرده و از طريق خيابان‌هاى سرسبز و خرم باغ، داخل آبادى مى‌شود و باغستان انجير و انار فين را سيراب مى‌کند. مازاد آب فين سرانجام به کشتزارهاى حومهٔ شهر روان شده و به مصرف آبيارى اراضى کشاورزى و سبزى‌کارى مى‌رسد.
بناهاى اين باغ عبارت‌اند از : سردر ورودى، برج و بارو، شترگلوى صفوى وسط باغ، شترگلوى فتحعلى‌شاهى، اتاق شاه‌نشين جنوب شرقى باغ، موزهٔ غرب باغ، حمام‌هاى کوچک و بزرگ و کتابخانهٔ شرق باغ.
بناى شترگلوى شاه‌عباسى که در وسط باغ قرار دارد، عبارت است از : بناى سرپوشيدهٔ دو طبقه‌اى که تقريباً در وسط باغ و در مقابل سردر بزرگ واقع شده است. در وسط آن حوض زيبايى با آب جارى قرار دارد و بر روى ديوارهاى آن هنوز آثار نقاشى‌هاى زيبا ديده مى‌شود.
از ديگر بناهاى داخل باغ، شترگلوى فتحعلى شاهى است که در سال ۱۲۲۶ هـ.ق ساختمان آن به پايان رسيد. داخل اين بناى سرپوشيده، مناظر نقاشى شدهٔ بسيار زيبا، هم‌چنين کتيبه‌اى گچى به خط نستعليق ديده مى‌شود.
در اين باغ به ترتيب شاه‌صفى، شاه‌سليمان، شاه‌طهماسب، شاه‌عباس، کريم‌خان زند و فتحعلى‌شاه بناهايى را مرمت يا اضافه نموده‌‌اند.
باغ فين در دوران صفوى و قاجار از رونق زيادى برخوردار بود؛ ولى با آغاز انقلاب مشروطيت و همزمان با کاهش امنيت اين منطقه، تمامى در و پيکر و اشياءِ داخل آن به غارت رفت و رو به ويرانى نهاد. ولى در دههٔ سى، ادارهٔ‌ حفاظت آثار باستانى در جهت حفظ و احياءِ آن اقدامات مؤثرى انجام داد. مجموعهٔ‌ بناهاى اين باغ در سال ۱۳۱۴، تحت شمارهٔ ۲۳۸ در زمرهٔ آثار تاريخى کشور به ثبت رسيده است.

انگورستان ملک

_____________________________________________________
آدرس : خيابان شريف واقفي - خيابان ملك محله شيخ يوسف در زمان سلطنت نادرشاه افشار باغ انگوري كه متعلق به مردم اصفهان بود به عنوان ماليات از آنها گرفته شد و به تصرف دولت درآمد. در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار به تصرف مسئول امورمالي حكومت اصفهان درآمد و بعدها فرزند اين شخص به نام حاج محمدابراهيم خان كه لقب ملك التجار داشت بناي انگورستان را احداث كرد و به برگزاري مراسم عزاداري و تعزيه اختصاص داد. معمار سازنده اين بنام استاد حسين چي است و تاريخ وقف نامه آن سال 1341 هجري قمري است. در طول زمان قسمت هاي مختلفي از اين انگورستان تخريب شد و بخش هائي از آن در سال 1333 هجري شمسي در تعريض خيابان ملك از بين رفت. آنچه از اين بنا باقي مانده است يك حياط وسيع است كه در شمال واقع شد و يك سفره خانه كه مساحت تقريبي آن با حياط يكي است. اين سفره خانه تمامي جبهه حياط را در بر مي گيرد. فضاي سفره خانه بوسيله يك ارسي هفت دهنه به حياط جنوبي باز مي شود. بعدها حياط خانه نيز مسقف شده بطوري كه از ارسي هاي سفره خانه و حياط سرپوشيده و پشت بام و فضاهاي سه جبهه ساختمان براي تعزيه استفاده مي شده است. در سقف حياط يك نورگير زيباي 8 ضلعي به همراه پنجره هاي سراسري بالاي ديوار حياط روشنائي فضاي تعزيه را تامين مي كند. تالار پنج دري زيبائي كه در جبهه شمالي حياط سرپوشيده قرار دارد محل دفن مرحوم ملك التجار و همسر اوست كه بنا به وصيت وي در اين محل به خاك سپرده شده اند. مجموعه فضاهاي حياط سرپوشيده، سفره خانه، اتاق مقبره و ديگر اتاقهاي اطراف حياط داراي تزئينات فراوان گچبري، آينه كاري و كاشيكاري هستند. ستون هائي كه در وسط فضاي سفره خانه و حياط هستند داراي روكش هاي چوبي مي باشند اما پايه و سرستونها داراي تزئينات مي باشند. در زير فضاي سفره خانه زيرزميني وجود دارد كه نورگيرهاي مشبك نور آن را از حياط جنوبي تامين مي كنند. در گوشه جنوب شرقي بنا حمامي واقع شده است كه سقف گنبدي بسيار زيبائي دارد و سكوهائي در اطراف آن تعبيه شده اند. ازاره جبهه شمالي و شرقي اين خانه داراي نقوش حجاري هستند.انگورستان ملك از بناهاي بسيار زيباي دوران قاجاريه است كه در حال حاضر در اختيار سازمان اوقاف مي باشد و به برگزاري مسابقات قرائت قرآن و تعزيه و عزاداري اختصاص دارد. تزئينات اين بنا بيانگر هنر گچبري و آينه كاري و كاشيكاري هنرمندان خلاق و مبتكر اصفهاني مي باشد.