Tuesday, August 12, 2008

معاهده گلستان‎ ‎در سال‎ ‎‏۱۸۱۳‏‎ ‎میلادی‎ ‎بین‎ ‎ایران‎ ‎و‎ ‎روسیه‎ ‎امضا شد‎.‎

________________________________________________
فدراسیون روسیه نام کشوری گسترده و بزرگ است واقع در اروپای شرقی و آسیای شمالی. روسیه با مساحت ۱۷٬۰۷۵٬۴۰۰ کیلومتر مربع پهناورترین کشور جهان است. مساحت روسیه دو برابر مساحت کانادا یا چین یا ایالات متحده آمریکا است. از دید جمعیتی، روسیه پس از چین، هندوستان، آمریکا، اندونزی، برزیل ، پاکستان و بنگلادش در رده هشتم جهان قرار دارد. روسیه تا قبل از فروپاشی اتحاد شوروی اصلی ترین جمهوری اتحاد جماهیر شوروی بود.پایتخت روسیه شهر مسکو و واحد پول آن روبل است.
هم زمان با فعالیت‌های گاردان انگلیسی برای تقویت قوای نظامی ایران، به دنبال قتل تسی تسیانف،‎فرماندهی سپاه روسیه به عهده گوداوویچ ‎‏ افتاد. گوداوویچ در سال‎ ‎‏۱۲۲۳‏‎ ‎ه. ق به صورت ناغافل به ایروان حمله برد. اما شکت خورد و برگشت‎.‎ عباس میرزا ‎‎برای تنبیه سپاه روسیه از‎ ‎تبریز‎ ‎به‎ ‎نخجوان‎ ‎رهسپار شد و طی چند نبرد در اطراف شهر‎ ‎ایروان‎ ‎و‎ ‎دریاچه ‏گوگچه‎ ‎سپاهیان روس را مغلوب کرد. ‏در سال ۱۲۲۵ه .ق. حسین خان قاجار حاکم ایروان‎ ‎علیه روسها شورش کرد و جمع زیادی از روسها را به ‏اسیری گرفت و عازم تهران‏‎ ‎کرد. این روزها (۱۲۲۶- ۱۲۲۵ه .ق) مقارن با خروج گاردان از ایران و ورود‎ ‎هیات نظامی انگلیسی به ایران است. ‏در این زمان روسها خواستار صلح با ایران‎ ‎شدند با این شرط که سرزمین‌های متصرفه در تصرف آنها باقی ‏بماند و نیز ایران‎ ‎به آنها اجازه عبور از داخل کشور برای حمله به‎ ‎عثمانی‎ ‎را بدهد. دولت قاجاری ایران این ‏تقاضا را نپذیرفت.
پس از ورود سرگور اوزلی به‏‎ ‎علت رابطه دوستی که میان انگلیس و روسیه ایجاد شده بود در پی آن شد که ‏بین‎ ‎ایران و روسیه، صلح برقرار کند و خواستار آن بود که افسران انگلیسی که در‎ ‎سپاه ایران بودند از جنگ ‏با روسیه دست بردارند‎. ‎جنگ به اصرار عباس میرزا ادامه یافت و سپاه ایران در محل‎ ‎اصلاندوز‎ ‎کنار‎ ‎رود ارس‎ ‎مقیم شدند. در این ‏هنگام روس‌ها غافلگیرانه به اردوی ایران حمله کردند. اگرچه سپاه ایران مقاومت زیادی نشان دادند اما به علت ‏اختلافاتی که بین‎ ‎سپاه ایران پیش آمد، نیروهای ایرانی مجبور به عقب نشینی به سمت‎ ‎تبریز‎ ‎شدند. ‏یکی از عللی که موجب شکست قوای ایران شد این است که همواره دولت قاجار به یک دولت بیگانه اعتماد و ‏دل می‌بست و انتظار داشت آن دولت از سرزمین ایران حفاظت و مراقت بکند. گاهی به فرانسه اعتماد می‌کردند ‏گاهی به انگلیس و زمانی هم به روسیه. چون عباس میرزا در گذشته فتوحاتی کرده بود که انگلیس منافع خود ‏را در خطر می‌دید انگلیسی‌ها در صدد بودند که به نحوی جلوی طولانی شدن جنگ‌های روسیه و ایران را ‏بگیرند. ‏بهمین دلیل با نیرنگ‌های گوناگون ضمن تهایج ایلات ایرانی آنها را به شورش واداشتند، از سوی دیگر اصرار ‏داشتند که ایران و روس قرارداد صلح با روسیه را امضا کند.‏فرمانده سپاه روسیه پس از فتح اصلاندوز، آذربایجان را از هر دو طرف‎ ‎مورد تهدید قرار داد. در این زمان ‏ترکمانان خراسان نیز سر به شورش گذاشتند. در این‎ ‎میان شاه ایران که درصدد آماده کردن سپاهی برای ‏سرکوب نیروهای روسیه بود به‎ ‎علت اوضاع نا آرام در چند جبهه تقاضای صلح کرد. انگلیس‌ها از یک سو با ‏ایران قرار داد داشتند که در مواقع خطر سرباز‌های انگلیسی در لباس ایرانی با دشمن بجنگد. ولی پس از ‏ورود سرگور اوزلی و رابطه دوستی که با روس‌ها بوجود آورده بود و قراری که با روس‌ها بسته بود سربازان ‏خود را از جبهه‌ها فراخواند و ضعف قوای نظامی ایران، شورش‌های محلی و نا بسامانی در آذوقه و مهمات ‏فتحعلی شاه قاجار را مجبور به صلح با روس‌ها کرد. ‏میرزا‎ ‎ابوالحسن ایلچی به عنوان نماینده و سرگور اوزلی نیز به عنوان واسطه از‎ ‎تهران عازم روسیه شدند. ‏دولت روسیه نیز چون در این زمان سخت گرفتار درگیری‎ ‎و کشمکش با‎ ‎ناپلئون‎ ‎بناپارت بود از رسیدن سفیر ‏روسیه و تقاضای صلح استقبال کرد. قرارداد صلح‎ ‎در قریه گلستان از محال قره باغ منعقد شد. این عهدنامه به ‏وساطت و شفاعت (ناظر وفضول)‏‎ ‎سرگور اوزلی، نماینده روس ردیشچوف (ردیشخوف) در مقام فرماندهی ‏نیرو‌های گرجستان و نماینده تهران میرزا ابوالحسن خان ایلچی به تاریخ ۲۹ شوال (۱۲۲۸ه .ق) در یازده ‏فصل و یک مقدمه امضا شد‏‎.‎عهدنامه گلستان یکی از شوم ترین معاهداتی است که در تاریخ ایران به‎ ‎امضا رسیده و اولین عهدنامه شومی ‏است که اولیای ایران از شدت بی خبری با‎ ‎یک دولت اروپایی بسته‌اند. این عهدنامه سبب شد با وجود این که ‏روس‌ها در بدترین شرایط‎ ‎جنگی با فرانسه بودند، نه تنها از گرفتاری‌های ایران آسوده شده بلکه سرزمین ‏های‎ ‎جدیدی به متصرفات خود اضافه کنند. عهدنامه گلستان سبب شد برای اولین بار‎ ‎مرزهای طبیعی ایران ‏تغییر کند و بسیاری از نواحی شمال رود ارس از دست ایران‎ ‎خارج شود‎.‎
از جمله مناطقی که از ایران جدا شد عبارت‌اند از: ‏
- قره باغ
قره باغ منطقه‌ای ارمنی‌نشین و کوهستانی است. مرکز قره‌باغ شهر خان کندی (استپاناکرت) است.همراهی خانان ارمنی قره‌باغ با روس‌ها یکی از علل اصلی شکست ایران در جنگ اول ایران و روسیه می‌باشد که به بسته شدن معاهده گلستان منجر شد. همچنین در تقسیمات اداری شوروی بخشی از جمهوری آذربایجان بود. در سال ۱۹۸۸ نیروهای ارمنی جنگ خود را برای تصرف این زمین‌ها آغاز کردند. مدتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جنگ تشدید شد، و در سال ۱۹۹۴ پس از اینکه ارتش ارمنستان این بخش‌ها را به تصرف خود در آورد، جنگ با آتش‌بس تمام شد.مقامات این ناحیه خود را یک کشور مستقل می‌دانند،‌ در حالی که هیچ کشور یا سازمان بین‌المللی آن را به رسمیت نمی‌شناسد. سازمان ملل نیز هنوز این بخش را بخشی از خاک جمهوری آذربایجان می‌داند. و در رسانه‌های جهان (از جمله ایران) در هنگام نام بردن از این ناحیه یا رهبران آن،با لفظ "خودخوانده" بیان می شود.
- گنجه
گنجه شهری است در شمال غربی جمهوری آذربایجان. این شهر زادگاه شاعر و عارف بزگ نظامی گنجوی است. ازجمله مشاهیر دیگر این شهر شاعره مهستی گنجوی است. اسم رسمی گنجه در دوران حاکمیت روسیه تزاری به الیزابتوپل تغییر کرد، سپس در دوران حاکمیت کوتاه جمهوری دمکراتیک آذربایجان (۱۹۱۸) این شهر موقتا پایتخت جمهوری جدید در آمد تا آنکه باکو از کنترل روسها خارج گشت. نام گنجه در دوره حاکمیت شوروی به کیرف‌آباد تغییر کرد. بعد از استقلال دوباره جمهوری آذربایجان اسم گنجه رسماً ترمیم گشته‌است.


- خانات موشکی
- شیروان
شیروان ناحیه‌ای تاریخی در قفقاز است که از نظر تاریخی جزیی از ایران بوده است. این ناحیه هم‌اکنون جزیی از جمهوری آذربایجان است. این ناحیه از کنارهٔ غربی دریای خزر تا رود کورا کشیده شده است.از شیروان نخستین‌بار در دورهٔ ساسانیان یاد شده است. پس از اسلام تحت حکومت خلفای اموی و عباسی قرار گرفت.
- قوبا
قوبا یک شهر و استان در شمال جمهوری آذربایجان است.که مردم آن ،80 در صد آذربایجانی، ۱۴ درصد داغستانی، ۳ درصد یهودی و ۳ درصدنژاد های دیگر هستد.

- دربند
- باکو
باکو (به ترکی آذربایجانی: Bakı) پایتخت کشور جمهوری آذربایجان است. این شهر بر ساحل غربی دریای خزر در شبه جزیره آبشرون قرار دارد و یکی از مناطق نفت‌خیز جهان می‌باشد. باکو پر جمعیت‌ترین و یکی از زیباترین شهرهای قفقاز است. وجود تعداد بسیاری از پارک‌های ساحلی و برگزاری برنامه‌های متعدد هنری از جمله موسیقی، تئاتر و اپرا جزبه خاصی به این شهر داده‌است. قسمت قدیمی شهر باکو, همراه با برج و حصار قلعه شهر به خوبی از عصر قرون وسطی بجا مانده و یکی از آثار ثبت شده با یونسکو به عنوان میراث فرهنگ جهانی است.باکو در طی بیشتر تاریخ خود، بخشی از سرزمین ایران بوده‌است. جمعیت باکو در قدیم از نژاد قفقازی آسیانی بوده‌است که نژادی غیر ایرانی و غیر ترکی است. در زمان ساسانیان حضور و نفوذ عنصر ایرانی در کرانه‌های اران از تالش و باکو تا دربند بسیار قوی و چشمگیر بود.
در دوره شروانشاهان، باکو بخشی از شروان بود. شروان مانند بقیه اران بخشی از سرزمین آذربایجان نبود. آذربایجان به منطقه جنوب رود ارس گفته می‌شد. با سلطه ترک‌های سلجوقی بر شروانشاهان در سده یازده میلادی روند ترکی‌سازی زبان منطقه نیز آغاز شد. روندی که هنوز نیز در جنوب این منطقه (تالش) ادامه دارد. با این روند، مردم آسیانی‌زبان و ایرانی‌زبان منطقه به مرور زمان ترک زبان شدند. باکو پایتخت شیروانشاهان در سده‌های ۱۴ و ۱۵ میلادی بود و بعد بخشی از ایران صفوی شد.حکومت عثمانی در قرن ۱۶ میلادی طی دوره‌ای کوتاه به قسمت اعظم قفقاز از جمله باکو حاکم بود. نادرشاه افشار توانست این قسمت از آران، گرجستان و منطقه ارمنستان فعلی را دوباره به ایران بازگرداند. در جنگ‌های ایران و روس در زمان فتحعلی شاه این ناحیه بر اساس عهدنامه گلستان و ترکمان چای از ایران جدا و به دست روس‌ها افتاد و باکو در اواخر قرن نوزدهم و دهه اول قرن بیستم از بزرگ‌ترین مناطق تولید نفت جهان بود. در اشارات قدیمی باکو یا بادکوبه٬ کرسی آران بر ساحل غربی دریای مازندران قرار دارد. باکوی بزرگ مشتمل بر شبه جزیره آبشوران است که دارای ۱۵ درصد منابع نفتی جهان می‌باشد٬ و دارای بندرگاهی بزرگ و موسسات عدیده فرهنگی است. نامش در مآخذ اسلامی به صورت باکویه٬ با کوه نیز ضبط شده‌است.اول بار در قرن پنجم میلادی ذکر این شهر رفته‌است. مردم آن (ظاهراً به مناسبت شعله‌های دائمی که منبع آنها گازهائی بوده که از چاهها بیرون می‌آمده‌است) آتش پرست بودند٬ و شهر دارای مقابر زردشتی بوده‌است. از جنبه‌های سیاسی مدتها تابع شروانشاهان بود٬ و پس از انقراض این سلسله (۹۵۷ هـ.ق) به تصرف صفویه در آمد. بعداً مدت کوتاهی تحت استیلای ترکان عثمانی بود (۱۵۸۳_۱۶۰۶ م)؛ دیگر بار به دست ایران افتاد و سرانجام در ۱۸۰۶ بتصرف روسیه در آمد؛ معاهده گلستان (۱۸۱۳)رسماً آن را به روسیه واگذاشت. صنایع نفت آن در اواخر قرن ۱۹ میلادی آغاز شد و باعث توسعه سریع آن شهر گردید.
- هرجا از ولایات تالش را که بالفعل در ‏تصرف روسیه بود.
- داغستان
داغستان یکی از جمهوری‌های خودمختار روسیه است. بیشینه مردم داغستان از نژاد قفقازی و همتبار با آذربایجانیها هستند.داغستان معنای کوهستان را می‌‌دهد.

- گرجستان ‏
گرجستان نام کشوری است در قفقاز. پايتخت آن شهر تفلیس است.مردم آن به زبان گرجی صحبت می‌کنند. این زبان دارای خط ویژه خود می‌‌باشد.پادشاهی‌های گرجی در دوره‌های باستانی یعنی ایبریا در شرق کشور و اگریسی در غرب، از نخستین کشورهایی بودند که به ترتیب در ۳۱۷ و ۵۲۳ پس از میلاد) دین مسیحیت را دین رسمی خود ساختند. پادشاهی ایبریا دیری نپایید و بزودی بخشی از شاهنشاهی ایران گشت. اگریسی صحنه رقابت ایران و بیزانس گشته و گرجستان غربی دست به دست می گشت.این کشور در پی پیمان نامه گلستان از ایران جدا و به ضمیمۀ روسیه تزاری در آمد. از آن زمان زبان روسی به عنوان زبان رسمی گرجستان در مدارس و ادارات اجباری گردید.کشور گرجستان يکی از کشورهای قاره اروپا است البته بطور دقيق کشوری است که در منطقه اوراسیا قرار دارد که مرز بین اروپا و آسيا است. گرجستان در مرکز و غرب ماورا قفقاز واقع شده و از شمال با فدراسیون روسیه، از شرق با جمهوری آذربایجان، از جنوب با جمهوری ارمنستان، و از جنوب غربی با ترکیه هم مرز است. طبیعت گرجستان گوناگون است: این جمهوری با نواحی ناهموار مشخص می‌شود و دو سوم آن کوهستانی است؛ بلندترین قله این کشور با ارتفاع ۵۰۶۹ متر بر فراز کوه شخارا قرار دارد. گرجستان غربی دارای اقلیم مرطوب جنب مداری است، در حالی که در گرجستان شرقی خشک یا معتدل مرطوب است. منابع طبیعی جمهوری شامل زغال سنگ، نفت، منگنز، فلزات غیرآهنی و معادن غیر فلزی است. از آب رودخانه های گرجستان در تولید برق و آبیاری اراضی نیز استفاده می‌شود. جمهوری گرجستان شامل جمهوری خودمختار آبخاز و جمهوری خود مختار آجارستان بوده و به ۶۵ ناحیه و مناطق روستایی تقسیم می‌شود، دارای ۱۳ شهر و چندین شهرک است که شامل شهرهای تفلیس، کوتائیسی، گوری، چیاتورا، روستاوی، پوتی، تقیبولی، زوگدیدی، تسقالتوبو، سوخومی، تقوارچلی، گاگرا، باتومی و ۳۷ شهر کوچک، ۶۱ مرکز روستایی و ۴۵۰ روستا است.مساحت گرجستان ۶۹٬۷۰۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۴٫۶ میلیون نفر است. گرجی‌ها يکی‌ از قدیمی ترین ملل جهان به شمار می‌‌روند.
‎ سرزمین کنونی ایران، تنها بخشی از ناحیه‌ای است که در تاریخ با نام‌های‎ «ایران‌زمین» یا «ایرانشهر» و در ‏جغرافیا با نام «فلات ایران» شناسانیده‎ ‎می‌شود‎.‎ ‎ گستره سرزمین‌های جدا شده از ایران در قراردادهای شوم استعماری از این قرار است‎: آران: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛ ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛ گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛‎ ‎داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛ ‏اوستی شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛ چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛ اینگوش‎: ۳۶۰۰ ‎ک. م و بلغارستان: ۱۲۵۰۰ ک.م؛ (جمع ‏کل قفقاز ۲۷۶۲۰۰ کیلومتر مربع).‏ ‎ افغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م؛ بخش‌هایی از مکران: ۲۵۰۰۰۰ ک.م؛ (جمع کل سرزمین‌های شرقی: ۹۷۵۲۲۵)‏‎ ‎ ‎ ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م؛ ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م؛ تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م؛‎ ‎بخش‌های ضمیمه شده ‏به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م؛ بخش‌های ضمیمه شده به‎ ‎قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م؛ (جمع کل سرزمین‌های ‏فرارودان: ۲۱۶۱۷۲۰ کیلومتر‏‎ ‎مربع).‏ ‎ جمع کل همه سرزمین‌های جدا شده از ایران درونی در دوران قاجاریه ۳ میلیون و چهارصد و سیزده هزار ‏کیلومتر مربع

No comments: