Monday, November 17, 2008

تالار اشرف

_____________________________________________________

تالار اشرف موقعيت: خيابان استانداريسال تاسيس: در اواخر سلطنت شاه سليمان يا در عهد شاه سلطان حسيناين بنا به طور كامل با چوب بست ساخته شده بام آن مسطح بر پايه هاي بلند ضخيم پوشيده از طلا نهاده شده است در اوايل جنگ جهاني اول به عنوان انبار مورد استفاده واحدهاي نظامي و سپس به جايگاه دسته موزيك نظامي تبديل مي شودحدود 80سال قبل پس از تخريب ساختمان هاي چپ و راست تالار اداره باستان شناسي با مرمت بنا از ويراني آن جلوگيري كرده و سپس ساختمان براي استقرار اداره معارف عمومي در نظر گرفته مي شودعمارتی که به نام تالار اشرف ناميده می شود باقيمانده کاخ های عصر صفوی است که در منطقه دولت خانه در کنار قصرهای ديگری همچون تالار سرپوشيده، کاخ هشت بهشت، کاخ پشت مطبخ، رکيب خانه و تالار تيموری مجموعه ای از کاخ های باشکوه آن روزگار را تشکيل می داده است.کلمه «اشرف» باعث شده تا برخی ساختمان اين عمارت را به «اشرف افغان» نسبت دهند. اما مطالعات محققين و پژوهشگران بيانگر اين نکته است که «تالار اشرف» در زمان شاه عباس دوم ساخته شده و در عصر جانشين او شاه سليمان کامل شده است.اين اثر زرنگار از لحاظ هنر تزئين و نقاشی و مقرنس های زيبا و گچبری و طاقهای متناسب ضربی جلوه و شکوهی خاص دارد.بسياری از خارجيانی که در روزگار صفويه و بعد از آن دوران به شهر اصفهان آمده اند تالار اشرف را بنائی نفيس، شکوهمند و زيبا توصيف کرده اند.
برخی از محققين نوشته اند در اوائل جنگ جهانی اول (1914 تا 1918 ميلادی) تالار اشرف انبار علوفه بوده و بعد از آن يکی از واحدهای نظامی در آن مستقر شده است و در اين زمان بوده است که گچبريها و نقوش زيبای کاخ را در زير اندودی از گچ پنهان کرده اند.در اواخر دوره قاجار، مرمت هائی در آن صورت گرفت و از ويرانی نجات يافت. پس از اين تعميرات بود که به اداره معارف وقت اختصاص يافت. بعد از دوران قاجار تعميرات بيشتری در عمارت به عمل آمد و نقاشی هائی که از زير گچ خارج شده بودند به وسيله استادکاران و نقاشان برجسته و هنرمند اصفهان ترميم شدند.در حال حاضر عمارت تالار اشرف يکی از بناهای بسيار معروف اصفهان است. اين شهرت بيشتر به خاطر نقاشی های زرنگار و گچبريهای پرکار آن است

آرامگاهها

_____________________________________________________

مقبرهٔ شيخ محمود شبسترى، شبستر اين مقبره در شهر شبستر و در وسط باغچه‌اى موسوم به گلشن قرار دارد و محل دفن سعدالدين محمود بن عبدالکريم بن يحيى از مشاهير و عرفاى آذربايجان، و خالق مثنوى معروف گشن‌راز، و استادش بهاءالدين يعقوب تبريزى است. بنا در طى زمان بارها تعمير و بازسازى شده است. تاريخ بنا مربوط به اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجرى قمرى است و براى اولين بار به وسيلهٔ حاج ميرزا آقاسى وزير محمدشاه قاجار تجديد عمارت شد. بعد از وى در سال ۱۲۶۷ هجرى قمرى دو قطعه سنگ نبشتهٔ مرمر با خط نستعليق جلى برجسته روى قبرها نصب گرديد. روى قبر محمود شبسترى نوشته شده که او در سال ۷۲۰ هجرى قمرى در ۳۳ سالگى وفات يافته است. در سال ۱۲۹۷ هجرى اين بنا به امر ميرزا حسين خان سپهسالار پيشکار ايالت آذربايجان مرمت شد. در سال ۱۳۱۰ شمسى به دستور سرلشگر حسن مقدم تعمير گرديد و آخرين بار در دههٔ ۴۰-۱۳۳۰ توسط ادارهٔ اوقاف مرمت و بازسازى شده است. در باغچهٔ مقبره، چند قطعه سنگ حجارى شده وجود دارد که سه قطعه از آنها جالب و ارزنده است. دو قطعهٔ ‌ديگر به شکل صندوق است که احتمالاً از سنگ‌‌‌هاى پايه در ورودى باغچه بوده و ديگرى پايهٔ سنگى مقرنس مشعلى است که از نوع سنگ‌هاى کبود معمولى است. و حجارى پرکار و ماهرانه‌اى دارد. مثنوى گلشن راز يکى از متون شگفت تفکر و حکمت ايرانى است که از مضامين فلسفى و علمى مملوّ مى‌باشد. در زير چند بيت از اين مثنوى نقل مى‌شود: ببين عالم همه درهم سرشتــه ملک در ديو و شيطان در فرشتـــه اگر يک قطره را دل بر شکافى برون آيد از آن صد بحر صافـــــى دل هر حبّه‌اى صد خرمن آمـد جهانــى در دل يــک ارزن آمـــد مقبرهٔ صخره‌اى سنگر، روستاى فرهاد، ماكو در ۷ کيلومترى غرب جادهٔ آسفالتهٔ ماکو - بازرگان و در مجاورت روستايى به نام فرهاد مقبرهٔ معروف فرهاد واقع شده است. قدمت اين بنا به ۷۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح مى‌رسد. اين مجموعه از سه بخش تشکيل شده است: يکم - آنچه که در دل کوه کنده شده، شامل سه اتاق که مقبرهٔ صخره را تشکيل مى‌دهد و به نام ايوان فرهاد خوانده مى‌شود. دوم - بقاياى ديوار سنگى مربوط به حصار محيطى که در دشت مقابل دخمهٔ سنگى است و مبين وجود قلعه‌اى در اين محل است. سوم - بقاياى بناى سنگى بالاى کوه که از سنگ‌هاى لاشه و آتشفشانى ساخته شده، در فواصلى معين برج‌هاى کوچک توپر دارد. در حفارى‌هايى که اخيراً در اين منطقه صورت گرفت، آثارى از شهر دورهٔ اورارتويى بدست آمد. مقبرهٔ صخره‌اى معروف به قارلى‌دام، اروميه مقبرهٔ صخره‌اى معروف به قارلى‌دام در شمال دره‌‌بند واقع شده و شامل دو اتاق باريک با يک جلوخان وسيع در روبروست و ورودى اتاقک اول به شکل چهارگوش است. ارتفاع مدخل و عرض آن به ترتيب حدود ۹۵ و ۶۰ سانتى‌متر است. گوشه‌هاى اتاقک مدور است و فضاى آن کم، و بلندى آن از کف تا سقف اتاقک که ساده و مسطح است حدود ۱/۷۰ متر است. اتاقک دوم پشت اتاقک اول است. فرم ورودى آن نيز که در ميانهٔ ديوارهٔ عقبى اتاقک اول تعبيه شده همان است که گفته شد. ارتفاع مدخل اين يکى هم که مقابل ورودى اصلى است ۹۲ سانتى‌متر و عرض آن ۶۰ سانتى‌‌متر است. گوشه‌‌هاى اتاقک عقبى (دوم) هم قوسى است. ارتفاع اتاقک دوم از کف تا زير سقف از ۱۲۰ تا ۱۳۰ سانتى‌متر تغيير مى‌‌کند. قبر صخره‌اى قارلى دام فاقد تزئينات داخلى و متعلق به اقوام اورارتو و مربوط به هزارهٔ اول قبل از ميلاد است. اين گور از حيث طرز تراش و نحوهٔ ايجاد آن با تمام مقابر صخره‌اى شناخته شده و در آذربايجان غربى قابل تطبيق است و از حيث طرح و شکل در پلان هم، با آنچه که در قره ضياءالدين و خان درهٔ‌ قاسملو (درهٔ شهدا) ديده مى‌شد، ‌ مشابه است. مقبرهٔ مولانا، كرمانشاه اين مقبره به مولانا عبدالله ابن الجاج محمد تونى بشروى از علماى بزرگ شيعه عصر صفويه، تعلق دارد. مولانا در سال ۱۰۷۱ هـ.ق هنگام بازگشت از زيارت عتبات مقدسه، در کرمانشاه وفات نموده است. مقبره اين عالم ربانى پس از تقريباً ۳۰۰ سال توسط يکى از محققين کشف و هم اکنون مورد توجه، زيارت اهالى و علاقمندان قرار دارد. ساير مقبره‌هاى استان کرمانشاه عبارتند از: بقعه اويس القران در کرمانشاه مربوط به دورهٔ سلجوقي. مقبره‌اى معروف به امام حسن مجتبى (ع) در خيابان جليلى کرمانشاه. مقبرهٔ فاضل طوسى در کرمانشاه. بقعهٔ‌ سيد فاطمه جنب ميدان آزادى کرمانشاه. مقبره محمدعلى بهبهانى (آل‌آقا) در خيابان آرامگاه کرمانشاه. بقعهٔ مالک در سنقر مربوط به دورهٔ سلجوقي. مقبرهٔ بابا يادگار در روستاى بان‌زرده کرمانشاه مربوط به قرن دهم هجرى قمرى و مقبره احمد بن اسحاق در پل ذهاب. مقبرهٔ ميرحيدر (گور‌ خان)، اسفندقه، جيرفت مقبرهٔ ميرحيدر يا گور خان، يادگارى از دورهٔ صفويه که در باغى بسيار زيبا و محصور از درختان مختلف، در اسفندقهٔ جيرفت قرار داد. بنا به شکل يک گنبد و هشت ايوان رو به بيرون است. نقشهٔ گنبد آن از داخل چهار ضلعى و در مراحل بعد به هشت طاقنما تبديل شده و گنبد مدورى بر روى آن احداث گرديده است. ازارهٔ گنبد داراى تزئينات نقشى روى گچ است. روشنايى بيرون از چهار درگاه به مقبره مى‌تابد. در داخل گنبد، سنگ قبرى از نوع مرمر وجود دارد.
مقبرهٔ‌ شيرين و فرهاد، سيه‌چشمه اين مقبرهٔ صخره‌اى نيز در دامنهٔ کوهى کنده شده و داراى اتاق‌هاى سنگى متعددى است. اين مقبره در کوهى به همين نام در غرب سيه‌چشمه واقع شده و قدمت آن به هزارهٔ اول پيش از ميلاد مى‌رسد و به دورهٔ اورارتويى تعلق دارد. مقبره مهد عليا، قم مهد عليا (خيرالنساء بيگم) زوجهٔ سلطان محمد خدابنده صفوى و مادر شاه‌عباس اول بود که با قدرت تمام در ادارهٔ امور اهتمام مى‌ورزيد و مداخلهٔ او در عزل و نصب امرا و کفايت و دخالت و استبداد در انجام امور، بسيار معروف بود. مقبرهٔ مهد عليا در جهت غربى و عقب گنبد محمد شاه قرار گرفته است. اين آرامگاه به شکل مربع مستطيل، با گچ‌برى‌هاى برجسته و زيبا آراسته است. مقبره‌الشعراء، تبريز يکى از جذاب‌ترين و مهم‌ترين اماکن تاريخى شهر تبرز مقبره‌الشعراء محلهٔ سرخاب است که به ويژه از سال‌هاى بعد از انقلاب اسلامى هزاران تن را به سوى خود جلب کرده است. مقبره‌الشعراء در جانب شرقى بقعهٔ سيد حمزه واقع شده و محل دفن ده‌ها تن از عرفا، دانشمندان و اديبان نام‌آور اين مرز و بوم است. اين مقبره يا به عبارت ديگر گورستان، از حوالى بقعهٔ سيد حمزه شروع مى‌شود و تا مزار باباحسن (قبر ملاحسن کنونى) از شمال و درهٔ گراب (حوالى حکام گرو فعلى) و در سرخاب از غرب کشيده مى‌شود که در آن شعرا، علما و فقها و عرفاى بسيارى دفن شده‌اند. معروف‌ترين آن‌ها عبارت‌اند از : مولانا محمد معروف به بابا مزيد، باباحسن، خواجه عبدالرحيم اژآبادى، مولانا نظا‌م‌الدين يحيى غورى، شيخ حسن بلغارى، مولانا محمد مغربى، سلطان پيرباب، شيخ معين‌الدين صفر، مولانا عبدالقادر نخجوانى، مولانا احمد هراتى، مولانا مظفر محمد شابزارى، همام تبريزى، مولانا بهاءالدين خاکى، مولانا ضياءالدين بزرگ، خاقانى شيروانى، اسدى طوسى، ابوالعلاء فلکى، ظهيرالدين فاريابى، شاهفور نيشابورى، انورى ابيوردى، قطران تبريزى، شيخ محمد خيابانى، ثقه‌الاسلام و محمد حسين شهريار و ... مقبره‌الشعراء تا پيش از هجوم و غلبه عثمانى‌ها در پايان سدهٔ دهم هجرى هنوز آباد و معروف بود ولى در دوران اشغال چند ساله ترکان به صورت ويرانه‌اى درآمد. در سال ۱۳۳۷ شمسى به دنبال انتشار ديوان کمال خجندى وسط آقاى عزيز دولت‌آبادى، مسئلهٔ گورستان کمال در محلهٔ کوره‌پزخانه وليان کوى مطرح گشت و به دنبال آن، مقبره‌الشعراء مورد توجه مسئولين قرار گرفت. در سال‌‌هاى بعد از انقلاب اسلامى، ادارهٔ فرهنگ و ارشاد اسلامى توجه ويژه‌اى به امر بازسازى و احياء اين مکان مبذول کرد و بعد از مرگ و تدفين استاد شهريار، اين مکان به يکى از مراکز جذب جهانگرد تبديل شد. در حال حاضر بناى زيبايى بر روى مقبره‌الشعراء وجود دارد که در صورت توجه بيش از پيش و تکميل آن، اين مرکز مى‌تواند نقش مهمى در جذب جهانگرد، خصوصاً جهانگردان جمهورى آذربايجان داشته باشد. از مشهورترين چهره‌هاى معاصر که در مقبره‌الشعراء غنوده است محمد حسين شهريار شاعر نامدار معاصر ايران است. شهريار افزون بر ديوانِ شعر فارسى که در برگيرندهٔ قالب‌هاى گوناگون شعر به ويژه غزليات زيباى اوست، سرايندهٔ منظومهٔ دلنشين آذريِ حيدربابا است که از جايگاه والايى در ميان آذرى‌زبانان و دوستداران شعر و فرهنگ برخوردار است و اکنون بخشى از فرهنگ غنى آذرى است. شعر پيام به انشتين از شعرهاى شهريار در قالب نو است که در اينجا مى‌خوانيم: انشتن يک سلام ناشناس البته مى‌بخشى دوان در سايه‌روشن‌هاى يک مهتابِ خُليايى نسيم شرق مى‌آيد، شکنجِ طُرّه‌ها افشان فُشرده زير بازو و شاخه‌هاى نرگس و مريم از آن‌هايى که در سعديّهٔ شيراز مى‌رويند ز چين و موجِ درياها و پيچ و تابِ جنگل‌ها دوان مى‌‌آيد و صبحِ سَحر خواهد به سر کوبيد درِ خلوت‌سراى قصرِ سلطانِ رياضى را درونِ کاخِ استغنا، فراز تختِ انديشه سر از زانوى استغراقِ خود بردار به اين مهمان که بى‌هنگام و ناخوانده است در بگشا اجازت ده که با دستِ لطيفِ خويش بنوازد. به نرمى چينِ پيشانيِ افکارِ بلندت را به آن ابريشمِ انديشه‌‌هايت شانه خواهد زد نُبوغِ شعرِ مشرق نيز با آيينِ درويشى به کف جامِ شرابى از سبوى حافظ و خيّام به دنبالِ نسيم از در رسيده مى‌زند زانو که بوسد دستِ پيرِ حکمتِ داناى مغرب را انشتن آفرين بر تو! خلاء با سرعتِ نورى که دارى در نَوَرديدى زمان در جاودان پى شد، مکان در لامکان طى شد حياتِ جاودان کز درک بيرون بود پيدا شد بهشتِ روحِ عِلْوى هم که دين مى‌‌گفت جز اين نيست تو با هم آشتى دادى جهانِ دين و دانش را انشتن نازِ شِستِ تو: نشان دادى که جِرم و جسم چيزى جز انرژى نيست اتم تا مى‌شکافد جزوِ جمع عالم بالاست به چشمِ موشکافِ اهلِ عرفان و تصوّف نيز جهانِ ما حبابِ روى چينِ آب را مانَد منِ ناخوانده دفتر هم که طفلِ مکتبِ عشقم جهانِ جسم، موجى از جهانِ روح مى‌بينم اصالت نيست در مادّه انشتن صد هزار احسن و ليکن صد هزار افسوس حريف از کشف و الهامِ تو دارد بمب مى‌سازد انشتن اژدهاى جنگ! جهنّم کامِ وحشتناکِ خود را باز خواهد کرد دگر پيمانهٔ عمرِ جهان لبريز خواهد شد دگر عشق و محبّت از طبيعت قهر خواهد کرد چه مى‌گويم؟ مگر مهر وفا محکومِ اضمحلال خواهد بود «مگر آهِ سحرخيزان سوى گردون نخواهد شد» مگر يک مادر از دل «واى فرزندم» نخواهد گفت انشتن بغض دارم در گلو دستم به دامانت نبوغِ خود به کامِ التيامِ زخم انسان کن سرِ اين ناجوانمردانِ سنگين‌دل به راه آور نژاد و کيش و ملّيت يکى کن اى بزرگ استاد زمين يک پايتختِ امپراطوريِ وجدان کن تفوّق در جهان قائل مشو جز علم و تقوا را انشتن پا فراتر نه جهانِ عقل هم طى کن کنار هم ببين موسى و عيسى و محمد را کليدِ عشق را بردار و حلّ ِ اين معمّا کن وگر شد از زبانِ علم اين قفلِ کهن واکن انشتن باز هم بالا خدا را نيز پيدا کن بقعهٔ اميرسيف، خرم‌آباد در شمال غربى قلعهٔ «سرقلا» و بر دامنهٔ‌ کوه «سياه» خرم‌آباد درميان يک گورستان قديمى ، ‌ بقعه‌اى مشهور به اميرسيف قرار دارد. در ميان اين بقعه ، ‌ قبرى به طول و عرض ۰/۹۵×۱ متر و ارتفاع ۷۰ سانتى‌متر قرار دارد که با کاشى سبز تزئين شده است. بلندى گنبد نزديک به ۱۲ متر و اندازهٔ‌ درِ ورودى آن ۷۵×۱۲۵ سانتى‌‌متر است و به جنوب باز مى‌شود. بقعه ، با سنگ‌قلوه و ملاط ساخته شده است. اهالى معتقدند اميرسيف يکى از امراى لرستان بوده است. ممکن است اميرسيف يکى از اتابکان لر کوچک بوده باشد.

آرامگاهها

_____________________________________________________
مقبرهٔ اوحدى مراغه‌اى، مراغه
اين بنا محل دفن رکن‌‌الدين ابوالحسن مراغى مشهور به اوحدى مراغه‌اى، عارف و شاعر پارسى‌گوى نامدار و صاحب مثنوى معروف جام جم است. مقبرهٔ اوحدى در ميان باغى سرسبز در شهر مراغه واقع شده است. صندوق سنگى قبر که سه پله بالاتر از کف باغ است، از سنگ کبود معمولى ساخته شده و بر بالاى ديواره‌هاى شمالى و جنوبى آن عبارت : «هدا قبرالمولى العظم، قدوه العلما، افصح الکلام زبده الانام الدراح الى رحمته‌اللّه تعالى اوحد الملته والدين ابوالحسن اصفهانى فى منتصب شعبان سنته ثمان و ثلثين و سبع نقر گرديده است. در کنار مقبرهٔ اوحدى، زيارتگاه ديگرى نيز وجود دارد که متعلق به فردى از فرقه گوران‌ها (اهل حق) است که سرخوش بيگ نام داشته و همزمان با اوحدى زندگى مى‌‌کرده است. اين محل مورد احترام و زيارتگاه فرقهٔ مزبور است که خود را پيرو و مريد حضرت على (ع) مى‌دانند
ساير آرامگاه‌هاى تاريخى، استان قم ساير آرامگاه‌هاى «جمعى از بزرگان و علما» در قم عبارتند از: آرامگاه آخوند ملا مهدى نراقى در خيابان آيت‌الله مرعشى نجفى، آرامگاه آقا ميرزا حسن کاشفى در خيابان آيت‌الله مرعشى نجفى، آرامگاه آيت‌الله صدر در حرم مطهر ( مسجد بالاسر)، آرامگاه آيت‌الله عبدالکريم حائرى در حرم مطهر (مسجد بالاسر)، آرامگاه آيت‌الله محمد تقى خوانسارى در حرم مطهر (مسجد بالاسر)، ‌ آرامگاه آيت‌الله بروجردى در حرم مطهر (مسجد اعظم)، ‌ آرامگاه آيت‌الله گلپايگانى در حرم مطهر (مسجد بالاسر)، آرامگاه شهيد آيت‌الله مرتضى مطهرى در حرم مطهر (مسجد بالاسر)، آرامگاه شهيد محمد منتظرى در مسجد بالاسر حرم مطهر، آرامگاه علامه طباطبائى در مسجد بالاسر حرم مطهر، آرامگاه آيت‌الله ربانى املشى در مسجد بالاسر حرم مطهر، آرامگاه آيت‌الله مرعشى نجفى‌ در خيابان آيت‌الله نجفى و آرامگاه پروين اعتصامى شاعره نامى ايران در حرم مطهر.
مقبرهٔ بابا پير (نعمان بن مقرن)، نهاوند اين مقبره در هشت کيلومترى جنوب غربى شهرستان نهاوند، در دهستان قشلاق و در مسير جادهٔ نهاوند - کرمانشاه واقع شده است. اين مقبره که بر روى صخره‌هاى کوهستانى قرار گرفته است مشرف بر دشت وسيعى است که به درهٔ فاوه (تپهٔ گيان) منتهى مى‌‌گردد. در مورد شخص مدفون اظهارنظرهاى مختلفى وجود دارد. گروهى عقيده دارند که نعمان بن مقرن يکى از سرداران اسلام در زمان حضرت على (ع) بود و عده‌اى هم بر اين عقيده‌اند که مقبره به يکى از سرداران عرب که در جنگ نهاوند کشته شده تعلق دارد. پيِ مقبره بر روى صخره‌‌هاى طبيعى استوار شده است و از يک بقعهٔ چهارضلعى (که بر روى آن گنبدى قرار دارد) و ايوان مقصوره به شکل بسيار ابتدايى و کوچک ساخته شده است. تمام مصالح به کار رفته در بنا را آجرهاى چهار ضلعى به ابعاد ۲۳/۵×۲۳ سانتى‌متر تشکيل مى‌دهد. طول مقبره ۷ متر، عرض آن ۵۸۰ سانتى‌‌متر و ارتفاعش در حدود ۷ متر است که با گنبد مدور ۹ متر مى‌شود. مقبره داراى ايوانى به طول ۳ متر و عرض ۲۱۰ سانتى‌متر است، و ارتفاعى در حدود ۳ متر دارد. داخل گنبد، هشت ضلعى و هر ضلع آن به شکل طاق‌نمايى گچبرى شده است. سقف گنبد آجرى و از معمارى موزونى برخوردار است. درِ ورودى مقبره در ايوان قرار دارد و از اين طريق مى‌‌توان به داخل مقبره راه يافت. مقبرهٔ باله حسن، روستاى سيس، شبستر اين مقبره در کنار مسجد روستا قرار دارد که سقف و قسمتى از ديوارهاى آن فرو ريخته است. درون مقبره دو قطعه سنگ سياه و شکسته بر روى قبر منسوب به باله حسن نهاده شده است که، داراى نوشته‌هاى مذهبى و اوراد است. قبلاً، دو قطعه سنگ سياه شکسته با نوشته‌هايى روى آنها در پاى ديوار جنوبى مقبره وجود داشت که در حال حاضر اثرى از آنها نيست. سمت جنوبى ميدان مسجد نيز که سابقاً قبرستان مشايخ بود، سنگ قبر بزرگى که در کنار مجسمهٔ سنگى قوچى به چشم مى‌خورد. باله حسن از مريدان شيخ شهاب‌الدين اهرى بود.
مقبرهٔ پير پالان‌دوز (محمد عارف عباسى)، مشهد اين مقبره در قسمت شمال شرقى مجموعهٔ حرم حضرت رضا (ع) قرار دارد و شامل بنايى چهارگوش با گنبدى بر فراز آن، ‌ و ايوانى آجرى در مقابل است. در داخل بقعه، شاه‌نشينى است که در بالاى آن، يزدى‌بندى‌هايى اجرا شده که در اصل داراى نقاشى بوده است، و به داخل بقعه جلوهٔ خاصى مى‌بخشيده است. بدنه‌هاى بنا، از دوران صفويه، داراى تزئينات نقاشى بوده که بر اثر گذشت زمان و نفوذ رطوبت، جز بخش کمى از آن که مرمت و ثابت گرديده، بقيه از ميان رفته است. در زير کاسهٔ گنبد نيز ترنج زيبايى با نگاره‌هاى گياهى نقش‌اندازى شده است نماى خارجى بنا به ايجاد طاق‌نماهاى تيزه‌دار آجرى و پشت‌‌بغل‌هاى کاشى و قاب‌هاى مستطيل تزئينى بر فراز آن‌ها، در عين سادگى، منظره‌اى زيبا دارد. سطح گنبد پيازى شکل فراز بنا که بر روى گردنى استوانه‌اى شکل استوار شده، داراى پوشش ساده‌اى از کاشى فيروزه‌اى است. شکل کلى بنا و بازمانده‌‌هاى نقاشى‌هاى درون آن، بنا را اثرى از دوران صفوى معرفى مى‌کند که در سال ۹۸۵ هـ.ق ساخته شده است. تاريخ مزبور، بر کتيبهٔ سنگ سفيد مربعى کنده شده است. شخصيت به خاک سپرده شده در اين بقعه، با توجه به نوشتهٔ سنگ مزارش، «محمد عارف عباسي»، از عرفاى سلسلهٔ ذهبيه‌ است. لقب «پالان‌دوز» از اين رو به او داده شده که براى گذران زندگى خود، با وجود مقام والايى که نزد مردم داشته، به کار پالان‌دوزى اشتغال داشته است. از اين‌ شخصيت، قرآن هفت‌سوره‌اى در دست است که به خط خوش ثلث نوشته شده است و حکايت از توانايى او در کار خطاطى دارد.
مقبرهٔ پير نجم‌الدين، سمنان (خوارزمشاهيان) مقبرهٔ پير نجم‌الدين منسوب به پيرنجم‌الدين دادبخش يا تاج‌بخش در گورستانى به همين نام در سمنان واقع شده است. از شجره‌نامهٔ‌ مدفون اين آرامگاه اطلاع صحيحى در دست نيست، ولى عده‌اى وى را يکى از سرداران ملى سمنان در حملهٔ‌ مغول مى‌دانند. احتمالاً مى‌توان شيخ نجم‌الدين دادبخش را يکى از شاگردان شيخ نجم‌الدين خوارزمى به حساب آورد که به دستور وى براى مقابله با سپاه مغول به وطن و زادگاه خود سمنان آمد. مقبرهٔ پير نجم‌الدين که يکى از آثار دورهٔ مغول است، شامل ايوان، حرم و گنبد است و به علت اين که قبلاً در وسط گورستان قرار داشته و اکنون در خيابان است، ‌ فاقد صحن است. ايوان رو به جنوب و متصل به بقعه ساخته شده و هفت متر ارتفاع و ۳/۵ متر دهنه دارد. در ايوان دو در چوبين ساده به چشم مى‌خورد. کف اتاق بقعه، تقريباً ۳۰ سانتى‌متر از سطح ايوان پايين‌تر است و قبر سادهٔ گچى در وسط آن و در زير گنبد قرار دارد. پوشش روى مرقد را صندوق مشبک و چوبين به طول ۲/۶۰ متر، عرص ۱/۳۵ متر و ارتفاع ۱/۳ متر تشکيل مى‌دهد. روبروى آرامگاه دو ستون خشتى بسيار بزرگ از خشت خام قرار دارد که برخى از مردم آن را مقبرهٔ‌ فرزندان امير تيمور گورکانى مى‌دانند.
مقبرهٔ حاج سيف‌الدوله، ملاير اين مقبره در محوطهٔ پارک ملاير که در گذشته محل سکونت اختصاصى حاج سيف‌الدوله (سلطان محمد ميرزا سيف‌الدوله پسر عضدالدوله فرزند فتحعلى شاه) بود، واقع شده است و به وسيلهٔ امير مؤيد (نوهٔ سيف‌الدوله) که در واقع مالک اصلى پارک و اراضى اطراف آن بود، بنا شده است. مقبره داراى چهار در ورودى است که بر بالاى آن‌ها با استفاده از آجر، نقش‌هايى ايجاد شده است و سقفى گنبدى شکل دارد. از آنجايى که اين بنا در داخل پارک قرار گرفته
ساير آرامگاه‌هاى تاريخى، استان قم ساير آرامگاه‌هاى «جمعى از بزرگان و علما» در قم عبارتند از: آرامگاه آخوند ملا مهدى نراقى در خيابان آيت‌الله مرعشى نجفى، آرامگاه آقا ميرزا حسن کاشفى در خيابان آيت‌الله مرعشى نجفى، آرامگاه آيت‌الله صدر در حرم مطهر ( مسجد بالاسر)، آرامگاه آيت‌الله عبدالکريم حائرى در حرم مطهر (مسجد بالاسر)، آرامگاه آيت‌الله محمد تقى خوانسارى در حرم مطهر (مسجد بالاسر)، ‌ آرامگاه آيت‌الله بروجردى در حرم مطهر (مسجد اعظم)، ‌ آرامگاه آيت‌الله گلپايگانى در حرم مطهر (مسجد بالاسر)، آرامگاه شهيد آيت‌الله مرتضى مطهرى در حرم مطهر (مسجد بالاسر)، آرامگاه شهيد محمد منتظرى در مسجد بالاسر حرم مطهر، آرامگاه علامه طباطبائى در مسجد بالاسر حرم مطهر، آرامگاه آيت‌الله ربانى املشى در مسجد بالاسر حرم مطهر، آرامگاه آيت‌الله مرعشى نجفى‌ در خيابان آيت‌الله نجفى و آرامگاه پروين اعتصامى شاعره نامى ايران در حرم مطهر.
مقبرهٔ باله حسن، روستاى سيس، شبستر
اين مقبره در کنار مسجد روستا قرار دارد که سقف و قسمتى از ديوارهاى آن فرو ريخته است. درون مقبره دو قطعه سنگ سياه و شکسته بر روى قبر منسوب به باله حسن نهاده شده است که، داراى نوشته‌هاى مذهبى و اوراد است. قبلاً، دو قطعه سنگ سياه شکسته با نوشته‌هايى روى آنها در پاى ديوار جنوبى مقبره وجود داشت که در حال حاضر اثرى از آنها نيست. سمت جنوبى ميدان مسجد نيز که سابقاً قبرستان مشايخ بود، سنگ قبر بزرگى که در کنار مجسمهٔ سنگى قوچى به چشم مى‌خورد. باله حسن از مريدان شيخ شهاب‌الدين اهرى بود.
مقبرهٔ بداق‌السلطان، مهاباد اين مقبره در جنوب غربى مهاباد، داخل قبرستان عمومى شهر واقع شده است. اين مقبره به يکى از سرداران شاه‌عباس صفوى تعلق دارد که در زمان خود حکمران منطقهٔ ساوجبلاغ بوده و در عمران و آبادانى آن کوشيده است. از جمله اقدامات او سد رودخانهٔ ساوجبلاغ، قنات شهر، کاروانسراها، حمام و مسجد جامع مهاباد را مى‌توان نام برد که به غير از مسجد جامع بقيهٔ آثار از بين رفته‌اند. بداق‌السلطان در سال ۱۰۱۲ هجرى قمرى در يکى از جنگ‌هاى شاه عباس در نزديکى ايروان به قتل رسيد. اما نامبرده را به خاطر خدمات عمرانى‌اش به مهاباد آوردند و در آنجا دفن کردند.
مقبره بداق‌ السلطان بنايى ساده و کوچک است که با تورفتگى و برون‌زدگى‌هايى به شکل مستطيل است. مقبره از دو قسمت، يکى ورودى و ديگرى اطاق اصلى تشکيل شده که بر روى هر کدام گنبدى ساده قرار دارد. قبر بداق‌السلطان داخل اطاق اصلى است. ساختمان مقبره که بر روى صفحه سنگى قرار گرفته، فاقد پى‌بندى اساسى و تماماً از آجر است که قسمت‌هاى عمدهٔ آن بارها مرمت شده است. مقبرهٔ حاج سيف‌الدوله، ملاير
اين مقبره در محوطهٔ پارک ملاير که در گذشته محل سکونت اختصاصى حاج سيف‌الدوله (سلطان محمد ميرزا سيف‌الدوله پسر عضدالدوله فرزند فتحعلى شاه) بود، واقع شده است و به وسيلهٔ امير مؤيد (نوهٔ سيف‌الدوله) که در واقع مالک اصلى پارک و اراضى اطراف آن بود، بنا شده است.
مقبره داراى چهار در ورودى است که بر بالاى آن‌ها با استفاده از آجر، نقش‌هايى ايجاد شده است و سقفى گنبدى شکل دارد. از آنجايى که اين بنا در داخل پارک قرار گرفته است.

آرامگاهها

______________________________________________________
بقعهٔ پير بابا مسافر، شهداد، كرمان
اين بنا در ۶۰ کيلومترى شرق کرمان در شهداد واقع شده و امروزه به نام‌هاى خانقاه آقوس، آقوس کليسا يا پير مسافر خوانده مى‌شود. قسمت اعظم بنا شامل ديوارهاى حياط، ورودى و اتاق گنبددار که شايد مرکز اصلى در خانقاه بوده، بعدها به صورت مقبرهٔ پير مسافر در آمده است. در مجاورت بقعه مسجدى وجود دارد که محرابى با تزئينات عالى از آن باقى مانده است. با توجه به سبک بنا و نوشتهٔ مزارات کرمان، اين بنا از ساخته‌هاى قرن هفتم هجرى - قمرى است، ولى در مورد شخص مدفون در آن اطلاع دقيقى در دست نيست. در کتاب تذکره‌الاوليا يا مزارات کرمان تأليف محرابى کرمانى که در نيمهٔ اول قرن دهم هـ.ق نوشته شده، ذکرى از محلهٔ آقوس و بناهاى مهم آن آمده است. در کتاب مذکور از شخصى به نام بابا مسافر کنجى ياد شده که به طور ناشناس به خبيص (شهداد) آمده و سال‌ها در زير چهار کهنسالى مى‌زيسته که نزديک مسجد و خانقاه و حمام بوده است و نيز اشاره شده که قبر بابا مسافر در زير گنبدى در اندرون خانقاهى که حضرت خواجه اختيارالدين عبدالقادر کرمانى آن را احداث کرده، قرار دارد. اين بنا به شمارهٔ ۳۳۱ به ثبت تاريخى رسيده است.
بقعهٔ پير برحق (جارسوز)، بردسير بقعهٔ پير برحق يا جارسوز، يادگارى از قرن هفتم هجرى در بردسير کرمان است که نقشهٔ آن از خارج چهارگوش و از داخل هشت‌گوش مى‌باشد. گنبد بقعه دو پوشه و آجرى است و تزئينات گچبرى، مقرنس‌کارى، خطوط کوفى و کاشى‌کارى جالب گل و بوتهٔ آن شکوه و جلال خاصى به داخل گنبد داده است. اين بنا به شماره ۴۹۱ جزء‌ بناهاى تاريخى ايران به ثبت رسيده است.
بقعهٔ پيراحمد زهرنوش، ابهر
بقعهٔ پيراحمد زهرنوش معروف به «پير» که در قسمت جنوبى شهرستان ابهر و در انتهاى خيابان ۱۷ شهريور قرار دارد، يکى از آثار ارزشمند تاريخى و زيارتى اين شهر مى‌باشد و از آثار دورهٔ ايلخانى (قرن هشتم) است.
ساختمان بنا از آچر چهارگوش مربع‌شکل ساخته شده و گنبد کوتاه آن نيز آجرى است و بر روى قاعده‌اى کثيرالاضلاع قرار دارد. اين بنا در سال ۱۳۶۵ تعمير شده است.
بقعهٔ پير متعلق به «مولانا قطب‌الدين احمد ابهري» (۵۰۰-۵۷۷ هـ.ق) ملقب به «پيراحمد» و معروف به «زهرنوش» است که از صوفيان مشهور بوده است و مريدان خود را در اين محل ارشاد مى‌کرده است. بنا به روايتى، پيراحمد زهرنوش، زهر را چون شربت مى‌نوشيد و پيش از نوشيدن، سماع مردانه‌اى به راه مى‌انداخت و ابهر را از فرياد عشق و شور پر مى‌کرد و وقتى که شور بالا مى‌گرفت، ديگر هيچ چيز در او کارگر نبود. بقعهٔ ملاحسن كاشى، سلطانيه، ابهر
بقعهٔ زيباى ملاحسن کاشى، در فاصلهٔ ۲/۵ کيلومترى جنوب شهر سلطانيه قرار گرفته است. اين بقعه، از نماى بيرونى، داراى طرح هشت ضلعى است و در نماى داخلى، طرح بنا با ترکيب و تلفيقِ ايوان‌هاى جانبى به مربع تبديل شده است. ايوان‌هاى چهارگانه در طبقهٔ‌ همکف با دهليزهاى زيبايى به يک‌ديگر مرتبط شده‌اند. ايوان‌هاى کوچک که به دو طبقه تقسيم شده‌اند، با يک راه‌پلهٔ ‌ارتباطى با ايوان‌هاى بزرگ در طبقهٔ همکف مرتبط مى‌شوند. حاصل اين ارتباط، گنبد زيبايى است که بر هستهٔ چهارگوش مرکزى جاى گرفته است. اين گنبد با ساقه‌اى نسبتاً بلند، ‌ از نوع گنبدهاى دو پوششه است که يک پوشش تزئينى نيز بر آن افزوده شده است. ساقهٔ گنبد، از نظر تزئينات، به چهار بخش تقسيم شده است : در بخش نخست، نقش مُعقَل به طور معکوس تکرار گرديده است؛ در قسمت دوم، اسماء جلاله به خط کوفى اجرا شده است؛ قسمت سوم، تزئينات زيگزاک بر روى گنبد اجرا شده است؛ و سرانجام در قسمت چهارم، تزئيناتى با خط‌هاى موازى که از تلفيق آجر با کاشى فيروزه‌اى پديد آمده، گنبد را پوشانده است. تزئينات داخى بنا که عبارت از مُقَرنَس‌کاريِ گچى است، در دورهٔ فتحعلى‌شاه قاجار به هزينهٔ حاکم زنجان صورت گرفته است. اين بقعه با ديوارى محصور شده است. در وروديِ اين مجموعه، ساختمانى قرار دارد که شامل اتاق‌هاى نگهبانى و سرايدارى در دو طرف آن است. ديوار اتاق‌ها از نماى بيرونى به طاق‌نماهايى تبديل گرديده است و در وسط آن واژه‌هاى «اللّه»، «محمد» و «علي» به خط کوفى مُعقَل نوشته شده است. اين نوشته‌ها از ترکيب آجر و کاشى فيروزه‌اى شکل گرفته‌اند و در حاشيهٔ طاق‌نما عبارت «لا اله الا اللّه» تکرار شده است.
بقعه شاه غريب و شاه قلندر، انجدان، اراك (صفويان) روستاى انجدان از جمله روستاهايى است که قدمت طولانى دارد و در ۳۷ کيلومترى شرق اراک واقع شده است. بقعه شاه غريب و شاه قلندر (که از پيشوايان فرقه اسماعيليه بوده‌اند) و همچنين بقعه چهل دختران در اين روستا قرار گرفته‌اند. تاريخ احداث اين بناها به دورهٔ‌ صفويه مى‌رسد. اين بناها مدت‌ها مورد احترام و تقديس اسماعيليان هستند و پيروان اين فرقه نذورات خود را به اين بقعه‌ها هديه مى‌کنند.
بناى يادبود سيد جمال‌الدين اسدآبادى، اسدآباد سيد جمال‌‌الدين اسدآبادى، متفکّر و مصلح اجتماعيِ شرق در سال ۱۲۵۴ هجرى قمرى در اسدآباد همدان به دنيا آمد و در پنجم شوال ۱۳۱۴ هجرى قمرى در استانبول ترکيه مسموم و مقتول شد. به ياد بود سيد جمال‌ در منزل مسکونى قديمى او در محلهٔ اسدآباد که در نزديکى امام‌زاده احمد واقع شده است بنايى ساخته‌اند. آنچه در اين بنا جلب توجه مى‌کند، سنگ يادبود سيد است که در محوطهٔ وسط بنا قرار دارد و بر لوحهٔ فلزى آن به خط نستعليق چنين نوشته‌‌اند: «سيد جمال‌الدين اسدآبادى تولد در کوى سيدان اسدآباد ۱۲۵۴ هجرى برابر با ۱۲۱۷ خورشيدى = ۱۸۳۸ ميلادي. درگذشت در استانبول ترکيه ۱۳۱۴ هجرى برابر ۱۲۷۴ خورشيدى = ۱۸۹۵ ميلادي. از جمله پيشقدمان حرّيت و آزادى ايران بود. مبارزات دليرانه‌اش با عمال استبداد ثبت تاريخ و کوشش‌هاى پيگيرش در راه اتحاد و اتفاق ملل مسلمان مشهور آفاق است. اين سنگ يادبود از طرف انجمن آثار ملى ايران تهيه شده و در زادگاه آن شادروان نصب گرديد تا خاطرهٔ خدمات گرانقدر آن بزرگمرد براى هميشه در زادگاهش طنين اندازد و در ديدگاه زائران و جهانگردان برقرار و پايدار باشد». سيد جمال‌الدّين همهٔ‌عمر خويش را در مبارزه با استبدادِ سلاطين ايران، عثمانى، مصر و سياست استعماريِ انگلستان گذراند. روزنامهٔ عروه‌الوثقى را بر ضد سياست انگلستان در پاريس منتشر کرد. در قاهره، استانبول، هند و افغانستان با نطق‌هاى پُرشور خود مسلمانان را به کسب آزادى تشويق کرد. در لندن روزنامهٔ ضياءالخافقين را به زبان‌هاى عربى و انگليسى انتشار داد. او غير از زبان فارسى و عربى با زبان‌هاى تُرکى، فرانسوى، انگليسى و روسى نيز آشنايى داشت. سيّد جمال‌الدين اسدآبادى گذشته از مقالات و رسالات متعدد کتاب مشهورى به نام نيجرّيه در رّد فلسفهٔ مادّى نوشته است. در اينجا آخرين نامهٔ سيّد جمال‌الدين را که از زندان سلطان عبدالحميد عثمانى نوشته است مى‌خوانيم: من در موقعى اين نامه را به دوست عزيز خود مى‌نويسم که در محبس محبوس و از ملاقات دوستان خود محرومم، نه انتظار نجات دارم و نه اميّد حيات، نه از گرفتارى متألم و نه از کشته شدن متوحّش، خوشم بر اين حبس و خوشم بر اين کُشته شدن. حبسم براى آزادى نوع، ‌ کُشته مى‌شوم براى زندگيِ قوم، ولى افسوس مى‌‌خورم از اين که کِشته‌‌هاى خود را ندرويدم، به آرزويى که داشتم کاملاً نائل نگرديدم، شمشير شقاوت نگذاشت بيدارى ملل مشرق را ببينم، دست جهالت فرصت نداد صداى آزادى را از حلقوم اُمم مشرق بشنوم، اى کاش من تمام تخم افکار خود را در مزرعهٔ مستعد افکار ملّت کاشته بودم. چه خوش بود تخم‌هاى بارور و مفيدِ خود را در زمينِ شوره‌زار سلطنت، فاسد نمى‌نمودم، آنچه در آن مزرعه کاشتم به نمو رسيد. هر چه در اين زمين کوير غرس نمودم فاسد گرديد، در اين مدت هيچ يک از تکاليف خيرخواهانهٔ من به گوش سلاطين مشرق فرو نرفت، همه را شهوت و جهالت مانع از قبول گشت، اميدوارى‌ها به ايرانم بود اجر زحماتم را به فرّاشِ غضب حواله کردند، با هزاران وعده و وعيد به ترکيه احضارم کردند، اين نوع مغلول و مقهورم نمودند.‌ غافل از اين که انعدام صاحب نيّت اسباب انعدام نيّت نمى‌شود، ‌ صفحهٔ روزگار حرف حق را ضبط مى‌کند. بارى من از دوست گرامى خود خواهشمندم اين آخرين نامه را به نظر دوستان عزيز و هم‌مسلک‌هاى ايرانيِ من برسانيد و زبانى به آن‌ها بگويى شما که ميوهٔ رسيدهٔ ايران هستيد براى بيداريِ ايرانى دامن همت به کمر زده‌ايد از حبس و قتال نترسيد، از جهالت ايرانى خسته نشويد، از حرکات مذبوحانهٔ سلاطين متوحّش نگرديد، با نهايت سرعت بکوشيد با کمال چالاکى کوشش کنيد، طبيعت به شما يار است و خالق طبيعت مددکار، سيل تجدّد به سرعت به طرف مشرق جارى است. بنياد حکومت مطلقه منعدم شدنى است، شماها تا مى‌‌توانيد در خرابيِ اساس حکومتِ مطلقه بکوشيد نه به قلع و قمع اشخاص، شما تا قوّه داريد در نسْخِ عاداتى که ميانهٔ سعادت و ايرانى سدِ سديد گرديده کوشش نماييد نه در نيستيِ صاحبان عادات، هرگاه بخواهيد به اشخاص مانع شويد وقت شما تلف مى‌گردد، اگر بخواهيد به صاحب عادت سعى کنيد باز آن عادت ديگران را بر خود جلب مى‌کند، سعى کنيد موانعى را که ميانهٔ‌ الفت شما و ساير ملل واقع شده رفع نماييد گول عوامفريبان را نخوريد.
پير جابر، روستاى ممقا، آذرشهر، تبريز
اين بنا در روستاى ممقان، از توابع آذرشهر واقع شده و محل دفن پير جابر از عرفاى آن دوره است. اين مقبره سنگ‌نبشته و کتيبه‌‌اى ندارد. فقط سه لوح قبر و چهار قطعه سنگ کم عرض بر رويهٔ بيرونى ديوارهاى غربى و جنوبى زاويه آن تعبيه شده است که مجموعاً قسمتى از کتيبهٔ‌ ديواره‌هاى يک قبر قديمى را تشکيل مى‌دهند. يکى از کتيبه‌ها تاريخ ۱۱۳۵ هـ.ق را دارد و يکى ديگر متعلق است به قبر شخصى به نام حاجى آقا که قدمت آن به قرون يازده و دوازده هجرى مى‌رسد.
حرم امام خمينى (ره)، تهران
مرقد امام خمينى (ره) رهبر انقلاب اسلامى ايران که يکى از شلوغ‌ترين و پر رفت و آمدترين مراکز زيارتى شهر تهران است، در محوطه‌اى بسيار گسترده ساخته شده است. احداث دانشگاه، زائرسرا، مراکز تجارى، خدماتى و ... در دستور توسعهٔ اطراف حرم قرار گرفته است.

آرامگاهها

_____________________________________________________
آرامگاه نادر، مشهد هنگامى که ايران با انقراض صفويه و تسلط محمود و اشرف افغان روزگار تباهى را مى‌‌گذراند، نادر از خطهٔ خراسان برخاست. وى در زمان حکومت خود فتوحات بسيارى انجام داد. ليکن در اواخر عمر چون فرزندش رضا‌قلى‌ميرزا را از روى سوءِظن کور کرد، احوالش دگرگون شد و در تندخويى مبالغه کرد و سرانجام در سال ۱۱۶۰ هـ.ق به دست پنج تن از سران قزلباش کشته شد. نادر در نظر داشت که بر سر گور خود بنايى همانند تاج‌محل در هند بسازد و دستور داد که از مراغه سنگ‌هاى آن را حمل کردند؛ ولى در زمان حياتش کار بناى آرامگاه پايان نيافت و پس از مرگش، اخلاف او چنان منحط بودند که باغ آرامگاه او را بين خود تقسيم کردند و فروختند، درها را ربودند و موقوفات وى را نيز تصاحب کردند. در زمان حکومت احمد قوام (قوام‌السلطنه)، بناى ديگرى بر آرامگاه نادرشاه ساخته شد که آن‌هم مدتى بعد در معرض آسيب و خرابى قرار گرفت و به صورت نامناسبى درآمد. بناى جديد در سال ۱۳۳۶ آغاز شد و در سال ۱۳۴۰ هـ.ش خاتمه يافت که مشتمل بر اتاق آرامگاه و دو تالار، موزه، ايوان‌ها، راهروها، پايهٔ مجسمه و دفتر امضاى بازديدکنندگان است. در بناى ضميمهٔ جداگانه نيز محل کتابخانه، ‌تالار پذيرايى، اتاق‌هاى نگهبانى و پاسدارخانه احداث شده است. ضمناً با حفر چاه نيمه‌عميق و نصب موتور برق و احداث جوى‌هاى سنگى و حوض و آب‌نماها و چمن‌کارى و کشيدن نردهٔ فلزى در اطراف باغ، در تزئين آرامگاه کوشيده‌اند. بناى مقبره، از تخته‌سنگ‌هاى گرانيت خراسان و سنگ‌هاى ديگر ساخته شده است. پايهٔ مجسمهٔ سوارهٔ نادرشاه، متصل به بناى آرامگاه است و مجسمهٔ مفرغى سوارهٔ وى - به ارتفاع ۶/۵ متر - با مجسمهٔ ‌سه سرباز پياده که در کنار اسب ايستاده‌اند، از شهر «رم» به مشهد حمل و بر فراز پايهٔ آن استوار گرديده است. طرح مجسمه به وسيلهٔ ابوالحسن صديقى تهيه شده و مفرغ‌ريزى آن در کارخانهٔ «بروني» ايتاليا انجام يافته است. آرامگاه سرهنگ محمدتقى‌خان پسيان هم در محل مناسبى در باغچهٔ شمالى باغ آرامگاه نادر قرار دارد و لوحى سنگى بر آن نصب شده است. آرامگاه ميرشمس‌الدين، لاهيجان اين آرامگاه در محلهٔ اردو بازار لاهيجان قرار دارد و يکى از بناهاى پرنقش و نگار استان محسوب مى‌شود. بالاى تاق‌نماهاى هشت‌گانه بنا، ميان دو حاشيهٔ گچ‌برى شده، قصيده‌اى ۱۵ بيتى با خط نستعليق خوش گچ‌برى شده است که در آن، نامى از ميرشمس‌الدين و يادى از عباس نامى شده که دومى در دوران ناصرالدين‌شاه، ‌ اين آرامگاه را بنا کرده است. سقف بنا آينه‌‌کارى شده است. در سمت شرق آرامگاه، ‌ ايوان بزرگى قرار دارد. بر روى مزار، صندوقى قديمى نصب شده است که دو تاريخ ۱۰۱۸ و ۱۰۱۷ هجرى قمرى را دارد. آرامگاه ميرشمس‌الدين لاهيجى، لاهيجان اين بنا در داخل شهر لاهيجان واقع شده و آرامگاه مير شمس‌الدين از معارف زمان شاه اسماعيل اول صفوى است. بنا يادگارى از دورهٔ صفوى است که در کتيبه‌هاى آن اشاره‌اى به تاريخ بنا نشده است، ولى سنگ قبر آرامگاه تاريخ ۱۰۱۷ هجرى قمرى را دارد. اين بنا داراى يک حياط در مرکز و سه ايوان در جبهه‌هاى شمال، شرق و غرب است و نشان مى‌دهد که تنها براى آرامگاه ساخته نشده و با توجه به حجره‌هاى موجود در جبههٔ غربى آن، زمانى مدرسهٔ‌ علوم دينى نيز بوده است. تزئينات داخل آرامگاه نقاشى‌هاى رنگ و روغن، گچ‌برى، آئينه‌کارى، ‌ مقرنس‌هاى تزئينى و کتيبه‌هاى بسيار است که اهميت و اعتبارى ويژه به بنا بخشيده و آن را در شمار بناهاى تاريخى گيلان در آورده است. آرامگاه ميرعماد، اصفهان اين آرامگاه در مسجد مقصودبيک اصفهان واقع شده است. ميرمحمد بن حسين حسنى سيفى قزوينى، ملقب به عمادالملک و مشهور به مير، خطاط معروف ايرانى (۱۰۲۴-۹۶۱) و يکى از بزرگ‌ترين نويسندگان خط نستعليق زمان خود بوده است. مدفن وى در ضلع شرقى صحن کوچک مسجد مقصودبيک قرار دارد و سنگ‌‌قبر آن هيچ‌گونه کتيبه‌اى ندارد؛ اما در آرامگاه او قطعه‌سنگى از مرمر به طول ۷۰ و عرض ۳۵ سانتى‌متر به طور عمودى بر ديوار شرقى نصب شده است که بر حاشيه و متن آن، عبارات و اشعارى حجارى کرده‌اند. آرامگاه ميرفندرسكى، اصفهان آرامگاه ميرفندرسکى از عرفا و حکماى معروف عهد صفويه در «تکيهٔ مير» تخت فولاد اصفهان واقع شده است. آرامگاه در فضاى آزاد با سنگ‌هاى يکپارچهٔ بزرگ مرمرى پوشيده شده است و کتيبهٔ‌ آن، سال ۱۰۵۰ هجرى قمرى را نشان مى‌دهد. مدفن بسيارى از بزرگان اصفهان در تکيهٔ‌ مير قرار دارد. آرامگاه ميرمجدالدين اسماعيل باب‌الدشتى، اصفهان اين آرامگاه در صفهٔ‌ شمالى شبستان گنبددار مسجد قطبيهٔ اصفهان واقع شده است. بر سنگ مزار او نوشته شده : «وفات عاليجناب ... الاکابر العظام مير مجدالدين اسماعيل ابن حضرت عمده‌الاکابر فى الزمان امير مسعود باب‌الدشتى فى شهر صفر سنهٔ خمس و خمسين تسعمانه» (۹۵۵). اين مقبره و مسجد به شمارهٔ ۲۱۸، به ثبت تاريخى رسيده است. آرامگاه ميرنظام‌الدين و آرامگاه دكتر حشمت، رشت اين زيارتگاه در محلهٔ چله‌خانهٔ‌ شهر رشت قرار دارد و شامل آرامگاه، مسجد و چله‌خانه بود که چله‌خانهٔ آن از بين رفته است. در بخشى از صحن اين مجموعه آرامگاه شادروان دکتر حشمت - از ياران ميرزا کوچک‌خان جنگلى - قرار دارد. آرامگاه نظام‌الملك (دارُالبطيخ)، اصفهان «دارالبطيخ» که امروزه «دارالبيتي» تلفظ مى‌شود، نام يکى از کوچه‌هاى محلهٔ «احمدآباد» اصفهان است که آرامگاه‌هاى «خواجه نظام‌الملک طوسي» وزير معروف ملکشاه سلجوقى، «محمود بن ملکشاه» و «ترکان خاتون» زوجهٔ ملکشاه در داخل مقبرهٔ آن جاى دارد. اين مقبره طى قرون متمادى دچار تغييرات و تحوالاتى شده است و آنچه امروز از آن برجاى مانده با صورت اصلى آن در دورهٔ سلاجقه مغايرت تمام دارد

آرامگاهها

_____________________________________________________

آرامگاه مولانا زين‌الدين ابوبكر تايبادى، تايباد زين‌الدين ابوبکر، يکى از صوفيان برجستهٔ قرن هشتم هجرى، معاصر با تيمورلنگ و حافظ شيرازى بوده و در سال ۷۹۱ هـ.ق وفات يافته است. مقبرهٔ مولانا زين‌الدين ابوبکر، در ابتداى جادهٔ تايباد به خواف واقع شده است. محل قبر در فضاى آزاد قرار دارد و در برابر آن، بناى باشکوهى ساخته شده است. بر اطراف مرقد، معجرى کشيده شده است و دو لوح سنگى خاکسترى رنگ، يکى بر روى قبر و ديگرى در بالاى سر آن به صورت افراشته قرار داده شده‌اند. بر روى سنگ قبر نوشته شده است : «هذا مرقد مرحوم قطب‌الاقطاب مولانا شيخ زين‌الدين ابابکر بن شيخ على بن شيخ ابوبکر بن شيخ احمد بن (شيخ محمد بن) شيخ محمد بن شيخ سهيل تايبادى وفات يوم پنجشنبه سلخ محرم ۷۹۱». در بالاى سر قبر، سنگ ديگرى وجود دارد که بر اساس کتيبهٔ آن مشخص مى‌شود که معجر خاکسترى در سال ۱۰۳۰ هـ.ق توسط شخصى به نام «خواجه درويش» تقديم مزار شده است. در برابر مزار مزبور، بناى مجللى وجود دارد که در سال ۸۴۸ هـ.ق توسط پيراحمد خوافى - وزير شاهرخ، ‌ پسر تيمور - جهت مسجد و نمازخانه بنا گرديده است. نقشهٔ بنا شامل گنبدخانه‌اى چهارتاقى با ايوانى رفيع در جلوى آن و با اتاق‌هاى دوطبقه‌اى در طرفين است. نماى بيرونى بنا شامل ايوان رفيعى با تاق‌آهنگ است که در دو سوى آن، غرفه‌هاى دو طبقه‌اى قرار گرفته است. راه ورود به طبقهٔ ‌اول هر يک از آن‌ها، از درگاه کنار ايوان و راه ورود به طبقهٔ‌ دوم، ‌ از پلکان‌هايى است که در بيرون بنا قرار دارند. در پشت ايوان، شش طاق‌نما قرار دارد. تمامى سطوح نماى ايوان و تاق‌هاى حجره‌هاى طرفين آن، با استفاده از کاشى نره - به شيوهٔ معقلى - و کاشى معرق تزئين شده است. فضاى اصلى داخلى به ابعاد ۱۷/۵۰×۱۶/۵۰ متر، شاه‌نشين‌هايى با پوشش نيم‌گنبدى با گوشه‌سازى‌ها و مقرنس‌کارى‌هايى دارد و بر فراز آن گنبدى با استفاده از سه کنج‌هاى مقرنس‌کارى شده و کاربندى ساخته شده است. در چهار گوشهٔ بنا، چهار پلکان تعبيه شده است که به حجره‌هاى طرفين ايوان و به پشت‌بام راه مى‌يابند و ورودى آن‌ها از بيرون بناست. فضاى داخلى بنا، ‌ در گذشته، از طريق درگاه‌هاى شمالى و جنوبى نيز به بيرون راه داشته که امروزه مسدود داست. نماى بيرونى با قاب‌هاى سادهٔ آجرى و نماى ايوان و داخل آن با کاشى‌‌کارى معقلى، معرق و تلفيق سنگ و کاشى تزئين شده است. عناصر تزئينى شامل نقوش گياهى، هندسى و کتيبه‌هاست. در شرق مقبرهٔ مولانا و به فاصلهٔ کمى از آن، در ميان قبرستانى، بنايى قرار دارد که به مقبرهٔ شيخ زين‌الدين على - پدر شيخ زين‌الدين ابوبکر - منسوب است. اين مقبره، بنايى کوچک است، با ايوانى در ضلع غربى به ارتفاع ۶/۵ و عرض ۵/۵ و دهانهٔ ۳۱/۰ متر با تاق گهواره‌اى و تويزه‌اى در جلوى آن، که دو منارهٔ‌ تزئينى کوچک نيز در بالاى آن جاى گرفته است. پيشانى آن و زير کلاهک مناره‌ها و حاشيهٔ قوس ايوان را با کاشى‌هاى نرهٔ فيروزه‌اى و لاجوردى که از مسجد مولانا آورده‌اند، تزئين کرده‌اند. در داخل ايوان، محرابى وجود داشته است که در چند دههٔ قبل، ‌ راهى از آن به داخل بنايى که در پشت ايوان ساخته‌اند، ‌ باز کرده‌اند. در طرفين اين ايوان، دو چله‌‌خانه تعبيه شده است. در برابر اين بنا، صحنى به ابعاد ۵/۵×۶ متر واقع شده است که در هر ضلع آن، سه طاق‌نما ديده مى‌شود و در وسط آن، قبر برجسته‌اى وجود دارد و ورودى آن از جبههٔ‌ شمالى است. بر روى سنگ قبر وسط صحن نوشته شده : «هذا مرقد سعادت دستگاه خواجه محمد هاشم ولد ميرحاج تحريراً فى شهر صفر سنه ۱۰۳۶». با توجه به اين کتيبه معلوم مى‌شود که قبر متعلق به شخصى به نام خواجه محمدهاشم، ولد ميرحاج است؛ نه شيخ زين‌الدين علي. از اين‌رو شايد سنگ قبر از جاى ديگرى آورده شده باشد. آرامگاه مير زُبير، روستاى شريف‌آباد، سعادت‌آباد، سيرجان اين بنا در شرق روستاى شريف‌آباد از توابع دهستان سعادت‌آباد سيرجان در کنار قبرستان روستا قرار دارد. آرامگاه به صورت مربعى به ابعاد خارجى ۹ و داخلى ۷ متر با قلوه‌سنگ و ملاط گچ ساخته شده است. ارتفاع بنا از کف تا زير گنبد که اکنون فروريخته حدود ۸ متر است. صورت بنا در ارتفاع ۴ مترى به هشت ضلعى و سپس با کاربندى به دايره تبديل شده و گنبد روى آن استوار گرديده است. فضاى داخلى بنا داراى تزئينات و کتيبه‌هاى متعددى است که هر کدام در نوع خود از زبيائى‌هاى منحصر بفردى برخوردار مى‌باشند. عکس‌هايى که در سال‌هاى گذشته از محراب بنا گرفته شده نشان مى‌دهند که در دو طرف محراب، تاريخ ساخت و نام سازنده به صورت گچبرى مشخص بوده که امروزه از بين رفته است. گرچه گچبرى محراب تاريخ ربيع‌‌الاول سال ۷۵۱ هـ.ق را نشان مى‌داده است، اما عده‌اى بر اين عقيده‌‌اند که بناى مير زبير معبدى مربوط به قبل يا اوايل اسلام بوده که در زمان سلطنت محمد بارز - اولين امير از خاندان آل مظفر - مرمت و به مسجد تبديل شده است. در خصوص عملکرد واقعى بناى مير زبير اطلاع دقيقى در دست نيست. با اين حال با توجه به شباهت آن با بناى پير جارسوز و همچنين وجود بناى ديگرى به نام طلحه که اکنون ويران شده به نظر مى‌رسد بناى مزبور آرامگاهى بوده است. آرامگاه مير غياث‌الدين، روستاى بزد، تربت‌جام روستاى يزد در ۱۷ کيلومترى جنوب غربى تربت جام قرار دارد. در داخل قبرستان اين روستا، بنايى است که به مقبرهٔ «ميرغياث‌الدين» معروف است و قبرى در فضاى باز و بيرونى ايوان آن جاى دارد. نقشهٔ بنا، مربع شکل و به ابعاد ۱۳/۵×۱۳/۵ متر است. به نظر مى‌رسد که اين بنا در دورهٔ صفوى ساخته شده و در دوره‌هاى بعدى تزئيناتى بر آن افزوده شده باشد. اين بنا احتمالاً به عنوان مسجد و نمازخانه کاربرى داشته است. آرامگاه ميرابراهيم بن معصوم، قزوين (قاجاريان) اين آرامگاه در گورستان عتيق، در سمت جنوبى آرامگاه شاهزاده حسين و خارج از صحن آن قرار دارد. بقعه نقشه مربع دارد و با آجر ساخته شده و تاق آن نيز آجرى است. چند تن از عالمان و بزرگان نيز در اين آرامگاه مدفون‌اند. بالاى سردرِ آرامگاه، ‌ کتيبه‌اى به خط نستعليق زيبا از سنگ مرمر کار گذاشته شده است. آرامگاه ميراحمد نخعى (چهل‌دختران)، نطنز در شمال شرقى ساختمان امام‌زاده عبداللّه نطنز، بناى متروکهٔ دو طبقه‌اى با سقفى فروريخته، مشهور به آرامگاه احمد نخعى قرار دارد که مردم محل به آن چهل دختران مى‌گويند. نقشهٔ‌ بنا عبارت است از يک محوطهٔ هشت‌ضلعى وسيع، يک ايوان و هشت غرفه در طرفين هشت‌ضلعى که در دو طبقه ساخته شده است. بنا در اصل، گنبدى بدون ساقه داشته که در سال ۱۳۳۰ هـ.ش فرو ريخته است. در داخل غرفه‌هاى طبقهٔ همکف، آثار قبورى مشاهده مى‌شود که فقط دو عدد از آن‌ها سنگ‌نوشته دارند. داخل غرفه‌هاى هر دو طبقه، با اشکال هندسى گوناگونى گچ‌برى شده است. در قسمت وسط داخل آرامگاه، آثار قبرى مشاهده نمى‌شود و قبرها عموماً در داخل صفه‌ها قرار گرفته‌اند. قديمى‌ترين سنگ تاريخ‌دار، به قبرى در يکى از غرفه‌هاى گوشهٔ‌ غربى مربوط است. اين سنگ برجسته، از مرمر سفيد در اندازه‌هاى ۴۳×۲۱۲ و بلندى ۳۶ سانتى‌‌متر است. روى سنگ و جبههٔ شمالى و جنوبى، سورهٔ دهر و در ذيل آن، صلوات چهارده معصوم به طور برجسته کنده‌کارى شده است. سنگ قبر تاريخ ۹۷۱ هـ.ق را نشان مى‌دهد و «عمل استان جمال حجار النطنزي» است. در يکى از غرفه‌هاى گوشهٔ شمالى، نيز سنگ‌نوشته‌اى به ابعاد ۲۷×۳۸×۱۵۴ سانتى‌متر وجود دارد که جنس آن نسبت به سنگ اولى نامرغوب‌تر است و قسمتى از نوشته‌هاى آن نيز محو شده است. در اطراف آن، آيات قرآنى و بر پيشانى آن، تاريخ ۹۷۶ هـ.ق حجارى شده است. در محوطهٔ پشت آرامگاه و سمت غرب نيز سنگ قبر برجستهٔ نوشته‌دارى قرار دارد که در حواشى روى آن، صلوات چهارده معصوم و در متن آن، جملهٔ «وفات مرحوم مغفور حسين‌خان بيک بن حسين ... شاملويى فى شهر رجب من سنه ۹۷۸» نوشته شده است. در قسمت شمال غرفه، سنگ قبر برجستهٔ نوشته‌دارى قرار دارد که بر پيشانى اطراف آن، صلوات چهارده معصوم و در زير آن‌ها «نادعلي» و در حواشى روى سنگ، «آيت‌الکرسي» و در وسط آن، تاريخ فوت کنده‌‌کارى شده است. در گوشهٔ‌ جنوبى پشت آرامگاه، سنگ قبر قديمى برجسته‌اى به ابعاد ۲۹×۳۴×۱۴۸ سانتى‌متر قرار دارد که بر پيشانى آن، جملات «وفات عصمت پناه مأب ... بنت عبدالرزاق بيک تاريخ رجب‌الموت سنه سته و سبعين و سبعمانه (۷۷۶)» خوانده مى‌شود. آرامگاه ميررضى‌الدين آرتيمانى، روستاى آرتيمان، تويسركان مير سيد محمد رضى‌الدين آرتيمانى متخلص به رضى، شاعر و عارف نيمهٔ دوم قرن دهم هجرى در روستاى آرتيمان به دنيا آمد، در همدان و اصفهان کسب دانش کرد و به کار ميرزايى در دربار شاه‌عباس صفوى پرداخت. وى سيدى کريم‌الطبع و نيکوخوى بود، و در سير و سلوک و عرفان نيز مقامى شامخ داشت. پس از بازگشت از اصفهان، در شهر تويسرکان و بر فراز تپه‌اى مشرف به شهر، خانقاهى بنا کرد و به ارشاد مستعدان پرداخت. ساقى‌نامه و سوگندنامه از آثار مشهور اوست. ساقى‌نامهٔ رضى‌الدين آرتيمانى يکى از معروف‌ترين ساقى‌نامه‌هاى ادبيات فارسى است که چند بيتى از آن را مى‌خوانيم : الهــى بــه مستــانِ ميخانـه‌ات بــه عـقــل‌آفـرينــانِ ديـوانــه‌‌ات بــه اندُه‌پرستــانِ بـى پا و سـر به شادى فروشانِ بى ‌شور و شر بــه رنــدانِ سرمســتِ آگاه دل کــه هرگــز نرفتنــد جـــز راهِ دل خــرابـات را گـــر زيـارت کُنـى تجلــّى بــه خــروار غــارت کُنــي بيـا تـا بـه ساقى کنيـم اتفــاق دورن‌ها مصفــّا کنيــم از نفــــاق بياييـد بـا جملـه مستـان شويم ز مجمــوعِ هستــى پريشان شويم چو مستان به هم مهربانى کنيم ديــم بــى‌ريــا زنــدگــانــى کنيــم ......................................... بــه صبـرى کـه در ناشکيبا بُوَد بــه شوقــى کـه در روى زيبـا بُوَد بــه عزلت‌نشينانِ صحـراى درد بــه ناخــن‌کبــودانِ شب‌هاى سرد کــه خاکم گِل از آبِ انگـور کـن سراپـــاى مــن آتــشِ طــور کــن خدايــا بــه جــانِ خراباتيـــان کــز ايــن تهمتِ هستى‌ام وارهـان کــه از کثرتِ خـلق تنـگ آمــدم به هر سو شدم سر به سنگ آمدم آرامگاه رضى‌الدين آرتيمانى بر فراز تپه‌اى در روستاى آرتيمان از توابع شهرستان تويسرکان قرار دارد. نماى آرامگاه رضى آجرى است و سه دهنه طاق بلند دارد. در پشت اين طاق‌ها، بنايى با ورودى طاقى شکل و سر در کاشى‌کارى شده قرار گرفته است. پلان بنا مربع شکل است و در جبههٔ بيرونى آن نيز سه اتاق وجود دارد که در چهار ضلع تکرار شده‌اند. محل اصلى آرامگاه به وسيلهٔ اين اتاق‌ها محصور شده است. مقبره داراى چهار در ورودى در چهار ضلع است که همهٔ آن‌ها طاقى‌ شکل‌اند و بر سر در آن‌ها کاشى‌کارى‌هاى زيبايى به چشم مى‌خورد. داخل بنا به سبک معمارى جديد و با اشکال هندسى ساخته شده است و داراى سنگ قبرى از سنگ خاراست. نماى بيرونى بنا از آجر است. بنا داراى تأسيسات و اتاق‌هاى دفتر و نگهبانى است. محوطهٔ بيرونى نيز گل‌کارى و درخت‌‌کارى شده است. آرامگاه ميرزا رفيعا، اصفهان در حاشيهٔ فرودگاه سابق اصفهان، بقعهٔ جالبى که تعميرات آن در سال ۱۳۳۷ شمسى به پايان رسيده است، بر آرامگاه «ميرزا رفيعا» از علماى معروف دورهٔ «شاه‌‌سليمان» بنا شده است و کتيبهٔ سنگ آرامگاه تاريخ سال ۱۰۸۲ هجرى قمرى را نشان مى‌دهد. نقوش هندسى گنبد «ميرزا رفيعا» به اين بناى تاريخى امتيازى ويژه بخشيده است. آرامگاه ميرزا كوچك‌خان، محله‌سليمان داراب، رشت آرامگاه ميرزا کوچک‌خان جنگلى معروف به سردار جنگل در جنوب شهر رشت و در محلهٔ سليمان داراب واقع شده است. اين آرامگاه، در سال‌هاى انقلاب، با شور و شوقى که نسل جوان براى آشنايى با شخصيت‌هاى تاريخى منطقهٔ گيلان از خود نشان مى‌‌دادند، ‌ مورد توجه قرار گرفت و به دنبال آن سيل مسافران براى ديدن آرامگاه به سوى محلهٔ سليمانى داراب سرازير شد. در حال حاضر، بنايى ساده، اما زيبا روى قبر ميرزا کوچک‌خان ساخته شده است. آرامگاه ميرشاه محمود، روستاى شيخان، لشت‌نشا، رشت اين آرامگاه در روستاى شيخان گفشهٔ لشت نشا قرار گرفته است و در چهارسوى آن، ايوان‌هايى قرار دارد. درگاه بقعه، در ايوان شمالى آن واقع شده و در بالاى درگاه و در ديوارهاى ديگر بقعه، مشبک‌هايى چوبى جاى داده شده است. درِ دولنگه‌اى بقعه داراى يک قاب مستطيل بزرگ در روى هر لنگه و دو قاب کوچک در پايين و بالاى ان است که بر روى قاب‌هاى بالا، کتيبه‌اى کنده‌کارى شده وجود دارد. متى کتيبهٔ لنگهٔ‌ سمت راست چنين است: «الله مفتح‌الابواب الله ولياً للتوفيق» و بر قاب سمت چپ نيز چنين خوانده مى‌شود: «هر کس کو به ادب دست برين در ننهد بى‌شک از پاى درافتد به يقين سربنهد». نقش و نگاره‌هاى گل و بوته، سطح دو قاب بزرگ مستطيل وسط و پايين را زينت بخشيده‌‌اند. در وسط بقعه، مسجدى قديمى با نه لنگه اُرُسى و يک ورودى واقع شده است. صاحب بقعه را از احفاد امام موسى کاظم (ع) مى‌دانند.

آرامگاهها

______________________________________________________

آرامگاه كاشف‌السلطنه، لاهيجان حاجى‌ محمدميرزا معروف به کاشف‌السلطنه نخستين کسى است که کشت چاى را در گيلان مرسوم کرد و امروزه از برکت ابتکار و تلاش اوست که هزاران چايکار گيلانى با کشت اين محصول با ارزش، زندگى خود را تأمين مى‌کنند. وى در راه بوشهر در يک حادثه رانندگى کشته شد. آرامگاه او در شهر لاهيجان بر فراز تپه‌اى مشرف به باغ‌هاى چاى که کوه بيجار ناميده مى‌شود، ساخته شده است. نام او، يادآور چاى، اين پرمصرف‌ترين نوشيدنى مردم سراسر کشور است. آرامگاه كمال‌الملك، نيشابور در باغ شيخ عطار نيشابورى، مقبرهٔ محمد غفارى فرزند ميرزا بزرگ کاشانى ملقب به کمال‌الملک از مفاخر نقاشى ايران قرار گرفته است. اين بنا با سبک جديد و به صورت مشبک با شش ايوان در سال ۱۳۴۱ بر روى مقبرهٔ کمال‌الملک ساخته شده است. مقبرهٔ کمال‌الملک، به عنوان زيارتگاه فرهنگ‌دوستان و عاشقان هنر ايرانى، هرساله مشتاقان بسيارى را به سوى خود جلب مى‌کند. اين مقبره در شهر نيشابور واقع شده است. آرامگاه كورش كبير، (هخامنشيان) در مسير جادهٔ اصفهان - شيراز در دشت مرغاب، ‌ آرامگاه کوروش کبير قرار گرفته است. بناى آرامگاه مشتمل بر اتاقى چهارگوش است که بر فراز يک سکوى شش طبقه قرار دارد. اين بنا از سنگ‌هاى سفيد رنگ ساخته شده است. زير سقف اتاق تا سطح بالاى بام آرامگاه، در حدود سه متر فاصله دارد و در اين فاصله، محل دو قبر تعبيه شده است که يکى را خوابگاه ابدى کوروش و ديگرى را مدفن همسر او «کاسان‌دان» مادر کمبوجيه دانسته‌اند. اندازه‌هاى يکى از دو قبر، دو متر در يک متر و ديگرى ۱/۹۵ در ۰/۹۵ متر است که با دهليزى باريک به درازاى يک متر و پهناى ۳۵ سانتى‌‌متر، به يکديگر مربوط مى‌شوند. اين دو قبر با وجود اين که در محل بين سقف زيرين اتاق و بام آرامگاه قرار داده شده بود در ادوار بعدى مورد دستبرد قرار گرفته و به طمع غارت آثار آن، بقاياى اجساد و استخوان‌هاى موجود در آن را از ميان برده‌اند. در حال حاضر، خرابى آن ترميم شده و به وسيلهٔ ميله‌هاى آهنى از ورود افراد به داخل آرامگاه جلوگيرى مى‌شود. در دوران اتابکان فارس (قرن هفتم هجرى) دشت مرغاب بيشتر رونق يافت و محوطهٔ آرامگاه کوروش تبديل به مسجد شد. نوشته‌ها و سال تاريخ مربوط به اين موضوع (رمضان ۶۱۲ هجرى) و نام اتابک سعد بن زنگى در گوشه و کنار اين محوطه، روى سنگ‌ها موجوداند. آرامگاه لقمان‌بابا (شيخ لقمان سرخسى)، سرخس بناى مقبرهٔ شيخ لقمان، از عرفاى قرن چهارم هجرى قمرى و معاصر با ابوسعيد ابوالخير و شيخ ابوالفضل سرخسى، از ابنيهٔ باشکوه و مهم تاريخى است که در سه کيلومترى سرخس واقع شده است. اين بنا شامل گنبدى آجرى با ايوانى بلند و تزئيناتى از آجرکارى و گچ‌برى مى‌باشد. قسمتى از بناى اصلى را به دوران سلجوقيان نسبت مى‌دهند و بقيهٔ آن به قرن هشتم هجرى قمرى تعلق دارد. بناى کنونى مقبرهٔ شيخ لقمان داراى گنبد دو پوشهٔ آجرى کوتاه است. نوار کمربند مانندى، قسمت مدور گنبد را از ساقه و ديوارهٔ آن که بر روى قاعدهٔ کثيرالاضلاعى قرار گرفته است، ‌ جدا مى‌کند. در بدنهٔ هر ضلع آن روزنه‌اى براى روشناييِ درون گنبد تعبيه شده است. پايهٔ اصلى بنا که گنبد سنگين و مجموعهٔ ساختمانى آن را نگاهدارى مى‌کند، بناى آجرى زيبايى است که شامل نمونه‌‌هاى گوناگونى از تزئينات آجرى است. درون طاق‌نماها، مزين به نقوش هندسى لوزى‌شکل (برجسته و گود) مى‌باشد. اين قبيل ريزه‌کارى‌هاى ظريف به منزلهٔ روکش زيبايى است که بر روى نماى اصلى و آجرى ساختمان نصب شده است. در سردرِ بنا، نمونه‌اى از گچ‌برى عالى باقى مانده است. در داخل بنا کتيبه‌اى به خط نسخ گچ‌برى شده است که تاريخ ۷۵۷ هجرى قمرى را نشان مى‌دهد. تزئينات داخلى آن مانند گنبد هارونيهٔ توس است. اين بنا را که تزئينات گچ‌برى و آجرکارى‌هاى ممتاز دارد، ‌ مى‌‌توان در رديف بناهاى مهم تاريخى و هنرى ايران محسوب کرد. اين بنا، تحت شمارهٔ ۱۶۵، در شمار آثار تاريخى باارزش ايران به ثبت رسيده است. آرامگاه مجلسى، اصفهان اين آرامگاه در گوشهٔ شمال غربى مسجد جامع اصفهان واقع شده و مدفن چند تن از علماى بزرگ شيعه، از جمله آخوند ملامحمدتقى مجلسى و فرزندش آخوند ملاباقر مجلسى - صاحب بحارالانوار - است. ازارهٔ بقعه داراى کاشى‌کارى و بدنهٔ آن داراى تزئينات نقاشى و آينه‌‌کارى است. در داخل آينه‌کارى‌ها، دو تصوير قلمى از مرحوم آخوند ملامحمد باقر مجلسى ديده مى‌شود. سردرِ قديمى آرامگاه، در دالان شمالى مسجد جمعه قرار دارد و با مقرنس‌هاى گچى تزئين شده است. در کنار سردر مزبور، سقاخانه‌اى با کتيبه‌اى به تاريخ ۱۰۹۳ هـ.ق قرار دارد. هم‌چنين باقى‌ماندهٔ‌ سنگاب بزرگى با کتيبه‌اى به خط ثلث و نستعليق از آثار زمان شاه‌ صفى در برابر ورودى مقبره برجاى مانده است. آرامگاه محتشم كاشانى، كاشان کمال‌الدين سيد على بن خواجه ميراحمد کاشانى، ملقب به شمس‌الشعراى کاشانى و متخلص به محتشم، از شاعران اوايل عهد صفوى است. وفات وى در سال ۹۹۶ هـ.ق روى داده است. وى بيش‌تر به سرودن مدايح و مراثى اهل بيت مى‌پرداخت و ترکيب‌بند معروف شهداى کربلا از اوست. آرامگاه وى در يکى از محلات مرکزى شهر کاشان موسوم به کوى محتشم واقع شده است. گنبد بقعهٔ کوچک وى با کاشى‌کارى زيبايى مزين شده است. سقف بقعه را با نقاشى‌هاى خوش آب و رنگ زينت داده‌اند. بر ديوارهاى چهار جانب بقعه، هفت بند مراثى محتشم به خط نستعليق سفيد بر زمينه‌اى سرمه‌اى در چهار رديف روى يکديگر نوشته و نقاشى شده است. ازارهٔ ديوارها را با کاشى خشتى پوشش داده‌اند. در خارج مقبره و مقابل صفهٔ نامبرده، ساختمان‌هايى مشتمل بر مسجد و حسينيه و آب‌انبارى بزرگ، متصل به يکديگر، ساخته شده که همگى محفوظ و معمور باقى مانده است. آرامگاه محمدشاه، قم آرامگاه محمدشاه در ضلع غربى صحن عتيق، در ورودى مسجد بالاسر واقع شده است. تزئينات داخلى اين گنبد مجموعه‌اى از گچبرى و آئينه‌کارى است. لوح مرمر مرقد از نظر حجارى نفيس مى‌باشد. آرامگاه مختومقلى فراغى، روستاى آق‌تقا، مراوه، مينودشت آرامگاه مختومقلى شاعر شهير و پرآوازه ترکمن در روستاى آق‌تقاى در فاصله ۶۰ کيلومترى مرز پل قرار دارد. اين روستا از توابع بخش مراوه تپه شهرستان مينودشت است. مختومقلى يکى از شخصيت‌هاى ادبى و حماسى ترکمن‌ها به شمار مى‌آيد و بويژه در عرصه ادب و هنر جمهورى ترکمنستان از جايگاه ويژه‌اى برخوردار است. خلاقيت ادبى مختومقلى توجه بسيارى از پژوهشگران و دانشمندان را به خود جلب نموده است. در اواخر قرن ۱۸ و اواسط قرن ۱۹ ميلادى برخى از اشعار او به زبان‌‌هاى آلمانى و انگليسى ترجمه و چاپ شد. در آغاز قرن بيستم بويژه پس از انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷ ميلادى روسيه، اشعار برگزيده او به تمام زبان‌هاى جمهورى‌هاى سابق شوروى، همچنين به زبان‌هاى فرانسوى، لهستانى و انگليسى منتشر شد. در سالهاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران تعداد قابل توجهى از آثار منظوم مختومقلى به زبان فارسى ترجمه و نشر گرديد. در زير به عنوان نمونه يکى از اشعار مختومقلى فراغى آورده مى‌شود: حيراندادير - حيراندا عاشقلار حق عشقيندا حيراندادير - حيراندا گؤزلر ضعيف ايزيندا گرياندادير - گرياندا قيلدى آنگا حق رحمت نورِ تجلّى قُدرت خرقه گِيِن خواجه احمد سيراندادير - سيراندا يردن چيقان آغاچلار تيلى ثنالى غوشلار سُبحان سؤيِن درويشلر دوراندادير - دوراندا آييل، عاشقيم، آييل مجنوان بول، خلقا ياييل خليل اوغلى اسماعيل قُرباندادير - قرباندا طُور داغيندا دورانلار نيچه غايب ارنلر جمالينگ نى گؤرِنلر فرماندادير - فرماندا دولدوران بو دونياني سوزلان هر دو جهاني کُلِّ ايشينگ بيانى قُرآندادير - قرآندا مختومقلى، آچ تيللر قوللوق قيل آيلار، ييللار ارته قوللوُقسيز قوللار آرماندادير - آرماندا آرامگاه مستوفى، قم اين آرامگاه به پدر مستوفى‌الممالک - از رجال مشهور عهد قاجار - تعلق دارد که در ضلع شمال شرقى صحن عتيق قرار گرفته است. احداث و اصل بناى آرامگاه از شاه بيگم صفوى است که در سال ۱۳۴۵ هـ.ق از طرف فتحعلى شاه قاجار تعمير و ايوان آن نيز تزئين شده است. گچبرى آرامگاه به صورتى بسيار نفيس توسط «ميرزا يوسف‌ خان مستوفي» فرزند مستوفى انجام گرفته است. آرامگاه مشرقين، شيراز (صفويان) در نزديکى آرامگاه خواجو در شيراز، در تنگ اللّه‌اکبر غارى قرار دارد که در گذشته جايگاه عبادت و رياضت عارفان بوده است. در برابر غار مقبرهٔ خواجه عماد‌الدين محمود وزير معروف شاه شيخ اسحاق اينجو (۷۵۴-۷۴۳ هـ.ق) قرار دارد. سنگ قبر آن به رنگ مايل به سرخ از آثار قرن نهم است و حاوى کتيبه‌اى است که نام دوازده امام در اطراف آن حک شده است. آرامگاه ملا فتح‌اللّه، كاشان ملا فتح‌اللّه کاشانى، مفسر معروف و صاحب تفسير منهج‌الصادقين است. آرامگاه وى داراى سنگ قبرى سياه ‌رنگ به تاريخ ۹۹۸ هـ.ق در کاشان است. بر سه سوى آن، صلوات دوازده امام عليهم‌السلام به خط نسخ کنده شده است و به خط نستعليق نيز شش بيت نوشته شده است. آرامگاه مولانا حسين كاشفى، سبزوار مولانا کمال‌الدين حسين کاشفى - واعظ، ‌ نويسنده و فقيه دورهٔ تيمورى - اصلاً سبزوارى بوده و مدت‌‌ها در هرات به سر برده است و هم‌دورهٔ سلطان حسين بايقرا و اميرعلى شيرنوايى بوده است. وى در ۹۱۰ هـ.ق در سبزوار وفات يافت و آرامگاهش در ناحيهٔ جنوب شرقى سبزوار، ‌در کنار خيابان نظا‌م‌الملک (شهدا) قرار دارد. محوطهٔ آرامگاه، مشجر است و از سه طرف ديوارکشى و از طرف خيابان نرده‌گذارى شده است. وسعت زمين آرامگاه، هزار مترمربع است و بناى آن، آميزه‌اى از معمارى کهنه و نو است. اين بناى نوساز در سه طبقه ساخته شده است. زيربناى طبقهٔ همکف آرامگاه، در حدود ۱۲۰ مترمربع است. کف ساختمان نسبت به محوطه، در حدود هفتاد سانتى‌متر بلندتر است و سطحى مستطيلى با سه پلهٔ سنگى، بنا را دور مى‌زند. اين بنا از طرف شمال و جنوب داراى سه اتاق در زاويه‌هاى ستون‌هاى آجرى است که به منزلهٔ درهاى ورودى بنا و محراب ساخته شده است. نماى ساختمان، آجرکارى است و نوار کاشى کارى ظريف و زيبايى، همه جا، در زير قرنيزِ ديوارها، بنا را دور مى‌زند و در سه طبقه عيناً تکرار شده است. طبقهٔ اول داراى دو اتاق و طبقهٔ دوم داراى يک اتاق است که همانند طبقهٔ همکف در گوشه‌ها قرار دارند. به رغم سادگى، ‌ سايه‌روشن ديوارها، دورنماى زيبايى به‌وجود آورده است. سنگ‌قبر در وسط آرامگاه نصب شده و مقطع آن ذوزنقه‌ا‌ى‌شکل است. اين بنا در سال ۱۳۵۶ هـ.ش به سفارش انجمن آثار ملى بنا گرديده است.

آرامگاهها

_____________________________________________________
آرامگاه على بن بابويه قمى، قم گنبد ابوالحسن على بن الحسين بن موسى بن بابويه قمى (متوفاى ۳۲۹ هـ.ق) - پدر شيخ صدوق - در کنار شرقى قبرستان قديمى بابلان و هم اکنون در شرق خيابان ارم در مقابل مقابر الشيوخ (شيخان) واقع شده و داراى قبه، بقعه، ايوان و صحنى مشتمل بر سه حجره است. بر فراز بقعه، ‌ گنبدى شلجمى از آثار صفويه قرار دارد که بيشتر از نيم قرن قبل توسط حاج ميرزا عبدالله رضوانى ساوجى تجديد بنا شده و با کاشى‌هاى دوالى فيروزه‌ فامى آراسته شده است. در مواضع مختلف آن با کاشى‌هاى الوانى به خط بنايى در بالا نام جلاله و در وسط، اسم «محمد» و در پايين نام «علي» نوشته شده است. آرامگاه فانى، سمنان (قاجاريان) در فاصله يکصد مترى آرامگاه پير نجم‌الدين، مقبرهٔ‌ زيباى فانى شاعر آزادهٔ سمنان و سيد ابوطالب حسنى، سردار ملى سمنان در کميتهٔ‌ نهضت مشروطه، قرار دارد. اين آرامگاه به دليل قدمت کم جزو آثار تاريخى به شمار نمى‌آيد، ولى از آنجا که مزار يکى از شاعران به نام است و نيز داراى نمايى جالب است، از نقاط ديدنى سمنان محسوب مى‌شود. آرامگاه فانى شامل گنبد و حرم و صحن و فاقد ايوان است، نماى خارجى آرامگاه به صورت مکعب مستطيل آجرى است که دو در اصلى طرفين بنا، حياط را به بيرون متصل مى‌‌کنند. بر بالاى پنجره‌هاى شمالى آرامگاه، کتيبه و کاشى لاجوردى وجود دارد که اشعارى به خط سفيد بر آن نقش بسته است. در بالاى نماى جنوبى بقعه مشرف به حياط کتيبه‌اى ديگر به خط ثلث با زمينهٔ‌ لاجوردى رنگ وجود دارد که صلوات بر چهارده معصوم روى آن نوشته شده است. آرامگاه فتحعلى‌شاه، قم مقبره فتحعلى‌شاه در قسمت شمالى صحن عتيق قرار دارد و از آثار بيگم صفوى است. اين مقبره در زمان حيات فتحعلى شاه به دستور خود وى (سال ۱۲۴۵) تعمير و تزئين شد. قاعدهٔ گنبد مقبره، هشت ضلعى نامنظم است و در سال ۱۲۸۰، در دوره ناصرالدين‌شاه تزئينات آئينه‌کارى آن به گچبرى تبديل شده است. ازارهٔ آن از سنگ مرمر است و لوحه مرمر با زمينهٔ طلاکوب که تاريخچه زندگى فتحعلى‌شاه بر آن نوشته شده، بر روى سپر صفه نصب گرديده است. آرامگاه فردوسى، توس، مشهد آرامگاه حکيم ابوالقاسم فردوسى زيارتگاه مشتاقان ادب پارسى است و توس، شهرت و معروفيت خود را مديون آثار و شخصيت شامخ اوست. ساختمان بناى فعلى آرامگاه به دوران جديد تعلق دارد. در سال ۱۳۰۵ هجرى شمسى، هيئتى براى کاوش مقبرهٔ فردوسى به توس اعزام شدند. بنا بر شواهد بسيارى، آرامگاه وى را در باغى که شاعر در ميان اشعار خود از آن ياد کرده است و منتسب به خودِ اوست، يافتند. از سال ۱۳۰۷، کار احداث ساختمان آرامگاه آغاز شد و در مهرماه ۱۳۱۳ که مصادف با ايام برگزارى جشن هزارهٔ‌ فردوسى بود، پايان يافت. ليکن در سال ۱۳۴۳ در ساختمان بناى آرامگاه تغييراتى داده شد که بناى امروزى حاصل به‌‌جا ماندهٔ‌ بناى قبلى و تغييرات بعدى مى‌باشد. بر ديوارهاى داخل آرامگاه فردوسى حجارهاى‌هايى که هر يک روايتى از شاهنامه است، به چشم مى‌‌خورند. يکى از زيباترين اين حجارى‌ها، قيام کاوهٔ آهنگر است که اشعار فردوسى را به تصوير کشيده است. شرح نقوش برجستهٔ ‌روى سنگ‌‌ها به خط نستعليق بر لوحه‌هاى کوچک برنجين زير هر صفحه، بر زيبايى درون ساختمان آرامگاه افزوده است. تصويرهايى که بر اين سنگ‌ها نقش بسته‌اند عبارت‌اند از: سنگ اول: رفتن رستم به نزد شاه مازندران، به کمند گرفتن رستم رخش را، جنگ رستم با اژدها و کشته شدن اژدها، به کمند افتادن زن جادوگر به دست رستم، ‌ جنگ رستم با ديو سفيد. سنگ دوم: رفتن رستم به نزد کيکاووس، جنگ رستم با پيلتن مازندران، چاره‌جويى رستم از سيمرغ براى شکست از اسفنديار، آوردن تير دوشاخ از جنگل توسط رستم، جنگ رستم با اسفنديار و پيروزى رستم. ديگر نقش‌ها در جبههٔ جنوبى آرامگاه عبارت‌اند از : پيکار رستم و اشکبوس، جنگ ايرانيان و تورانيان، نبرد رستم و سهراب. و در جبههٔ شمالى :‌ داريوش هخامنشى بر تخت سلطنت، دو نفر از اسپهبدان در دربار شاه ساسانى، پناه آوردن پادشاه هند به دربار ساساني. اضلاع محيط پيرامون آرامگاه فردوسى تقريباً ۳۰×۳۰ متر است و بنا از چهار سمت داراى پله مى‌باشد. راهرويى به عرض ۵ متر آرامگاه را دور مى‌زند. ديوارى به ارتفاع يک متر به دور آرامگاه کشيده شده است که از چهار جهت، ورودى دارد. پس از عبور از مدخل‌هاى يادشده، راهروى ديگرى به عرض دو متر است که کف آن با سنگ‌هاى شش‌گوش فرش شده است. طول هر يک از اضلاع ديوارى که گرداگرد آرامگاه کشيده شده ۲۰ متر است. در راهروى دوم ديوار، بناى اصلى آرامگاه قرار گرفته است. هر يک از اضلاع پايهٔ بناى اصلى آرامگاه تقريباً ۱۶ متر طول دارد و بدنهٔ آن با سنگ مرمر حاوى ۴۷ بيت از اشعار شاهنامه به خط نستعليق، چشم هر بيننده‌اى را خيره مى‌سازد. بر بالاى لوح جبههٔ جنوبى، نماد و سمبل «فره‌وهر اهورامزدا» به تقليد پاره‌اى از بناهاى هخامنشى به شکل نقش برجسته جاى گرفته است. در طراحى آرامگاه فردوسى مانند بسيارى از بناهاى اوايل عصر پهلوى، بيش‌تر از عناصر معمارى دورهٔ‌ هخامنشى سود جسته شده و سازندگان آرامگاه، به نوعى، آن عناصر را با اجزاءِ معمارى معاصر تلفيق کرده‌اند. آرامگاه حکيم توس تجلى غرور افتخارآفرين ايرانى است و در طلوع هر سپيده‌دم، پذيراى مشتاقان بسيارى است که به رنج‌هاى صبورانهٔ شاعر پارسى‌گوى خود، چون سرزمين صبور خراسان، اداى احترام مى‌کنند. در جوار فردوسى کبير، شاعر نام‌آور معاصر مهدى اخوان‌ثالث نيز دفن شده است که ارادت خاصى به حکيم ابوالقاسم فردوسى داشت. در زير، نظر خوانندگان محترم را به يکى از سرده‌هاى حکيم توس جلب مى‌نماييم. گفتار اندر ستايشِ خرد کـنــون اى خـردمـنــد وصــف خــــرد بديــن‌جايگــه گفتــن انــدر خـــورد بـــگــو تــا چــه دارى بيــار از خــرد کـه گــوش نيوشنــده زو بــرخــورد خــرد بـهـتــر از هــرچــه ايـزدت داد ستــايــش خــرد را بـــه از راه داد خــرد رهـنـمــاى و خــرد دلــگشــاى خــرد دســت گيرد به هر دو سـراي ازو شــادمـانــى ازويــت غــم اســت ازويــت فزونــى ازويــت کــم اســت خـــرد تــيــــره و مــرد روشــن‌روان نباشد همــى شادمــان يــک زمــان چــه گفــت آن هنرمنــد مــرد خــرد کـــه دانـــا ز گفتـــار او بــرخـــورد کســى کــو خــرد را نــدارد ز پيـــش دلــش گــردد از کردهٔ خويـش ريــش هُشيــــوار ديــوانــــه خــوانـــــد ورا همـــان خــوى بيگانــه خـوانـــد ورا ازويــى بــه هــر دو ســراى ارجمنــد گسستـه خــرد پــاى دارد بــه بنــــد خـرد چشـم جـان اسـت چـون بنگـرى تو بى‌چشمِ جان آن جهان نسپــــرى نخســت آفرينــش خــرد را شنـــاس نگهبان جـان است و آن را سپــاس سپاس تو گوش است و چشم و زبان کزينـت رســد نيــک و بــد بى‌گمــان خـرد را و جـان را کـه يـارد ستــــود وگـــر من ستايــم کــه يــارد شنــود حکيمــا چوکس نيست گفتن چه سود ازيـن پــس بگــو کآفرينــش که بـود تــويــى کـــردهٔ کــردگــــار جهـــــان شناســى همـــى آشکـــار و نهــــان هميشـــه خـرد را تــــو دستـــور دار بـــدو جــانــــت از ناســــزا دور دار بـــه گـفـتــار دانندگـــان راه جـــوى بـه گيتــى بپــوى و به هرکس بگـوي ز هــر دانشــى چــون سخن بشنـوى از آموختـــن يـــک زمـــان نـغنــوي چــو ديــدار يابــى بــه شــاخ سُخـُن بدانـى کــه دانـــش نيامــد بــه بــن به مناسبت اشاره به نام شاعر معاصر مهدى اخوان‌ثالث، قطعه‌اى از او را با هم مى‌خوانيم: بيا تا راه بسپاريم به سوى سبزه‌زارانى که نه کس کشته، نه درويده به سوى سرزمين‌هايى که در آن هر چه بينى بکر و دوشيزه است و نقش رنگ و رويش هم بدينسان از ازل بوده است، که چونين پاک وپاکيزه‌ست به سوى آفتاب شاد صحرايى، که نگذارد تهى از خون گرمِ خويشتن جايي. و ما بر بيکرانِ سبز و مخمل گونهٔ دريا، مى‌اندازيم زورق‌هاى خود را چون گُل بادام و مرغان سپيدِ بادبان‌ها را مى‌‌آموزيم که باد شُرطه را آغوش بگشايند، و مى‌رانيم گاهى تند، گاه آرام. بيا اى خسته خاطر دوست اى مانند من دلکنده و غمگين من اينجا بس دلم تنگ است بيا ره‌توشه برداريم آرامگاه فضل بن شاذان، قريه افضل، نيشابور اين بنا در آبادى فضل در حومهٔ نيشابور قرار دارد و تمامى آن از آجر ساخته شده و در نماى خارجى آن هيچ‌گونه تزئينى به کار نرفته است. گنبد فراز بقعه داراى پوششى از کاشى است. بناى آرامگاه به طور مکرر مرمت شده است، و نشانى از آثار قديمى در آن ديده نمى‌شود. ابومحمد فضل بن شاذان، از مشايخ بزرگ علم حديث در نيمهٔ‌ اول قرن سوم، و فقيه متکلم شيعى است. آرامگاه فيض كاشانى، اصفهان آرامگاه ملامحمد حسن فيض کاشانى در سمت غربى شهر کاشان و حوالى دروازهٔ فين، مجاور قبرستان بزرگ و عمومى شهر واقع شده است. قبر فيض تا اواخر قرن گذشته، برحب وصيت او فاقد هر گونه بنايى بود. بناى فعلى آرامگاه، از آثار فرهاد ميرزا معتمدالدوله، فرزند عباس ميرزا نايب‌السلطنه است. تاريخ وفات فيض کاشانى در سال ۱۰۹۱ هـ.ق و در سن ۸۴ سالگى وى بوده است. آرامگاه قطب‌الدين حيدر، تربت‌حيدريه مجموعه‌اى است وسيع شامل سردرِ ورودى و هشتى، ‌ صحن بزرگ و صحن کوچک، گنبدخانهٔ آرامگاه با ايوان مقابل آن، مسجد و بناى شرق تربت‌خانه و سردابه که در ضلع جنوبى خيابان قائم‌مقام تربت حيدريه واقع شده است.

آرامگاهها

_____________________________________________________

آرامگاه شيخ علاءالدوله سمنانى، روستاى صوفى‌آباد، سمنان (تركمانان، ايلخانيان) اين ساختمان واقع در روستاى صوفى‌آباد سمنان، در آغاز بنايى رفيع و با عظمت بود که به دستور عمادالدين جمال‌‌الدين عبدالوهاب وزير سلطان محمد خدابنده از خشت خام ساخته شد، سپس شيخ، خانقاهى بر آن افزود و در آنجا به رياضت پرداخت و پس از مرگ در آنجا به خاک سپرده شد. بناى خانقاه و آرامگاه اين عارف مشهور که بازماندهٔ معمارى اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم است، به علت نداشتن استحکام و بى‌توجهى رو به ويرانى نهاد، به طورى که به جز دو ستون ايوان، بقيهٔ بنا منهدم شد. سازمان ميراث فرهنگى استان، قسمت‌‌هايى از بنا را بازسازى کرده است. گرفتارى داخله و فقر و فلاکت مردم و يک طرفى بودن همسايه ما را کشيد به قرارداد؛ يعنى انحصار ايران به يک نفر دولت همسايه. البته بعد از اين که رقيب طرف نداشته باشد، مسلماً به مقتضاى صلاح خودش رفتار مى‌کند و تقصيرى هم ندارد؛ چه البته هرکس در مقام نفع و ضرر خودش است. به توفيق خداوند و بيدارى ملت ايران، از چنگ قرار داد هم خلاصى پيدا شد؛ حتى به وسايل مختلفه هم که متوسل شدند مثل کابينهٔ آقاى سيد ضياء‌الدين (که اسمش را سفيد يا سياه يا همه رنگ مى‌گذارند) باز هم موقعيت پيدا نشد، و توفيق شامل حال ماها شد، و اين دورهٔ‌ پارلمان تشکيل شده، قبل از اين‌که پارلمان تشکيل شود. بعضى از نمايندگان اساس سياست را بر آن گذاردند که اين آثارى هم که از همسايهٔ جنوبى باقى مانده است، آن‌ها را هم محو نمايند. در تحت اين سياست که من هم يکى از آن‌ها بودم، اين دولت و اين پارلمان تشکيل شد و برطبق اين سياست، دولتى خواه‌ناخواه تشکيل شد و به آن دولت گفته شد که اگر مى‌توانى اين کارها را بکنى، بسم‌اللّه؛‌والاّ، شما را به خير و ما را به سلامت ... - قسمت اول و اصلى آرامگاه، ‌ محوطهٔ مربع شکلى به ضلع هفت متر است که گنبد عظيم بقعه، بالاى آن قرار دارد و در چهار طرف اين محوطه راهروها و اتاق‌‌هاى متعدد ساخته شده است. مزار عمادالدين جمال‌الدين عبدالوهاب بانى اين بنا در داخل اين قسمت قرار دارد، که در حال حاضر اثرى از مرقد ديده نمى‌شود. - قسمت دوم، ايوان رفيع و بلند آرامگاه است که رو به مشرق قرار دارد و از آجر ساخته شده و عبارت از دو جرز آجرى بلند به ارتفاع تقريباً ۸/۵ متر است و مشتمل بر دو تاقنماى تيزه‌دار آجرى بدون تزئين است. مزار شيخ که در بيرون ايوان و بر صفحه‌اى بزرگ واقع شده است داراى ۱/۶۰ متر طول و ۱/۱۰ متر عرض و ۷۰ سانتى‌متر بلندى مشتمل بر دو سنگ قبر است. اشعارى بر سنگ مزار حجارى شده است. روى قبر شيخ علاءالدوله، نرده‌اى آهنين و سقف‌دار برپا شده که قبر را نسبتاً از اشعهٔ سوزان آفتاب کوير حفاظت مى‌کند. آرامگاه شيخ عمادالدين شاهرود، (صفويان) در شش کيلومترى شاهرود، بقعهٔ مخروبه‌اى معروف به بقعهٔ شيخ عمادالدين به شکل متساوى‌الاضلاع وجود دارد که داراى هشت تاق مشتمل بر چهار تاق از خشت خام و چهار تاق ديگر از آجر است. در حوالى بقعه، آثار عمارتى ديده مى‌شود که متعلق به بقعه بوده است. در شرق آن نيز آثار دو گنبد کوچک‌تر ديده مى‌شود که بخشى از بدنه‌ها و تاق‌هاى آن باقى است ولى از خود گنبدها چيزى نمانده است. آرامگاه شيخ كبير (ابن حفيف)، شيراز (ايلخانيان) ابو عبداللّه شيخ محمد بن حفيف معروف به شيخ کبير از بزرگان عرفا و از اعاظم شيوخ شيراز است که کرامات و عادات بسيارى از او نقل شده است. تاريخ وفات شيخ را ۳۳۱ و ۳۷۱ هجرى قمرى نوشته‌اند. در زمان اتابکان فارس، اتابک زنگى بن مودود (متوفاى ۵۷۱ هـ.ق) بناى بقعهٔ شيخ کبير را تجديد کرد، در سال ۱۳۳۷ شمسى ادارهٔ باستان‌شناسى وقت تعميراتى را در آرامگاه صورت داد. در حال حاضر سنگ قبر شيخ در اتاقى که با کاشى مفروش است، قرار گرفته و در پشت بازار وکيل شيراز واقع است. آرامگاه شيخ محمد لاهيجى، شيراز (ايلخانيان) بناى اين آرامگاه نزديک دروازهٔ شاه داعى الى اللّه شيراز واقع است. اين بنا در اصل خانقاه بزرگى موسوم به خانقاه نور بخشيده بوده، که در آن عارف سالک «محمد بن يحيى بن على الجيلانى - لاهيجي» که از مريدان شيخ محمد نوربخش بود، به رياضت و عبادت مى‌پرداخته است. اين بنا متأسفانه در اثر مروز زمان ويران شده و زمين‌هاى اطراف آن نيز به تصرف درآمده است. قسمت کوچکى از بنا باقى مانده که قبرهاى شيخ لاهيجى و پسرش در درون آن قرار دارند که از سالنى با درهاى آهنى تشکيل مى‌شود. قبرها در وسط سالن قرار گرفته‌اند. آرامگاه شيخ محمود خيوى، آستارا آرامگاه شيخ محمود خيوى در يک منطقهٔ‌ جنگلى با درختان سر به فلک کشيده در پنج کيلومترى جادهٔ آستارا به اردبيل و به فاصلهٔ سه کيلومتر از جادهٔ اصلى واقع شده است. اين آرامگاه با سنگ‌هاى تراش‌دار ساخته شده و گنبد دو پوستهٔ سنگى دارد. در تعميرها و بازسازى‌هاى بعدى، ‌ بخش‌هايى از آن را با آجر به صورتى بسيار ابتدايى بازسازى کرده‌اند. اين کار، به زيبايى و ارزش بنا لطمه زده است. عده‌‌اى اين اثر را به اوايل دورهٔ اسلامى مربوط مى‌دانند؛ اما به نظر مى‌رسد تاريخ ساخت آن جديدتر باشد. گرچه از زندگى و احوال شيخ اطلاع چندانى در دست نيست، اما برخى‌ها گفته‌اند که وى اهل خيوه و از بزرگان و مشاهير اهل سنت بوده است. چنان که امروز هم اين بنا زير نظر عالمان اهل سنت محل اداره مى‌شود. برخى ديگر او را از مردم خياو (مشگين شهر) دانسته‌ا‌ند. آرامگاه صائب تبريزى، اصفهان صائب تبريزى، شاعر بلندپايهٔ سبک هندى، در سال ۱۰۱۶ متولد و در سال ۱۰۸۱ هـ.ق در اصفهان درگذشت و در باغ شخصى خود، به نام باغ تکيه مشرف به شهر نياسر، به خاک سپرده شد. بعد از وى، فرزند و نوادهٔ او نيز در کنارش مدفون شدند. آرامگاه، ‌ با توجه به زمان حيات او و شهرى که در آن زيسته و درگذشته، از معمارى دوران صفويه الهام گرفته است. بناى مزبور، ايوان زيبايى به طول ۱۴/۲۰، عرض ۶ و ارتفاع ۸ متر دارد که حدود ۲ متر از سطح باغ بلندتر ساخته شده است و ده پلهٔ ‌سنگى سراسرى دارد. بر روى سرستون‌ها، قوس‌هاى جناغى قرار گرفته و زير سقف، با طرح شطرنجى آيينه کارى شده است. جبههٔ شرقى و غربى ايوان داراى دو دهنه، يک ستون و دو قوس است. سنگ مزار صائب عبارت است از يک قطعه سنگ مرمر يکپارچهٔ يزدى که سنگ مزار قديمى را در وسط آن جاسازى کرده‌اند. سنگ اصلى مزار که به دو نيم شده است، داراى کتيبه‌اى شامل يک مطلع و يک غزل از صائب به خط محمدصالح، خويش‌نويس مشهور دورهٔ صفوى است. يک بيت شعر و تاريخ کتابت سنگ قبر چنين آمده است: «محوکى از صفحهٔ دل‌ها شود آثار من من همان ذوقم که مى‌يابند از گفتار من» تاريخ سنگ قبر چنين است : «تحريراً فى شهر جمادى الاول سنهٔ ۱۰۸۷ فقير محمدصالح». در مقابل ايوان آرامگاه، حوض و آبنماى بزرگى نظير حوض عمارت چهل ستون ايجاد شده است. در بالاى قبر صائب، دو قبر ديگر نيز هست : يکى متعلق به فرزند صائب است؛ با اين کتيبه : «وفات مرحمت و غفران پناه ميرزا محمد محسناء بن ميرزا محمد على صائب فى ۷ شهر محرم‌الحرام سنهٔ ۱۱۴۹». و قبر ديگرى با کتيبهٔ : «وفات مرحمت و غفران‌پناه ميرزا محمدعلى ولد ميرزا رحيم صائب بتاريخ يوم يکشنبه ششم شهر جمادى‌الثانيه سنهٔ ۱۱۴۱». غزل زير يکى از سروده‌هاى دلنشين صائب تبريزى است: صد گل به بــاد رفــت و گلابــى نديــد کــس صد تاک خشک گشت و شرابى نديـد کــس با تشنگــى بســاز کــه در ساغـــرِ سپهـــــر غيـــر از دلِ گداختــه، آبــى نــديــد کـــس طى شد جهان و اهل دلى از جهان نخاســت دريا به تـه رسيــد و سحابــى نديــد کــس اين ماتم دگــر، کــه دريــن دشــتِ آتشيـــن دل آب گشت و چشــمِ پرآبــى نديــد کــس حرفى است اين که خضر به آب بقا رسيـــد زيــن چــرخِ دل‌سيــه دَمِ آبــى نديـد کـس از گـــردش فلــک، شـــب کوتـــاهِ زندگــــي زان‌سان به سر رسيد که خوابى نديد کس از دانـــش آنچـــه داد، کــمِ رزق مى‌نهـــــد چون آسمان، درستْ حسابى نديــد کــس صائب به هر که مى‌نگرم مست و بيخودست هـرچنــد ساقيــّى و شرابــى نديــد کــس آرامگاه صدرجهان (امام‌زاده اباذر)، قزوين (سلجوقيان) اين آرامگاه که مورد احترام اکثر مردم قزوين است.، در ارتفاعات شمال شرقى قزوين و در ناحيهٔ کوهستانى خوش آب‌وهوا و بسيار زيبايى قرار گرفته است. با توجه به هواى خنک اين ناحيهٔ کوهستانى، در سراسر تابستان گروهى از مردم براى زيارت و استراحت چند روزه به آن مسافرت مى‌کنند. دربارهٔ نسب اين امام‌زاده گفته مى‌شود که او فرزند امام جعفر صادق عليه‌‌السلام است. براى رسيدن به منطقهٔ‌ وسيعى که بقعه و بناهاى وابسته به آن در بالاى آن قرار دارند، بايد از راه‌پلهٔ سنگى بلندى که در پايين آن قرار دارد، بالا رفت. پس از طى پله‌ها، صحن وسيعى قرار دارد که در اطراف آن اتاق‌هايى براى سکونت زائران ساخته شده است. در حال حاضر، بناهاى جديد بقعهٔ اصلى را در ميان گرفته‌اند. داخل بقعه يک چهار ضلعى به ابعاد ۴/۳۰ متر است. بخش زيرين بنا با چهار فيل‌پوش پوشيده شده است. داخل بقعه فاقد هر گونه تزئين مى‌باشد. گذشته از ضريحى که در وسط بقعه قرار دارد، در کنار درِ ورودى و در گوشهٔ بقعه، سنگ قبر مکعب مستطيلى قرار دارد که داراى کنده‌کارى و نوشته است؛ ولى به دليل آن که طى ساليان دراز بر روى آن شمع روشن کرده‌اند، امکان خواندن کتيبهٔ آن ميسر نيست. صاحب اين قبر «صدرالدين احمد خالدي» ملقب به «صدرجهان»، وزير غازان‌خان است. شکل سنگ‌قبر و به‌خصوص برجستگى‌هاى چهارگانه‌اى که در گوشه‌هاى آن ايجاد شده است، به آثار دورهٔ ايلخانان شباهت بسيار دارد. در وسط نماى خارجى بقعه و در داخل رواق، درى با قوس جناغى با کتيبه‌اى در حاشيه قرار دارد. دور کتيبهٔ درِ ورودى با يک حاشيهٔ کاشى‌کارى و طرح‌هاى اسليمى و گل‌و‌بوته تزئين يافته است. در سمت راست درِ ورودى، پنجرهٔ‌ سنگى بسيار جالبى ديده مى‌شود که به صورت مشبک و با طرح‌هاى ستاره‌اى و شش ضلعى طراحى شده است. در بالاى پنجرهٔ‌ مزبور، کتيبه‌اى به تاريخ ۱۲۲۰ هـ.ق وجود دارد. هم‌چنين در بالاى درِ ورودى رواقِ بنا، کتيبه‌اى به خط کوفى زيبا قرار دارد که تاريخ ۶۹۳ هـ.ق را نشان مى‌دهد. گنبد خارجى بنا از دو بخش گردنى و کاسهٔ گنبد تشکيل يافته است. کاشى‌کارى گنبد به هنگام تعميرات بنا در سال ۱۳۴۳ هـ.ش انجام شده است. در روى گردنيِ گنبد و بر زمينهٔ لاجوردى، کتيبه‌اى به خط سفيد نوشته شده است و سطح گنبد نيز با کاشى‌هاى دورهٔ‌ قاجار با نقش‌هاى هندسى پوشيده شده است. آرامگاه عارف قزوينى، همدان در محوطهٔ آرامگاه شيخ‌الرئيس ابوعلى‌سينا، مقبرهٔ ابوالقاسم عارف قزوينى شاعر و ترانه‌سراى معروف معاصر قرار دارد. آرامگاه عبدالصمد نطنزى (صمديه)، نطنز اين بقعه به فاصلهٔ‌ اندکى از تقاطع رودخانه و خيابان شهر نطنز واقع شده است. عده‌اى بر اين گمانند که اين بنا، مدفن شيخ نورالدين عبدالصمد نطنزى است؛ حال آن‌که نامبرده در سال ۶۹۹ هـ.ق به گواهى کتيبهٔ گچ‌برى ذيل مقرنس‌هاى سقف خانقاهش که در جنب مسجد جمعهٔ نطنز قرار دارد، به خاک سپرده شده است. بقعهٔ‌ صمديه در سال ۹۱۵ هـ.ق به دستور خواجه عبدالصمدبن محمد علاءالدين احمد نطنزى به منظور آرامگاه خانوادگى وى ساخته شده است. بناى بقعه شامل ايوانى با تاق رومى پيش و پس و رواقى در پشت است. ديوارهاى خارجى ايوان، هر يک داراى دو طاق‌نماى تزئينى با نغول (گودى) در دو مرتبه است که سقف آجرى آن را با نقوش مختلف هندسى مزين کرده‌‌اند. در کنارهٔ‌ ايوان، سنگ قبرى است که بر سطح جانبى آن، صلوات بر چهارده معصوم و بر پيشانى آن، ‌عبارت «وفات صاحب عصر زادهٔ حق ... شمس‌‌الدين محمد» خوانده مى‌شود. رواق، بنايى مستطيل شکل با تاق ضربى آجرى با شاه‌نشين‌هايى در شرق و غرب است که در شاه‌نشين‌هاى شرقى، روزنه‌هايى با پنجره‌هاى چوبى مشبک تعبيه کرده‌‌اند. در وسط رواق، ‌مرقدى با پوشش گچى و در يکى از شاه‌نشين‌هاى سمت شرق رواق، دو سنگ مرمر با نقوش و کنده‌کارى‌هاى بسيار زيبا قرار دارد. بر سنگ‌ها، اشعار و عباراتى نوشته شده که براساس متن آن، چند تن از فرزندان خواجه عبدالصمد در اين بقعه، مدفون هستند. به رغم اين‌که چنين سنگ‌قبرهاى زيبا و نفيسى بر مرقد فرزندان خواجه عبدالصمد نهاده شده، ‌ اما از سنگ قبر خود وى نشانى ديده نمى‌شود. در محوطهٔ باغ بقعه، سنگ قبرى به تاريخ ۱۰۲۰ هـ.ق کشف شده است.

آرامگاهها

_____________________________________________________
آرامگاه شيخ ابوالمفاخر، قاين آرامگاه وى در قبرستان ابوالخيرى قاين است. وى از مشاهير معروف و حکماى عالى‌مقام ايران است؛ به طورى که حکيم سنايى از وى به نيکى ياد کرده است. وى در فن دبيرى و جامع علوم معقول و منقول، افضلِ نويسندگان آن وقت بوده است. آرامگاه شيخ احمد غزالى، قزوين (سلجوقيان) vاين آرامگاه که در کوچهٔ امام‌زاده اسماعيل و نزديک خيابان پيغمبريهٔ‌ قزوين قرار دارد، به شکل حياط کوچکى است و آن را امام‌زاده احمد مى‌نامند. ولى عده‌اى از مردم قزوين اين آرامگاه را آرامگاه احمد غزالى - برادر محمد غزالى - مى‌دانند که در قزوين زندگى مى‌کرده و بين سال‌هاى ۵۰۴ تا ۵۲۷ هـ.ق درگذشته است. آرامگاه شيخ حسن جورى، روستاى كلاته ميرعلم‌فيروزآباد، شاهرود (تركمانان) آرامگاه شيخ حسن جورى در ۱۵۰ کيلومترى شاهرود، واقع در روستاى کلاته ميرعلم فيروزآباد حوالى روستاى فرومد است. اين آرامگاه که متشکل از يک اتاق ۳×۴ و گنبد مدور روى آن است، در قسمت شمالى شهر قديمى جور قرار دارد و از خشت خام ساخته شده و عارى از هر گونه پيرايه و تشريفات ظاهرى است. شيخ حسن جورى يکى از رهبران قيام سربداران از شاگردان شيخ خليفه و از رهبران سياسى مذهبى قرن هفتم هجرى بود که به دست وجى‌الدين مسعود در سال ۷۴۵ به شهادت رسيد. وى که به عقل و درايت ممتاز بود، دورهٔ مدرسه را با موفقيت به پايان رساند و به لقب مدرس مفتخر شد. شيخ حسن شيفتهٔ‌ موعظه‌هاى شيخ خليفه بود و از القاب و تعليمات سنى‌ها چشم پوشيد و پس از مرگ غم‌‌انگيز استاد خود، به نيشابور رفت و به تبليغ تعليمات شيخ خليفه سرگرم شد. در حوالى مقبرهٔ شيخ حسن جورى، بازمانده‌هاى شهر جور قرار دارد که آثار قلعه‌ها و برج و باروى آن‌ها، حکايت از عظمت گذشتهٔ اين شهر با قدمتى در حدود ۷۰۰ سال دارد. آرامگاه شيخ روزبهان، شيراز (ايلخانيان) آرامگاه شيخ روزبهان در محلهٔ بالاکفه که به محلهٔ دربِ شبح نيز معروف است در شرق شيراز قرار دارد. شيخ ابومحمد روزبهان بن ابى‌نصر در سال ۵۲۲ هـ.ق در شهر فسا تولد يافته و در سال ۶۰۶ هجرى قمرى در شيراز درگذشته است. شيخ در عرفان و تصوف مقام شافعى داشته و به همين اعتبار شيخ سعدى در شعرى براى حفاظت از شهر شيراز خدا را به اين شيخ و شيخ کبير قسم داده است: به ذکر و فکر عبادت به روح «شيخ کبير» به حق «روزبهان» و به حق پنج نماز خانقاه شيخ و قبرستانى که در اطراف آن بود، به تدريج ويران گرديد و در حال حاضر قسمت بسيار کوچکى از آن باقى مانده و قبور شيخ، فرزند و نوادگان او در داخل آن قرار دارند. در سال ۱۳۴۶ شمسى به سفارش انجمن آثار ملى به روى قبور شيخ و اولاد او بنايى ساخته شد. اين بنا که به کاشيکارى‌هاى معرق و کتيبه‌هايى مزين است سه تاق دارد که قبور مزبور زير تاق سومى قرار يافته‌اند. آرامگاه شيخ زاهد گيلانى، روستاى شيخانه‌ور، لاهيجان اين بناى تاريخى در بيرون شهر لاهيجان و در روستاى شيخانه‌ور، بر سر راه لاهيجان به لنگرود واقع شده است و به تاج‌الدين ابراهيم، ملقب به شيخ زاهد گيلانى تعلق دارد. بنا، ساختمانى هرمى شکل با پوشش سفالى و گنبد نوک‌تيز است که از دو سو، ايوانى آن را احاطه کرده است. سقف درونى بقعه، داراى گچ‌برى است و ازاره‌هاى آن، با کاشى‌هاى رنگى و گلدار مزين شده است. در اين بنا، هيچ کتيبه‌اى حاکى از نام سازنده يا بانى آن وجود ندارد؛ ولى بانى آن را سيد مهدى باشکجانى مى‌دانند. تنها کتيبهٔ موجود اين بنا، به خطى نه چندان خوش روى صندوق چوبى قديمى مزار شيخ است که تاريخ ۸۳۲ هجرى قمرى دارد. اين تاريخ به احتمال زياد، تاريخ ساخت بنا است؛ زيرا سبک معمارى اين اثر ويژگى‌هاى قرن هشتم يا نهم هـ.ق را نشان مى‌دهد. بقعهٔ شيخ زاهد در سال ۱۳۴۷ هـ. ش، به شمارهٔ ۸۲۴ در فهرست آثار ملى ايران به ثبت رسيده است. آرامگاه شيخ شاه على اسفراينى، (اسفراين) اين مقبره که متعلق به عارف بزرگ، شيخ شاه‌على اسفراينى از اقطاب سلسلهٔ ذهبيه است، در باغ شخصى آن بزرگوار در محلهٔ قلعهٔ نوى خواجه‌ها قرار دارد. اين بقعه در زمينى به مساحت ۵۰۰ مترمربع احداث شده است. در حال حاضر، ‌ ستون گِلى روى مقبرهٔ آن فرو ريخته است. اين عارف معروف، داماد و شاگرد شيخ رشيدالدين محمد بيدوازى است. آرامگاه شيخ طبرسى، مشهد در ابتداى خيابان طبرسى مشهد مقبرهٔ شيخ امين‌‌الدين ابوعلى فضل بن حسن قرار گرفته است که در فقه و تفسير قرآن از اساتيد نامور شيعه محسوب مى‌شود. وى در سال ۵۲۳ هـ.ق از مشهد به سبزوار عزيمت کرده و در ۵۴۸ هـ.ق در اين شهر وفات يافته است. جنازهٔ وى در اين مکان که قسمتى از قبرستان قتلگاه مشهد بوده و امروزه به نام باغ رضوان معروف مى‌باشد، دفن گرديده است. اين محل به «مغسل‌الرضا» نيز مشهور است؛ زيرا گفته مى‌شود حضرت رضا (ع) را در اينجا غسل داده‌اند. آرامگاه شيخ عطار نيشابورى، نيشابور فريدالدين ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابورى، شاعر و عارف نامى ايران در حدود سال ۵۴۰ متولد شد و در ۶۱۸ هـ.ق، جهان را بدرود گفت. مقبرهٔ عطار نيشابورى در فاصلهٔ ۶ کيلومترى شرق نيشابور، در نزديکى امام‌زاده محروق و آرامگاه خيام واقع گرديده است. ساختمان قديمى مقبره، از آثار اميرعلى شير نوايى و دورهٔ سلطان حسين بايقرا است که در کتاب تذکرهٔ دولت‌شاه بدان اشاره کرده است، جز سنگ ميلهٔ بالاسر قبر که تاريخ بنايش ظاهراً ۸۹۱ هـ.ق بوده، چيزى باقى نمانده است. در اواخر دوران محمد على شاه قاجار، نيرالدوله - والى خراسان - که عازم مشهد بود، دستور داد بقعه‌اى بر مزار عطار احداث کنند؛ ولى به علت انقلاب و بازگشت نيرالدوله به تهران، آن بنا به صورت بقعهٔ گنبددار ساده و آجرى باقى ماند. در دورهٔ‌ اخير، ‌ انجمن آثار ملى در دو مرحله (۱۳۳۲ و ۱۳۳۷ هـ.ش) نسبت به تکميل بنا و کاشى‌کارى و تزئين آن اقدام کرد و بناى قبلى را به صورت مناسبى درآورد. بناى فعلى با نقشهٔ هشت ضلعى با گنبد کاشى‌‌کارى شدهٔ پيازى شکل، داراى چهار درِ ورودى است. وروديِ اصلى بنا از ضلع شمالى آن است. در نماى خارجى بنا، چهار غرفه طراحى شده که با کاشى‌هاى سبز و زرد و آبى تزئين شده‌اند. نماى داخلى بنا از گچ پوشيده شده و داراى چهار شاه‌نشين است. قبر عطار نيشابورى در وسط اين بقعه قرار دارد و در سمت جنوب غربى سنگ قبر، ستون سنگى هشت‌ترکى به ارتفاع سه متر نصب شده است. مساحت زيربناى آرامگاه، ۱۱۹ مترمربع است و در طرف چپ درِ ورودى، پلکانى آجرى جهت دسترسى به پشت‌بام تعبيه شده است. بناى آرامگاه داراى حياط و باغچهٔ سرسبزى است که مقبرهٔ کمال‌‌‌الملک در آن قرار دارد. مزار شيخ عطار هر ساله ميزبان عاشقان فرهنگ و ادب ايرانى است که به قصد زيارت، راه نيشابور را در پيش مى‌گيرند تا در فضايى صميمى و دلپذير در کنار شيخ پير خود ساعاتى را سپرى کنند. بى‌ترديد شيخ عطار نيشابورى يکى از عرفاى بزرگ ايران است که با آفريدن آثارى بديع، مقام خود را جاودان ساخته است. در زير، قطعاتى از اين عارف بزرگ را نقل مى‌کنيم: و او را حلاج از آن گفتند که يک‌بار به انبارى پنبه برگذشت. اشارتى کرد، در حال دانه از پنبه بيرون آمد و خلق متحير شدند. نقل است که در پنجاه سالگى گفت که : «تاکنون هيچ مذهب نگرفته‌ام اما از هر مذهبى آنچه دشوارتر است بر نفس، اختيار کردم. تا امروز که پنجاه - ساله‌ام، نماز کرده‌ام و به هر نمازى غسلى کرده». نقل است که طايفه‌اى در باديه او را گفتند : «ما را انجير مى‌بايد.» دست در هوا کرد و طبقى انجير تر پيش ايشان نهاد. و يک‌بار ديگر حلوا خواستند، طبقى حلواءِ شکرى گرم پيش ايشان نهاد. گفتند : «اين حلواء تصفيهٔ عمل است از شوائب کدورت». نقل است که روزى شبلى را گفت : «يا بابکر! دست بر نه که ما قصد کارى عظيم کرديم و سرگشتهٔ کارى شده‌ايم؛ چنان‌ کارى که خود را کشتن در پيش داريم». چون خلق در کار او متحير شدند، منکر بى‌قياس و مُقرّ بى‌شمار پديد آمدند و کارهاى عجايب از او بديدند. زبان دراز کردند و سخن او به خليفه رسانيدند و جمله بر قتل او اتفاق کردند، از آن‌که مى‌گفت : «اَنَا‌الْحَق». گفتند : بگو : «هُوَالْحَقٌ». گفت : «بلي! همه اوست. شما مى‌گوييد که : گم شده است! بلى که حسين گم شده است. بحر محيط گم نشود و کم نگردد». جنيد را گفتند: «اين سخن که حسين منصور مى‌گويد، تأويلى دارد؟». گفت : «بگذاريد تا بکشند. که روز تأويل نيست». پس جماعتى از اهل علم بر وى خروج کردند و سخن او پيش معتصم تباه کردند و على بن عيسى را که وزير بود، بروى متغير گردانيدند. خليفه بفرمود تا او را به زندان بردند يک سال. اما خلق مى‌رفتند و مسائل مى‌پرسيدند. بعد از آن خلق را نيز از آمدن منع کردند. مدت پنج ماه کس نرفت مگر يک‌بار ابن‌عطا و يک‌بار ابو‌عبداللّه حنيف - رحمهمااللّه - و يک‌بار ديگر ابن‌عطا کس فرستاد که : «اى شيخ! از اين که گفتى عذر خواه تا خلاص يابي». حلاج گفت : «کسى که گفت، گو: عذرخواه». ابن‌عطا چون اين بشنيد، بگريست و گفت : «ما خود چند يک حسين منصوريم؟» نقل است که شب اول که او را حبس کردند، بيامدند و او را در زندان نديدند و جملهٔ زندان بگشتند و کس را نديدند و شب دوم نه او را ديدند و نه زندان را، و شب سوم او را در زندان ديدند. گفتند : «شب اول کجا بودي؟ و شب دوم تو و زندان کجا بوديت؟». گفت : «شب اول من در حضرت بودم، از آنْ اينجا نبودم، و شب دوم حضرت اينجا بود، از آنْ من و زندان هر دو غايب بوديم و شب سوم باز فرستادند مرا براى حفظ شريعت. بياييد و کار خود کنيد». نقل است که در زندان سيصد کس بودند. چون شب درآمد، گفت : «اى زندانيان! شما را خلاص دهم». گفتند : چرا خود را نمى‌دهي؟». گفت : ما در بند خداونديم و پاس سلامت مى‌داريم. اگر خواهيم به يک اشارت همهٔ بندها بگشاييم». پس به انگشت اشارت کرد. همهٔ بندها از هم فرو ريخت. ايشان گفتند : «اکنون کجا رويم؟ که درِ زندان بسته است». اشارتى کرد، رخنه‌ها پديد آمد. گفت : «اکنون سر خود گيريد». گفتند : «تو نمى‌آيي؟» گفت : «ما را با او سِرّى است که جز بر سرِ دار نمى‌توان گفت». ديگر روز گفتند : «زندانيان کجا رفتند؟». گفت : «آزاد کردم». گفتند : «تو چرا نرفتي؟». گفت : «حق را با ما عتابى است. نرفتيم». اين خبر به خليفه رسيد. گفت : «فتنه‌اى خواهد ساخت. او را بکشيد يا چوب زنيد تا از اين سخن بازگردد». سيصد چوب بزدند. هرچند مى‌زدند آوازى فصيح مى‌آمد که : «لاتَخَفْ يَابْنَ مَنصور». شيخ عبدالجليل صفار گويد که : «اعتقاد من در چوب‌زننده بيش از اعتقاد من در حق حسين منصور بود، از آن که تا آن مرد چه قوت داشته است در شريعت، ‌ که چنان آواز صريح مى‌شنيد و دست او نمى‌لرزيد و هم‌چنان مى‌زد». پس ديگربار حسين را ببردند تا بکشند. صدها هزار آدمى گرد آمدند و او چشم گرد همه برمى‌‌‌گردانيد و مى‌گفت : «حق، حق، حق، انا‌الحق». نقل است که درويشى در آن ميان از او پرسيد که : «عشق چيست؟». گفت : «امروز بينى و فردا و پس‌فردا». آن روزش بکشتند و ديگر روز بسوختند و سوم روزش به باد بردادند، يعنى عشق اين است. خادم در آن حال از وى وصيتى خواست. گفت : «نفس را به چيزى که کردنى بود مشغول دار و اگر نه او تو را به چيزى مشغول گرداند که ناکردنى بود». پسرش گفت : «مرا وصيتى کن» گفت : «چون جهانيان در اعمال کوشند، تو در چيزى کوش که ذرّه‌اى از آن به از هزار اعمال انس و جن بود، و آن نيست الا علم حقيقت». پس در راه که مى‌رفت، مى‌خراميد، دست‌اندازان و عياروار مى‌رفت با سيزده بند گران. گفتند : «اين خراميدن از چيست؟» گفت : «زيرا که به نحرگاه مى‌روم» و نعره مى‌زد و مى‌گفت : شعر نَديمى غَيْرُ مَنْسوبٍ اِلى شَيْ‌ء مِنَ الْحَيْفِ سَقانى مِثْلَ مايَشْرِب کَفِعْلِ الضِّيْفِ بِالضّيْفِ

آرامگاهها

____________________________________________________

آرامگاه شاه نعمت‌اللّه ولى، ماهان، كرمان شاه نعمت‌اللّه ولى، ‌ عارف و مؤسس سلسلهٔ نعمت‌اللهيه (۸۳۴-۷۳۰ هـ.ق) است. آرامگاه و خانقاه شاه نعمت‌اللّه ولى (بقعهٔ ماهان) در جنوب شرقى شهر کرمان و در شهرک زيبا و آباد ماهان واقع شده است. شهر ماهان به علت وجود خانقاه و آرامگاه شاه نعمت‌اللّه ولى در ايران و ساير کشورها مشهور شده است و يکى از هدف‌هاى جهانگردى ايران و استان کرمان به حساب مى‌آيد. شاه نعمت‌اللّه ولى پيش از آن که به ماهان سفر کند مدتى در تفت يزد اقامت داشته و محله‌اى نيز به نام اين عارف بزرگ در تفت وجود دارد که مسجد زيبايى در آن احداث شده است. شاه نعمت‌اللّه علاوه بر مقام عرفانى در شعر و ادب هم پايگاهى والا داشته و ديوانى از قصيده، ‌ غزل، مثنوى و رباعى دارد. وى در نيمهٔ اول قرن نهم هجرى درگذشت و در ماهان به خاک سپرده شد. مجموعه‌اى که امروزه به بقعهٔ ماهان معروف است، يکى از باصفاترين بقاع ايران است که فضايى هماهنگ و متناسب از معمارى، باغ‌سازى و صفاى روحانى را درهم آميخته است. هستهٔ مرکزى اين مجموعه را هزار شاه تشکيل مى‌دهد که نخستين بار در سال ۸۴۰ هجرى قمرى به هزينهٔ احمدشاه بهمنى از شاهان سلسلهٔ بهمنيهٔ دکن که يکى از ارادتمندان وى بوده ساخته شده و در طى قرون و در هر دوره قسمت‌هاى ديگرى نيز به صورتى جالب به آن افزوده‌اند. از خيابان شاه ماهان که دنبالهٔ جادهٔ کرمان و خيابان ورودى شهر است، خيابانى به نام خيابان آستانه منشعب مى‌شود. در کنار اين خيابان پيشخان بقعه قرار گرفته است. پس از ورود به اين پيشخان و گذشتن از صحن اتابکى، سردر صحن وکيل‌الملکى نمودار مى‌شود که در دوران قاجاريه به همت وکيل‌الملک کرمانى در پيش و روى بقعه احداث شده و بر کتيبهٔ آن «شريفه حسبى‌اللّه نعم‌الوکيل نعم‌المولى و نعم‌‌النصير» نقش بسته است. عمارت سردر صحن وکيل‌الملکى اگرچه صدمه ديده است، بازهم منظره‌اى دلکش و فضايى خوش دارد. درون صحن، ‌ حوض و آبگير خوش طرحى قرار گرفته که با سرو نازهاى سبز و خرم احاطه شده و به پيشگاه آستانه، فضايى دلفريب و شاعرانه بخشيده است. اين صحن، محل ورود به آستانه است که پيرامونش را رواق‌هاى باشکوهى فراگرفته، همچنين از اينجا به بقعه و چله‌خانه وارد مى‌شوند که مزار شاه خليل‌اللّه نيز بدان پيوسته است. بقعهٔ اصلى حرم و گنبدِ دو پوشهٔ آن به شيوهٔ معمارى آذرى (سبک معمول دوران ايلخانى تا پيش از صفويه) و ساختمان رواق آن به شيوهٔ معمارى اصفهانى است و قسمت‌هاى ديگر آن نيز در دوران انحطاط معمارى ايران ساخته شده ولى کم و بيش اصالت و زيبايى معمارى جنوب را دارد و تا حد زيادى از زيبايى و تناسب لازم برخوردار است. شاه نعمت‌اللّه ولى معاصر حافظ لسان‌الغيب بود و حافظ توجه خاصى به اشعار شاه داشت و بسيارى از غزليات شاه نعمت‌اللّه را جواب گفت. بين آنان مکتوب‌هاى منظوم بسيارى رد و بدل شده است. از جمله حافظ غزل زير را: آنانکه خاک را به نظر کيميا کنند آيا بود که گوشهٔ چشمى به ما کننـد در جواب اين غزل از شاه ولى سروده است: ما خاک راه را به نظر کيميا کنيـم صد درد را به گوشهٔ چشمى دوا کنيم ديوان شاه نعمت‌اللّه ولى حاوى قصايد، غزليات، ترجيعات، ‌ رباعيات و مثنوى‌هاى اوست که همه يا اکثراً در مضامين عرفانى سروده شده که ذيلاً دو نمونه از غزليات اين عارف نامدار آورده مى‌شود. چنــان مســت و شيدايــم کـه پــا از ســر نمى‌دانــم دل از دلبــر نمى‌دانــم مـى از ساغــر نمى‌دانـــم بــرو از عقــل سرگــردان زجــان مـن چـه مى‌جويـي کـه مـن سرمسـت و حيرانـم بجـز دلبـر نمى‌دانم شــدم از ساحــل صــورت بســوى بحـر معنـى بــاز چـه جـاى بحـر و بـر باشـد بجـز گوهـر نمى‌دانم دلـم عـود است و آتـش عشـق و سينه مجمر سوزان همى سـوزد روان عـودم در ايـن مجمـر نمى‌دانـم مـــن آن دانــاى نادانـــم کـــه مى‌بينـــم نمى‌بينـــم از آن مى‌‌گويـم از حيـرت که سيـم از زر نمى‌دانم چـو ديـده سـو بـه سـو گشتـم نظـر کـردم بهر گوشـه بجـــز نـور دو چشـم خـود دريـن منظـر نمى‌دانـم زهـر بـابـى که مى‌خوانـى بخـوان از لـوح محفوظــم که هستــم حافــظ قــرآن ولــى دفتــر نمى‌دانــم بـرآمــد نــور سبحانــى چــه کفــر و چـه مسلمانـى طريــــق مؤمنــــان دارم ره کافــــر نمى‌دانـــــم بجـز يـا هـوو يـا مـن هـو نمى‌گويـم بـه روز و شب چه گويم چونکـه در عالـم کســى ديگــر نمى‌دانــم نـديـــم بـــزم آن ماهـــم حريــف نعمـــت اللهــــم درون خلــــوت شاهــــم بــــرونِ در نمى‌دانـــــم هم او صورت هم او معنى هم او مجنون هم او ليلي بغيــر از سيــد و يــاران، شـه و چاکـر نمى‌دانـم تــو را اهــل نظــر خوانــم گــرت منظــر او باشـد نظربـاز خوشـى باشـى چـو منظـورت نکـو باشـد خيالـش نقـش مى‌بنـدم بهـر صورت کـه پيـش آيد کجا غيرى توان ديدن چو هر چه هست او باشد زآب چشـم مـا دايــم بــود خــوش روى ما تــازه چو جان ما گرت ميلى بسوى شست و شو باشد در آن حضرت که غيــر او نگنجــد غيـر او غيـري چــه جـاى ايـن و آن دارد چه قدر ما و تو باشد بيــا از نعمت اللّه جـو مـرادى را که مى‌خواهـي که کـام دل از او يابـى تـو را گـر جستجـو باشـد
آرامگاه شاه‌چراغ، شيراز، ( ايلخانيان) حضرت مير سيد احمد فرزند امام موسى کاظم (ع) معروف به شاه‌چراغ برادر حضرت امام رضا (ع) در آغاز قرن سوم هجرى به شيراز هجرت نموده و در همانجا وفات يافته است. در زمان اتابک سعد بن زنگى، ‌ امير مقرّب‌الدين مسعود بدرالدين وزير اين شهريار بقعه و گنبدى بر فراز قبر وى ساخت و اتابک نيز رواقى بر آن افزود و سپس تاشى خاتون مادرشاه اسحاق اينجو در سالهاى ۷۴۵ تا ۷۵۰ هجرى تعميرات اساسى در آن انجام داد و بقعه، ‌ بارگاه، مدرسهٔ عالى و مَدفَنى براى خود در جنوب آن ساخت و ۳۰ هزار جزو قرآن نفيس منحصر به فرد با خطوط ثلث طلايى و تذهيب عالى مُوَرَخ به سال‌هاى ۷۴۵ و ۷۴۶ هجرى را بر آن وقف نمود. در زمان سلطنت شاه اسماعيل اول به سال ۹۱۲ متولى بقعه که نامش ميرزا حبيب‌اللّه شريفى بود تعميرات اساسى در اين بنا انجام داد و در ۹۹۷ هجرى بر اثر زلزله نيمى از بنا منهدم گشت و تعمير مجدد يافت و در قرن سيزدهم هجرى چند بار خراب شد و مجدداً تعمير و مرمت گرديد و فتحعلى شاه قاجار در سال ۱۲۴۳ هجرى ضريحى بر آن وقف نمود. به علت شکاف‌هاى متعددى که گنبد داشت در سال ۱۳۳۷ شمسى آن را برچيدند و به جاى آن با آهن و مصالح بنايى مناسب و قابل دوام و با همان طرح و به هزينهٔ مردم شيراز احداث نمودند. آرامگاه شاه‌زادگان، اصفهان در مجاورت يکى از زيارتگاه‌هاى اصفهان به نام «بستى فاطمه»، بقعهٔ شاه‌زادگان واقع شده است که داخل آن با نقاشى، و گنبد آن با کاشى‌کارى تزئين شده است. در داخل اين بقعه، سنگ‌هاى مرمرى نفيسى که بر آرامگاه شاه‌زادگان مدفون صفويه با کتيبه‌ها و نقوش برجسته گذاشته شده، جلب توجه مى‌کند. مدفونين اين بقعه، نوادگان دخترى شاه‌عباس اول و فرزندان «عيسى‌خان» قورچى‌باشى هستند که به دستور شاه صفى به قتل رسيده‌‌‌اند. نام مقتولين بر سنگ مزار آن‌ها منقور است. آرامگاه شاه‌زاده قاسم تايباد، روستاى مشهد‌ريزه، تايباد روستاي«مشهدريزه» در ۲۶ کيلومترى غرب تايباد قرار دارد. در حاشيهٔ اين روستا و در کنار قبرستان، بنايى وجود دارد که به مقبرهٔ شاه‌زاده قاسم معروف است. نقشهٔ اين بنا به صورت مربع مستطيل با گنبد‌خانهٔ چهارتاقى (چليپايى) به ابعاد داخلى ۸/۷۰×۸/۲۰ متراست و در اطراف آن، اتاق‌هاى تعبيه شده است. علاوه بر اين‌، در بدنهٔ داخلى بنا نيز هشت اتاقک (چله‌خانه) ساخته شده است. راه ورود به داخل بنا، از طريق سه ايوان در اضلاع شمالى، جنوبى و شرقى است و در مقابل ايوان شرقى آن، رواقى با سه درگاه ساخته‌اند که در مقابل آن، ‌قبرى با معجرى زيبا قرار دارد. با استفاده از هشت‌ تاق، ‌طرح اين بنا را به هشت ضلعى تبديل کرده‌اند و گنبدى را که داراى ساقه‌اى چند وجهى است، بر روى آن سوار کرده بوده‌اند که امروزه تنها ساقهٔ آن باقى مانده است. ارتفاع فعلى بنا حدود ۸/۵۰ متر است که حدود ۵۰ سال قبل با استفاده از سه ستون و تيرچوبى پوشانده شده است. براى تزئين بنا از گچ‌برى ساده و رنگى استفاده شده است؛ اما عمدهٔ تزئينات، در حواشى محراب نيمه هشت‌ضلعى طاق‌نماى ضلع جنوب غربى به کار رفته، و مربوط به دوره‌هاى اخير است. در صحن باز و در طرفين قبر، معجر سنگى زيبايى به تاريخ ۱۰۶۰ هـ.ق و «عمل محمد ابن استاد شاه محمد مشهدي» قرار دارد؛ ولى بر روى قبر هيچ‌گونه لوح يا سنگى که هويت شخص دفن شده را نشان دهد، وجود ندارد. در کنار قبر مزبور، سنگ قبر ديگرى قرار دارد که احتمالاً از آنِ يکى از مريدان شخص متوفا بوده است. بر روى اين سنگ قبر، تاريخ ۱۰۶۷ هـ.ق نوشته شده است. از اين‌رو احتمال دارد که اين بنا نيز خانقاهى بوده است که پس از فوت پير و مرشد خانقاه او را در مقابل لنگر (خانقاه) به خاک سپرده‌اند. وجود اتاقک‌هاى داخل بنا و بيرون آن، گواهى بر صحت اين نظريه هستند و از طرف ديگر، وجود سنگ قبرهايى از افرادى نامدار در اين محل، اين نظر را تأييد مى‌کند. آرامگاه شاه‌عباس دوم، قم مقبره شاه‌عباس دوم در جنوب غربى حرم واقع شده است. اين مقبره از لحاظ معمارى و به کارگيرى سنگ‌هاى مرمر، جلوه جالب و زيبائى دارد. کتيبهٔ اين بنا به خط محمدرضا امامى نوشته شده و تاريخ سال ۱۰۷۷ هجرى قمرى را دارد. آرامگاه شاه‌عباس كبير، كاشان در جوار بقعهٔ حبيب بن موسى (ع) در ميان صفهٔ جنوب غربى، سنگ سياه مکعب مستطيل بسيار خوش تراش و زيبايى محل قبر شاه‌‌عباس اول را مشخص مى‌سازد. در زير اين سنگ سردابى وجود دارد که ۳ قبر در آن جاى گرفته است. يکى از اين قبرها به شاه‌عباس اول تعلق دارد. آرامگاه شاهزاده حسين جوپار، جوپار، كرمان شاهزاده جوپار يکى از بقاع متبرکهٔ بخش جوپار از توابع کرمان است. بناى اين زيارتگاه به دورهٔ صفويه مربوط است که در دورهٔ قاجاريه تعمير و تکميل شد. از جمله الحاقات اين بنا کاروان‌سرايى است که در مجاورت و متصل به بقعه ساخته شده است. بناى شاهزاده حسين متشکل از حياط، حرم‌، ‌ گنبد و رواق مى‌باشد. از تزئينات جالب توجه دورهٔ صفويهٔ آن کاربندى رواق اطراف حرم را مى‌توان نام برد. اين گنبد با الهام از سبک معمارى و طرح گنبد ماهان ساخته شده است. اين بنا به شمارهٔ ۵۲۹ به ثبت آثار تاريخى ايران درآمده است. آرامگاه شهداى فهرج، يزد مجموعهٔ‌ بناهاى ويران شهداى فهرج در ۲ کيلومترى فهرج يزد و تقريباً متصل بدان قرار دارد و بنا به روايات تاريخى مدفن «ابى عبداللّه بن احمد بن ابواليسر بن عبداللّه بن تميمي» و «حويطب بن هاني» و «عمر بن عاص» - از سرداران سپاه اسلام - است که در زمان يزدگرد، آخرين پادشاه ساسانى به قتل رسيده‌اند. در خصوص تاريخ ساخت بناها در کتب تاريخى آمده است که بناى مقبره و مدرسهٔ کنار ‌آن را «امير مبارزالدين محمد مظفر» ساخته و مولانا شمس‌الدين محمد بافقى آن را تجديد عمارت کرده و خانقاهى بر آن اضافه کرده است. تاريخ ساخت مقبره سال ۷۴۷ هـ.ق ذکر شده است. اين مجموعه در اصل شامل مقبره، مدرسه و خانقاه بود که امروزه تنها ويرانه‌هاى آنها بر جاى مانده است و فقط از طريق کاوش‌هاى باستان‌شناسى مى‌توان اطلاعاتى دربارهٔ آنها به دست آورد.

آرامگاهها

_____________________________________________________
آرامگاه سيد حجت‌الاسلام شَفتى، اصفهان اين بنا شامل بقعه و رواقى در برابر آن است. داخل بقعه داراى تزئينات کاشى‌کارى، گچ‌برى و نقاشى درخور توجه ويژه است و کتيبه‌هاى فراوانى در قسمت‌هاى مختلف آن نصب شده است. اين بقعه و رواق، در گوشهٔ شمال شرقى مسجد معروف «سيد» اصفهان که از آثار حجت‌الاسلام شَفتى (۱۲۶۰-۱۱۸۰ هـ.ق) است، قرار دارد. تاريخ وفات، در کتيبهٔ سردرِ ورودى بقعه به خط ثلث سفيد بر زمينهٔ کاشى لاجوردى، سال ۱۲۶۰ هـ.ق نوشته شده است. در وسط سرسراى رواق، سنگابى قرار دارد که شش بيت شعر بر روى آن کنده شده و تاريخش ۱۲۴۹ هـ. ق است. در وسط بقعه نيز ضريح فولادى زيبايى با کتيبه‌اى به خط ثلث طلايى بر زمينهٔ مشکى قرار دارد. آرامگاه سيد شرفشاه، روستاى دارسرا، رضوان شهر اين آرامگاه در روستاى دارسرا در پنج کيلومترى شرق رضوان شهر واقع شده است. اين روستا به احترام نام سيد شرفشاه، عارف و شاعر قرن هشتم هـ.ق که در آن جا مدفون شده، به سيد شرفشاه و يا سيد شرف‌الدين معروف است. براساس شجره‌نامهٔ موجود در آرامگاه، نسب وى از ده پشت به امام موسى کاظم (ع) مى‌رسد. به اعتقاد برخى محققان، شرفشاه پيرى عارف بود که پس از مرگ، به مقام سيادت رسيده است. بناى آرامگاه، بزرگ و نوساز است و از آجر، سنگ و مرمر ساخته شده و بسيارى از مکان‌هاى زيارتى نواحى انزلى، گسکرات، تالش دولاب و وکيل دولاب به برادران يا فرزندان اين مرد عارف منتسب شده‌اند. آرامگاه ديگرى به نام سيده بانو معروف به گور مادر شرفشاه نيز در دارسرا وجود دارد که بناى جديدى بر آن ساخته‌اند. آرامگاه سيدعلى غزنوى، دهكده تجن‌گوگه، لاهيجان اين آرامگاه در دهکدهٔ تجن گوگه - از روستاهاى قديمى لاهيجان - واقع شده است. اين آرامگاه، درِ منبت کار شدهٔ زيباى ظريف و پرنقش و نگارى با نقش‌هاى گل و بوته داشته که يک لنگهٔ آن سال‌ها پيش به سرقت رفته است. در چهار سوى بناى اصلى، چهار ايوان وجود دارد. ايوان غربى سابقاً درهاى اُرسى داشته و به جاى مسجد از آن استفاده مى‌شده است. مصالح اصلى بنا و گلدستهٔ آن از آجر است. اين امام‌زاده را از فرزندان امام جعفر صادق (ع) مى‌‌دانند. آرامگاه سيدعلى‌كيا، دهكده‌اژدهابلوچ، لشت‌نشا، رشت اين آرامگاه در دهکدهٔ اژدها بلوچ لشت نشا واقع شده است. نقشهٔ اين بنا از خارج عبارت از يک چهارضلعى است که در برابر هر ضلع، ايوانى قرار دارد. سقف ايوان‌ها در جلو، روى ده ستون چوبى با سرستون‌هاى زيباى قديمى، استوار شده است. اين بقعه، از نظر تزئينات کاشى‌کارى نيز جزء معدود بناهاى امام‌زاده‌هاى شمالى کشور به شمار مى‌رود. ازارهٔ درونى بنا و ايوان‌ها همه با کاشى‌هاى هفت رنگ و با نقش‌هاى گل و بوته و پرنده پوشش شده است. شيوهٔ نقش‌اندازى بر روى اين کاشى‌ها چنان است که آثار دورهٔ زنديه را تداعى مى‌کند. در بالا و پايين کاشى‌ها، قرنيسى به عرض ده سانتى‌متر نصب شده است. بر يکى از آن‌ها، اين جمله ديده مى‌شود: «رقم مشهدى محمدنقاش ولد حاجى يوسف ۱۳۲۰». از ويژگى‌هاى ديگر اين بنا، وجود يک عَلَم پرنقش و آرايهٔ قديمى است که از نظر هنر فلزکارى و پرداخت حجم‌هاى زيبا، به خصوص سرِ دو اژدها، از نمونه‌هاى با ارزش هنر فلزکارى به شمار مى‌آيد. سنگ مرمرى به تاريخ ۱۲۳۰ هـ.ق در اين بقعه ديده مى‌شود. آرامگاه سيدواقف، افوشته، نطنز اين بناى آجرى هشت‌ضلعى با گنبد فيروزه‌‌اى رنگ و کتيبهٔ خط کوفيِ ساقهٔ‌ گنبد، بر فراز تپه‌اى مشرف به آبادى افوشتهٔ نطنز واقع شده است. اين تپه، در درون ديوارى بسيار کهنه که از گل و خشت ساخته شده، محصور است. داخل مقبرهٔ سيدواقف فاقد تزئينات است، ولى درِ ورودى آن، منبت‌کارى شده و بسيار عالى است و با چند شعر زينت يافته است. کتيبهٔ‌ بالاى اين در، نام شاهرخ تيمورى را در بر دارد. صندوق منبت‌کارى مقبره داراى کتيبه‌اى شامل آيات قرآنى و تاريخ ۸۵۹ هـ.ق است. آرامگاه شابوالقاسم (و يعقوب ليث)، دزفول آرامگاه شابوالقاسم در سمت راست جادهٔ‌ دزفول - شوشتر واقع شده است. اين بنا مشتمل بر سر در ورودى، کفش‌کن، شبستان مسجد و بقعه است. سردر ورودى دو ستون بازويى بسيار قديمى با آجرهاى زيرين بسيار قطور دارد. شبستان مسجد طرح مستطيل دارد. سردر ورودى اين شبستان راهرو بقعه است و از سنگ‌هاى تراشيدهٔ کهنه‌اى به اشکال مکعب هلالى طاق رومى ساخته شده است. قسمت بالايى سردر در دورهٔ‌ ايلخانى گچبرى شده است. داخل بقعه فاقد هرگونه تزئين است. در اين بقعه، ضريحى چوبين با مشبک فلزى قرار دارد که فاقد کتيبهٔ تاريخى است. در داخل کفش‌کن و شبستان چند قطعه سنگ قبر و دو قطعه کاشى نصب شده است. بعضى از محققان بر اين اعتقادند که اين بقعه، مدفن يعقوب ليث است. يعقوب ليث صفارى در سال ۲۶۵ هـ.ق در نزديکى جندى‌شاپور و نزديک بقعهٔ قديمى شابوالقاسم درگذشت. آرامگاه شاه ابو‌ذكريا، داراب (قاجاريان) اين آرامگاه در دهستان فورگ در فاصلهٔ ۹۶ کيلومترى شهر داراب در کنار جادهٔ آسفالتهٔ داراب بندرعباس واقع شده و قدمت تاريخى آن نامعلوم است. آرامگاه شاه داعى الى اللّه، شيراز، ( تركمانان) شاه داعى الى اللّه از عرفا و حکماى معروف شيراز است. نام او محمود ملقب به نظام‌الدين و مشهور به شاه داعى ‌الى اللّه است. وى علاوه بر اينکه شعر را نيکو مى‌سروده، قريب ۳۵ جلد کتاب مختلف هم تأليف کرده است. وى در سال ۸۷۰ هجرى قمرى وفات يافته و آرامگاه وى در ضلع جنوب شرقى گورستان معروف «دارالسلام» قرار دارد. اين آرامگاه داراى دو سنگ قبر بزرگ سماقى مجلل سرخ رنگ متعلق به شاه داعى و فرزندش است و از دو قسمت تشکيل گرديده است. بر سر در آرامگاه شعرى از خود شاه داعى الى اللّه نوشته شده است: چو باد خاک تو خواهد به هر طرف بردن مهل که از تو نشيند به خاطرى گردى آرامگاه شاه شجاع مظفرى، شيراز ( ايلخانيان) در دامنهٔ تخت ضرابى و در غرب تکيهٔ هفت تنان، قبر بزرگترين پادشاه آل مظفر يعنى ابوالفوارس شاه شجاع فرزند امير مبارزالدين قرار دارد که کريم‌خان زند سنگ بزرگى بر قبر او نهاده است. حافظ در خصوص اين پادشاه گفته: قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع که نيست با کسم از بهر مال و جاه نزاع بــه فــر دولــت گيتى فـروز شـاه شجــاع که هست در نظر مـن جهـان حقيـر متـاع در ميان تمام شاهانى که در فارس سلطنت کرده‌اند تنها قبر شاه شجاع مظفرى در شيراز معلوم و مشخص است و به همين جهت بود که انجمن آثار ملى بنايى بر قبر وى ساخت که در سال ۱۳۵۰ شمسى به اتمام رسيد. اين بنا از حيث معمارى و اهميت تاريخى واجد ارزش‌هاى ويژه است. آرامگاه شاه فيروز، روستاى وحدت آباد (سيرجان) اين بنا در فاصلهٔ پنج کيلومترى جنوب شرقى قلعه سنگ سيرجان در نزديکى روستاى وحدت‌آباد بر فراز صخره‌اى از سنگ سبز تيره به ارتفاع حدود ۳۰ متر واقع شده و در محل به نام شاه فيروز معروف است. بناى اين آرامگاه که امروزه به صورت نيمه ويرانه در آمده، عبارت است از: يک بناى هشت ضلعى که طول هر يک از اضلاع داخلى آن ۲ و اضلاع خارجى آن ۴ متر است. هر يک از جرزهاى هشت‌گانه بنا ۱/۵ متر قطر دارند و بر فراز آن‌ها گنبدى دوپوش قرار گرفته است، قطر دهانهٔ گنبد ۵ و فاصلهٔ دو پوش آن يک متر است. ميان همهٔ اضلاع هشت‌گانهٔ بنا باز است و دو طاقنما با قوس منحنى و جناغى در بالاى آن کار شده است. امروزه چهار جرز از هشت جرز بنا کاملاً ويران شده و نصف بيشتر گنبد نيز فرو ريخته است. در ميانهٔ بنا و در دل صخره قبرى به طول ۲/۵ متر و عرض ۶۳ سانتى‌متر و عمق ۴۰ سانتى‌متر حفر شده است. متأسفانه سنگ قبر آرامگاه از بين رفته و نمى‌توان از هويت فرد دفن شده و تاريخ احداث بنا اطلاع دقيقى به دست آورد. به فاصلهٔ ۱۰۰ مترى غرب آرامگاه روى بدنهٔ کوه آثار سه قبر که در دل کوه کنده شده ديده مى‌شود که احتمالاً ارتباطى با بناى مزبور داشته‌اند. مردم محلى بناى شاه فيروز را آرامگاه ابوکاليجار بن عضدالدوله و يا فرزند او مى‌دانند که بر اثر خوردن گوشت شکار در شکارگاه در گذشته و بر فراز اين صخره دفن شده است. با توجه به شيوهٔ معمارى به نظر مى‌رسد که اين بنا متعلق به دورهٔ ايلخانى - قرن ششم و نهم هجرى - باشد. عمليات بازسازى و مرمت اين بنا طى سال‌هاى اخير توسط سازمان ميراث فرهنگى استان کرمان آغاز گرديده است. آرامگاه شاه قاسم انوار، روستاى لنگر (تربت‌جام) سيد معين‌الدين على بن نصير هارون‌ بن ابوالقاسم حسينى سرابى تبريزى، يکى از صوفيان بزرگ سدهٔ هشتم و آغاز سدهٔ‌ نهم هجرى است که در شعر، قاسم، قاسمى و گاهى انوار تخلص مى‌کرد. وى سال‌ها در گيلان و نيشابور به ارشاد مردم پرداخت و پس از مدتى به هرات رفت. مردم آن سامان به او توجه فراوان کردند؛ ولى گروهى شاهرخ تيمورى را نسبت به او بدبين ساختند و در نتيجه، وى دستور داد شاه قاسم را از هرات اخراج کنند. شاه قاسم به بلخ و سمرقند سفر کرد و مدت‌‌ها بعد به هرات بازگشت. وى در پايان عمر، ‌ قصد رفتن به تبريز کرد و در جريان سفر به جام رسيد و در اين محل اقامت نمود. مدتى بعد دست به ساختمان خانقاهى زد و از رفتن به تبريز منصرف شد و در سال ۸۴۳ هـ.ق در همان محل درگذشت و در باغى به خاک سپرده شد. مقبرهٔ وى که از آثار اميرعلى شير نوايى است، در کنار روستاى لنگر در ۲۴ کيلومترى شمال غربى تربت‌جام واقع شده است. اين بنا به صورت مربع مستطيل با دو ايوان در جبهه‌هاى جنوب غربى و شمال شرقى است، و حجره‌هايى در طرفين ايوان شمال شرقى و ضلع شمالى دارد. بنا داراى ۲۴/۸۰ متر طول و ۲۰/۶۰ مترعرض است. شکل داخلى بنا، چهارتاقى است که مقبرهٔ منسوب به شاه‌قاسم در شاه‌نشين نيم هشت‌ضلعى شمال شرقى واقع شده است. ايوان اصلى بنا در حدود ۱۰ متر عرض، ۶/۷۰ متر عمق و ۱۰ متر ارتفاع دارد. از تاق اين ايوان، تنها قسمتى از خيز پاتاق آن باقى مانده است. راه ورودى به داخل بنا، در حال حاضر، از طريق ايوان کوچک‌ترى است که در ضلع شمال شرقى واقع شده و داراى تاق‌آهنگ است که حاشيهٔ قوس آن با آجرکارى ساده‌اى تزئين شده و در طرفين آن، دو حجرهٔ کوچک قرار دارد. در حجرهٔ سمت راست، قبرى منسوب به پسر شاه قاسم قرار دارد. سقف اين حجره داراى کاربندى سادهٔ ۲۴ ضلعى و سه‌کُنج‌هايى در چهار گوشه است. حجرهٔ ديگر با تاقى خرطومى (چهاربخش) پوشش يافته و در يک گوشهٔ آن، راه‌پله‌اى جهت دسترسى به بالا تعبيه شده است. داخل بنا شامل يک چهارتاقى به ابعاد ۹/۹۰×۹/۹۰ متر با چهار شاه‌نشين به ابعاد ۴/۲۰ متر عرض و ۵/۸۵ متر عمق است. پوشش شاه‌نشين به صورت کاربنديِ هشت‌ضلعى ساده است و شاه‌نشين چهارم که قبر در داخل آن قرار دارد، از دو بخش تشکيل شده است. بخش پيشين داراى کاربنديِ سادهٔ ۱۴ ضلعى، و شاه‌نشين دوم داراى کاربندى سادهٔ ۸ ضلعى است و در پايين آن نورگيرى تعبيه شده است. در داخل و خارج بنا، سنگ قبرهاى ديگرى مربوط به قرن يازدهم هجرى به بعد ديده مى‌شوند. درخصوص عملکرد اصلى بنا، چنين به نظر مى‌رسد که به عنوان خانقاه يا لنگر و محل تجمع مريدان مورد استفاده بوده است. در ايوان جنوبى، سنگ سياهى قرار دارد که بر روى آن، کتيبهٔ جالبى به خط نستعليق به تاريخ ۱۰۴۶ هـ.ق که حاوى فرمانى است، نصب شده که از نظر بررسى مسائل اجتماعى و اقتصادى منطقه در قرن يازدهم داراى ارزش است. فرمان مذکور، حاکى از تخفيف ماليات هفت گروه از مردم جام است و در آن، اصطلاحاتِ محاسباتيِ بسيارى از دوران صفويه ديده مى‌شود.