Tuesday, August 26, 2008

دیدنیهای اهواز

____________________________________________________

استان خوزستان با مساحتی بالغ بر ۲۸۲/۶۷ کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران قرار دارد. این استان از شمال به استان لرستان از شمال شرقی به استان اصفهان از شمال غربی به استان ایلام... ● دیدنیهای اهواز استان خوزستان با مساحتی بالغ بر ۲۸۲/۶۷ کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران قرار دارد. این استان از شمال به استان لرستان از شمال شرقی به استان اصفهان از شمال غربی به استان ایلام و از طرف شرق و جنوب شرقی به استانهای چهار محال و بختیاری و کهگلیویه و بویر احمد محدود می شود. در جنوب این استان خلیج فارس قرار دارد. ▪ آبشار شوشتر جاذبه های طبیعی شامل آبشارهای شوشتر، هور دورق در شادگان دریاچه سد دز در اندیمشک دریاچه سد شهید عباسپور. در مسجد سلیمان امامزاده عبدالله در باغملک و قایق رانی در رودخانه کارون و اروند در شهرهای اهواز آبادان و خرمشهر. ▪ معبد چغازنبیل معبد ایلامی چغازنبیل بر روی تپه ای خاکی و در ساحل رودخانه دز از شعب رود کارون در استان خوزستان واقع شده است . این معبد توسط اونتاشگال پادشاه ایلامی ها در سال ۱۲۵۰ قبل از میلاد ساخته شده و آن را به خدای اینشوشینک اختصاص داده است .بنای معبد چند طبقه و ارتفاع آن حدود ۲۵ متر است . این بنا از خشت خام ساخته شده است و روکشی از آجر دارد . در اطراف معبد تعدادی لوح گلی و جندین مجسمه از انسان و حیوان بدست آمده است . در حین خاکبرداری از محل دو عدد آجر که مطالبی را به خط ایلامی در آن نقل شده بود کشف شد . قاعده زیگورات مربع است و بلندی آن در اصل ۵۰ متر بوده است و آخرین طبقه آن به خدای ایشوشینک تعلق داشته است .زیگورات اور که ٢١١٠ سال قبل از میلاد ساخته شده قدیمی‌ترین و زیگورات چغازنبیل بزرگ‌ترین زیگورات جهان هستند. سر درهای مجلل و راه پله های متعددکه منتهی به طبقات فوقانی معبد می شود .جالب ترین شیء بدست آمده از حفریات اخیر چغازنبیل ,مجسمه گاو لعابداری است که در کمال ظرافت و مهارت ساخته شده است که برروی آن کتیبه ای به خط ایلامی در چند ردیف نوشته شده است . اکنون این مجسمه در موزه ایران باستان نگهداری می شود. چغازنبیل در سال ١٩٧٩ میلا‌دی از طرف یونسکو در فهرست میراث جهانی قرار گرفت. این محوطه یکی از چند اثر ثبت شده‌ی ایران در فهرست میراث جهانی است. اهمیت این محوطه‌ی تاریخی به عنوان مهم‌ترین اثر به‌جای‌مانده از دوران حکومت ایلامی، قدمت ٣٠٠٠ ساله‌ی آن همراه با جاذبه‌های طبیعی از جمله عوامل مؤثر در به ثبت‌رسیدن این مجموعه به‌عنوان میراث جهانی بوده‌اند. فرسایش طبیعی و خسارت‌های ناشی از جنگ ایران و عراق، آسیب‌های فراوانی را متوجه این شهر کهن نمود. برای جلوگیری از تخریب هر چه بیشتر این منطقه، در سال ١٩٩٨ میلادی، توافقی بین سازمان میراث فرهنگی ایران، یونسکو، بنیاد اعتباری ژاپن و مؤسسه‌ی کراتره فرانسه (مؤسسه‌ی بین‌المللی حفاظت از بناهای خشتی)، برای اجرای طرح مطالعاتی حفاظت و مرمت محوطه‌ی تاریخی چغازنبیل در زمینه‌های مختلف علمی صورت گرفت. در راستای اجرای این طرح، یک پایگاه دائمی پژوهشی شامل آزمایشگاه، بخش حفاظت و مرمت، کتاب‌خانه، بخش رایانه‌ای و بخش مطالعات سفال در قسمت اداری موزه‌ی هفت‌تپه ایجاد و تجهیز شده است. ▪ کول فره جاذبه های باستانی و زیارتی استان خوزستان یادمانهای متعددی را از ظهور و سقوط تمدنهای اولیه بشری مثل تمدن عیلامی ها و آشوری ها دارد.. مانند آثار باستانی ایذه اشکفت سلیمان نقشهای کول فره کتیبه عیلامی ▪ دانیال نبی وجود زیارتگاههای متعدد باعث شده هر ساله هزاران نفر از دوستداران این آثار از داخل و خارج کشور به این منطقه سفر می کنند. مقبره دانیال نبی مزوه شوش و قلعه باستانشناسان و پل والرین پل شادروان مسجد جامع شوشتر بقعه امامزاده عبدالله و بقعه صاحب الزمان. ▪ صنایع دستی و سوغاتی ها مهمترین صنایع دستی خوزستان عبارتند از قالیبافی، قلابدوزی، بافت انواع ملحفه لنگ چفیه (روسری عربی مردانه) مقنعه (روسری زنانه) جاجیم، گلیم مراکز بافت این محصولات شهرهای شوشتر دزفول و شادگان است. علاوه بر این صنایع دستی فلزی نیز در این استان رایج است. به عنوان نمونه در کارگاههای دزفول وسایل چایخوری و سینی و منتقل تهیه می شود.

نگاهی به دیدنی‌های بندرعباس

_____________________________________________________


کنار بندر که می‌نشینی نمی‌فهمی‌کی صبح می‌شود .نورهایی روی آب خلیج‌فارس در حال حرکتند. هر چقدر نور پر رنگ‌تر می‌شود شمارش معکوس آدم‌های توی کشتی برای رسیدن به خشکی تند‌تر می‌شود. خلاصه سپیدهء صبح می‌زند. حالا باید رفت کجاهای این شهر بندری را دید؟ بهتر است از عمارت کلاه فرنگی شروع کنید. بنای این عمارت به دوران صفویه تعلق دارد و سابقا ادارهء گمرک بندرعباس در آن قرار داشت. این عمارت در مجاورت اسکلهء قدیمی ‌بندر عباس در بلوار طالقانی قرار دارد از آنجا که این عمارت از معماری اروپایی آن دوره تاثیر گرفته، مثل تعداد زیادی از عمارات دورهء قاجاریه به عمارت کلاه‌فرنگی معروف شده است. جای بعدی قلعهء خمیر است; این قلعه در نزدیکی بندر خمیر قرار دارد از این قلعه امروزه به جز بقایای دو سر در شمالی و جنوبی و برج شرقی نیمهء ویران آن اثری بر جای نمانده است سردر شمالی قلعه که اکنون در کنار کوچهء تنگی متصل به شهر خمیر جای دارد، به صورت شکوهمندی از سنگ و گچ و به سبک قلعه‌های اروپایی ساخته شده است در چهار گوشه قلعه چهار برج مدور بنا شده و بین هر دو برج یک برج کوتاه نیز ساخته شده است در جنوب غربی قلعه، عمارت دوطبقه‌ای وجود دارد در وسط قلعه آب‌انباری ساخته شده که هنوزباقی است. این شهر پر از قلعه است، قلعهء لافت در انتهای تپه‌ای که روستای لافت در کنار آن قرار دارد، قلعهء مخروبه‌ای که اهالی محل به آن قلعهء نادری می‌گویند. این قلعه، نقشهء مربع شکل دارد و آثار چهار برج در آن دیده می‌شود. در ورودی قلعه رو به جنوب باز می‌شده است. این قلعه در جنوب روستای لافت قرار دارد. برای این‌که کارنامهء بازدید از قلاع بندرعباس کامل بشود نمی‌شود از قلعهء هرمزگذشت. این قلعه در ضلع شمالی جزیرهء هرمز و در ساحل دریا قرار دارد، قلعهء هرمز مهم‌ترین قلعهء باقی‌مانده از روزگار تسلط پرتغالی‌ها بر سواحل و جزایر خلیج‌فارس است. این قلعه به فرمان «آلفونسو آلبوکرک» دریانورد پرتغالی در سال ۱۵۷۰ میلادی، در محلی موسوم به «مورنا» احداث شد. قلعه به شکل چند ضلعی نامنظم است. ساختمان آن بسیار محکم است و دیوارهایی به قطر سه و نیم متر با چند برج به ارتفاع ۱۲ متر دارد. تاسیسات قلعه شامل انبارهای تسلیحات، آب‌انبار و اتاق‌هایی با سقف هلالی است. در زمان شاه ‌عباس که به استعمار پرتغالی‌ها در ایران خاتمه داده شد، این قلعه به دست یکی از سرداران مشهورشاه عباس به نام امام قلی‌خان به‌دست ایرانی‌ها آزاد شد. اما این شهر یک حمام معروف هم دارد که نمی‌شود فرصت دیدنش را از دست داد تنها حمام تاریخی در بندرعباس، حمام گله‌داری است که در محله اوزی‌ها قرار دارد. این بنا که احتمالا به دورهء صفوی مربوط است، در دورهء قاجار به وسیلهء حاج شیخ احمد گله‌داری به مسجد گله‌داری وقف شده است. بنای حمام به شکل مستطیل و سقف آن شامل چند گنبد کوچک و بزرگ است. اما پس ازاخراج پرتغالی‌ها از ایران رفته رفته از اهمیت بندری جزیرهء هرمز کاسته شد و بندرعباس جای آن را گرفت و مهم‌ترین بندر ارتباطی ایران شد. پل لاتیدان در مسیر کاروان روی لار- بندرعباس، در جهت گسترش امور بازرگانی احداث شد. این پل در ۵۰ کیلومتری غرب بندرعباس روی رودخانهء کل (کول) ایجاد شده و یادگار دورهء صفوی است. برخلاف پل‌های دیگر دورهء صفوی که آجری هستند، این پل از سنگ بدون شکل ساخته شده و از طویل‌ترین پل‌های ایران است. این پل دارای صد دهانه بوده است که در حال حاضر سی و سه دهانهء آن مشهود است که در میان آن‌ها چشمهء طاق‌هایی در دو طبقه تعبیه شده‌اند. بنای این پل از عالی‌ترین طرح‌های پل‌سازی در ایران قدیم به حساب می‌آید. هندو‌ها هم در این بندر یادگاری از خودشان بجا گذاشتند، ساختمان این معبد، در سال ۱۳۱۰ هجری قمری، در زمان حکومت محمد حسن‌خان سعد‌الملک احداث شده است. اساس ساختمان این معبد عبارت است از یک اتاق چهارگوش میانی که روی آن گنبدی قرار گرفته است. سبک معماری این گنبد را مقرنس‌های پیرامونی آن نه ‌تنها از دیگر گنبدهای موجود در سواحل خیلج‌فارس، بلکه از گنبد‌های سراسر ایران متفاوت می‌کند. طرح این بنا کاملا از معماری معابد هندی متاثر است. این معبد از جمله نشانه‌های معدود تاریخی بندرعباس است که توجه هر تازه ‌واردی را به خود جلب می‌کند و امروزه در کنار یکی از خیابان‌های اصلی شهر قرار گرفته است. البته این شهر جاهای دیدنی زیادی دارد که در این مجال نمی‌گنجد.

بهار دیدنی سمیرم

____________________________________________________
آورده‌اند كه «سمیرم» برگرفته از نام «سمیرامیس» ملكه بابل در دنیای باستان است كه روزگاری از این ناحیه گذر كرده است.اما روایت خوشتر، آن را به افسانه‌های ایران باستان پیوند می‌دهد كه چون سام نریمان پهلوان شاهنامه فردوسی به دندان درد سختی گرفتار می‌شود، بی‌تابی او را فرا می‌گیرد و چون به این منطقه می‌رسد دردش آرام و نام این مكان درد افكن را «سام آرام» نهادند. این طور كه پیداست سمیرم از دیرباز به خاطر مناظر بدیع، كوه‌های سر به فلك كشیده، آبشارهای بی‌قرار و رودخانه‌های خروشان، پوشش گیاهی متنوع و آب و هوای خوش، بستری برای بازیافتن بهبودی و سلامتی بوده است.
سمیرم در ۱۶۵كیلومتری جنوب اصفهان، بین استان‌های فارس، كهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری واقع شده است و دو چشمه زیبا و معروف به نام‌های چشمه خوانسار و چشمه خانعلی دارد. وجود آثار باستانی و كتیبه‌های میخی حك شده بر دل كوه‌ها و سنگ‌های استوانه‌ای كه به «میل» معروفند و گذشته این شهر را به دوران ساسانیان می‌رساند، البته هنوز كاوش باستان‌شناسی ویژه‌ای در این منطقه صورت نگرفته است. سابقه شهرنشینی سمیرم هم به دوره هخامنشیان برمی‌گردد، در جنوب سمیرم مزرعه‌ای به نام كوره (هخامنشیان به شهر كوره می‌گفتند) وجود دارد كه هنوز هم خرابه‌هایی از خانه‌ها و حتی حمام در آن به جا مانده است.آبشار سمیرم یكی از جذاب‌ترین مواهب طبیعی این منطقه است كه بهار هر سال عده زیادی را به سوی خود فرا می‌خواند. اگر دلتان برای دیدن یك رنگین‌كمان رویایی تنگ شده، ایستادن روی تخته‌سنگ‌های رودخانه نزدیك آبشار سمیرم، وقتی كه آفتاب به آبشار می‌تابد را به شدت توصیه می‌كنیم؛ دیدن رنگین‌كمانی كه پشت آبشار درست می‌شود، چیزی نیست كه به همین راحتی‌ها بشود از دست داد.
البته از تخت‌سلیمان، آب‌ملخ، دهات پادنا و كوهستان سرسبز آن هم نباید غافل شد. چشمه آب ملخ در ۶۰كیلومتری جنوب‌غرب سمیرم واقع شده و حكایت جالبی دارد. ظاهراً در زمان قدیم وقتی‌كه ملخ‌ها به كشتزارها و اراضی زراعی حمله می‌كردند، روستاییان مقداری از آب چشمه را در ظرفی ریخته، در مزرعه می‌گذاشتند و معتقد بودند كه با این كار ملخ‌ها پراكنده می‌شوند. تخت سلیمان هم كه در دو كیلومتری آب ملخ واقع شده، به عقیده عده‌ای روزگاری كه سلیمان پیامبر(ع) از این دیار عبور می‌كرده استراحتگاهش بوده است. تختگاه و قدمگاه سلیمان نبی، در تنگه‌ای بسیار عمیق قرار گرفته و به صورت پلی سنگی و طبیعی از قرن‌ها به‌جای مانده است. در فاصله بین این پل سنگی تا قله كوه، غاری وجود دارد كه از آن چشمه‌ای با آب شیرین و نیمه‌گرم جاری است و به صورت آبشار پودر روی رودخانه ماربركه می‌ریزد؛ این جاذبه طبیعی در نوع خود بی‌نظیر است. اگر هوای گشت‌وگذار در كوهستان‌های اطراف سمیرم به سرتان زد، دیدن رودخانه پرآب ماربركه كه مثل یك مار خوش خط و خال در شمال رشته‌كوه دنا امتداد دارد و از هر گوشه‌اش چشمه‌ساری زیبا جاری است را از دست ندهید. سمیرم، دشت هم دارد؛ دشت قبركیخا، دشت مهرگرد (وَردشت)، دشت حنا، دشت قورتَپَسی و دشت سمیرم از مهمترین و زیباترین دشت‌های آن هستند. بهار سمیرم شب‌های خنك و زیبایی دارد؛

سدها

_____________________________________________________
بند بالارود، دزفول بند بالارود بر روى رودخانهٔ‌ دزفول (قسمتى از رود دز) در شمال غربى دزفول ساخته شده است. آثار سه ديوار در جبههٔ‌ جنوبى و دو غرفه بر روى ديوار بدنهٔ اصلى و دو دهنهٔ‌ اصلى و يک طاق فرو ريخته و ديگر آثار از آن به جا مانده است. بند برج عيار، شوشتر بند برج عيار بر روى رودخانهٔ‌ گرگر بنا شده است. اين بنا به بند «صابى کش» نيز معروف است؛ برج عيار نام ظرفى بود که در آن طلا و جواهر نگهدارى مى‌شد. دروازهٔ‌ جنوب شرقى شهر به نام مقام على در کنار اين بند بوده است. اين بند سه قسمت دارد که دو قسمت آن به محاذى رودخانهٔ‌ گرگر به طول ۱۵۰ متر کشيده شده که براى انحراف آب از آن‌ها استفاده مى‌شده است. قسمت سوم آن نيز از شرق به رأس قسمت اول و دوم متصل است و پى آن از سنگ خاراست. ساير بندهاى استان خوزستان عبارتند از: بند خدا‌آفرين: بند خدا‌آفرين يا ماهى‌بازان در مسير رودخانهٔ‌ گرگر قرار دارد و از عجايب سدسازى در زمان ساسانيان است. بند دارا؛ اين بند در چند کيلومترى شهر شوشتر قرار دارد و در اطراف آن، آثار چرخ آب‌ها و آب‌گردان‌ها به جا مانده است. بند دختر؛ بالاتر از بند ميزان، ‌ بند دختر قرار دارد. بند قير؛ بند قير نيز در شوشتر واقع شده است و جهت استحکام بند، ‌ به جاى ساروج و گچ، قير آب کرده به کار برده‌اند و در آن حوالى قلعه‌اى به نام قلعهٔ بند قير نيز به جا مانده است. بند خاک؛ در مسير نهر داريان در جنوب شوشتر آثار ناچيزى از آن باقى مانده است. اين بند از زمان ساسانيان تا دورهٔ‌ صفويه داير بوده و در مواقع طغيان نهر داريان مانع از سرازير شدن آب به داخل باغ‌ها مى‌شده است. مزيد آب آن به پل لشکر و شاه‌على سرازير مى‌شده است. بند ميزان (بند و پل والرين)، شوشتر بند ميزان، آب رودخانهٔ کارون را به دو قسمت شرقى و غربى تقسيم مى‌کند. بند ميزان و يا بند شاپورى يادگار دوران ساسانى است که به صورت يک نيم دايره ساخته شده و دو بازوى منحرف کنندهٔ آب دارد. بخشى از آب کارون توسط اين بند در شرق شهر جريان مى‌يابد که به رودخانهٔ گرگر معروف است و در زمان‌هاى گذشته به‌ آن دودانگه نيز مى‌‌گفته‌اند. انحراف دوم آب در قسمت غرب جارى است که به آن شطيط مى‌گويند. در حقيقت اين بند تقسيم کنندهٔ دو دانگ آب رودخانه به طرف شرق و چهار دانگ ديگر به طرف غرب است. اين دو آب راهه در جنوب شوشتر و در ناحيه بند قير مجدداً به همديگر ملحق شده و کارون بزرگ را تشکيل مى‌دهند. آبشارهاى آبى پس از بند برج عيار و بر روى رودخانه گرگر و به دست بشر و در دل صخره‌هاى طبيعى احداث شده‌اند. اين بند سابقاً ميزان و همچنين پل قيصر نام داشت، از نوع مصالح ساختمانى که در آن به کار رفته و از نوع سبک‌هاى متفاوتى که در ساختن طاق آن استفاده شده، ‌ قدمت ديرين آن را مى‌توان تشخيص داد. اين پل را به طرز زيبا و باشکوه و با پيچ و خم ساخته‌اند و جمع طول آن حدود ۵۲۱ متر است. ساختمان اوليه بند ميزان به زمان ساسانيان مربوط است و پس ازخرابى‌ها و تعميرات متعدد، ساختمان کنونى آن را به پسر فتحعلى‌ شاه قاجار يعنى محمد على ميرزا دولتشاه والى خوزستان نسبت مى‌دهد. بهمين علت به بند محمد على ميرزا يا بند خاقان نيز مشهور است. سد اسكندرى (ديوار دفاعى)، گرگان اين ديوار دفاعى که به نام‌هاى سد قزل‌آلان، سد اسکندر و سد فيروزه نيز معروف است، ‌ در قسمت شمال گرگان و گنبد واقع شده و از غرب به شرق کشيده شده است. در مسير ديوار دفاعى، برج‌ها و قلعه‌هاى حفاظتى به فواصل مختلف بنا شده و آثار آن امروز به صورت تپه‌هايى در حاشيهٔ ديوار به جا مانده است. برابر شواهد و مستندات موجود کليهٔ ديوارها، ساختمان قلعه‌ها و باروها، عمدتاً به وسيلهٔ آجرهاى چهارگوش بزرگ ساخته شده است. گفته مى‌شود که اين ديوار بر اثر عوامل جوى و انسانى آسيب ديده و تخريب شده است. قسمت‌هايى از ديوار دفاعى که از دست عوامل تخريبى مصون مانده است، ‌ با ارتفاعى در حدود ۳ تا ۵ متر و عرض ۱۰ متر از فاصلهٔ بسيار دور به صورت سدى نظر هر بيننده‌اى را به سوى خود جلب مى‌نمايد. سد باستانى شو، بانه محل اين اثر شهرستان بانه است که در جريان مطالعات باستان‌شناختى اخير پديدار شده است. در جريان اين مطالعات ديواره يک سد که در دوران پارت‌ها و ساسانى‌ها ساخته شده است از سنگ لاشه و ساروج به قطر ۴ متر و طول ۱۰ متر در روستاى «شو»ى بانه به دست آمده است. بخش‌هايى از ديوارهٔ سد در جريان کارهاى عمرانى در منطقه بشدت آسيب ديده است. سد بالاتل، قشم در درهٔ کولغان، آثارى از سدى به نام سد بالاتل بر جاى مانده است. اين سد ۱۰۰۰ متر طول و ۵۰۰ متر عرض داشته است و آب باران دره‌هاى مجاور را ذخيره مى‌کرده است. اين سد که از آثار دورهٔ‌ ساسانيان است، ‌ چشم‌اندازى بسيار زيبا دارد. ساختمان سد با قطعه‌سنگ‌هاى بزرگ و ملاط گچ ساخته شده است. سد جمال‌آباد، سلماس سد جمال‌آباد بر روى رودخانهٔ نسبتاً عريضى که در دره‌اى به نام جمال‌آباد از توابع سلماس جريان دارد، ‌ احداث شده است. تاريخ بناى سد، بسيار قديمى است و احتمالاً در اوايل دورهٔ‌ سلجوقيان بنا شده است. اين سد ۸۰ متر طول دارد و فونداسيون آن بسيار محکم است. عرض ديوار سنگى پل ۶ متر و ارتفاع موجود قسمت‌هاى سالم آن بيش از ۱۰ متر است. (احتمالاً مقدارى از قسمت‌هاى بالاى ديوار ريزش کرده است.) حدود ۳۵ متر از ديوار سد بر اثر گذشت زمان و عدم توجه تخريب شده، ولى بقيهٔ قسمت‌‌هاى آن سالم مانده است. تمام ديوار سد با سنگ رودخانه‌اى و ملاط ماسه و آهک در نهايت استحکام ساخته شده است، به طورى که ضلع غربى سد هنوز سالم است. اين سد محل ذخيرهٔ آب‌هاى زمستانى و بهاره براى مصرف اراضى اطراف ساخته شده و نقش مهمى در آبادانى مناطق مجاور خود داشته است. سد خاكى خرم‌درق، قره آغاج, هشترود اين سد در ۷ کيلومترى قره‌آغاج از توابع هشترود و در ارتفاع ۱۸۵۰ مترى قرار دارد و محل زيست چنگر، خوتکاى سفيد، سرسبز، فيلوش، تنجه، کشيم، انواع کاکايى، آبچليک و حواصيل است. سد خاكى علويان، مراغه اين سد در شمال شرقى شهر مراغه و در محوطه‌اى بلند و مشرف به شهر مراغه و دره سرسبز علويان قرار گرفته و از قابليت‌ ممتازى براى بهر‌ه‌بردارى‌هاى تفرجگاهى برخوردار است. کوهستان سهند نيز يکى از زيباترين چشم‌اندازهاى اين سد مى‌باشد. ارديبهشت تا پايان پائيز بهترين زمان استفاده تفرجگاهى از درياچه و اطراف اين سد است. سد خاكى قاضى كندى، هشترود اين سد در ۷ کيلومترى شرق هشترود و در ارتفاع ۱۷۲۰ مترى قرار دارد و محل زيست تنجه، غازپا خاکسترى، سرسبز، گيلار و چنگر است. سد خاكى ملايعقوب، سراب اين سد در ۱۹ کيلومترى جنوب شرقى سراب در ارتفاع ۱۷۰۰ مترى قرار دارد و محل زيست انواع مرغابى است. سد خاكى مينق، تبريز اين سد در ۹۵ کيلومترى شمال شرقى تبريز و در ارتفاع ۱۶۰۰ مترى قرار دارد و محل زيست انواع مرغابى است. سد خليل خان (چهاربُرى)، مسجد‌سليمان سد خليل‌خان در بخش لالى شهرستان مسجد سليمان و بر روى رودخانه بهاره‌اى که از تنگ امام‌زاده بابا احمد جارى مى‌شود احداث شده و هنوز خرابه‌هاى آن باقى است. سد ساسانى نيمور، نيمور، محلات (ساسانيان) اين سد تاريخى در ۷ کيلومترى جنوب غربى محلات واقع شده و حدود ۱۰۰ متر طول و ۹ متر پهنا دارد که آب قم‌رود را به نهر نيمور انتقال مى‌دهد. با توجه به فصلى بودن اکثر آبهاى جارى در سطح منطقه، آب‌‌بندهاى موجود نقش اساسى را در تقسيم آب در تمام فصول برعهده داشته‌اند. در محل سد نيمور ظاهراً کليه آب رودخانه در پشت سد جمع شده و به نيمور انتقال مى‌يابد. ولى از طريق منفذهاى طبيعى که در ديواره و زير سد وجود دارد، آب معينى به بستر رودخانه نفوذ کرده و همچنان ادامه مى‌يابد، ‌ به طورى که تا خود قم آب در رودخانه جارى است. مصالح به کار رفته در سد نيمور عمدتاً سنگ لاشه‌هاى بزرگ محلى با ساروج است و پايدارى آن در عرض چند هزار سال نشانگر استحکام قابل توجه سد مى‌باشد. اطراف و حواشى اين سطح محل تفرج و گذران اوقات فراغت بخشى از مردم شهر محلات و نيمور در روزهاى تعطيلى و شکار پرندگان مهاجر است. متأسفانه کيفيت بسيار نامطلوب راه‌هاى دسترسى موجود، ‌ نقش تفرجى پيرامون اين سد را از رونق انداخته است. سد قديمى سپهسالار، قزوين (قاجاريان) در فاصلهٔ ۳ کيلومترى سد سيد على خان، بند سنگى ديگرى نيز وجود دارد که به نام سد سپهسالار معروف است. اين بند در سال ۱۳۳۶ هـ.ق به منظور تأمين آب بيش‌تر براى روستاى شريف‌آباد که از املاک محمدولى خان سپهسالار تنکابنى بود، ‌ توسط وى بنا گرديد. اين سد نيز به صورت يک ديوار سنگى به کمک سنگ‌هاى تراشيده به طول ۵۰ و ارتفاع ۱۲ متر بنا شده است. دريچه‌هاى سد از لوله‌هاى آهنى با قطر زياد ساخته شده‌اند. در حال حاضر، اين سد کاملاً ويران شده است. سد قديمى سيدعلى‌خان، قزوين (صفويان) يکى از رودهايى که بخشى از باغ‌هاى اطراف قزوين را سيراب مى‌کند، رودخانهٔ ارنزک است که از نزديکى روستاى ميزوج واقع در ۲۰ کيلومترى شمال قزوين سرچشمه مى‌گيرد. بر روى اين رودخانه در پاى گردنهٔ کماسمار، توسط «سيدعلى‌‌خان» (جد خانوادهٔ‌ اميرشاهى) سدى زده شده است که در حال حاضر کاملاً ويران شده و غيرقابل استفاده است. سد مزبور با قلوه‌سنگ و سنگ‌هاى تراش‌‌‌خورده و ملاط ماسه و آهک ساخته شده است. طول اين سد، در حدود ۲۰ متر و عرض ديوارهٔ آن در بالا ۱۰ متر و ارتفاع آن نيز ۱۰ متر است.

سردرقیصریه

____________________________________________________
موقعيت: شمال ميدان امامسال تاسيس: 11 هجري قمري (دوره شاه عباس اول)اين سر در را قيصريه مي نامند از آن جهت كه از روي نمونه يكي از بناهاي شهر قيصريه در آسياي صغير تركيه امروز ساخته اند از ويژگي هاي اين بازار :سر در عالي با تزئينات آجري چيني، نقاشي هاي موجود در سر درب شامل تصوير شاه عباس در جنگ با ازبكان، تصاويري از زنان و مردان اروپايي، دو لچكي كاشيكاري كه صحيح و سالم است و تصوير تيراندازي را با سر انسان و تنه ببر يا شير و دم اژدها نشان مي دهد و مي تواند همواره نشانه مخصوص شناسايي اين شهر افسانه ايي دنيا باشد.در شمال ميدان امام و روبروی مسجد امام، سردر بازار قيصريه قرار دارد. ساختمان آن در زمان شاه عباس اول به اتمام رسيده است و معمار آن استاد علی اکبر اصفهانی بوده است. سردر بنای عظيم قيصريه مهمترين و با عظمت ترين دروازه های ورودی شهر صفوی اصفهان بوده که از طريق بازار بزرگ قيصريه قسمت اصفهان جديد را به شهر سلجوقی (ميدان کهنه آن روزگار) متصل می کرده است. بر اين سردر چند تابلو نقاشی مشاهده می شود که برخی از آنها اروپائی های مقيم دربار اصفهان در آن روزگار را نشان می دهد. تابلو ديگر نيز شکارگاه سلطنتی است. متأسفانه اين نقاشی ها که اثر رضا عباسی است به علت مجاورت با هوای آزاد و برودت و گرمای هوا آسيب فراوان ديده اند. در بالاترين قسمت اين سردر صورت دو نيم تنه تيرانداز مرد با لباسهای معمول آن عصر ديده می شوند که تنه آنها شير يا ببر و دم آنها اژدهاست. اين دو تصوير که بر کاشی معرق است بيانگر صورت فلکی اصفهان يا برج قوس است.
توضيح اينکه در روزگاران کهن در ميان ملل متمدن دنيا معمول بوده که برای شهرهای معروف و مشهور خود طالع و زايچه ای قائل بشوند و پس از انتخاب اصفهان به پايتختی، برج قوس را برای طالع آن انتخاب کردند. بيشتر جهانگردان بازار قيصريه و ساير بازارهای اصفهان را توصيف کردند. شاردن که سالها در اصفهان زندگی کرده به تفصيل از بازار قيصريه تعريف کرده و نامگذاری آن به قيصريه را به اين علت می داند که سردر اين بازار را مثل يکی از بناهای قيصريه يا قيساريا در آسيای صغير (ترکيه امروز) ساخته اند. در دو طرف اين سردر دو سکوی وسيع وجود دارد که با سنگ يشم و سماق پوشانده شده و در آن روزگار زرگران و جواهر فروشان بساط خود را بر روی آنها گسترده و انواع زيور آلات و سکه های کمياب را به خريداران عرضه می کرده اند. بر بالای سردر ساعت بزرگی نصب بود که در جنگ با پرتغالی ها نصيب ايران شده بود. عمارت نقاره خانه نيز بر بالای سردر قيصريه ساخته شده بود. نقاره زنی و نقاره کوبی از قديم در ايران متداول بود که طلوع و غروب آفتاب را با نقاره اعلام می کردند. البته نقاره زنی و نقاره کوبی فقط به منظور اعلام طلوع و غروب آفتاب نبود چرا که نواختن نقاره در ميدان های جنگ برای آماده باش سربازان و تشجيع آنان به نبرد و به هنگام صلح و آرامش نيز در آئين های گوناگون و به مناسبت های مختلف متداول بود. در سمت راست عمارت قيصريه محل ضرابخانه و در طرف ديگر کاروانسرای شاهی واقع شده بود. از سردر بازار قيصريه وارد مجلل ترين و بزرگترين بازارهای اصفهان می شويم اين بازار که به بازار قيصريه و شاهی نيز معروف بوده در روزگار صفويه مرکز فروش پارچه های گرانبهاء بوده و نمايندگان کمپانی های خارجی در آنها حجره هائی داشته اند. در جلو سردر، حوض آب بسيار بزرگی وجود داشت که امروزه اثری از آن نيست. در زمان حکومت قاجار و در روزگاری که مسعود ميرزای ظل السلطان حاکم اصفهان بود در جبهه های سردر قيصريه تغييراتی صورت گرفت و يک حاشيه کاشيکاری در امتداد سه جانب سردر اضافه شده است. بطور کلی مجموعه قيصريه که شامل سردر و عمارت نقاره خانه و ضرابخانه و کاروانسرای شاهی است يکی از جاذبه های مشهور شهر اصفهان است که اکثر قريب به اتفاق سياحان و جهانگردان و مأمورين خارجی در خاطرات و سفرنامه های خود به تفصيل از آن سخن گفته اند. و اگر چه امروز از نقاشی های زيبای آن اثری در دست نيست اما سردر رفيع قيصريه و تالار فوقانی آن يادآور شکوه و عظمتی است که اصفهان عصر صفوی دارا بوده و خاطره شکوفائی اقتصاد و هنر کشور ما را در اذهان زنده می کند.

ایران زادگاه صنایع دستی

____________________________________________________
صنایع‌دستی حاصل فکر، عمل و ابتکار و خلاقیت سازنده آن است و با ویژگی‌های ارزشمند خود از جمله تولیدات غیر وابسته‌ای است که نیاز به حمایتی مبتنی بر شناخت کامل ارزش‌های اختصاصی آن داشته و در این صورت می‌تواند به عنوان یکی از ستون‌های استقلال اقتصادی مطرح شود...
صنایع‌دستی حاصل فکر، عمل و ابتکار و خلاقیت سازنده آن است و با ویژگی‌های ارزشمند خود از جمله تولیدات غیر وابسته‌ای است که نیاز به حمایتی مبتنی بر شناخت کامل ارزش‌های اختصاصی آن داشته و در این صورت می‌تواند به عنوان یکی از ستون‌های استقلال اقتصادی مطرح شود، اکثر صاحبنظران، ایران را به عنوان یکی از سه قطب مهم صنایع‌دستی جهان می‌دانند که از نظر تنوع رشته‌های مختلف در صدر تمامی کشورها قرار دارد.
با توجه به نظر محققان، پژوهشگران و هنرشناسان مشخص شده که زادگاه صنایع‌دستی و هنرهایی نظیر قالی، فلزکاری، سفال، سرامیک و ... کشور ایران بوده است و نمونه‌ای از آثار هنرمندان صنایع‌دستی کشورمان در تمامی موزه‌ها و مراکز هنری جهان دارای جایگاه ویژه‌ای است. همچنین صنایع‌دستی جایگاه و اهمیت ویژه‌ای در ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، صرفه جویی ارزی، افزایش تولید و درآمد ملی داشته است.
صنایع‌دستی ایران از دو بعد هنر و اقتصاد قابل بررسی است. بعد هنری آن در برگیرنده ارزش‌ها و فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی است و یکی از راه‌های حفظ این فرهنگ و جلوگیری از اشاعه فرهنگ غرب و اتکا به سلایق و پویایی، اندیشه، تفکر و خلاقیت ایرانی در حفظ و احیای صنایع‌دستی ایران است که لازمه این امر آموزش، ترویج و گسترش در زمینه تولید و همگانی شدن مصرف کالای صنایع‌دستی ایران است که همین عامل می‌تواند موجب اشتغال فراوان شود.
در بعد اقتصادی نیزضرورت، ایجاب می‌کند که این صنعت برای ادامه فعالیت صنعتگران و تولیدکنندگان سوق پیدا کند تا به جایگاه مناسبی که موجب توسعه بازار جهانی و صادرات، ارزآوری و افزایش درآمد غیرنفتی است دست یابند و سهم و نقش اساسی در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور داشته باشند.
به باور کارشناسان و برنامه‌ریزان نه اهمیت صنایع‌دستی تنها به‌دلیل درآمد اقتصادی نیست بلکه به لحاظ حفظ ارزش‌ها، اصالت‌ها و خواستگاه فرهنگی و هنری مورد توجه واقع شده است.
با این حال واقعیت‌های صنایع‌دستی ایران، از جمله مسائلی است که باید به طور جدی مورد بررسی قرار گیرد.
محجوب بودن و مظلومیت بیش از اندازه هنرمندان، صنعتگران و تولیدکنندگان صنایع‌دستی در سراسر کشور دغدغه اصلی دست‌اندکاران این حوزه است چنانچه در بین اقشار جامعه هیچ قشری به اندازه آنها مظلوم واقع نشده‌اند. نیم نگاهی به مشکلات بیمه‌ای این عده که تولید آنان مهمترین کالای غیر‌نفتی صادراتی ایران در سطح جهان محسوب می‌شود، کافی است تا نقاط ضعف جدی‌شان بر همگان روشن شود. اما فعالیت سازمان‌های موازی با صنایع‌دستی موجب چندگانگی تصمیم‌گیری در این بخش شده است که نمونه بارز آن تفکیک فرش از صنایع‌دستی کشور است.
وجود رقبای جهانی صنایع‌دستی که باعث تسخیر بازارهای جهانی با الگوگیری و اقتباس از طرح‌های بدیع ایرانی به تولید آثار مشابه صنایع‌دستی ایران پرداخته‌اند از دیگر واقعیت‌های تلخ این حوزه به شمار می‌رود. در صورتی‌که می‌توان با توجه به ویژگی‌های خاص صنایع‌دستی ایران، جایگاه اول را در بحث صادرات جهانی از آن خود کنیم.
به هر حال صنایع ‌ایران باوجود شتاب گسترده صنعت و فناوری مدرن هنوز قلب تپنده فرهنگ و هنر کشور محسوب می‌شود.
● راهکارهای پیشنهادی در جهت رشد و توسعه و ترویج صنایع‌دستی:
در صورتی که صنایع‌دستی به عنوان یک کالای مصرفی و نه کالای لوکس، وارد سبد مصرفی خانواده‌ها شود، می‌توان نسبت به آینده آن امیدوار بود.
همچنین اگر فرش به عنوان نگین صنایع‌دستی ایران جزء رشته‌های صنایع‌دستی محسوب شود و حضور مدیران صنایع‌دستی در شورای کار گردشگری و هماهنگی با رؤسای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، موفق شوند ویترین‌ها و غرفه‌های فروش صنایع‌دستی را در مراکز اقامتی، سیاحتی و پذیرایی و تمامی اماکنی که قابلیت بازدید و جذب گردشگران را دارند ایجاد کنند بارقه امید دیگری در دل کارشناسان این بخش روشن می‌شود.
خرید آثار هنرمندان و صنعتگران و تشویق آنان به تولید آثار برجسته برای قرار دادن آنها با شناسنامه‌های مشخص در موزه صنایع‌دستی اقدام دیگری است که باید جدی گرفته شود. زیرا این صنعت قابلیت آن را دارد که سازمان میراث فرهنگی،صنایع‌دستی و گردشگری در هتل‌ها، مهمانسراها، مراکز اقامتی و توریستی و فروشگاه‌های صنایع‌دستی با نظارت مدیریت‌های صنایع‌دستی به عرضه و فروش کالای خود به توریست‌ها و مسافران داخلی و خارجی بپردازد.
به منظور رقابت با بازارهای جهانی نیز باید کیفیت مصنوعات دستی را بالا برد و با بسته‌بندی مطلوب، قیمت‌ها را پایین‌تر از نوع خارجی آن اورد.
همچنین جهت شناساندن صنایع‌دستی ایران به عنوان هویت و فرهنگ ایرانی باید از طریق وزارت خارجه در سفارتخانه‌های خارج از کشور فروشگاه‌ یا موزه‌هایی راه‌اندازی شود.
ایجاد شرکت‌های تعاونی مواد اولیه به منظور تهیه مواد اولیه مرغوب، با کیفیت و با قیمت مناسب عرضه به صنعتگران و تولیدکنندگان صنایع‌دستی کشور از دیگر مسائلی است که می‌تواند عملکرد هنرمندان را ارتقا بخشد.
تغییر کاربری برخی مصنوعات صنایع‌دستی بحث تصدی‌گری صنایع‌دستی در برنامه کوتاه مدت، برنامه‌ریزی در خصوص استفاده بهینه از تجارب و دستاوردهای اساتید و پیشکسوتان صنایع‌دستی استان به نسل جوانتر، استفاده از نگاره یا نقش مایه‌های خاص استان در تولیدات صنایع‌دستی، ایجاد رشته‌های صنایع‌دستی در مقاطع عالی دانشگاهی و علمی جهت احیا کردن رشته‌های صنایع‌دستی در حال منسوخ، از راهکارهای اساسی برای تقویت صنعت مذکور به شمار می‌آیند.
برگزاری نمایشگاه از تولیدات کلاس‌های آموزشی به منظور آشنایی مردم با فعالیت‌های آموزشی و اهمیت آن در احیا و ترویج صنایع‌دستی بومی استان و نقش صنایع‌دستی در ایجاد اشتغال، افتتاح بازارچه صنایع‌دستی در مکان‌های مناسب شهرهای توریستی به منظور ایجاد فضایی مناسب برای جذب توریست، از بین بردن موانع گردشگری و فراهم کردن بستر خرید مستقیم برای گردشگران، اختصاص مکان مناسب به عنوان نمایشگاه دائمی تولیدات صنایع‌دستی و شناساندن این صنعت به مردم و کشف استعدادهای هنری با برگزاری نمایشگاه‌های منطقه‌ای، استانی، سراسری و خارج از کشور نیز باید در سرلوحه اقدامات مذکور قرار گیرند.
با این وجود برگزاری نمایشگاه‌ توانمندی‌های صنعتگران و هنرمندان استان در کنار نمایشگاه آثار پیشکسوتان هنرهای سنتی، همایش بازار کار و فروش صنایع‌دستی با هدف ایجاد اشتغال مولد در بخش صنایع و آشنایی تولیدکنندگان، صنعتگران، دانشجویان با راهکارهای مناسب بازاریابی و عرضه محصولات صنایع‌دستی و تشویق، ترغیب و تقویت بنیه مالی تلاشگران عرصه صنایع‌دستی موضوع دیگری است که هنوز جای کار در این رشته ارزآور را دارد.
اما با توجه به اختصاص درصدی از اعتبارات عمرانی برای خرید آثار برجسته هنرمندان و صنعتگران برای ایجاد موزه راهکار دیگری است تا مدیران دستگاه‌های دولتی برای تزیین محیط اداری سازمان خود از آثار هنری بهره گیرند.
بسیاری از متخصصان صنایع‌دستی تشکیل انجمن هنرمندان صنایع‌دستی برای پیگیری و حل مشکلات هنرمندان را گام مؤثر دیگری در این مقوله عنوان می‌کنند هر چند تبلیغ صنایع‌دستی از طریق رسانه‌های گروهی و گردشگران داخلی و خارجی برای رونق این حوزه تاثیر اندکی ندارد.

آشنایی با صنایع دستی ایران

____________________________________________________

صنایع دستی عشق و حاصل تراوش فكر ، روح و ذهن انسانهای وارسته و فرهیخته ای است كه شبانه روز كار و اثری را خلق می كنند صنایع دستی عشق و حاصل تراوش فكر ، روح و ذهن انسانهای وارسته و فرهیخته ای است كه شبانه روز كار و اثری را خلق می كنند . صنایع دستی به انسان فرصت بروز شخصیت و عینیت بخشیدن در خلوتگاه درونی و باعث شكوفـایی و گریـز از خود بیگانگی انسان می شود . بـه موجب اسـاسنـامـه سـازمـان صنـایع دستـی كـه مصوب شورای انقلاب است سازمان صنایع دستی ایران تنها متولی صنایع دستی كشور است . اكنـون بـا گذشت دو قـرن از انقـلاب صنعتی و با پیشرفت شگرف صنایع ماشینی و رشد عظیم تكنولوژی صنایع دستی نه تنها از صحنه اقتصاد جهانی محو نشده بلكه روز به روز در حال بسط و گسترش در بازارهای جهانی است . شكی نیست كه در اكثر موارد تولید یك كالا به وسیله ماشین و از طریق تمركز در واحدهای بزرگ تولید بهتر ـ سریع تر و كم خرج تر انجام می گردد . اما باید به این نكته توجه داشت كه تولیدات ماشینی یكنواخت و یك جور در ارضای میل گروهی كه مایل به تنوع هستند ، ناتوان است . ـ از جمله دلایل نیاز كشور به صنایع دستی عبارتند از : ▪ اشتغال در بخش صنایع دستی با ترویج صنایع دستی ایران قسمتی از منابع كه بدون استفاده مانده بود بهره برداری می شود مانند به كار گماردن كارگران بیكار ـ بیكاران فصلی و استفاده از ساعات بیكاری كارگران بخش كشاورزی و با استفاده از خدمات زنان در روستاها و شهرهای كوچك . در صورت وجود بخشی تحت عنوان صنایع دستی ، اكثر این افراد كه امروزه تعداد آنها كم نیست و نمی توانند جذب سایر بازارهای نیروی كار شوند و این در شرایطی است كه كشور بـا مشكل بیكـاری دست به گریبان است و مشكل بیكاری در حال رسیدن به مرز انفجار است ، ساماندهی می گردد . ▪ استفاده از سرمایه ناچیز برای تولیدات انبـوه امروزه مشكل سرمایه گذاری در كشور ما كمتر توسعه یافته از جمله ایران بر هیچكس پوشیده نیست و همگان می دانند تنهـا راه حـل نجـات كشـورهـای كمتـر توسعـه یافته ، تولید است و تولید هم نیازمند سرمایه گذاری است . حال با توجه به این كه كشور ها دارای سرمایه كافی برای سرمایه گذاری نیست و از طرفی جذب سرمایه خارجی در ایران به دلیل شرایط سیاسی اقتصادی تا حد زیادی با مشكل روبه رو است چه بهتر كه سرمایه گذاری را در تولیدات زود بازده و كم سرمایه صنعتی استفاده كرد . از سوی دیگر در صنایع دستی نیازی به سرمایه ثابت نیست زیرا با هزینه اندك و زمان كوتاه وسایل لازم فراهم می شود در این بخش چرخش سرمایه در گردش نیز زیاد است و احتیاج به سرمایه گذاری كلان و زیر بنایی نخواهد بود . ▪ افزایش سطح رفاه عمومی با افزایش تولید در آمد تولید كنندگان صنایع دستی درآمد آنها نیز بیشتر می شود و به تبع آن سطح رفاه جامعه هم افزایش می یابد و این سبب می شود سایر بخشهای اقتصادی هم دارای رونق بهتری شوند . ▪ كم هزینه بودن آموزش نیروی كار در ایـن بخـش نیـروی كـار بـا سـرمایـه بسیـار نـاچیزی تبدیـل بـه یـك فـرد مـاهـر و با تجربه خواهد شد . در صنایع دستی كارگر بعد از مدتی به فنون و تكنیك كار آشنا می گردد و تخصص لازم را در كـار خـود كسب می كند . ▪ ایجاد روحیه صنعتی در كارگران از جهتی دیگر درك مسائل صنعتی و آشنایی با روح صنـعت بـرای كـارگـری كه در بخش صنایع دستی كار می كند بیشتر از كارگری است كه از بخش كشاورزی فعالیت می كند و با نظام صنعتی نزدیكی بیشتری دارد . ▪ متنوع بودن محصولات تولیدی مناطق مختلف در كشور ما و دراكثر نقاط آباد و مسكونی افراد به یك نوع صنعت محلی كـه دارای اصـالت و مشخصات ویـژه ای هستند . آشنایی دارند و امكان توسعه پراكنده صنایع دستی در سراسر كشور میسر است طرح این محصولات كه انباشته ای از عادات و سنن گذشته و بازگو كننده هزاران شكل طبیعی كهنسال از یاد رفته هستند . هر كدام در نوع خود زیبا ، جالب و دارای دوستارانی در سراسر جهان هستند سفال لاجین همدان دارای نوعی ظرافت و زیبایی است سفال كلپورگان سراوان دارای نوعی دیگر و هر دوی آنها با محصول میمند فارس یا میمند گناباد یا استهبانات فارس شهرضا اصفهان و قم متفاوت هستند . ● طبقه بندی صنایع دستی ایران ▪ طراحی سنتی و نگارگری : رسم كردن مجموعه شكلها و نقشهایی كه هنرمندان در تزئین آثار و ابنیه هر دوره بوجود آورده اند ▪ سفالگری و سرامیك سازی : محصولاتی است كه با استفاده از گل رس یا گل حاصل از سنگها كوارتز و كائولن به كمك دست و چرخ سفالگری ساخته و سپس پخته می شود . ▪ نساجی سنتی : فراورده هایی كه با كمك دستگاههای بافندگی دستی تولید می شود مانند جاجیم ، ترمه ، زری ـ شال و انواع پارچه های پنبه ای ـ پشمی ـ كركی . ▪ بافته های داری : محصولاتی كه به كمك دارهای افقی یا عمودی تولید می شود مانند قـالی ـ گبـه ـ گلیم ـ چنته و بعضی از انواع زیلو . ▪ شیشه گری : ساختن مصنوعاتی از طریق شكل دادن مواد معدنی مذاب نظیر سیلیس یا خرده شیشه یا تركیبی از این دو با استفاده از روش دمیدن و كاربرد ابزار دستی . ▪ هنرهـای مرتبط بـا فلـز : فـرآورده هـایی است كـه بـه شیـوه سنتـی و ابـزارهـای دستـی از انواع فلزات ( مس ـ نقره ـ طلا و آهن ) . ▪ هنرهای مرتبط بـا چـوب : مـانند خـراطی ـ منبت كاری ـ مشبك كاری ـ معرق كاری ـ خاتم كاری ـ ریزه كاری ـ نازك كاری . ▪ رنگرزی و چـاپ سنتی : رنـگ كـردن الیـاف یـا كـلاف نـخ بـه روش سنتـی مـانند چاپ قلمكار ـ چاپ كلاقه ای ـ چاپ دندانی . ▪ آثار لاكی و روغنی : نقاشی روی بوم- قلمدان – جلد كتاب- جبعه ترازو . ▪ صحافی و جلدسازی سنتی : شیرازه بندی و حفظ ورقه های كتاب . ▪ رودوزی ها و بافتنی ها : مانند سوزن دوزی- قلاب دوزی- ملیله دوزی- خامه دوزی- خوس دوزی- گلابتون دوزی- پته دوزی . ▪ سنگ تراشی و حكاكی روی سنگ : مانند فیروزه- مرمر- یشم . ▪ حصیر بافی : مانند زیـرانـداز- سفره حصیری- انـواع سبد- بـامبـو بـافی- مروار بافی- تـركه بـافی- سبد بافی- چیغ بافی . ▪ فراورده های پوست و چرم : مانند پوستین- كلاه پوستی- چارق . ▪ سایر صنایع دستی : مانند طلاكوبی روی فولاد- انواع عروسكها با لباسهای محلی- گیوه بافی . كشور ما به واسطه در تماس بودن با تمدن های متفاوت در طول تاریخ پرتلاطم خود و تنوع محیط جغرافیایی در كنار آداب و رسوم محلی متفاوت برای صنعت گرانی است كه استعداد فوق العاده ای در خلق صنایع دستی دارند از سوی دیگر قالب صنایع دستی ما دارای ظرافت و دقت ممتازی است كه نمی توان نظیر آن را در هیچ كجای دنیا مشاهده كرد. در واقع این خاصیت از فرهنگ كهن ملی ما سرچشمه می گیرد و همواره مورد تمجید تعریف و تألیف جهانیان بوده است پس سزاوار است از این موقعیت ممتاز به بهترین صورت استفاده كنیم و همگام با توسعه صنایع سبك و سنگین ماشینی جایی را هم برای تولیدات هنری در برنامه ریزیهای توسعه اقتصادی باز كنیم تا بتوانیم از ظرفیت های بالا خود در این راه استفاده كنیم. امیدواریم بتوانیم صنایع دستی را نه به عنوان یك صنعت دستی بلكه

آشنایی با صنایع دستی استان زنجان

_____________________________________________________

از جمله صنایع دستی رایج و بسیار مهم در شهر زنجان است. این صنعت از دوره صفویه به بعد رونق چشمگیری داشته و تا امروزه نیز با دگرگونی های فراوان در زنجان ادامه دارد. موقعیت جغرافیایی استان زنجان استان زنجان که آن را فلات زنجان نیز می نامند، در ناحیه مرکزی شمال غربی ایران واقع شده است. استان زنجان با هفت استان هم مرز است. این استان از شمال به استان های اردبیل و گیلان, از شرق به استان قزوین, از جنوب به استان همدان, از جنوب غربی و غرب به استان های کردستان و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی محدود است. استان زنجان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، دارای ۳ شهرستان، ۱۳ بخش, ۸ شهر, ۴۴ دهستان و ۹۸۱ آبادی دارای سکنه است. استان مذکور از دو منطقه کوهستانی و جلگه ای تشکیل یافته است. مناطق کوهستانی این استان اغلب دارای قله های مرتفع هستند و در نواحی شمالی شهرستان زنجان, بخش های مرکزی، طارم علیا، طارم سفلی، ماه نشان، ایلات قاقازان و در غرب و جنوب غربی آن، شهرستان خدابنده (قشلاقات افشار) قرار گرفته اند. سایر نقاط استان را مناطق جلگه ای یا دشت های آن در برمی گیرند. میزان بارندگی در این استان، سالانه ۳۲۳ میلی لیتر و میانگین تعداد روزهای یخبندان آن در طول سال، ۱۱۵ روز است. حداکثر مطلق دما در شهر زنجان ۴۰ و حداقل آن ۶/۲۹- درجه سانتی گراد ثبت شده است. فصل سرمای منطقه از اوایل آذر ماه با بارش برف های پیاپی که سراسر استان و به ویژه ارتفاعات را می پوشاند شروع می شود و معمولاُ تا اواخر فروردین ماه ادامه دارد. مهم ترین بادهای استان مشتمل بر باد سرمه ( مه ) و باد گرم است . دراستان زنجان رشته های مختلف صنایع دستی رواج دارد. از آن جمله گلیم بافی در ابهر, قیدار و زنجان روستاهای آن گیوه دوزی ابریشمی و نخی در انگوران و زنجان, چاروق دوزی در شهر زنجان, رنگرزی در ابهر, زنجان, قیدار, سفالگری در روستای قلثوق, ملیله کاری شامل سینی, سرویس بشقاب کاسه و وسایل مصرفی در شهر زنجان, ساخت انواع چاقو و کارد و قندشکن در زنجان, جاجیم بافی نواری در طارم علیا و ماه نشان, انگوران, کیسه بافی حمامی, نواری در انگوران, ماه نشان, قیدار و حکاکی روی مس در شهر زنجان را می توان نام برد. ضمن آنکه باید گفت قالی بافی از جمله هنرها و حرفی است که در اکثر شهرها و روستاهای استان زنجان رونق و رواج دارد. اما شهر زنجان با آثار فلزی و بویژه چاقوهای زیبا و تنوع آن مشخص می شود و نام زنجان, اینگونه آثار هنری را به ذهن متبادرمی سازد. ● چاقوسازی: از جمله صنایع دستی رایج و بسیار مهم در شهر زنجان است. این صنعت از دوره صفویه به بعد رونق چشمگیری داشته و تا امروزه نیز با دگرگونی های فراوان در زنجان ادامه دارد. مشخصات مشترک چاقوهای زنجان عبارت است از: ظرافت, تناسب, هنرنمایی در فن آبکاری و قدرت برش آن. هر چاقو شامل قطعات تیغه, فنر (در چاقوی ضامن دار دو فنر وجود دارد به نام فنر بزرگ و فنر کوچک), آستری (دو تکه است و همه قطعات چاقو روی آن سوار می شود), روکش دسته, باربند (قسمتی برنجی که روی آستری است و لولای تیغه در آن قرار دارد). انواع چاقوها عبارتند از: چاقوی ساده, ضامن دار, چاقوی میوه خوری, چاقوهای مرکب, کاردهای شکاری, کاردهای قمه ای, کاردهای کمری, کاردهای آشپزی و قلم تراش. از نکات جالب توجه آن که در هنر چاقوسازی به علت احتیاج به نیروی بدنی, اکثر استادکاران جوان بوده و استادکاران قدیمی فقط به کار آموزش مشغول هستند. ● ملیله سازی: ملیله سازی از جمله ظریف ترین رشته های فلزکاری و یکی از برجسته ترین صنایع فلزی ایران است. قدیمی ترین ملیله ایران به روایت اکثر محققان مربوط به سالهای ۵۵۰ تا ۳۳۰ ق.م. (دوره هخامنشی) است. متأسفانه به دلیل آن که اکثر اشیاء ملیله به منظور استفاده مجدد ذوب شده اند, نمونه های زیادی در دسترس نیست و تنها از دوره قاجاریه مقداری سرقلیان, گیره استکان و سینی در اندازه های مختلف باقی مانده است. ملیله سازی در زنجان بیش از ۱۰۰ سال سابقه دارد و از اواخر دوره فتحعلی شاه قاجار شخصی به نام حاج اسداله طرح برگ فرنگ را در ملیله ابداع و سبک خاصی را شروع کرد. نقوش رایج در ملیله کاری زنجان عبارتند از: دندانه, تابیده, جقه, یا بته ترمه, ریزه جقه, برگ فرنگ, برگ, غنچه, پیچ, پیچک, سه چشمه و یک چشم ملیله. تولیدات ملیله زنجان شامل گیره شربت خوری, گلاب پاش, قاب عکس, جاسیگاری, بشقاب, شکلات خوری, شیرینی خوری, زنجیر (که به آن کلافه ای می گویند) گل سینه, گوشواره و قاب عکس است. ملیله سازی زنجان در سطح کشور نیز شناخته شده بوده و دارای اعتبار خاصی است. ● حکاکی روی مس: در حال حاضر حکاکی روی مس در شهر زنجان انجام می شود. طرح های رایج در حکاکی مس زنجان بیشتر از طرح های قدیمی و سنتی ایران الهام گرفته شده است و در بین نقوش مختلف اسلیمی, ختائی, بته جقه, گل و بوته, مکان های تاریخی و مناظر شکار حیوانات است که از نگاره های عامیانه یا سنتی مایه گرفته است. صنعتگران این رشته که تعدادشان بسیار کم و معدود است در شهر زنجان سکنی دارند. ● چاروق دوزی: چاروقی که هم اکنون در زنجان عرضه می شود, به صورت یک صنعت دستی ظریف و تزئینی کاربرد دارد و به کلی با چاروق های قدیمی متفاوت است. چاروق قدیمی زنجان, نوعی پای پوش بوده است که از چرم خام ساخته شده و در روستاها بیشتر مورد استفاده چوپانان قرار می گرفت و اغلب بدون پاشنه بوده و با تسمه هایی به ساق پا پیچیده می شد. در سالهای اخیر در زنجان نوعی چاروق ساخته می شد که رویه آن چرم قرمز رنگی (که دباغان زنجان تهیه می کردند) است و معمولاً هم بدون بند و تسمه بوده و نوکی عقابی و برگشته دارد. این نوع چاروق که تولید آن از حدود ۳۰ سال پیش نیز رواج داشت, اینک کمتر تولید می شود. چاروق کنونی زنجان فرم و شکل خاص و ظریفی دارد و دارای حالتی زینتی بوده و بیشتر برای راه رفتن روی قالی مورد استفاده قرار می گیرد. این نوع چاروق بیشتر به شکل نعلین و به صورت پاشنه دار ساخته می شود و فقط کف آن از چرم بوده و رویه اش از نخ های ابریشم و گلابتون به رنگ های مختلف بافته و تزئین می شود. از استادان معروف چاروق ساز زنجان, استاد "اصغر خطیبی" است که برای اولین بار اقدام به پاشنه گذاری جهت چاروق کرده است. از استادکاران معروف استان زنجان می توان از خانم روح انگیز محمدی استادکار گلیم, آقای حسین فرجیان استاد چاقوسازی, آقای غلامعلی رضایی استاد چاقوسازی, آقای مظفر محمدی استادکار فرش, آقای منصور کاظمیان مقدم استاد کار ملیله, آقای نجف علی حاجیلو استادکار گیوه دوزی, آقای کریم ابطحی استادکار ملیله, آقای رحیم بهشتی استاد چاقوسازی, آقای محمد رسولی استادکار معرق و آقای علی چراغی استاد پیکره تراشی نام برد.

آشنایی با برخی از صنایع دستی ایران‏‏

____________________________________________________
اگر چه تاریخ دقیق آغاز گلیم بافی در هاله ای از ابهام قرار دارد , اما آثار و ‏مدارک به دست آمده از آن جمله بقایایی از یک گلیم , متعلق به ۶۰۰۰ سال ‏قبل از میلاد مکشوف در آناتومی ترکیه , مؤید آن است که این هنر از هزاران ‏سال پیش رواج داشته است . برای بافت گلیم , از دارهای عمودی و افقی ‏استفاده می شود و ابزار کار نیز شامل شانه (دفتین), کارد و یا قیچی است ‏... ‏ صنایع دستی ایران از لحاظ تنوع و گوناگونی , در رأس همه کشورهای ‏جهان قرار دارد و تنوع آن به ۱۵۰ رشته می رسد. اما در این مختصر , تنها به ‏معرفی بیشتر چند رشته هنری که در مجموع از اهمیت بیشتری برخوردارند ‏می پردازیم : ‏ ● زیر اندازهای سنتی : ‏‏ بی شک در مجموعه صنایع دستی و هنرهای سنتی ایران , زیراندازها ‏جایگاه شایسته ای دارند.‏ ‏ ‏۱) گلیم و گلیم بافی در ایران : ‏ ‏‏ اگر چه تاریخ دقیق آغاز گلیم بافی در هاله ای از ابهام قرار دارد , اما آثار و ‏مدارک به دست آمده از آن جمله بقایایی از یک گلیم , متعلق به ۶۰۰۰ سال ‏قبل از میلاد مکشوف در آناتومی ترکیه , مؤید آن است که این هنر از هزاران ‏سال پیش رواج داشته است . برای بافت گلیم , از دارهای عمودی و افقی ‏استفاده می شود و ابزار کار نیز شامل شانه (دفتین), کارد و یا قیچی است ‏‏. ‏ ‏۲) قالی و قالی بافی در ایران : ‏ ‏ با کشف «قالی پازیریک» به سال ۱۹۴۹ م به همت «رودنکو» باستان ‏شناس روس, در «بی اسک» در منطقه آلتایی نواحی جنوبی سیبری , که ‏طرحها و نقوش آن , عیناً در دیگر آثار ایرانی چون بنای تخت جمشید نیز به ‏چشم می خورد, بنا بر نظر هنرشناسان در ایران یافته شده و متعلق به ‏حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد یعنی دوره هخامنشی است, در این نکته ‏کوچکترین تردیدی باقی نماند که زادگاه هنر بی همتای قالی بافی , ایران ‏بوده است. ‏ ● فلز و فلز کاری : ‏ ‏ آثار فلزی مربوط به هزاره چهارم و پنجم قبل از میلاد که از «تپه سیلک» ‏کاشان به دست آمده و به عنوان کهن ترین اشیاء مسی شناخته شده , ‏گواهی است بر پیشینه و قدمت دیرینه فلزکاری در ایران . ‏ ‏ ۱) قلمزنی : ‏ هنر تراش, نقر, ایجاد و انتقال طرحها و نقشهای سنتی بر فلز در اثر ضربات ‏چکش بر قلمهای مختلف را «قلمزنی» می گویند . ‏ ۲) ملیله کاری : ‏ ‏ ملیله کاری حاصل کار طلایا نقره ای است که به صورت مفتولهای باریکی در ‏آمده , ولی با صرف وقت و دقت بسیار و مهارت و هنرمندی ملیله کار , بر ‏مبنای شی ء یا محصول مورد نظر و با بهره گیری از طرحها و نقوش سنتی ‏به هم پیوند و ارتباط یافته اند . ‏ ۳) مینا کاری : ‏ اگر چه هنر میناکاری ایران, پیش از قرن دهم قمری نمونه های قابل ‏ملاحظه ای از لحاظ تعداد بر جای نمانده است , اما آنچه که از بررسی ‏معدود آثار باقی مانده و نظرات محققان به دست می آید آن است که ‏سابقه میناکاری در ایران به هزاره دوم پیش از میلاد می رسد. ‏ ‏ ‏‏ ۴) ساخت زیور آلات : ‏ : ‏ ساخت زیورآلات در ایران از دوره مادها و از هزاره دوم پیش از میلاد مرسوم ‏و متداول بوده , ولی امروزه زیباترین و کامل ترین زینت آلات از نظر طرح و ‏نقش , ظرافت و زیبایی و دقت , از آن ترکمنهاست. ‏ ● هنرهای چوبی : ‏ ‏‏‏ ‏۱) خاتم سازی : ‏ ‏ : خاتم هنر آراستن سطح اشیاء چوبی , به صورتی شبیه موزاییک با مثلثهای ‏کوچک , سه پهلو برابر یا دو پهلو برابر چوبی , استخوانی یا فلزی است که ‏لااقل از حدود ۴۰۰ سال پیش به این سو , در برخی از شهرهای کشورمان و ‏بیشتر در شیراز و اصفهان رواج داشته و دارد ‏ . ‏‏‏ ‏‏۲) منبت کاری چوب : ‏ یکی از ظرایف صنایع دستی ایران که چونان دیگر انواع این «هنر ـ صنعت» ‏پر پیشینه , سرشار از شگفتیهای هنری است و دست اندرکاران آن از مواد ‏اولیه ارزان و فراوان , محصولات گرانبها و هنری بسیار جالب به وجود می ‏آروند, «منبت کاری» است. ‏ ‏‏‏ ‏‏‏ ۳) معرق روی چوب : ‏ ‏ هنر معرق روی چوب یکی دیگر از رشته های صنایع دستی چوبی است که ‏اگر چه طبق اسناد و مدارک موجود در هنر پدید آمد, اما از روزگاران بسیار ‏دور به ایران راه یافت و هنرمندان و صنعتگران ایرانی تکمیل کننده و ‏گسترش دهنده آن بوده اند . ‏ ● شیشه گری : ‏ ‏ ‏ در تعریف شیشه گفته شده است : «شیشه جسمی است شفاف و حاکی ‏ماوراء و شکننده ,شیشه مخلوطی است از سلیکاتهای قلیایی که از ذوب و ‏سپس شکل دادن آنها با دست یا قلب , پدید می آید و از آنجا که شیشه ‏دارای شکل هندسی نیست , می توان آن را به شکلهای دلخواه در آورد». ‏ ‏ ‏ ● سفالگری و سرامیک سازی: ‏‏ ‏ ‏ در تعریف شیشه گفته شده است : «شیشه جسمی است شفاف و حاکی ‏ماوراء و شکننده ,شیشه مخلوطی است از سلیکاتهای قلیایی که از ذوب و ‏سپس شکل دادن آنها با دست یا قلب , پدید می آید و از آنجا که شیشه ‏دارای شکل هندسی نیست , می توان آن را به شکلهای دلخواه در آورد». ‏ ‏ ‏ ‏ ● مروارید بافی : ‏ مروارید بافی یکی از رشته های صنایع دستی است که طی چند سال اخیر ‏در استان گیلان رواج یافته است . مروارید یک نوع چوب ترکه یی است که از ‏اطراف تهران , کرج,سولقان , بهار همدان , ملایر, مراغه تهیه می شود. مروارید بافان پس از تهیه ی ترکه از مناطق فوق آن را انبار نموده ‏و به تدریج پس از گرفتن زوائد آن , ترکه ها را از طول به سه یا چهار قسمت ‏تقسیم نموده و آن را در باتیلهای مخصوصی با آب می جوشانند و لایه ی ‏رویی آن را می گیرند و پس از خشک شدن جهت بافتن از آنها استفاده می ‏کنند. مروارید دارایویژگیهای خاص خود می باشد. پس از بافتن مروارید باید ‏آنرا نزدیک به ۴۸ ساعت در معرض آفتاب بگذارند و این کار بدین جهت انجام ‏می گیرد که بر اثر تابش نور آفتاب به ترکه های مروارید, رنگ آنها روشن تر ‏شده و به رنگ طلایی در آید. در مرارید بافی علاوه بر ترکه های مروارید , از ‏مواد دیگری مانند تخته ی سه لائی , انواع میخ , روغن جلا و مفتولهای ‏سیمی نیز استفاده می شود و ابزار آلات تولید مروارید عبارتست از : اره , ‏رنده, چکش , انبردست , گاز انبر و قیچی باغبانی. ‏ مرکز اصلی فعالیت دست اندرکاران این صنعت اطراف آستانه ی اشرفیه و ‏مخصوصا قریه ی کورکا , می باشد و بطور پراکنده در مناطق دیگر استان ‏گیلان از جمله اطراف بندر کیاشهر و در صیقلان بازار جمعه نیز دیده می شود.‏ ● قلابدوزی : ‏ ‏ قلابدوزی یکی از دوختهای غنی و زیبایی ایرانی است که سابقه ای بس ‏طولانی داشته و سابقه آنرا ۳۳۰ تا ۵۵۰ سال قبل از میلاد دانسته اند ‏حفاریهای لولان در منتهی الیه شرق ایران پرده از ابهامی که در رواج کامل ‏این هنر در ایران بر میدارد بر حسب نوشته سیدویندوس,اسقفکلرمن, ‏منسوجات بافت ایران در قرن پنجم میلادی به تمام مغرب زمین تا گل می ‏رفته است و با آنکه مشکل است که پارچه از آنطمان باقی مانده باشد ‏معهذا بیشتر از ۶۰ قطعه نموه پارچه های ساسانی در موزه های دنیا ‏موجود است که معرف ترقی این هنر در آن دوره و برای متخصصین فنی و ‏محققین راهنمای خوبی می باشد. ‏ ▪ قلاب : ‏ ‏ ‏ وسیله ای است فلزی و تا حدودی شبیه به قلاب معمولی با این تفاوت که ‏نوک آن بر خلاف سایر قلابها نی است و فاقد انحنای قلاب های عادی می ‏باشد و در عوض دارای یک بریدگی مورب در فاصله پنج میلی متری نوک ‏قلاب است این وسیله که متشکل از میله ای تقریبا ۷ سانتی متری در انتها ‏به سطحی قاشق مانند با ضخامت تقریبی ۵ میلی متر ختم می شود و ‏دارای دسته ای خراطی شده می باشد . انواع قلابدوزی : ‏. ـ قلابدوزی به شیوه ساده ‏ ـ قلابدوزی به شیوه ضخیم دوزی برجسته ‏ ‏ ـ قلابدوزی به شیوه مدرن ‏ ● حصیر : ‏ حصیر بافی یا بافت بوریا یکی از قدیمیترین صنایع دستی و شاید کهنه ترین ‏آنهاست. نمونه های بدست آمده در بین النهرین و آفریقا گواه آنست که ‏حصیر بافی و سبد بافی منشا نه فقط نساجی , بلکه سفالگری یا کوزه ‏گری نیز بوده و اسناد و مدارکی در دست است که نشان می دهد نخستین ‏زیراندازهای بشری از نی و گیاهانی که در باتلاقهای سفلای بین النهرین ‏می روئیده, تهیه شده و اولین سرپناه ها پس از زندگی در غارها به کمک ‏حصیر و نی پدیده آمده است . ‏ ▪ مراکز تولید: ‏ در استانهای سیستان وبلوچستان , خوزستان , کردستان, هرمزگان , ‏بوشهر , کرمان , یزد , فارس , مازندران , گیلان و تهران حصیر بافی در ‏خوزستان , خراسان و آذربایجان شرقی سبد بافی در گیلان مروارید بافی و ‏چم بافی رایج است.‏ ▪‏ انواع مواد اولیه مصرفی : ‏‏ مواد اولیه مورد مصرف حصیربافان نقاط مختلف ایرانبه نسبت تنوع محیط ‏جغرافیایی کشور مختلف و بیشتر عبارت است از : برگ درخت خرما (پیش) , ‏برگ درخت خرمای وحشی نر (برگ) , برگ درخت خرمای وحشی ماده (داز) ‏ساقه های نی باتلاقی مناطق گرمسیری خوزستان , ساقه های نی ‏باتلاقی مناطق سردسیر اطراف دریاچه زریوار نزدیک شهر مریوان ساقه ‏های نی باتلاقی مردابهای انزلی (لی یا لیغ) ساقه های گندم در استان ‏های زنجان و آذربایجان ساقه های نی خودروی اطراف رودخانه های استان ‏فارس (مور) ساقه های نی باتلاقی اطراف دریاچه ها مون در نزدیکی زابل ‏ترکه بید در استانهای تهران و مازندران و روستاهای مراغه و ساقه های نی ‏خود روی اطراف جویهای آب (نی باغی) . ‏ ▪‏‏‏ ‏ ابزار حصیر بافی : ‏ ‏ ابزار و وسایل مورد استفاده در حصیر بافی بسیار محدود بوده و از تعدادی ‏ابزار و ابتدایی نظیر داس,انواع کارد , سوهان , درفش , قیچی , سوزن و ... ‏تجاوز نمی کند.‏ ●‏‏‏ ‏سکه دوزی : ‏ ‏ سکه دوزی یکی از هنرهای دستی بلوچستان است که عموما خانواده های ‏بلوچ از آن جهت تزئین رویه ی رختخواب یا زینت گردن شتر در موقع عروسی ‏استفاده می کنند و اغلب جهت زینت اطاق نیز به دیوار می آویزند.‏ ●‏‏‏ سوزن دوزی : ‏ ‏ ‏ باز هم بلوچستان , این خطه ی گسترده و خشک , با مردمان سخت کوش و ‏خستگی ناپذیرش خاستگاه یکی از ظریف ترین هنرهای دستی ایرانی نیز ‏هست و آنچه ساکنان این منطقه از دیرباز پیشکش سایر هموطنان خود و ‏نیز ساکنان دسگر نقاط جهان کرده اند . تلفیقی صمیمانه از صبر و هنر زنان ‏و دختران هنرمندی است که در هیات سوزندوزی هایی ظریف و جذاب ‏متجلی است. ‏ سوزن دوزی تنها به بلوچستان ختم نمی شود: ‏ ارزنده ترین صنعت دستی مهان که در ۴۲ کیلومتری شهرستان تبریز واقع ‏شده , سوزندوزی است. ‏ ● سکمه دوزی : ‏ ‏ سکمه دوزی عبارت است از بیرون کشیدن تعدادی تار یا هر دو از نقطه یا ‏نقاط معین از پارچه پر کردن جای آنها با سوزن دوزی بطوریکه نقش از آن ‏پدید آید جای بریدن نخها را با ردیفهای فشرده و ظریف بخیه دوزی شده حفظ ‏می کنند و با گلدوزی اضافی در جائی که نخهایش بیرون کشیده شده نقش ‏ستاره ای را نمایان می سازند.‏ ● بامبو : ‏ بامبو که در زبان فارسی به نی خیزران شهرت دارد, گیاهی است که در ‏دامنه کوهها و تپه هایی که دارای رطوبت ۶۵ تا ۹۰ درصد باشد روئیده یا ‏کشت می شود . ‏ ● پاپوشهای سنتی : ‏ ‏ مناطق کوهستانی کردستان و باختران و گذرگاههای صعب العبور آن ها , ‏کم بودن راههای ارتباطی ماشین رو , نوع معیشت مبتنی بر دامداری و ‏کشاورزی و ضرورت تحرک فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائیز ‏‏(که فصلهای کار هستند) پا افزاری را می طلبد که سبک راحت مقاوم خنک و ‏در عین حال ارزان باشد و خود عشایر , روستائیان و جواع مشهری و جوامع ‏نیمه شهری با امکانات موجود در منطقه قادر به تولید آن باشند . ‏ ● چاروق‏ ‏ چاروق یا چارق نوعی پایپوش قدیمی و پای افزار دهقانان است که بندها و ‏تسمه های بلند دارد و بندهای آنرا به ساق پا می پیچیند که اصطلاحا به آن ‏شم , پا تا به و پالییک نیز گفته می شود در سالهای اخیر تا حدودی جنبه ‏های مصرفی خود را از دست داده و تولید آن بیشتر جنبه تزئین دارد ولی ‏هنوز کم و بیش در اکثر مناطق روستائی کشور تولید می شود. ‏


چرم

_____________________________________________________

« بدیهی است کاربرد وسیع چرم یکی از اصلی‌ترین علل بهره‌گیری از آن در خلق آثار هنری در دستان هنرمندان از جمله نقاشان، صحافان، خطاطان و تولیدکنندگان صنایع دستی بوده و هست. استفاده وسیع از چرم بین اقوام مختلف به دلیل سهل‌الوصول بودن آن در کنار امور دامداری و با توجه به قابلیت‌های ویژه، استحکام و دوام آن همواره معمول بوده است و کاربرد وسیع آن را می‌توان در ساخت انواع تجهیزات نظامی نظیر پوشاک جنگی، پای‌افزارها، زین و یراق آلات مرکب، سپر و کمربند و نیز ظروف آب، طومارها، جلد کتب نفیس، روکش صندلیها و جعبه‌های مختلف و ... در اغلب مقاطع تاریخی مشاهده کرد. بدیهی است کاربرد وسیع چرم یکی از اصلی‌ترین علل بهره‌گیری از آن در خلق آثار هنری در دستان هنرمندان از جمله نقاشان، صحافان، خطاطان و تولیدکنندگان صنایع دستی بوده و هست. از جمله هنرهایی که چرم کاربرد وسیع و موفقی در آن داشته می‌توان به هنر جلدسازی کتب اشاره کرد که گفته می‌شود در دستان هنرمندان خوش‌ذوق ایرانی به اوج شکوفایی خود رسیده است. ● هنر سوخت چرم در هنر سوخت چرم برخلاف هنر مینیاتور و نقاشی ایرانی که کاربرد رنگهای شفاف و زنده در آن بسیار متداول است، رنگهای مورد استفاده عمدتاً رنگهایی غیرشفاف و پخته و به عبارت دیگر <سوخته> هستند که این امر از مبانی و اصول اصلی هنر سوخت چرم است. دلیل دیگر برای کاربرد این نام ایجاد نقوش برجسته با فشردن ابزار و مهرهای گداخته از پشت چرم است که عمدتاً در هنر جلدسازی کاربرد داشته است. ● مراحل کار هنر سوخت چرم تنها یک تکنیک و روش منحصر به فرد حرفه‌ای نیست بلکه هنرمند باید با شمار قابل توجهی از هنرها و حرفه‌ها آشنایی کامل داشته باشد. مراحلی که این هنر طی می‌کند عبارتند از: طراحی: طرحهای مورد استفاده در هنر سوخت چرم عمدتاً مشتمل بر مینیاتورهائی است که یا از آثار نقاشان برجسته و متقدم و یا نقاشان متاخر اقتباس می‌شود و یا شخص هنرمند خالق آن است. غالباً طراحی سوخت چرم مشتمل بر تصویری اصلی است که در متن کار قرارمی‌گیرد و حواشی آن توسط تشعیر و تذهیب زینت داده می‌شود.استفاه از طلا به صورت <زرورق و زرحل> بویژه در تذهیب تابلوهای سوخت چرم مرسوم است که روی آن ضمن قلم‌گیری با طرحهای زیبایی مزین می‌شود.تهیه متن و زمینه کار: زمینه کار در هنر سوخت چرم سطحی است که از چسباندن حداقل ۳۰ صفحه کاغذ مجزا بر روی یکدیگر و در نهایت به صورت مقوائی ضخیم به دست می‌آید. ● تهیه پوست‌های مورد نیاز: پوستهای مورد استفاده در هنر سوخت چرم تنوع قابل توجهی دارند و هر یک به شیوه‌ای ویژه و یا از نوع خاص از پوست تهیه می‌شوند که عبارتند از رخ پوست، پوست تیماج و پوست میشن.آماده‌سازی پوست ▪ برای کار: پوست‌های تهیه شده برای هنر سوخت چرم باید در عملیات مختلفی آماده شود که شامل رنگ‌آمیزی، پرزگیری و صاف کردن است. انتقال طرح: برای انتقال طرح بر روی پوست بویژه در قطعاتی که در تابلو زیاد تکرار می‌شوند از روش مرسوم به <گرده> استفاده می‌شود. در این روش طرح بر روی کاغذ پوستی منتقل و با سوزن خطوط اصلی آن سوراخ سوراخ می‌شود. ▪ برش: کار برش چرم از کارهای بسیار دقیق است که نیاز به دقت بالایی دارد بویژه در ارتباط با معرق چرم و نیز طرحهای مشبک ظریف اینکار به مراتب دشوارتر است. ▪ ‌نصب قطعات: در این مرحله قطعات رنگ‌آمیزی و بریده شده متن طرح به ترتیب و با رعایت تقدم و تاخر نقوش به روی زمینه کار می‌چسبند و اینکار باید با مهارت و دقت و با نظارت هنرمند صورت گیرد. ▪ قلم‌گیری و اجرای جزئیات طرح: پس از نصب قطعات رنگ‌آمیزی و صاف شده و برش خورده طرح بر روی زمینه کار، نقوش پیش‌زمینه با قلم‌موهای بسیار ظریف که عمدتاً توسط هنرمند و با استفاده از موی‌گربه تهیه می‌شود قلم‌گیری می‌شود. ▪ تذهیب و تشعیر: تذهیب مشتمل بر نقوش هندسی و پاره‌ای از نقوش اسلیمی، خطائی، سرترنج و غیره است که در حواشی کار بویژه حواشی آثار خط به چشم می‌خورد. تشعیر نیز مشتمل بر نقوش حیوانات و پرندگان، ابر، آب و غیره است که در مجاورت آثار مختلف مینیاتور و خطاطی‌های نفیس بسیار دیده می‌شود و در سوخت چرم این دو هنر کاربرد فراوانی دارد و با طی این مراحل یک اثر سوخت چرم تهیه می‌شود.احمد ادیب معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان در باره هنرمندان این رشته می‌گوید: هنر سوخت چرم در اصفهان در حال حاضر تنها توسط دو استاد <علی خوشنویس‌زاده و خانم زینت‌السادات امامی> ک این هنر را از پدران خود آموخته‌اند، ارائه می‌شود.‌وی می‌افزاید: معاونت صنایع دستی سازمان پس از مستندسازی هنر سوخت اقدام به برگزاری دوره مقدماتی هنر سوخت چرم کرد که در این دوره حدود ۳۰ نفر نام‌نویسی کردند و تنها ۳ نفر این دوره را به طور کامل گذراندند. به گفته وی سحر سمندریان، هاجر مهیاری و عاطفه بساک بختیاری ۳ هنرمندی هستند که با فراگرفتن هنر سوخت چرم قرار است این هنر را زنده نگه دارند.استاد علی خوشنویس‌زاده که نیم قرن است در زمینه هنر سوخت چرم فعالیت دارد نیز می‌گوید: برای هنر سوخت چرم هنرمند باید ۱۰ رشته از هنرهای سنتی را بداند تا موفق شود. وی با اشاره به این که تنها وی هنر طلاکوبی را در هنر سوخت معرق چرم انجام می‌دهد، می‌افزاید: این کار بر روی جلد قرآن صورت می‌گیرد.به گفته استاد خوشنویس هنر سوخت از دوره تیموریان و از هرات و سمرقند شکل گرفت و سپس به دربار صفویه در ایران راه یافت. استاد حاج میرزا آقاامامی، حاج میرمحمد معلم، خوشنویس‌زاده، استاد آقاتقی کرباسی و استاد ختائی، از جمله استادان و هنرمندانی بوده‌اند که هنر سوخت چرم فعالیت می‌کردند و شاگردانی نیز در این رشته تربیت کرده‌اند. امید است این هنرهای اصیل همچنان در فهرست آثار هنری ایران باقی بماند. و شاهد رونق میراث فرهنگی غنی این مرز و بوم باشیم.

حصیر بافی

_____________________________________________________

حصیر بافی یا بافت بوریا یكی از قدیمی ترین صنایع دستی و شاید كهن ترین آنها است. حصیر بافی یا بافت بوریا یكی از قدیمی ترین صنایع دستی و شاید كهن ترین آنها است. نمونه های بدست آمده در بین النهرین و آفریقا گواه آنست كه حصیر بافی و سبد بافی منشا نه فقط نساجی، بلكه سفالگری یا كوزه گری نیز بوده و اسناد و مداركی در دست است كه نشان می دهد نخستین زیر اندازهای بشری از نی وگیاهانی كه در باتلاقهای سفلای بین النهرین میروئیده، تهیه شده و اولین سر پناه ها پس از زندگی در غار ها بكمك حصیر ونی پدید آمده است. حصیر بافی در بسیاری از كشورهای جهان بویژه آن دسته از ممالكی كه به مواد اولیه مورد نیاز این رشته دسترسی دارند، مرسوم و متداول بوده و از مهمترین كشورهای تولید كننده محصولات حصیری میتوان : برمه- هنگ كنگ، هند، اندونزی، ژاپن، جمهوری كره، مالزی، پاكستان، سریلانكا، تایلند، مكزیك، كامرون، چاد، اتیوپی و سنگال را نام برد. حصیر بافی در ایران نیز دارای سابقه ای طولانی است. صنعت پر رونق بافت حصیر ونی در سیستان بحدی گشترده بود كه فرآورده ها یش همه نقاط ایران فرستاده میشد. امروز در مناطق مختلف كشورمان بویژه مناطق شمال و جنوب آن، هر كجا كه دسترسی به برگ درخت خرما، ساقه گندم، نی و تركه امكان پذیر باشد میتوان نشانه هایی از حصیر و سبد بافی را یافت. ● مراكز تولید در استانهای سیستان و بلوچستان، خوزستان، كردستان، هرمزگان، بوشهر، كرمان، یزد، فارس، مازندران، گیلان و تهران حصیر بافی – در خوزستان، خراسان و آذربایجانشرقی سبد بافی – در گیلان مروار بافی – در آذربایجانشرقی تركیه بافی و چم بافی و در باختران، ایلام و لرستان چیغ بافی رایج است. حصیرهای ساخت شمال طرحهائی هندسی دارند كه از خود بافت نی طبیعی یك رنگ پدید میآیند و در میناب نوارهای رنگین از نی قرمز، در داخل حصیر بافته میشود. حصیر نه فقط بعنوان كف پوش و زیر انداز، بلكه همراه با تیرهای چوبی بعنوان پوشش سقف خانه ها نیز به كار میرود. در چادرهای عشایری، دیواره چادر را از بافتن نی به ریسمان و موی بز میسازند. قشقائیها در این زمینه طرحهایی مشبك با ریسمان مشكی بوجود میآورند. عشایر كرد نی های عمودی را تماما از ریسمان های رنگین پشمی میپوشانند و طرحهای هندسی جانداری از آنها میسازند و گاه تصاویر آدمها و حیوانات را هم بر آنها می افزایند، چیغها در درون چادر در آستانه در قرار دارندو تابستانها كه حصیر بیرونی را بالا میزنند تا هوا به درون بیاید، چیغ هم مانع دیده شدن درون چادر از بیرون میشود، هم موای خنك را از لابلای خود میگذراند و هم جلوی گرد و غباری را كه ناشی از باد وعبور حیوانات است میگیرد. بلوچها خانه های خود را به شكل سبد هایی غول آسا به نام ؛ كپر؛میسازند. حالت دیوار كپر كه از درون به گنبد میماند با نقشهای مار پیچ خود روح آدمی را به سوی نا متناهی اوج می دهد. ● انواع مواد اولیه مصرفی مواد اولیه مورد مصرف حصیر بافان نقاط مختلف ایران به نسبت تنوع محیط جغرافیایی كشور مختلف و بیشتر عبارت است از : برگ درخت خرما ( پیش) – برگ درخت خرمای وحشی نر (پرك ) – برگ درخت خرمای وحشی ماده ( داز ) – ساقه های نی باتلاقی مناطق گرمسیری خوزستان – ساقه های نی باتلاقی مناطق سردسیر اطراف دریاچه زریوار نزدیك شهر مریوان – ساقه های نی باتلاقی مرداب های انزلی ( لی یا لیغ ) – ساقه های گندم در استان های زنجان و آذربایجان – ساقه های نی خود روی اطراف رود خانه های استان فارس (مور ) – ساقه های نی باتلاقی اطراف دریاچه ی هامون در نزدیكی زابل – تركه بید در استان های تهران و مازندران و روستا های مراغه و ساقه های نی خودروی اطراف جویهای آب ( نی باغی ) . ● ابزار حصیر بافی ابزار و وسایل مورد استفاده در حصیر بافی بسیار محدود بوده و از تعدادی ابزار ساده و ابتدائی نظیر داس، انواع كارد، سوهان، درفش، قیچی، سوزن و… تجاوز نمیكند. این ابزار كه عمدتا برای قطع گیاهان و پیراستن آنها بمنظور آماده سازی مواد اولیه مورد استفاده قرار میگیرد و گاهی نیز حین تولد بعنوان وسیله ای كمكی امر ساخت را تسهیل می بخشد دارای ساختمان و خصوصیات بسیار ساده یی است و آنچه بیشتر محصولات حصیری را شكل میبخشد مهارت و ذوق دست اندركاران است.

گبه ؛ حكایت عشق و دلدادگی

____________________________________________________
گبه، نوعی فرش از جنس قالی است كه معمولا در قطع قالیچه توسط عشایر و ایلات لر و قشقایی بافته می شود و دارای پرزهای (۱) بلند است. در بافت گبه از تعداد پود بیشتری استفاده می شود كه این كار در نرمی گبه تاثیر فراوان دارد. تعداد پود برخی از گبه ها گاهی از سه تا هشت پود در هر رج و بلندی پرزها گاهی تا یك سانتی متر هم می رسد.
گبه، نوعی فرش از جنس قالی است كه معمولا در قطع قالیچه توسط عشایر و ایلات لر و قشقایی بافته می شود و دارای پرزهای (۱) بلند است. در بافت گبه از تعداد پود بیشتری استفاده می شود كه این كار در نرمی گبه تاثیر فراوان دارد. تعداد پود برخی از گبه ها گاهی از سه تا هشت پود در هر رج و بلندی پرزها گاهی تا یك سانتی متر هم می رسد. گبه در اندازه های مختلفی بافته می شود كه عبارتند از: ۱_ گبه در اندازه قالیچه ۲_ گبه در اندازه قالی ۳_ گبه پتویی
۱_ گبه در اندازه قالیچه: با پرز و خواب بلند و تعداد پود در هر رج به هشت هم می رسد.
۲_ گبه در اندازه قالی: هر گاه شمار رشته های پود در هر رج از سه تجاوز نكند این دستباف را قالی گبه گویند.
۳_ گبه پتویی: این نوع گبه به دلیل پود فراوان نرمتر و خواب بلند پرز و پودهای اضافه از ظرفیت بیشتری برخوردار است.
وسایل و ابزار مورد نیاز گبه عبارت است از: مهم ترین و اصلی ترین وسیله كه دار می باشد. دار گبه در اندازه های مختلف كه به صورت افقی و در سطح زمین قرار می گیرد. اغلب از جنس چوب یا فلز می باشد و شامل شانه، چاقو و قیچی می باشد. بیشتر بافندگان عشایری بر روی زمین و بر روی دارهای افقی عمل بافتن را بدون نقشه انجام می دهند و برای شروع كار معمولا قالیچه دیگری را كه به آن (دستور) می گویند به كار می برند و در حین بافت انتخاب رنگ ها و تركیب بندی رنگ ها را انجام می دهند و همین امر سبب می شود گبه ای متفاوت با نمونه قبلی به وجود آید. برای تار گبه از نخ پنبه ای یا نخ پنبه ای مخلوط با موی بز استفاده می شود و برای پود آن از پشم گوسفند استفاده می شود مرغوب ترین پشم جهت بافت انواع قالی و گبه، پشم فارس می باشد. تعداد نخ های پود به كار رفته در هر رج از گبه كه دارای ساختاری درشت است از سه تا هشت و در انواع ریزتر آن تا چهارده پود در تغییر است. گبه در اندازه های مختلف بافته می شود معمولا در اندازه های ۱۲۰ تا ۱۰۰ عرض و طول ۲۵۰ تا ۲۰۰ سانتی متر بافته می شود برای بافت یك گبه در اندازه ۲۰/۲×۵/۱ حدود هشت كیلوگرم پشم و تقریبا سه كیلوگرم موی بز استفاده می شود گبه معمولا درشت بافت است و بلندی پود گبه دست كم یك سانتی متر می باشد. البته در انواع سفارشی ممكن است این اندازه تغییر كند. هنرمند خالق گبه با صورت هایی برخاسته از روایت و داستان و مضامین طبیعی و بیان حالات روحی در واقع دنیا را از دریچه دید خود در نقش گبه به عرصه ظهور می رساند. طرح ها و نقوش گبه از افكار ساده و روان منشا می گیرد و نقوش خودجوشی با سادگی و بیانی زلال و شفاف بر عرصه بافت شكل می گیرند بافنده با خط تصویر، طبیعت، عشق و شیدایی، آزادگی و آزاد زیستن را نقش می كند.
نقش گبه حكایت حال بافنده است، قصه رمه و شبان است و برف و بوران و آتش و آب و آفتاب و كوچ، عشق و دلدادگی و اسبی كه به سیاه چادر عشق می رود. چهره گبه نامنظم است و نشان از اوج و حضیض حالات روحی بافنده دارد. نقش گبه گریز از تكرار است و بدیع و بر خلاف نقوش طراحان شهری كه پر تكلف و محافظه كارانه است مستقیما از طبیعت الهام می گیرد. نقش گبه و خصوصیات آن را فقط و فقط زندگی ایلیاتی و عشایری تعیین كرده است و می كند و این همان اصالت گبه است. طراحی و نقش پردازی و حتی رنگ آمیزی گبه از قالی و قالیچه جداست و تابع قواعد و سنت های خاصی است. بافندگان گبه به سبب آزادی از قید و بند در نقش پردازی حتی از بافندگان قالی هم دستشان بازتر است. طرح ها و نقش های گبه تماما ذهنی بوده و بیشتر طرح های هندسی را در بر می گیرد. در یك یا دو حاشیه این قالیچه ها یك شكل ساده و هندسی به صورت مجرد تكرار می شود. ساده كردن خطوط و شكل هندسی دادن به خطوط از جمله خصوصیات مهم گبه بافی در ایران است كه با گذشت زمان در شكل تازه ای انجام می گیرد. در زمینه ساده آن یك ترنج بزرگ یا چند لوزی كوچك در روی امتدادهای طولی دیده می شود و گاه در متن خالی وسط گبه، نقش درخت یا نقش چهار فصل یا نقش شیر بافته می شود. این نقش ها و صورت ها با رنگ های متفاوت بر گبه های عشایری جلوه خاصی به گبه می دهد. بافندگان گبه در این نقش ها احساسات و تخیلات خود را آزادانه بیان می كنند.
توجه به نقش شیر در گبه های شیری:
به نظر می رسد توجه به نقش شیر بیشتر از آن جهت بوده است كه یكی از صفات حضرت علی(ع) (شیر خدا) بوده و در شجاعت و شهامت او را همواره به شیر مثال زده اند. همچنین این حیوان پر قدرت و شجاع از دیرباز هماورد شاهان بوده و همچنین وجود نقش شیر در بناها و ظروف و منسوجات كه از جمله نمونه های بارز آن را می توان در نقوش تخت جمشید و ظروف ساسانی و در قالی های شكارگاه، همه جا شیر را در جدال با دلاوران می بینیم. در فرهنگ ایرانیان شیر سمبل شوكت و جلال و قدرت و عظمت بوده است. نقش شیر در نزد لرها و تركان قشقایی متداول بوده است. بافندگان عشایر هر یك به طور نامكرر به این مظهر صولت و شجاعت پرداختند. (البته نقش شیر با فراوانی این حیوان در منطقه كامفیروز و دشت ارژن فارس كه تا اوایل قرن گذشته نسل آن باقی بود هم بی ارتباط نیست.) (۲) به طور كلی می توان گفت كه شیر از زمان های قدیم مورد علاقه ایرانیان به خصوص مردم فارس بوده است و از طریق سكه ها، مهرها، شیر سنگی و سایر نقوش بستگی خود را به گذشته حفظ می كردند. این بستگی با گبه های شیری به داخل چادر و زندگی عشایری راه یافته است. همین مسایل سبب شده است كه زنان قالیباف عشایر آن را سمبل مناسبی برای زینت بخشیدن به گبه های خود كنند. رنگ آمیزی گبه ها زیبا و بی نظیر است. رنگ آمیزی اكثر آنها به استثنای معدودی از آنها تماما طبیعی و گیاهی است. رنگرزی سنتی و بهره گیری از رنگ های گیاهی اعتبار ویژه ای به صنایع دستی عشایر می بخشد همچنین نوعی گبه بافته می شود كه خودرنگ می باشد یعنی بر روی مواد اولیه ای كه در تولید این محصول استفاده می شود هیچ نوع عمل رنگرزی انجام نمی شود. پشم‌ آن اصطلاحا خودرنگ است یعنی مستقیما از دام چیده شده و به عبارت دیگر دستچین است. این نوع گبه در رنگ های طبیعی پشم گوسفند (سفید، سیاه، خاكستری و بژ) بافته می شود. به همین سبب در برابر شستشو و نور آفتاب مقاومت بیشتری دارد حتی می توان گفت مقاومت رنگ آن از قالی هم بیشتر است زیرا مواد تشكیل دهنده رنگ ها كاملا طبیعی است.
مراكز بافت گبه:
گبه بافی در اكثر مناطق روستایی و عشایری مرسوم بوده و مركز اصلی بافت آن در مركز كشور و جنوب می باشد. از جمله مراكز مهم بافت گبه می توان از دو گنبدان، باشت، آرو در شهرستان گچساران، تل گر، چشمه بلقیس، ده شیخ و چرام در شهرستان كهكیلویه از سراب تا ده علیا و ده سفلی و موردراز علیا و سفلی در شهرستان بویر احمد، برازجان و حوزه های روستایی شول و ده كهنه از استان بوشهر نام برد. استان فارس از گذشته بسیار دور یكی از مهم ترین و بزرگ ترین مراكز ایل نشینی به شمار می رفت. ایلات قشقایی، خمسه، ممسنی و بختیاری به بافت گبه اشتغال داشتند و بهترین گبه ها كار تركان قشقایی فارس می باشد كه در خارج از كشور از اعتبار خاصی برخوردار است.

ابزار کار خاتم سازی

____________________________________________________
خاتم ساز موقع کار روی زمین می نشیند و ابزار کوچکی شبیه گونیا را روی در روی خود می گذارد و با میخ به زمین محکم می کند .
۱) میخ کار :
خاتم ساز موقع کار روی زمین می نشیند و ابزار کوچکی شبیه گونیا را روی در روی خود می گذارد و با میخ به زمین محکم می کند به طوری که ضلع عمودی آن روبروی خاتم ساز قرار می گیرد چوبی که خاتم ساز قصد برش آن را دارد ابتدا یکسر آن را روی زمین قرار می دهد و سر دیگر آن را به طور مایل به (( میخ کار )) تکیه می دهد و آن سر چوب را که به میخ کار تکیه داده از طرفین بین شست دوپای خود محکم می گیرد و سپس با اره مشغول بریدن چوب می شود .
۲) تخته رند :
تخته رند از جنس چوب به طول تقریبی ۵۰ و عرض ۸ و قطر ۵/۱ سانتی متر است و چوب دیگری به طور تقریبی ۲۰ و عرض ۵ و قطر ۴ سانتی متر موسوم به ( تنگ ) معمولاً از جنس شمشاد بر روی آن کوبیده شده است ، بر مرکز سطح بالایی ( تنگ ) شیاری طولی تعبیه شده است ، این شیار به وسیله دسته سوهانی ایجاد می شود . مقطع این سوهان به شکل مثلث متساوی الساقین ، لوزی و متساوی الاضلاع است .
بنابراین شیار ایجاد شده مانند مقطع یکی از فرم های ذکر شده خواهد بود و حکم قابی را برای تهیه چوبها ، استخوانها و فلزاتی را دارد که قاعدتاً بایستی به شکل منشور مثلث القاعده یا لوزی که همه متحدالشکل اند در آید ، بدیهی است اندازه مثلث قاعده این چوب ، فلز یا استخوان به همان اندازه قاعده مثلث یا لوزی شکل شیار تنگ ( تخته رند ) است . بنابراین هر چه این شیار نازکتر باشد ، خاتم حاصله از آن ریزتر و ظریفتر و گرانبهاتر خواهد بود .
۳) اره دست :
اره دست شبیه به ارهٔ معمولی نجاری است اما چون در خاتم کاری احتیاج به چوبهای ظریف تر از نجاری است ، لذا دندانه های اره ریزتر و قطر آنها نیز کمتر از اره های معمولی است .
۴) اره مثلث بر :
اره ای است دارای یک چهار چوب و تیغه ای بسیار ظریف که از فنر ساختـه می شود ، تیغهٔ این اره به وسیله دست ساخته می شود و استاد خاتم ساز به وسیله سوهان مخصـوص آن را تیغه تیغه می کند ، برای استحـکام بیشتر اره مثلث را بر روده گوسفنـد که در اصـطلاح خاتـم سـازاان ( زه ) نامیده می شود در قسمت فوقانی چهار چوب می پیچند ، اره مثلث بر در چهار چوب مزبور اما با تیغه های متفاوت در نواحی گوناگون خاتم سازی مانند برش زنی ، استخوان بری ، دوزایه کنی ، مثلث بری ، بغل شش بری و غیره کاربرد دارد ، امروزه بعضی از خاتم سازان از اره های برقی با خصوصیات مختلف ، مسأله برش شیوه های گوناگون قامه را با سهولت و صرف وقت کمتری نسبت به گذشته حل کرده اند .
۵) اره سرقطع کن :
برای نصب خاتم آن را به وسیله اره بریده و پس از سریشم زنی یا زدن چسب چوب روی کار می چسبانند ، اره سر قطع کن در این هنگام به کار می رود .
۶) رنده دست :
این رنده برای صاف کردن ناهمواریهای چوب مورد استفاده قرار می گیرد و دارای تنه چوبی که به آن ( کوله رنده ) می گویند و یک تیغه فلزی است . رنده آهن ، رنده پشت زنی یا پشت گیری ، رنده کنشکاو که به ترتیب برای صاف کردن کناره های خاتم ، هموار و نازک کردن چوب پشت خاتم و ایجاد گردی جای نصب شیشه پشت قاب در خاتم سازی کاربرد دارند .
۷) سوهان ها :
انواع سوهان هائی که در خاتم سازی استفاده می شود به شرح زیر است چوب ساب عاج درشت ، تخته ساب نرم ، سوهان مشترک ، سوهان سه پهلو ، سوهان پشت گرد ، سوهان دو دم و سوهان تعلیقه .
۸) سـایر ابزار کار :
چکش ، تیشه ، گاز انبر ، مغار ، گونیای آهنی ، پرگار ، قیچی ، آهن ربا ، سوهانچه های مختلف ، خط کش قفل که وسیله ای برای کشیدن خط بوده و ابزاری شبیه کولیس آهنگران است ، سایر ابزار کار این هنر و فن را تشکیل می دهد .
باید دانست همه اسرار این فن ظریف به شناخت ابزار و مصالح کار خلاصه نمی شود نباید پنداشت که انجام مراحل گوناگون تهیه یک اثر خاتم کاری به همین سهولتی که بعداً خواهیم خواند ، است . باید دانست که اجرای هر قسمت از موارد گوناگون این فن ، نیازمند مهارت و استادی و پشتکار چندین ساله و حوصله فراوانی است که در حقیقت نوعی ریاضت به شمار می رود .


شير سنگها

_____________________________________________________


آداب و سنن هر ملّتي فلسفه خاصّي دارد، اگر آن ملت علاوه بر قدمت از فرهنگ متعالي نيز برخوردار باشد آداب و سنن آن بس ارزنده و آموزنده است. يكي از سنن باستاني مردم اصفهان كه گويا از عشاير و به خصوص عشاير بختياري سرچشمه گرفته است، نصب شير سنگي روي قبور بعضي از اشخاص بوده است كه امروز ديگر متداول نيست. اين رسم كهن از اين قرار بوده كه اگر پهلواني يا مرد صاحب‌ نامي يا انسان فداكار و خيّري كه در جنگاوري يا تيراندازي و سواركاري شهرت و مقامي داشته، مي‌مُرد، پس از مرگ، روي قبر او نسبت به اهميّت و ارزش متوفي، سنگ زيبايي به شكل شير كه سمبل شجاعت و مردانگي است، تراشيده و نصب مي‌كردند.تا چندي پيش در قبرستانهاي عشاير ايران به خصوص در منطقة بختياري، شيرهاي سنگي كوچك و بزرگ بسياري ديده مي‌شد كه ابهّت و جلوه خاصّي به گورستان مي‌داد. علاوه بر عشاير، در بعضي از شهرها نيز اين رسم معمول بود، از جمله در اصفهان نيز شيرهاي سنگي بسيار زيبايي در گورستان تخت فولاد، بر روي قبور بعضي از پهلوانان نامي نصب بوده، ولي در اواخر قاجار كه بسياري از سنگهاي بزرگ و زيباي قبور تخت فولاد را جهت مرمت پل خواجو به آنجا آوردند، بعضي از اين شيرهاي سنگي را نيز از مكان اصلي خارج كردند. يكي از آنها، همان مجسمة شير سنگي است كه هم‌اكنون در جنوب پل خواجو مستقر است. از مهمترين شيرهاي سنگي اصفهان كه به غنيمت نرفته است، شيرهاي سنگي زير را مي‌توان نام برد:1- شير سنگي محلّة درب كوشك: طول اين شير يك متر و هشتاد سانتيمتر و ارتفاع آن يك متر و بيست سانتيمتر بوده و از سنگ يكپارچه تراشيده شده بود. اين شاهكار هنري در سال 1086 هجري ساخته شده بود اما هنگامي كه مي‌خواستند اين شاهكار حجّاري را جهت نمايش به سقف بازار قيصريه آويزان نمايند زمين خورد و شكست.2- شير سنگي امام زاده اسماعيل كه بسيار ديدني و قابل توجيه است.3- شير سنگي امام زاده احمد كه در دروازه حسن آباد قرار دارد.4- شيرسنگي آب بخشان هم سوابق تاريخي دارد.5- شير سنگي ستي فاطمه بسيار قابل توجّه بوده است.6- دو شير سنگي كوچك و بزرگ در شاه مير حمزه هنوز خودنمايي مي‌كنند.7- شير سنگي طوقچي از نظر عظمت و زيبايي قابل توجه بوده است.در خاتمه به مناسبت اينكه اساساً شير سنگي نماد پهلواني است، نام بعضي از پهلوانان افتخارآفرين را يادآور مي‌شويم:- پهلوان حسين مارناني - ملاّباقر، مشهور به ديو سفيد اصفهاني - محمد غلاف گر لنباني اصفهاني - علي‌ عسگر بيك طوقچي باشي - حاجي عشور لرشيراني - دايي كثير هفت - آقاي بختياري -‌جعفربيك قمشه‌اي - محسن بيك سميرمي - براتعلي بيك - عطّارباشي لنباني - شيرمحمدبيك لنجاني - شاهوردي بيك جرقويه‌اي - داراب بيك قهّابي - سمندربيك چهارمحالي - طهماسب خوزاني - رستم بيك فروشاني - جعفر علي‌بيك ورنوسفادراني - زبردست بيك فريدني - گودرزبيك جئي - رحمان بيك گزي - ميرابراهيم بيك برخواري.فيلمي هم به نام شيرهاي سنگي به كارگرداني آقاي مسعود جوزاني ساخته شده كه بسيار قابل توجه است.

پل الله ورديخانمعروف به: پل الله ورديخان

_____________________________________________________

پل الله ورديخانمعروف به: پل الله ورديخان، سي و سه چشمه، چهارباغ، جلفا، زاينده رودموقعيت: ميدان انقلاب اسلاميسال تاسيس: 1005 هجري(دوره شاه عباس اول)با نظارت سردار معروف او الله ورديخان بنا شده است.قبلاً 40 چشمه داشت اما امروزه بيش از سي وسه چشمه آن باقي نمانده است و بقيه مسدود شده است.با 300 متر طول و 14 متر عرض طولاني ترين پل زاينده رود است.طرفين پل معبر باريك مسقفي است كه در سراسر طول پل ديده مي شود.براي گردش يك پياده رو در بالا و يك پياده روي مسقف در پائين است.يکی از پلهای زيبا و جالبی که در دوران صفويه بر روی زاينده رود احداث شد سی و سه پل است اين پل در گذشته «پل جلفا» ناميده می شد (زيرا از اين طريق به جلفا که تازه احداث شده بود می رسيدند). به «الله ورديخان» نيز معروف است زيرا سردار مشهور شاه عباس اول که به ساختن اين پل مأمور گرديد به اين نام ناميده می شود. اين پل که چهارباغ عباسی را به چهارباغ بالا متصل می کند قبلاًٌ 40 چشمه داشته اما امروز بيش از سی و سه چشمه آن باقی نمانده است و بقيه آنها مسدود شده اند. پل 295 متر طول و 75/13 متر عرض دارد و در زمره اولين آثاری است که شاه عباس اول دستور ساختن آن را داده است.در طرفين پل معبر باريک مسقفی است که در سراسر طول پل ديده می شود. سی و سه پل دارای يک پياده رو برای گردش در بالا و يک پياده رو در پايين است. پياده رو پائين گذرگاه مسقفی است که ميان پايه های مرکزی پل و به فاصله کمی از بستر رودخانه ايجاد شده است. از گفتنیهـا دربـاره سـی و سـه پـل اينـکـه در دوران صـفـويه جـشـن «آبريزان» يا «آبريزکان» در کنار زاينده رود و در نزديکی اين پل برگزار می شده است. در اين جشن که در سيزده تيرماه هر سال برگزار میشد مردم با پاشيدن آب و گلاب به روی يکديگر در اين مراسم شرکت می کرده اند.مصالحی که در ساخت سی و سه پل به کار رفته:آجر در قسمت فوقانی و سنگ در طبقه تحتانی پل است. پل الله ورديخان که در سال 1011 هجری بنا شده است از آثار مشهور اصفهان است که اکثر سياحان و جهانگردان به توصيف آن پرداخته اند. يکی از خارجيانی که سی و سه پل را در اواخر حکومت قاجارها ديده است درباره آن می نويسد:
اين بنای زيبا که با وجود مرور زمان با بزرگی و مشخصات آن سالم مانده است ارزش آن را دارد که برای ديدنش به اصفهان رفت، هر چند احتمالاً از کسی هم انتظار نمی رود که برای ديدن شايد باشکوه ترين پل جهان چنين کاری بکند.

عالی قاپو

____________________________________________________

رفيع ترين بناي عهد صفوي، قلب تپنده حكومتي در قلب پايتخت معروف به: دولتخانه مباركه نقش جهان، قصر دولتخانهموقعيت: ضلع غربي ميدان امامسال تاسيس: 11 هجري قمري(دوره شاه عباس اول)مينياتوريست و نقاش: رضا عباسيويژگي هاي ساختمان:در زمان جانشينان شاه عباس اول عمارت حوضخانه و تالار مرواريد به اين عمارت افزوده شده استبنا داراي 5 طبقه استدر طبقه سوم ايوان بزرگي است كه بر 18 ستون بلند و رفيع استوار است در وسط اين ايوان حوض زيبائي از مرمر و مس وجود دارد كه قرينه آن در تزئينات زير سقف انعكاس يافته استگچبري هاي آخرين طبقه، كه تالار آن به اتاق موسيقي يا اتاق صوت معروف است باعث مي شود انعكاس حاصله از نغمه هاي نوازندگان گرفته شده و صداها طبيعي و بدون انعكاس صوت به گوش برسد.کاخ عالي قاپو دروازه مرکزی و مدخل کليه قصرهای محدوده ميدان امام :در غرب ميدان امام و روبروی مسجد شيخ لطف الله عمارتی سر بر افراشته که به عنوان يکی از مهمترين شاهکارهای معماری اوائل قرن يازدهم هجری از شهرتی عالمگير برخوردار است.با توجه به منابع و مأخذ موجود درباره سلسله صفوی و همچنين با در نظر گرفتن بررسی های انجام شده در مورد اين ساختمان زيبا و رفيع چنين استنباط می گردد که کاخ عالي قاپو دروازه مرکزی و مدخل کليه قصرهائی است که در دوران صفويه در محدوده ميدان امام احداث شده اند.در حقيقت اين بنا به مثابه يک ورودی بزرگ و با شکوه ميدان امام را به مجموعه دولتخانه و عماراتی مانند رکيب خانه، جبه خانه، تالار تيموری، تالار طويله، تالار سرپوشيده و کاخ چهلستون و ديگر عمارات مربوط می کرده است.ساختمان كاخ:اصل بنا در دوره شاه عباس اول احداث شده و در دوره جانشينان او الحاقات و تعميراتی در آن انجام شده است. ساختمان دارای 5 طبقه است که هر طبقه تزئينات مخصوصی دارد. اگر چه اين قصر در دوره های بعد از صفويه لطمات فراوان ديده است، هنوز نيز شاهکارهائی از تزئينات و نقاشی های عصر صفويه در آن، بينندگان را به تحسين وامی دارد.
عالي قاپـو مرکب از دو کلمه «عالی» و «قاپو» است که با هم به معنای «سردر بلند» يا «درگاه بلند» هستند. از اين سر در بلند که تماماً با سنگ سماق ساخته شده به قصر وارد می شويم و به وسيله پلکانی که در دو طرف تعبيه شده اند به طبقات فوقانی می رسيم.
در طبقه همکف دو تالار وجود دارد که در آن روزگار به امور اداری و ديوانی اختصاص داشت و صدرخانه يا کشيک خانه ناميده می شدند.
در طبقه سوم، ايوان بزرگی است که بر 18 ستون بلند و رفيع و استوار است. اين ستون ها در آن زمان پوشيده از آئينه بوده و سقفی با صفحات بزرگ که با نقاشی ها و آلت های چوبی تزئين شده بودند بر فراز آن قرار گرفته است. در وسط اين ايوان حوض زيبائی از مرمر و مس وجود دارد که قرينه آن در تزئينات زير سقف انعکاس يافته است. اين تالار از الحاقات کاخ است که در دوران جانشينان شاه عباس اول بنا شده است. در پشت اين ايوان تالار بزرگی است با اتاقها و طاقهای بسيار که نقاشی های زيبائی بر ديوارهای آن مشاهده می شود.
از ايوان کوچکی که پشت اين تالار است گنبد زيبا و ساده توحيد خانه نمايان است. در دوران صفويه در شبهای جمعه گنبد محل تجمع صوفيان و دراويش بود. سالنی که اين گنبد بر فراز آن استوار است و اتاقهای اطراف آن در حال حاضر به کلاسهای درس دانشگاه پرديس اصفهان اختصاص دارد. اکثر جهانگردان و سياحان خارجی و همچنين نمايندگان کشورهای مختلف اين تالار را به منزله جايگاهی دانسته اند که از آن مسابقات مختلف و بازيهای معمول آن عصر مثل چوگان بازی و غيره را تماشا می کرده اند. طبقات بعدی هر کدام شامل يک سالن بزرگ در وسط و چندين اتاق کوچک در اطراف هستند.
ويژگي خاص كاخ :
آنچه عالي قاپو را در عداد آثار باشکوه و بسيار نفيس قرار داده است علاوه بر مينياتورهای کار هنرمند معروف عصر صفوی رضا عباسی، گچبری های آخرين طبقه است که تالار آن به «اتاق موسيقی» يا «اتاق صوت» نيز معروف است. در اين قسمت از کاخ شکل انواع جام و صراحی در ديوار تعبيه شده است ساختن و پرداختن اين اشکال به غير از نمايش زيبائی و خلاقيت و ابتکار هنرمندان گچکار برای اين بوده است که انعکاسات حاصله از نغمه های نوازندگان و اساتيد موسيقی به وسيله اين اشکال مجوف گرفته شود و صداها طبيعی و بدون انعکاس به گوش برسند.
«فرد ريچاردز» که خود نقاش معروفی بوده و در اواخر عصر قاجاريه به ايران آمده درباره تزئينات گچبری اين اتاق می نويسد: « ... اين تورفتگی ها مانند قطعات مختلف بازی معما با تناسب خاصی پهلوی يکديگر قرار گرفته اند... » گذشته از گذشت زمان که متأسفانه به عاليقاپو لطمات فراوان زده است عوامل مخرب ديگر مانند حمله و استيلای افغانها و جنگ های مختلف و انتقال پايتخت از اصفهان و بی توجهی حکام بعد از صفويه خسارات جبران ناپذيری به بنا وارد آورده است.

در دوران قاجاريه عالي قاپو چند سال محل سکونت و کار ظل السلطان بود و او تغييراتی در کتيبه های آن داد. کتيبه های جبهه شرقی بنا و الواح خط نگاشته سردر ورودی که طی اشعاری به تعميرات سال 1274 اشاره می کند مبين همين مطلب است.
در چهل ساله اخير به دليل آن که خطر ويرانی کاخ عالي قاپو را تهديد می کرد و همچنين به علت توجه مردم و ارگانهای دولتی به ميراث های فرهنگی، مرمت هائی توسط هيأت های متخصص داخلی و خارجی در آن انجام گرفته است.
بطور کلی بنای عالي قاپو به عنوان يک بنای تشريفاتی خوش ساخت و زيبا دستاورد ديگری است از هنر معماری دوران صفويه که از فراز آن منظره شهر باستانی اصفهان و تغيير و تحول 1000 ساله آن به خوبی نمايان است.

يخچال دوقّوزپله (نه پله) اروميه

_____________________________________________________

يخچال قديمى دوقّوزپله در خيابان عسگرخان و محلهٔ قديمى به همين نام در کنار نهر کوچکى واقع شده است. اين بنا از آثار باقيماندهٔ دورهٔ قاجاريه است که تا قبل از گسترش شهر اروميه اهالى نه تنها از يخ آن استفاده مى‌کردند، بلکه جهت انجام مراسم چهارشنبه‌سورى نيز به کنار نهر مى‌آمدند و در کنار حوضچهٔ آن که آب نهر بدان مى‌ريخت‌ و فاصله‌اش با يخچال به ارتفاع ۴۰ متر بود، مراسم برگزار مى‌کردند. يخچال دوقّوزپله به علت فرم خاص معمارى و نوع مصالح به کار رفته در آن، سالم مانده و صدمات جدى نديده است. مصالح آن از پى تا محل شروع پاکار قوس‌ها، از سنگ تراشدار خاکسترى است و سقف پوششى آن که به صورت طاق و چشمه مى‌باشد از آجر انتخاب شده است. در محل شروع طاق‌ها و پاکار سقف بنا، شکاف‌هاى مدورى وجود دارد که احتمالاً محل نصب تيرهاى چوبى است که از آن‌ها به عنوان داربست استفاده مى‌کردند. عمليات ساختمانى بنا و مصالح به کار رفته در آن با دقت انتخاب شده و از نظر قدرت و استحکام در وضعيت بسيار مطلوبى قرار دارد. اين اثر تاريخى هنوز به ثبت نرسيده است. يخچال ميرفتاح، ملاير اين بنا گنبدى شکل و آجرى است و در مسير بلوار ملاير به بروجرد واقع شده است. اين بنا در دوران قاجاريه ساخته شده است و بانى آن شخصى به نام ميرفتاح بوده است. ارتفاع بنا از کف تا گنبد ۱۲ متر و از سطح تا منبع ذخيرهٔ يخ ۴ متر است. بنا داراى دو در، يکى به شکل دهليز مخصوص ريزش و تخليهٔ يخ و ديگرى در اصلى است که با پلکان به قسمت انتهايى يخدان و محل برداشت يخ منتهى مى‌شود. ضخامت ديوارهاى گنبد در قسمت تحتانى ۹۲ سانتى‌متر و در بالا به سه رديف آجر ۲۰ سانتى‌مترى مى‌رسد. تنها عامل تزئين بنا دو رديف آجرکارى است که به طور کمربندى و به ضخامت ۲۲۰ سانتى‌‌متر داخل بنا را پوشانده است. مصالح اصلى بنا عبارت‌اند از سنگ نتراشيدهٔ لبه‌دار طبيعى از کف تا سطح و از سطح به بالا آجرهايى به ابعاد ۵×۲۰×۲۰ سانتى‌متر. در قسمت بيرونى و داخلى يخدان دو رديف خشت به کار رفته است که حالت عايق داشته و مانع از نفوذ گرما، در فصل تابستان، ‌و ذوب شدن يخ‌ها مى‌شده است. در حال حاضر بعضى از قسمت‌هاى اين بنا تخريب شده است که در صورت تعمير و بازسازى مى‌تواند به عنوان يک اثر تاريخى که جاذبه‌هاى خاص سياحتى دارد مورد بازديد علاقه‌مندان قرار گيرد و يا به موزهٔ يخچال تبديل شود. يخچال نيمور، نيمور، محلات (صفويان، قاجاريان) اين يخچال در يک کيلومترى غرب نيمور نرسيده به ميدان سنگ واقع شده است. اين بنا تنها يخچال از يخچال‌هاى موجود در محور خمين - دليجان - محلات است که همچنان پا بر جا مانده، ولى کارکرد اصلى خود را از دست داده است. نماى بيرونى يخچال که به شکل گنبد مخروطى است بر اثر ريش‌هاى جوى فرسايش يافته و در بدنه آنها رگه‌هاى متعدد ناشى از اين فرسايش به چشم مى‌خورد. ضخامت ديوارهاى يخچال بيش از يک متر است. نماى داخلى گنبد يخچال با آجر کار شده و شکل هندسى جالب توجهى را به وجود آورده است. ارتفاع داخل يخچال از محل مخزن تا انتهاى مخروط که روزنه‌اى نيز بر اثر تخريب در آن به وجود آمده، حدود ۱۰ متر است. خود مخزن يخچال با خاک پر شده است. اين اثر تاريخى قابليت آن را دارد که با بهسازى و مرمت نقش کارکردى و ديگرى را در راستاى توسعه جهانگردى منطقه برعهده گيرد. يخچال‌ها، استان يزد يخچال‌هاى قديمى، يکى از بهترين تأسيسات ساختمانى‌اند که براى ذخيره‌سازى يخ به يادگار مانده‌اند. متأسفانه يخچال‌هاى يزد در دهه‌هاى اخير تخريب شده‌اند. اما يخچال ابرکوه و يخچال ميبد هنوز استوار و پابرجا هستند. يخچال ميبد از بهترين‌هاى موجود است. يخچال‌ها از چهار بخش عمدهٔ يخدان، گنبد، ‌ ديوار اصلى و حوضچه يا استخر تشکيل شده‌اند. در ايام زمستان که آب به حد کافى وجود دارد، آب به درون حوضچه يا استخر رها مى‌شده و شب هنگام، با توجه به برودت هوا يخ مى‌زده است. ديوارى بلند در طول استخر قرار داشته است که مانع تابش خورشيد به يخ‌ها مى‌شده و شرايطى را به وجود مى‌‌آورده تا لايه‌هاى يخ در شب‌هاى پياپى اضافه شوند. يخ‌ها را سپس کارگران مى‌شکستند و از طريق درگاهى مخصوص، به داخل يخدان که به صورت مخروطى بزرگ در زمين قرار دارد، ‌ منتقل مى‌شدند. گنبد مدور و مرتفع ساخته شده از گل، يخ‌ها را طورى از تابش مستقيم خورشيد حفاظت مى‌کرد که در فصل گرما استفاده از يخ‌ها را ممکن مى‌ساخت. يخچال‌هاى قديمى يکى از جالب‌ترين الگوهاى بهره‌گيرى از انرژى‌هاى پاک و ارزان هستند و مى‌توانند بار ديگر به لحاظ جنبه‌هاى اقتصادى و حفاظت از محيط زيست کاربردهاى جديدى پيدا کنند. يخدان عباس‌آباد، رفسنجان يخدان عباس‌آباد در شش کيلومترى شهر رفسنجان مى‌باشد و از بناهاى يادگار حاج آقا على رفسنجانى بانى مجموعهٔ حاج آقا على کرمان است. اين بنا شامل حصارى بلند، ‌ مانند اکثر يخدان‌ها و مخزن يخ است که از خشت بنا گرديده و تزئينات خشتى زيبايى دارد. اين بنا در فهرست آثار ملى به ثبت رسيده است. يخدان مؤيدى، كرمان در گذشته‌ها بناى يخدان مؤيدى خارج از شهر کرمان قرار داشت که بر اثر توسعهٔ شهرى اکنون داخل شهر جاى گرفته و اطراف آن فضاى سبز جالبى احداث شده است. پلان يخدان دايره‌اى و پوشش آن از خشت و ملاط‌ رس است و به صورت گنبدى بزرگ نمايان است. يخدان‌هاى تاريخى، استان سمنان معمولاً در سمنان و ساير شهرهاى استان، بناها را عمدتاً به صورت خشتى - گلى و مدور و به صورت استوانه‌اى يا مخروطى و گنبدى مى‌ساختند و به آن يخدان مى‌گفتند. يخدان‌ها محل انبار يخ براى مصرف اهالى در فصل گرم سال بود : مهم‌ترين يخدان‌ها در حال حاضر عبارت‌اند از : يخدان آتشگاه سمنان در محلهٔ سابق آتشگاه سمنان، يخدان بيابانک در روستاى بيابانک سمنان، يخدان خزانه در روستاى گرمه مربوط به دورهٔ قاجاريه، يخدان ميان‌آباد شاهرود در روستاى ميان‌آباد از دورهٔ قاجاريه، ‌ يخدان مزج در کنار راه آسفالتهٔ مزج به کلاته خيج از دورهٔ قاجاريه، يخدان عباس‌آباد در حوالى روستاى عباس‌آباد، کنار جادهٔ‌ شوسه تهران - مشهد (شاهرود - سبزوار) از دورهٔ قاجاريه، يخدان شه سفيد در روستاى شه سفيد گرمسار، حوالى امام‌زاده قوشه، يخدان کردوان واقع در روستاى کردوان گرمسار، ‌ يخدان‌هاى شمال شرقى و جنوب شهر سرخه.

دیدنیهای اردبیل

____________________________________________________

این استان براساس تازه ترین تقسیمات کشوری دارای شش شهرستان و ۱۶ بخش شش دهستان و ۲۱۹۳ آبادی است. شهرهای اردبیل نمین، نیر، سرعین... ● دیدنیهای اردبیل این استان براساس تازه ترین تقسیمات کشوری دارای شش شهرستان و ۱۶ بخش شش دهستان و ۲۱۹۳ آبادی است. شهرهای اردبیل نمین، نیر، سرعین، بیله سوار، پارس آباد، اصلاندوز، خلخال، گیوی، مشگین شهر، کوثر و گرمی شهرهای آن را تشکیل می دهد. ▪ سبلان و دانه های آن سبلان و دامنه های شهر اردبیل ۴۸۱۱ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. ارتفاع ان نسبی آن نسبت به دره قره سو در حدود ۳۴۰۰ متر است. رشته کوه اتشفشانی خاموش سبلان از دره قره سو در شمال غرب اردبیل آغاز می شود و در جهت شرقی غربی به طول ۶۰ کیلومتر است. رشته کوه آتشفشانی خاموش سبلان از دره قره سو در شمال غرب اردبیل آغاز می شود و در جهت شری- غربی به طول ۶۰ کیلومتر و عرض تقریبی ۴۸ کیلومتر تا کوه قوشاداغ در جنوب اهر امتداد می یابد. چشمه های معدنی سرعین شهر سرعین یا سرقین در غرب شهر اردبیل واقع شده و فاصله ان تا اردبیل ۲۸ کیلومتر است. سرعین تا پیش از آن که به یمن چشمه های آب گرم و معدنی خود مورد توجه و علاقه مردم قرار گیرد روستایی کوچک بود. آب های گرم سلیس فراوان دارد. بررسی کلروبیکربناته کلسیک گاز دار وخیلی گرم است و سلیس فراوان دارد. بررسی میزان املاح و باقی مانده خشک آنها دنشان می دهد که همه این چشمه ها یک منشاء دارند و آب اصلی آنها گرم است و از ژرفای زمین می جوشند. در لایه های بالاتر زمین کربنات کلسیم را بصورت بیکربنات کلسیم در خود حل می کند. استحمام در چشمه های سرعین دارای اثرات آرام بخش است و دردهای عصبی رماتیسمی و عصبی مفصلی را تسکین می دهد. شهر توریستی سرعین بدلیل وجود آبهای گرم متعدد که اکثریت آنها دارای خواص درمانی است هم چنین برخورداری از شرایط ممتاز آب و هوایی ییلاقی باعث شده تا در فصل تابستان مورد توجه گردشگران قرار گیرد بطوریکه متوسط مراجعات توریستها در روزهای تابستان ۳۰ هزار نفر و حتی در روزهای تعطیل و شرایط مساعد آب و هوایی حتی به ۱۰۰ هزار نفر هم برسد. پذیرایی مناسب و آبرومندانه از این تعداد مسافر داخلی و خارجی و غلبه برمشکلات ساختاری و نارسایی های زیربنایی شهر از اهمیت خاصی برخوردار است. افزایش امکانات موجود در جهت سرویس دهی مناسب به گردشگران متناسب با افزایش جذب گردشگر به منطقه و افزایش تعداد روزهای اقامت توریستها باید مد نظر قرار گیرد. امروزه مسئله جذب توریست در شهر توریستی سرعین با دو چالش عمده مواجه بوده که هر لحظه ادامه حیات آنرا تهدید می کند. ۱) ترک زود هنگام توریستها بدلیل کمبود امکانات اقامتی و تفریحی ۲) نارضایتی توریستها وامکان کاهش تعداد آن با بروز مشکلات بهداشتی و احیاناً فرهنگی و اجتماعی در راستای افزایش تعداد روزهای مراجعات مسافران به شهر از حدود ۱۰۰ روز به کل طول سال امکانات مناسب باید فراهم گردد از جمله این امکانات ورزشی و تفریحی که طی سالهای اخیر به بهره برداری رسیده است تله اسکی آلوارس می باشد ابتدا قرار بود تله کابین نیز در این منطقه احداث شود ولی از زمان آغاز عملیات پروژه (سال ۷۹) تا سال ۸۵ تله کابین احداث نگریده است. علاوه براین با در نظر گرفتن جاذبه های تاریخی منطقه مانند روستای تاریخی کنزق در ۲ کیلومتری شهر و افزایش امکانات زیربنایی د رآن بالاخص جاده ارتباطی آن، تقویت اردوگاههای تفریحی درنزدیکی شهر، با کمک گرفتن از جاذبه های توریستی موجود در اردبیل و شهرستانهای اطراف می توان به اهداف مورد نظر دست یافت. برگزاری همایشها، سمپوزیوم ها، سمینار های استانی وکشوری در سرعین علاوه بر رونق اقتصادی و غنای فرهنگی نقش موثری در شناساندن قابلیت ها وجاذبه های آن به سایر مناطق خواهد داشت همانند سایر کشورهای خارجی با شرکت در سمینارها ونمایشگاه های بین المللی و با ایجاد سایت های تبلیغاتی اینترنتی می توان به معرفی قابلیت ها و استعدادهای منطقه پرداخت اجرای این برنامه بدون مشارکت بخش خصوصی امکان پذیر نخواهد بود. از سوی کارگروه گردشگری استان برنامه های زیر برای افزایش ورود توریست به منطقه سرعین اتخاذ شده است. تهیه طرح جامع توریستی سرعین، طرح ساماندهی شهر و هم چنین مطالعه طرح احداث و اجرای پارک ۱۲هکتاری و کمپینگ روستای توریستی ویند کلخوران و مسیر سلامت ۷/۱ کیلومتری افزایش مراکز تفریحی و ورزشی، احداث ترمینال مسافربری احیا و مرمت آثار باستانی از جمله تپه آناهیتا ، روستای کنزق و غارهای باستانی ،احداث وتکمیل مسیر ارتباطی سرعین، ویله دره، احداث بلوار و واحدهای اقامتی در روستای توریستی ویله دره ، تکمیل اردوگاههای تکمیل محور میمند به آلوارس احداث آموزشکده آبدرمانی وگیاهان دارویی،و … اجرای به موقع این طرحها جز بااختصاص بودجه مناسب و به موقع از سوی دولت ممکن نخواهد بود. طرح احداث دهکده توریستی سرعین که از اسفند سال ۸۳ آغاز گردیده و قرار براین بود که در این دهکده یک باب هتل پنج ستاره، آبدرمانی مجهز ، شهربازی ،‌استخر روباز و … بامشارکت کشورهای ترکیه ، سوئیس و … احداث شود که متاسفانه پس از گذشت ۱۸ ماه فقط محوطه آن دیوار کشی شده وتاکنون پروژه هیچ پیشرفتی نداشته است. مجموعه‌ی کم‌نظیری از خانه‌های سنگی در دهکده‌ی صخره‌یی کلخوران اردبیل در فاصله‌ی بیش از چهار کیلومتری سرعین، روستای ویند کلخوران با آثار باستانی مانند دهکده‌ای صخره‌یی و شگفت‌انگیز، جاذبه‌ها و مناظر طبیعی در امتداد دره‌ی زیبای ورنیاب، گورستان‌هایی متشکل از سنگ قبرهایی دیدنی مربوط به دوره‌های گذشته قرار دارند که در مجموع، این مکان را به‌صورت موزه‌ای تاریخی، هنری و طبیعی درآورده است. دره‌ی زیبای ورنیاب دره‌ای طولانی است که از دامنه‌ی تپه‌های روستای ورنیاب تا قسمت انتهای مزرعه‌های روستای ویند کلخوران ادامه دارد. در امتداد جاده‌ی روستای ویند کلخوران و در دامنه‌های تپه‌ها، گورستان‌هایی با سنگ قبرهای تراش‌خورده به‌دست انسان‌های خلاق و ساکنان پیشین این دیار وجود دارند که عمده‌ی این سنگ قبرها به‌شکل حیوان‌هایی مانند قوچ، پلنگ و شکل‌ها و علامت‌های دیگری مانند سنگ قبرهای صندوقی‌شکل، مکعب‌مستطیل و نقش‌های هندسی با حجاری‌هایی روی آن‌ها و علایمی دیدنی‌اند که هر یک از آن‌ها در نوع خود اثری درخور تحسین هستند. بسیاری از این سنگ قبرها با توجه به علایم و اشکال آن‌ها مشخص و متمایز از دیگر سنگ قبرها هستند که به احتمال زیاد با توجه به شباهت اشکال و نقوش آن‌ها به سنگ قبرهای منطقه‌های همجوار که کارشناسان درباره‌ی آن‌ها تحقیق کرده‌اند، به دوران سلجوقی، تیموری و صفوی تعلق دارند. علاوه بر جاذبه‌هایی که به آن‌ها اشاره شد، در زیر تپه‌ها و صخره‌های اطراف این روستا، دهکده‌ای سنگی با مجموعه‌ای از خانه‌های سنگی منفرد به‌صورت یک پدیده‌ی معماری، تاریخی و باستانی استثنایی وجود دارد که شکل کنده شدن خانه‌ها در زیر تپه‌های سنگی و رسوبی و نوع کنده شدن آن‌ها که به خلق چنین آثاری منجر شده، در نوع خود کم‌نظیر است. دهکده‌ی صخره‌یی ویند حدود پنج کیلومتری جنوب غربی سرعین و در نزدیکی جاده‌ی اردبیل قرار گرفته است. مناطقی که خانه‌های سنگی در آن قرار گرفته‌اند، قوردی قیه، تپه‌ی چله‌خانه، قره قیه و مسجد یری نامیده می‌شوند. سفال‌های پراکنده در سطح و داخل خانه‌های سنگی به دوره‌های مختلف تعلق دارند؛ سفال‌های مربوط به دوره‌ی اشکانی، سفال‌ها و قوس‌های جناغی در کنده‌های صخره‌یی شبیه به آثار ساسانیان و همچنین آثار و علایمی مربوط به دوران‌های اسلامی مانند سلجوقی، تیموری و صفوی که از استمرار استفاده از این خانه‌های سنگی در طول تاریخ حکایت می‌کنند. در تپه‌ی چله‌خانه، بیشتر خانه‌های سنگی در زیر زمین قرار دارند. البته سقف تعدادی از آن‌ها بر اثر عوامل مختلف فروریخته و یا به‌سبب پر شدن فضاهای داخلی، امکان بازدید از آن‌ها فراهم نیست. تعداد قابل توجهی از خانه‌ها با ویژگی‌های منحصربه‌فرد سالم باقی مانده‌اند که به دو مورد از آن‌ها می‌توان اشاره کرد؛ یکی از آن‌ها در فاصله‌ی یک‌صد متری از جاده‌ی شنی منتهی به ویند کلخوران قرار دارد که در ورودی آن سکویی از سنگ به ارتفاع ۶۰ سانتی‌متر از کف است که دو ستون استوانه‌یی به قطر ۵۰ تا ۶۰ سانتی‌متر در دو طرف سکو قرار گرفته‌اند. همچنین جاچراغی‌ها و تاقچه‌های کوچکی در داخل این واحد وجود دارند. در دو قسمت شمالی و جنوبی در ارتفاع ۶۰ سانتی‌متری حلقه‌هایی از سنگ کنده شده‌اند که مانند این حلقه‌های سنگی در قسمت پایین دیوار نزدیک کف وجود دارند، اما به‌دلیل پر شدن کف مشخص نیستند. هرچند اطلاعات دقیقی درباره‌ی کاربری آن‌ها در اختیار نیست، ولی از شکل ظاهری و ردیف کنده شدن آن‌ها چنین به نظر می‌رسد که این حلقه‌های سنگی برای بستن دست و پای افراد و احتمالا اسرا و زندانیان به‌صورت پشت به دیوار بوده است. بسیاری از این خانه و کنده‌های صخره‌یی این منطقه، پلانی مربع، مستطیل و بیضی‌شکل و غیر هندسی دارند که همه نوع زیستگاه مانند اتاق‌های منفرد و حجیم در ابعاد مختلف با راهروهای مرتبط با هم و سقف‌های هلالی‌شکل و قوس‌های جناغی مسطح با تاقچه‌ها، جاچراغی و جای رختخواب وجود دارند که در دل کوه‌ها و صخره‌های منطقه پراکنده‌اند و به لحاظ تعداد زیاد، تنوع آن‌ها و قابل توجه بودن از لحاظ تاریخی و باستانی به‌صورت یکی از کانون‌های علمی،‌ تفریحی و گردشگری ممتاز می‌توانند درآیند. ▪ دشت مغان در غرب دریای خزر در حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ هزار هکتار وسعت دارد. این دشت با حرارتی بین ۳/۲ تا ۳۵ درجه سانتی گراد تنوع منطقه ای است متعدل و یکی از قطب های کشاورزی و دامپروری استان است. سراسر مغان به علت حاصل خیزی خاک دمای مساعد و موقعیت خاص منطقه ای زیر کشت غلات حبوبات و علوفه است. ▪ پل خداآفرین رودخانه ارس دوپل تاریخی به فاصله ای اندک (۱۰۰متر ) از یکدیگر روی بنا شده اند که بنام خدا آفرین مشهورند. اولی منسوب به سده ششم هجری (دوره سلجوقیان) است. طول آن ۱۶۰ متر است (۱۲۰ متر آن متعلق به ایران و ۴۰ متر آن متعلق به جمهوری آذربایجان است) و دارای ۱۵ تاق ها استقرار پایه تاق ها به صخره های طبیعی رودخانه ارس بوده است. مصالح ساختمانی این پل سنگ های قلوه و لاشه در پایه ها و آجر در ساختمان تاق و ملاط آن اهک گچ است. ▪ جنگل ها و بیشه ها علاوه بر پوشش گیاهی که در فضای جلگه ای دره ای و کوهستانی استان قرار دارد جنگل های متراکم نیز در محدوده شهرتسان خلخال وجود دارد که از امکانات بسیار مساعد در زمینه جذب جهانگرد برخوردارند. همچنین جنگل های چشمگیری نیز در دامنه شرقی کوه سبلان واقع شده که بیشتر این منطقه را پوشانده است. بیشترین گونه های درختی این جنگل ها فندق معروف است. این جنگل ها یکی از گردشگاه های مهم استان اردبیل اند. ▪ گنبد ”الله الله“ بلندی برج آن در حدود ۵/۱۷ متر است. سطح داخلی آن یا آیات فراوان و نقاشی روی پوشش چرمی، مقرنس کاری سقف تزیین یافته است سطح خارجی برج با چند نوع تزیینات مختلف پوشیده شده که عبارتند از سطح جانبی با تکرار کلمه ”الله“ با کاشی فیروزه ای در متن آجری تزیین یافته و به این دلیل به گنبد ”الله الله“ معروف است