________________________________________________________
شهر هخامنشي متزيش در 3 کيلومتري تخت جمشيد زير خاک مدفون است.روستاي "فيروزي" در 4 کيلومتري تخت
جمشيد، همان شهر هخامنشي "مَتِزيش" يا "خواديچيه" است، بر اساس نوشتههاي الواح تخت جمشيد و بيستون، داريوش از شهري به نام "خواديچيه" ياد مي کند که در نزديکي تخت جمشيد واقع شده است و کساني که در ساخت تخت جمشيد همکاري داشتند در اين شهر زندگي مي کردند. محل اين شهر احتمالا همان روستاي فيروزي است.هرچند با شناسايي متزيش و شهرهاي پيرامون تخت جمشيد مي توان به مردم شناسي دوران هخامنشي و نحوه زندگي مردم که به گفته متون تاريخي در رفاه بوده اند پي برد. اما گسترش فضای دانشگاه ازاد مرودشت و حضور کشاورزان قطعا نابودی این تپه را رغم خواهد زد در برخی از نوشته ها آمده طبق متون تاريخ شهري بزرگ به نام متزيش ( matezish ) در نزديکي تخت جمشيد وجود داشته است که امروز اثري از آن ديده نمي شود. در اين شهر بزرگ روزگاري ايلامي ها و احتمالا هخامنشيان زندگي مي کردند. اين که متزيش چه سرنوشتي داشته است و پس از ايلامي ها چه اتفاقي براي آن افتاده است معلوم نيست. اما متزيش بايد جايي در
نزديکي تخت جمشيد بوده باشد و مي توان حدس زد که محوطه هايي چون برزن جنوبي، محوطه فيروزي يا محوطه هاي بخش غربي تخت جمشيد بوده باشد. گمانه زني باستان شناسي در برزن جنوبي؛ در جنوب تخت جمشيد به منظور شناسايي و کشف سفال دوره کوروش و کمبوجيه منجر به شناسايي استقراري از هزاره دوم پيش از ميلاد در نزديکي اين بناي هخامنشي شد.يکي از معماهاي بزرگ باستان شناسي مربوط به دوره هخامنشي، چگونگي رشد و قدرت گرفتن آنها است که به علت عدم کشف سفال هاي صدر هخامنشي مربوط به دوره کوروش و کمبوجيه اين معما پيچيده تر نيز شده است. هنوز باستان شناسان نمي دانند که هخامنشيان از کجا آمدند و چگونه به قدرت رسيدند.يکي از سفال هاي شاخص دوره ايلامي تا پارسي که در مرودشت و محدوده تخت جمشيد کشف شده سفال مشهور دوره تيموران است که "واندربرگ" آن را شناسايي و نام گذاري کرده است. به اعتقاد باستان شناسان، فرهنگ توليد اين سفال از اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد آغاز و تا 900 يا 800 پيش از ميلاد ادامه داشته است.
اما پس از اين دوره توليد سفال تيموران به يک باره متوقف مي شود و تا دوران هخامنشي ديگر اثري از آن ديده نمي شود. طبق متون تاريخي، هخامنشيان بين سال هاي 550 پيش از ميلاد در محدوده فارس قدرت مي گيرند اما شواهدي از چگونگي قدرت گرفتن آن ها وجود ندارد. ما نمي دانيم که بين سال هاي 800 تا 550 پيش از ميلاد چه اتفاقي در منطقه افتاده است که به يک باره فرهنگ توليد سفال شاخص دوره ايلامي متوقف مي شود و بدون هيچ نشانه اي وقفه اي تاريخي تا قدرت گرفتن هخامنشيان در منطقه به وجود مي آيد.واندربرگ سفال تيموران را بر اساس حفاري باستان شناسي در تل تيموران شناسايي کرده و آن را به دو دوره تيموران "الف" و تيموران "ب" تقسيم مي کند. تيموران الف سفال شاخص دوره ايلامي است و تيموران ب شباهت زيادي به سفال هاي فلات مرکزي و محوطه هايي مثل گودين تپه و حسن لو دارد. واندربرگ شمال تخت جمشيد را در محوطه اي به نام جل آباد هم حفاري مي کند و در آنجا سفال هايي را پيدا مي کند که با سفال گورستان B سيلک مطابقت دارد. فرضيه بر آن است که سفال تيموران الف به عنوان سفال شاخص دوره ايلامي در
منطقه بوده است و بين سال هاي 800 تا 550 پيش از ميلاد نوعي سفال وارداتي از فلات مرکزي وارد منطقه مي شود که جاي پرسش هاي فراواني را به وجود مي آورد. اما آنچه که در اين ميان همچنان مبهم باقي مانده شکل سفال دوره کوروش و کمبوجيه است که هنوز هيچ اطلاعاتي از آن در دست نيست. سفال هاي مکشوفه در پاسارگاد به هيچ عنوان ارتباطي به دوره کوروش ندارند و مربوط به آخرين دوره استقرار يعني زمان حمله اسکندر مي شوند.بين سال هاي 46 تا 52 شمسي فردي به نام اکبر تجويدي ساختمان هاي برزن جنوبي را حفاري کرده و از زير خاک بيرون مي آورد. سپس او گمانه اي در كنار بناي موسوم به E که بزرگترين بناي محوطه است مي زند و در گزارش خود قيد مي کند که پس از گذشتن از لايه هاي رسوبي با استقراري مواجه شده است که در آن نوعي سفال گُلبه اي کشف کرده
که با سفال دوره هخامنشي متفاوت بوده است. در گزارش تجويدي بيش از اين اشاره اي به سفال گلبه اي نشده است و حتي طرحي از آن سفال نيز وجود ندارد. به همين علت گمان کرديم لايه هاي رسوبي فونداسيون کاخ هخامنشي بوده و آن سفال گلبه اي نيز مربوط به دوره کوروش و کمبوجيه است.
با اين گمان حفاري باستان شناسي در برزن جنوبي، در يک ترانشه 3 در 2 آغاز شد و باستان شناسان با احداث ديواره لايه نگاري، به صورت پلکاني محوطه را مورد مطالعه قرار دادند لايه هاي رسوبي که تجويدي به آن اشاره کرده به واقع رسوبات طبيعي بود که بيش از هزار سال شکل گيري آن ها طول کشيده است. پس از برداشتن اين لايه ها به سفال هاي گلبه اي برخورديم که برخلاف تصور ما مربوط به دوره "کفتري" يعني 4 هزار سال پيش مي شود. اين سفال ها احتمالا متعلق به استقراري از اين دوره در نزديکي تخت جمشيد است که تا کنون شناسايي نشده بود.
شهر هخامنشي متزيش در 3 کيلومتري تخت جمشيد زير خاک مدفون است.روستاي "فيروزي" در 4 کيلومتري تخت
جمشيد، همان شهر هخامنشي "مَتِزيش" يا "خواديچيه" است، بر اساس نوشتههاي الواح تخت جمشيد و بيستون، داريوش از شهري به نام "خواديچيه" ياد مي کند که در نزديکي تخت جمشيد واقع شده است و کساني که در ساخت تخت جمشيد همکاري داشتند در اين شهر زندگي مي کردند. محل اين شهر احتمالا همان روستاي فيروزي است.هرچند با شناسايي متزيش و شهرهاي پيرامون تخت جمشيد مي توان به مردم شناسي دوران هخامنشي و نحوه زندگي مردم که به گفته متون تاريخي در رفاه بوده اند پي برد. اما گسترش فضای دانشگاه ازاد مرودشت و حضور کشاورزان قطعا نابودی این تپه را رغم خواهد زد در برخی از نوشته ها آمده طبق متون تاريخ شهري بزرگ به نام متزيش ( matezish ) در نزديکي تخت جمشيد وجود داشته است که امروز اثري از آن ديده نمي شود. در اين شهر بزرگ روزگاري ايلامي ها و احتمالا هخامنشيان زندگي مي کردند. اين که متزيش چه سرنوشتي داشته است و پس از ايلامي ها چه اتفاقي براي آن افتاده است معلوم نيست. اما متزيش بايد جايي در
نزديکي تخت جمشيد بوده باشد و مي توان حدس زد که محوطه هايي چون برزن جنوبي، محوطه فيروزي يا محوطه هاي بخش غربي تخت جمشيد بوده باشد. گمانه زني باستان شناسي در برزن جنوبي؛ در جنوب تخت جمشيد به منظور شناسايي و کشف سفال دوره کوروش و کمبوجيه منجر به شناسايي استقراري از هزاره دوم پيش از ميلاد در نزديکي اين بناي هخامنشي شد.يکي از معماهاي بزرگ باستان شناسي مربوط به دوره هخامنشي، چگونگي رشد و قدرت گرفتن آنها است که به علت عدم کشف سفال هاي صدر هخامنشي مربوط به دوره کوروش و کمبوجيه اين معما پيچيده تر نيز شده است. هنوز باستان شناسان نمي دانند که هخامنشيان از کجا آمدند و چگونه به قدرت رسيدند.يکي از سفال هاي شاخص دوره ايلامي تا پارسي که در مرودشت و محدوده تخت جمشيد کشف شده سفال مشهور دوره تيموران است که "واندربرگ" آن را شناسايي و نام گذاري کرده است. به اعتقاد باستان شناسان، فرهنگ توليد اين سفال از اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد آغاز و تا 900 يا 800 پيش از ميلاد ادامه داشته است.
اما پس از اين دوره توليد سفال تيموران به يک باره متوقف مي شود و تا دوران هخامنشي ديگر اثري از آن ديده نمي شود. طبق متون تاريخي، هخامنشيان بين سال هاي 550 پيش از ميلاد در محدوده فارس قدرت مي گيرند اما شواهدي از چگونگي قدرت گرفتن آن ها وجود ندارد. ما نمي دانيم که بين سال هاي 800 تا 550 پيش از ميلاد چه اتفاقي در منطقه افتاده است که به يک باره فرهنگ توليد سفال شاخص دوره ايلامي متوقف مي شود و بدون هيچ نشانه اي وقفه اي تاريخي تا قدرت گرفتن هخامنشيان در منطقه به وجود مي آيد.واندربرگ سفال تيموران را بر اساس حفاري باستان شناسي در تل تيموران شناسايي کرده و آن را به دو دوره تيموران "الف" و تيموران "ب" تقسيم مي کند. تيموران الف سفال شاخص دوره ايلامي است و تيموران ب شباهت زيادي به سفال هاي فلات مرکزي و محوطه هايي مثل گودين تپه و حسن لو دارد. واندربرگ شمال تخت جمشيد را در محوطه اي به نام جل آباد هم حفاري مي کند و در آنجا سفال هايي را پيدا مي کند که با سفال گورستان B سيلک مطابقت دارد. فرضيه بر آن است که سفال تيموران الف به عنوان سفال شاخص دوره ايلامي در
منطقه بوده است و بين سال هاي 800 تا 550 پيش از ميلاد نوعي سفال وارداتي از فلات مرکزي وارد منطقه مي شود که جاي پرسش هاي فراواني را به وجود مي آورد. اما آنچه که در اين ميان همچنان مبهم باقي مانده شکل سفال دوره کوروش و کمبوجيه است که هنوز هيچ اطلاعاتي از آن در دست نيست. سفال هاي مکشوفه در پاسارگاد به هيچ عنوان ارتباطي به دوره کوروش ندارند و مربوط به آخرين دوره استقرار يعني زمان حمله اسکندر مي شوند.بين سال هاي 46 تا 52 شمسي فردي به نام اکبر تجويدي ساختمان هاي برزن جنوبي را حفاري کرده و از زير خاک بيرون مي آورد. سپس او گمانه اي در كنار بناي موسوم به E که بزرگترين بناي محوطه است مي زند و در گزارش خود قيد مي کند که پس از گذشتن از لايه هاي رسوبي با استقراري مواجه شده است که در آن نوعي سفال گُلبه اي کشف کرده
که با سفال دوره هخامنشي متفاوت بوده است. در گزارش تجويدي بيش از اين اشاره اي به سفال گلبه اي نشده است و حتي طرحي از آن سفال نيز وجود ندارد. به همين علت گمان کرديم لايه هاي رسوبي فونداسيون کاخ هخامنشي بوده و آن سفال گلبه اي نيز مربوط به دوره کوروش و کمبوجيه است.با اين گمان حفاري باستان شناسي در برزن جنوبي، در يک ترانشه 3 در 2 آغاز شد و باستان شناسان با احداث ديواره لايه نگاري، به صورت پلکاني محوطه را مورد مطالعه قرار دادند لايه هاي رسوبي که تجويدي به آن اشاره کرده به واقع رسوبات طبيعي بود که بيش از هزار سال شکل گيري آن ها طول کشيده است. پس از برداشتن اين لايه ها به سفال هاي گلبه اي برخورديم که برخلاف تصور ما مربوط به دوره "کفتري" يعني 4 هزار سال پيش مي شود. اين سفال ها احتمالا متعلق به استقراري از اين دوره در نزديکي تخت جمشيد است که تا کنون شناسايي نشده بود.
No comments:
Post a Comment